امروزه بحث داغی در بین روانشناسان درگرفته و شور و شوق بسیار برای اینترنت، برخی افراد را کمی هیجان زده کرده است، برخی افراد زمان زیادی را با آن می گذرانند. آیا این شکل دیگری از اعتیاد است که روح انسان را مورد تاخت و تاز قرار داده است؟

روانشناسان هنوز مطمئن نیستند که این پدیده را چگونه نامگذاری کنند؟ برخی به آن برچسب «اختلال اعتیاد به اینترنت» می زنند، اما افراد زیادی بسیار زودتر از زمانی که اینترنت وارد زندگی آنها شود، به کامپیوتر های خودشان معتاد بوده اند. برخی دیگر به شدت به کامپیوترهایشان وابسته هستند و هیچ تمایلی به اینترنت ندارند.

شاید ما باید این پدیده را «اعتیاد به کامپیوتر»بنامیم. همچنین نباید اعتیاد پیش پا افتاده و اغلب پذیرفته شده ای را که برخی افراد به بازی های ویدیوئی دارند، فراموش کنیم. بازی های تصویری نیز کامپیوترند یا کامپیوترهایی هستند که نیازمند به پشتکار بسیار زیاد دارند اما با این حال کامپیوتر هستند. در مورد تلفن نیز همین طور است، مردم به تلفن هم معتاد می شوند و این امر فقط مربوط به کشور های غربی نیست.

درست مثل کامپیوترها، تلفن ها نیز به لحاظ تکنولوژیکی از ارتباطات گسترش یافته اند و شاید بتوان آنها را در مقوله ارتباطات کامپیوتر محور طبقه بندی کرد (که با عنوان cmc شناخته می شوند) و محققان آن را به فعالیت های اینترنتی ترجمه کرده اند.

در آینده ای نه چندان دور، کامپیوتر، تلفن و تکنولوژی تصویری ممکن است همگی با هم ترکیب شده و شاید به شدت اعتیادآور شوند.شاید، در یک سطح گسترده، پذیرفتنی است که در مورد «اعتیاد به فضای مجازی» گفت وگو کرد. برخی از اعتیاد های فضای مجازی، بازی و رقابت محورند، برخی دیگر احتیاجات اجتماعی را برآورده می کنند و برخی فقط از اعتیاد به کار ناشی می شوند. پس این تفاوتها ممکن است ظاهری باشد.

نه افراد زیادی در مورد اعتیاد به بازی و کار، مشت های خود را در هوا گره کرده اند و نه روزنامه های زیادی نیز در مورد این مقولات مقاله نوشته اند. این موضوعات از مد افتاده اند. اینکه رسانه ها توجه خود را به سمت اعتیاد های اینترنتی و فضای مجازی برگردانده اند منعکس کننده تازگی و اهمیت بسیار این وابستگی به اینترنت است.

بی تردید برخی افراد مسلما با اعتیاد به کامپیوترها و فضای مجازی به خودشان آسیب می رسانند. گاهی به خاطر اعتیاد به این فضاها افراد شغل خودشان را از دست داده و یا از مدرسه به دلیل نمرات بد اخراج می شوند و یا به این دلیل که نمی توانند در مقابل وقف کردن تمام وقت خود به فضا های مجازی مقاومت کنند، از همسرانشان جدا می شوند. در این صورت آنها به لحاظ بیماری شناسی، معتاد محسوب می شوند و همانند تمام اعتیادها، مشکل این است که کجا باید خطی میان شور و شوق «طبیعی» و اشتغال فکری «نابهنجار» کشید؟

انواع اعتیاد

«اعتیادها» را می توان به صورت خیلی سطحی «سالم»، «ناسالم» و یا ترکیبی از هر دو تعریف کرد. اگر شما شیفته یک سرگرمی شده اید و احساس می کنید وقف آن هستید و می خواهید تا زمانی که امکان دارد به آن بپردازید این می تواند راهی برای یادگیری، خلاقیت و یا ابراز وجود باشد. حتی در برخی اعتیاد های ناسالم شما می توانید این ویژگی های مثبت را پیدا کنید، اما در اعتیاد های واقعا بیمارگونه، درجات استفاده به سمت بالا می روند، معایب بر مزایا می چربند و منجر به اختلال جدی در توانایی های فرد در زندگی «واقعی» می شوند.

تقریبا هر چیزی می تواند هدف اعتیاد بیمارگونه باشد، مثل موادمخدر، تمرین ورزشی، قماربازی، رابطه جنسی، ولخرجی، کار و.... با نگاهی به این مشکلات از یک چشم انداز بالینی متوجه می شویم که معمولا این اعتیاد های بیمارگونه ریشه در زندگی گذشته فرد دارند که می توان آنها را از تضادها و محرومیت های معناداری در زندگی فرد پیدا کرد. آنها ممکن است تلاشی برای کنترل افسردگی و اضطراب و شاید منعکس کننده ناامنی های عمیق و احساسی از تهی بودن درونی باشند.

