نهادی اعتباری برای همه جامعه به بهانه مجوز موسسه مالی نور

وارد شدن در موضوع اجتماعی, مشارکت اجتماعی, توسعه ملی و نیازمند جرات و دانش اجتماعی مبسوطی است همین مسئله ما را بر آن داشت تا در رابطه با این موضوع نگاهی نو به مفاهیم پیش رو بیاندازیم

«موسسه اعتباری نور، در چارچوب فرآیند ساماندهی بازار غیرمتشکل پولی و پس از طی مراحل قانونی، مجوز فعالیت خود را از بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران دریافت کرد.» این نخستین عبارتی بود که در تاریخ ۱۳ تیرماه، بر روی خروجی تارنمای بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت که تیر خلاصی بود بر همه گمانه زنی های مختلف در این رابطه.

اما آنچه ما را واداشت تا به مجور موسسه مالی نور، نگاهی متفاوت بیاندازیم، این بود که نخست، به عنوان چهارمین موسسه اعتباری غیربانکی مجاز شناخته شده است و دوم اینکه به عنوان نخستین موسسه اعتباری اجتماعی در قالب یک بانک اجتماعی، چشم انداز فعالیت های خود را تاثیرگذاری بر پیشرفت کشور و توسعه ملی، ازائه خدمات نوین بانکی و توانمندسازی عموم افراد جامعه از طریق فراهم نمودن بالاترین امکانات مشارکت اجتماعی و اعتباری ترسیم نموده است.

به جد، وارد شدن در موضوع اجتماعی، مشارکت اجتماعی، توسعه ملی و ... نیازمند جرآت و دانش اجتماعی مبسوطی است. همین مسئله ما را بر آن داشت تا در رابطه با این موضوع نگاهی نو به مفاهیم پیش رو بیاندازیم.

۱- مشارکت اجتماعی در کشور ما به عنوان کشوری پیشتاز در امر توسعه و نوسازی در میان کشورهای درحال توسعه، و به طور کلی در همه کشورهای جهان امری شکننده است. ورود یک موسسه مالی به این حوزه، علاوه بر اینکه باید بتواند هرگونه تغییر اعم از تغییر در ساختارِ تکنولوژیک و فنی و یا تغییر در نسل ها را پیش بینی نماید و بحران های ناشی از این تغییرات را مورد توجه قرار دهد، لازم است تا برنامه مبسوطی را به منظور تولید توالی بحران های مورد مطالعه تهیه و اجرا نماید. بویژه در حوزه پولی و بانکی.

تاثیرگذاری بر پیشرفت کشور و توسعه ملی، در این جا –اهداف موسسه مالی نور- امری است که اگاهانه بدان اشاره شده است. بر اساس همین آگاهی و منطق کنش عقلانی است که توجه به آن در اولویت بالاتری قرار می گیرد:

تاثیرگذاری بر پیشرفت کشور و توسعه ملی، امری نیست که بتوان به تنهایی به آن دست یافت. این مهم در گرو تکمیل زنجیره ای است که آگانه در صدد چنین تاثیرگذاری ای هستند. بنابراین این به نوعی، موسسه نور، طی روند یک کنش عقلانی آغوش خود را برای چنین امری باز کرده و نه تنها اعلام آمادگی نموده، بلکه اقدام و عمل را آغازیده است.

۲- بانک ها و موسسات مالی، نمونه بی نظیری از سه تایی ها در شبکه ای از اجتماع انسانی هستند. چنانچه گئورک زیمل سه تایی ها را از نقطه نظر رسمی جامعه شناسانه، یک غنی سازی می دانست. در مورد سه تایی ها، مسئله بسیار مهمی از سوی زیمل مطرح شده است. در ارتباط با روابط دوتایی و سه تایی به تضادها و تناقضات میان فرد و شاختارهای وسیعتر فرهنگی و اجتماعی اشاره می نماید. این ساختارها سرانجام زندگی مخصوص به خود را پیدا می کنند که فرد دیگر بر آنها کنترلی ندارد. در واقع در یک دو تایی –یعنی دو گره متصل به هم- هر فرد می تواند فردیت خود را در عین حفظ روابط در دوتایی، نگاه دارد. یعنی در دوتایی ها تبادل اطلاعات و افکار اتفاق می افتد، اما همزمان افراد را مطیع گروه نمی کند. بر خلاف دیگر گروهها گروه دو نفره هیچ ساختار گروهی مستقل ندارد و گروه چیزی جزء دو فرد جداگانه را تشکیل نمی دهد.

