دسترسی پذیری وب

با وجود تلاش های بسیاری كه جهت كنار گذاشتن اینترفیس های سنتی, از جمله ماوس و صفحه كلید, صورت گرفته است, هنوز هم اساس ارتباط كاربر با كامپیوتر بر پایه همین ماوس و صفحه كلید است

با وجود تلاش‌های بسیاری كه جهت كنار گذاشتن اینترفیس‌های سنتی، از جمله ماوس و صفحه كلید، صورت گرفته است، هنوز هم اساس ارتباط كاربر با كامپیوتر بر پایه همین ماوس و صفحه كلید است. اما كسانی كه كار كردن با یك كامپیوتر استاندارد برایشان دشوار است (معلولا‌ن جسمی و ذهنی، نابینایان، ناشنوایان یا سالمندان) دل خوشی از این وضعیت ندارند. تا به حال فكر كرده‌اید این افراد چگونه می‌توانند از اینترنتی بهره بگیرند كه جهان را متحول كرده است؟ آیا واژه <دسترسی‌پذیری وب> یا Web Accessibility به گوشتان خورده است؟

▪ دسترسی‌پذیری وب عبارت است از:

استفاده از نرم‌افزارها و سخت‌افزارهایی كه دسترسی به صفحات وب را برای مردم آسان‌تر می‌سازند. برخی كاربران برای استفاده از وب، گذشته از یك نرم‌افزار مرورگر، به نرم‌افزار یا وسایل خاصی احتیاج دارند.

▪ مشكلات این گونه افراد را می‌توان به چند قسمت تقسیم كرد:

۱) مشكلات بصری:

از قبیل نابینایی، كم‌بینی و كوررنگی‌

۲) مشكلات حركتی:

از قبیل لرزش، رعشه و بیماری‌هایی چون پاركینسون‌

۳) مشكلات ذهنی:

از قبیل ضعف در یادگیری، ضعف در حافظه، ضعف در تمركز حواس‌

۴) مشكلات شنوایی:

از قبیل ناشنوایی و سنگینی گوش‌

كمیسیون حقوق معلولان انگلستان در سال ۲۰۰۴ به ارزیابی هزار سایت وب در اینترنت پرداخت و معلوم شد كه از هر پنج سایت، چهار مورد فاقد حداقل استانداردهای دسترسی‌پذیری مورد تصویب كنسرسیوم وب جهانی هستند. در این ارزیابی همچنین مشخص شد كه اگر در یك سایت این استانداردها برای كاربران معلول رعایت شده باشد، برای كاربران غیرمعلول هم رفتن از نقطه A به B آسان‌تر خواهد شد.

برای روشن‌تر شدن این حقیقتِ ظاهراً واضح، به این نمونه توجه كنید. اِما یكی از روزنامه‌نگاران مجله Ouch بی‌بی‌سی است و از وی خواسته شد كتابی را به صورت آنلاین از سایت آمازون خریداری كند. این كار برای اِما بسیار دشوار آمد: <من بیست دقیقه جلوی كامپیوتر نشستم. برای پیدا كردن كتاب، مجبور بودم لابه‌لای انبوهی از لینك‌ها بگردم و هنگامی كه كتاب مورد نظرم را یافتم و به سبد خریدم اضافه كردم، دیگر نتوانستم ادامه بدهم؛ چرا كه دكمه Continue طوری مشخص نبود كه بتوانم پیدایش كنم.>

آمازون البته توضیح داده است كه از طریق یك گروه متشكل از فروشندگان آنلاین به نام IMRGموضوع دسترسی‌پذیری وب را به طور جدی پیگیری می‌كنند، اما یك شبه به نتیجه نخواهند رسید.

گشت زدن در وب برای بسیاری از ما ممكن است كار دشواری باشد؛ مثلاً برای سالمندان و كسانی كه دید ضعیف یا گوش سنگینی دارند. تغییر تنظیماتی چون اندازه یا رنگ فونت، یا بالا بردن كنتراست پس‌زمینه، می‌تواند تا حدودی مشكل را برطرف كند.

برای كنترل نحوه ظاهر شدن یك صفحه وب، می‌توان از فناوری‌هایی چون CSS استفاده كرد. اگر طراحی صفحه وب با استفاده از این فناوری انجام گرفته باشد، كاربر می‌تواند در مرورگر یا سیستم‌عامل خود عناصری چون رنگ و اندازه فونت را مطابق خواست خود تنظیم كند. اما بسیاری از طراحان از CSS استفاده نمی‌كنند و تنظیمات را مستقیماً در كد صفحه نوشته‌اند. و این بدان معنی است كه كاربر اختیاری در تغییر این تنظیمات ندارد.

البته هنوز جای امید هست. جی‌كی رولینگ، نویسنده كتاب‌های هری پاتر اخیراً سایتی را راه‌اندازی كرده است كه برای اولین بار شكل تازه‌ای از Flash را مورد استفاده قرار داده است كه به سایت جنبه تعاملی داده است. دو سال پیش، شركت ادوبی این فناوری را ارتقا داد تا طراحانی كه از فلش استفاده می‌كنند، بتوانند دسترسی‌پذیری را در صفحات خود اعمال كنند.