محققان چه می گویند ؟

خانم کیمرلی، اس . یونگ روانشناس در مرکز اعتیاد روی خط، افرادی را به عنوان وابسته به اینترنت طبقه بندی می کند که طی سال گذشته تعداد چهار یا بیشتر موارد زیر را داشته باشند. البته ، وی به طور خاص روی اعتیاد به اینترنت و نه بر طبقه گسترده تری از اعتیاد به کامپیوتر تمرکز کرده است؛

ـ آیا شما هنگامی که خارج از خط هستید به اینترنت و یا خدمات روی خط فکر کرده و اشتغال ذهنی دارید؟

ـ آیا شما احساس می کنید که احتیاج به گذراندن زمان بیشتری روی خط دارید تا همان میزان از رضایت را به دست آورید؟

ـ آیا شما قادر نیستید استفاده روی خط خود را کنترل کنید؟

ـ آیا شما به هنگام قطع و یا کم کردن استفاده روی خط خود احساس بدخلقی یا ناراحتی می کنید؟

ـ آیا شما بیشتر از زمانی که معمولا قصد داشتید روی خط می مانید؟

ایوان گولدبرگ بیشتر به عنوان شوخی مجموعه ای از نشانه هایی را معرفی کرده که وی آن را استفاده «بیمارگونه از کامپیوتر» می نامد. سایر روانشناسان درباره سایر نشانه های احتمالی اعتیاد به اینترنت و یا نشانه هایی که اندکی از معیار های یونگ و یامعیار های طنزگونه گولدبرگ را داشته باشد، هنوز بحث می کنند.این نشانه ها شامل موارد زیر هستند:

تغییرات شدید در سبک زندگی به منظور گذراندن زمان بیشتری در شبکه

کاهش کلی فعالیت های بدنی

بی توجهی به سلامت فردی در نتیجه فعالیت اینترنتی

اجتناب از فعالیت های مهم زندگی به منظور گذراندن زمان بیشتری در شبکه

کمبود خواب و یا تغییر الگو های خواب برای گذراندن زمان بیشتری در شبکه

کاهش معاشرت و در نتیجه از دست دادن دوستان

غفلت از خانواده و دوستان

به هیچ وجه نمی خواهند زمان زیادی را در خارج از شبکه بگذرانند

نیاز شدید به گذراندن زمان بیشتری با کامپیوتر

بی توجهی به مسوولیت های شغلی و شخصی

به شکلی ساده تر، برخی از کوشش های فکاهی برای تعریف اعتیاد به اینترنت را درنظر بگیرید. در پایین، فهرستی از سازمان مرکزی معتادان گمنام به اینترنت ارائه شده است. اگرچه بیشتر قصد شوخی درکار بوده است به برخی مشابهت های برجسته، باید برخی موارد با معیار های تشخیصی جدی توجه کرد، حتی در یک شوخی نیز ریشه ای از حقیقت وجوددارد. چندعلامتی که نشان می دهد شما معتاد به اینترنت هستید:

شما ساعت ۳ صبح بیدار می شوید تا به دستشویی بروید، می ایستید و پست الکترونیک خود را در راه برگشتن به تختخواب بازرسی می کنید.

کودکان خود را با نام های Eudora، Mozilla یا Doctom صدا می کنید.

شما مودم خود را خاموش می کنید ویک احساس وحشتناک از تهی بودن به شما دست می دهد، انگار که شما از معشوق خود دور می شوید.

شما نیمی از زمان مسافرت هوایی خود را در حالی می گذرانید که کامپیوتر لب تاپ خود را روی زانو و فرزندتان را در قفسه بالای سر گذاشته اید.

شما تصمیم می گیرید که فقط به دلیل دسترسی رایگان به اینترنت برای یک یا دوسال بیشتر در دانشگاه بمانید.

شما با مودم ۲۴۰۰ بایت در ثانیه مردم را تمسخر می کنید.

شما در نامه های پستی خود هم از شکلک های خنده دار استفاده می کنید.

آخرین رفیقی که شما داشتید یک TPEG بوده است.

سخت دیسک شما خراب شده است، شما دو ساعت است که به اینترنت وصل نشده اید. شروع به راه رفتن می کنید. تلفن را برداشته و شماره دسترسی ISP خود را به صورت دستی می گیرید. شما سعی می کنید تا به شکل انسانی با مودم ارتباط برقرارکنید. شما موفق شدید.

نتیجه

هنگامی که زندگی واقعی شما از زندگی فضای مجازی جدامی شود، این یک مشکل است. هنگامی که زندگی واقعی شما با زندگی فضای مجازی شما ترکیب می شود، خوب است.

ترجمه: نادر صادقی لواسانی نیا