از نظر زیمل تفاوت میان دو گروه دو نفره و سه نفره وجود دارد. اضافه شدن شخص ثالث، تغییرات اساسی را وارد می کند و سومین فرد به مثابه نوعی منبع تعادل عمل می کند. گروه سه نفره احتمالاً معنای بالاتری را از سطح فردی دارد و یک ساختار گروهی مستقلی را تشکیل می دهد در نتیجه تهدید بیشتری برای فردیت اعضاء به چشم می خورد. گروه سه نفره تأثیر عامی را بر اعضاء دارد و با اضافه شدن عضو سوم به گروه، قواعد اجتماعی جدیدی ایجاد می شود.

بر اساس نظر زیمل فردی که اجتماعی شده در یک روابط دوگانه با جامعه است یعنی هم با آن همکاری می کند و هم در مقابل آن قرار می گیرد. بر اساس علم تحلیل شبکه های اجتمایعی دو نوع سه تایی را می توان بازشناسی کرد.

‌أ. سه تایی بسته: که یک گروه کاملاً به هم متصل را نشان می دهد. (الف) و (ب) و (ج) به هم پیوندهایی هم عرض و قوی دارند. «خانواده هسته ای» نمونه ای از یک سه تایی بسته است.

‌ب. سه تایی باز: از سه تایی باز با نام های «مثلث ممنوعه» ، «حفره های ساختاری» و «ساختار دلالی» نیز یاد می کنند. درک سه تایی ها، از طریق تحلیل رفتار بانک ها در حوزه اقتصادی بهتر میسر است. بانک ها به عنوان مثال بابت سپرده گذاری به مشتریان پنج درصد سود می دهند و از مشتریان دیگر بابت وام های پرداختی، هفت درصد سود می گیرند. طبیعی است در صورت آشنا شدن مشتری سپرده گذار و مشتری وام گیرنده، آنها می توانند با هم توافق کنند و با کنارگذاشتن بانک، وامی به سود شش درصد بین خودشان رد و بدل کنند. بدیهی است که بانک برای عدم آشنایی این دو مشتری با یکدیگر، تلاش می کند. بنابراین قرارگرفتن در جایگاه یک واسطه سود آور است، پرمخاطره و پرفشار نیز هست. در نمونه های دیگر، همچون مردی که دو زن دارد و ... همین مسئله پابرجاست. بویژه عدم شکل گیری پیوند میان دو طرفِ مثلثی که او تنها واسطه موجود در آن است.

بنابر آنچه از درک سه تایی های باز بدست می آید، حضور موسسه یا بانکی با موضوع اجتماعی امر را بر تصمیم گیران و تصمیم سازان چنین سازمانی بسیار سخت و پیچیده می نماید. دغدغه اجتماعی چنین موسسه ای، عملاً سازمان را در فرآیند تز و آنتی تزی قرار می دهد که می توان به سنتز پیوسته این فرآیند امیدوار بود. از این منظر می توان امید داشت که چنین موسسه ای، بدون تردید، مولد اندیشه و عمل و نیز همان مشارکت اجتماعی ای خواهد بود که بدان اشاره کرده است.