خانم واتسون، كه خود نابینا است و به طراحی وب می‌پردازد، گفته است: <فلش در رابطه با دسترسی‌پذیری وب مقوله جالبی است و حقیقتاً در این مورد توانایی‌های بسیاری دارد. فلش ابزارهایی برای زیرنویس‌سازی دارد كه به درد كسانی می‌خورد كه گوش سنگینی دارند. فلش همچنین امكان استفاده آسان از صوت را فراهم می‌كند تا كسانی كه مشكلات بینایی دارند، بتوانند از صوت استفاده كنند. به طور كلی، اگر طراح بخواهد استانداردهای دسترسی‌پذیری را رعایت كند، فلش بسیار به دردش می‌خورد.>

مؤسسه خیریه Abilitynet ‌انگلستان ، به معلولا‌ن كمك می‌كند از اینترنت استفاده كنند. طیف مشتریان این مؤسسه افرادی هستند با معلولیت‌های شدید تا بیماران دیسلكسی (اختلال در خواندن كلمات)، آرتروز و مشكلات ناشی از پیری. كارشناسان مؤسسه پس از معاینه بیماران، استفاده از نرم‌افزار یا سخت‌افزار مخصوصی را برای آن‌ها توصیه می‌كنند.

به گفته پاملا هارداكر، یكی از مشاوران ارشد مؤسسه: <از میان معلولا‌ن انگلستان فقط سیزده درصد آن‌ها از زمان تولد معلول بوده‌اند و حدود هشتاد درصد بقیه، در طول زندگی گرفتار معلولیت شده‌اند. فكر می‌كنم در كشورهای دیگر نیز آمار كمابیش به همین صورت باشد. بنابراین، كسانی كه تا قبل از این سالم بوده‌اند و ناگهان فلج شده‌اند، ضروری می‌دانند نحوه استفاده از فناوری را در این شرایط یاد بگیرند تا از زندگی عقب نمانند.>

از جمله ابزارهایی كه می‌تواند مشكل برخی از این افراد را تا حدودی هموار كند، نرم‌افزارهای تشخیص صدا هستند. این نرم‌افزارها همراه با هدست بلوتوث بسیار كارساز هستند. اما علاوه بر ا‌ین، خود برنامه‌های كاربردی هم باید قابلیت فرمان گرفتن از طریق صدا را داشته باشند.

نرم‌افزارهای تشخیص صدا قبل از استفاده معمولاً باید یك فرآیند آموزش را طی كنند تا با صدای كاربر آشنا شوند. همین امر بسیاری از كاربران را نا امید می‌كند. اما شركت Nuance، كه در زمینه سیستم‌های تشخیص صدا فعال است، اخیراً نسخه ۹ نرم‌افزار Dragon Naturally Speaking را عرضه كرده است كه این مشكل را برطرف می‌كند و می‌تواند بدون آموزش برای همه كار كند.

دارِن كار، از گردن به پایین فلج است، ولی ا‌ز زمانی كه توانسته است از كامپیوتر استفاده كند، زندگیش متحول شده است. خود او در این باره گفته است: <من دوستی دارم كه در استرالیا زندگی می‌كند. ما از طریق اینترنت با همدیگر چت می‌كنیم و من از برنامه‌هایی مثل Skype استفاده می‌كنم. این برنامه، ارتباط را برای من و امثال من بسیار آسان كرده است. من می‌توانم از طریق این نوع برنامه‌ها و همچنین ایمیل با دوستانم تماس برقرار كنم. برای من، این خیلی آسان‌تر از نگهداشتن گوشی تلفن است.>

دارِن یك هدست بی‌سیم مخصوص دارد و از صفحه كلید مجازی Wivik استفاده می‌كند. این هدست نقش ماوس را برای دارن ایفا می‌كند و دارن با حركت دادن سر خود، جای پوینتر ماوس را روی صفحه مشخص می‌كند. برای كلیك كردن هم یك لوله مخصوص در دهان دارن قرار دارد كه دارن با دمیدن داخل آن، عمل كلیك كردن را انجام می‌دهد. متأسفانه این هدست نمی‌تواند عمل راست كلیك را انجام دهد، اما مدل جدیدتر آن كه گران‌تر است می‌تواند. دارِن از وقتی این دستگاه‌ها را پیدا كرده است، روزی شش تا هفت ساعت پای اینترنت می‌نشیند.

فناوری‌های جدیدتر و مدرن‌تری هم وجود دارند. مثلاً MyTobii (بخوانید: مای‌توبی) یكی از معدود سیستم‌هایی است كه به فناوری <ردیابی چشمی> مجهزند. این سیستم، با استفاده از دوربین‌های كیفیت بالایی كه روی مانیتور مستقرند حركت چشم را دنبال می‌كند و مكث نگاه‌ها را می‌فهمد. كاربر كافی است به نقطه‌ای نگاه كند كه می‌خواهد كلیك شود. این ابزار وقتی مؤثرتر است كه با برنامه هماهنگ خود به نام The Grid به كار گرفته شود كه برای ساده‌تر كردن محیط ویندوز طراحی شده است.

پاملا هارداكر، از AbilityNet، براین اعتقاد است: <سیستم‌های تشخیص‌دهنده صدا امروزه به سطحی رسیده‌اند كه مردم خودشان تصمیم به استفاده از آن‌ها می‌گیرند، نه این كه از روی ناچاری به سراغشان بروند. مردم وقتی می‌بینند با استفاده از این سیستم‌ها كارشان آسان‌تر انجام می‌شود، مشتاق‌تر می‌شوند.>

آیا در آینده فناوری‌های بیشتری را خواهیم دید كه به طور ویژه برای افراد ناتوان ساخته شده باشند؟ آیا شركت‌ها از رعایت استانداردهای دسترسی‌پذیری وب نفعی می‌برند یا فقط برای <شیك> كردن سایت خود چنین كاری می‌كنند؟ اگر نفعی هم در كار نباشد، شاید در آینده <مجبور> به این كار شوند.

بابک احترامی