۳- و اما مسئله تسهیلات یا همان اعتبار: اعتبارات و گسترش آن، به منزله گذار تدریجی از تمدن «احتکاری» به تمدن «کاربردی» است. خرید بر اساس اعتبار و تسهیلات منجر بدان می شود که آینده در گذشته متبلور شود. یعنی دیگر نیازی به تولید یا خدمات و در ادامه پس انداز نیست که در آینده یک شیء خریداری شود، بلکه به واسطه اعتبار این فرآیند تولید یا خدمات حذف می شود. زمانی نه چندان دور، مردم با رویای خرید کار می کردند، زندگی مبتنی بر تلاش و کسب پاداش بود، اما وقتی اشیاء در درسترس قرار می گرفت به طور قطعی بدست می امد. بدین ترتیب با گذشته تصفیه حساب به عمل می آمد و امنیت در آینده از طریق انباشت سرمایه تامین می شد. تسهیلات منجر بدان شده است تا امروزه، اشیاء پیش از آنکه به طور کامل به دست آیند در دسترس ما قرار می گیرند. آنها مجموع تلاش و کاری را که نماینده آن هستند، پیش خور می کنند، و آنچنان می شود که مصرف آنها مقدم بر تولید آنها می گردد.

چنانچه بر اساس منطق دکارتی و اخلاقی، کار همواره مقدم بر ثمره کار است، همانگونه که علت مقدم بر معلول است. اما دوره تمدن پس انداز، دوره قهرمانانه خود را سپری کرده است و اخلاق جدیدی متولد شده است. تقدم مصرف بر انباشت، سرمایه گذاری اجباری، مصرف سریع و تورّم مزمن و صرفه جویی، به کاری عبث تبدیل شده است.

از سوی دیگر اشیاء هدفشان اصلاً تحت تملک درآمدن و به کاربرده شدن نیست، بلکه فقط تولید شدن و خریداری شدن است. به عبارت دیگر اشیاء بر حسب نیازها و سازمان عقلانی تر جهان، ساختار نمی یابند بلکه منحصراً بر حسب نظم تولید و همگرایی ایدئولوژیک به انتظام در می آیند.

حال با چنین رویکردی، می توان دریافت که چقدر دغدغه موضوعیت اجتماعی می تواند حائز اهمیت باشد و آن زنجیره ای که از آن سخن رانده شد، چگونه می تواند موثر افتد. تسهیلات در چنین برداشتی، اگر بتواند وارد چرخه تولید شود و نظام تولید یک کشور را غنی سازی نماید، بدون تردید در انتخاب آگاهانه موضوعیت خود با موفقیت چشمگیری مواجه خواهد شد و نظم نوینی بر اشیاء در سپهر اقتصادی و اجتماعی ملی حاکم می گردد.

در این راه خطیر، بر می آید که چنین سازمان پولی ای –موسسه مالی نور با موضوعیت اجتماعی- نیازمند پشتیبانی مستمر، هدایت شده و هدفمند سازمان ها و نهادهای پولی و بانکی از یک سو و دانشمندان و متخصاصان اجتماعی و اقتصادی از سوی دیگر است.

حضور چنین نهاد اعتباری و بانکی ای، می تواند نوید بخش دوران نوینی در عرصه بانک، بانکداری و سازمان پولی در کشور ایران باشد. همچنان که پیشتر، حداقل، مدیریت عامل موسسه کارسازان آینده که اکنون در موسسه نور ادغام گشته است، ثابت کرده است که بیش از هر چیز دیگری دل در گرو رشد و توسعه ملی و اشتغال زایی پایدار نهاده و در این راه از هیچ تلاشی فروگذار نکرده است.

شاید بتوان گفت، علوم اجتماعی و اقتصادی، بار دیگر در آستانه همکاری نوینی هستند که در ادغام با بیانات رهبر معظم انقلاب در رابطه با پیوند علوم اسلامی و انسانی می تواند عصر نوینی از بانکداری اسلامی را با در نظر گرفتن موضوعیت اجتماعی رغم بزند.

رضا رضایی (مصدق)

۱ - the forbidden triad

۲ - structural hole

۳ - brokerage structure