سیر تکامل دیوارهای پرداخت پول چگونه محتوای دیجیتال رو بفروشیم

این مقاله تلاش کرده شرح دهد کدام روزنامه ها فکرکردن به این را که چطور روی بهترین محتواهای دیجیتال یا همه محتواهایشان قیمت بگذارند, احیا کرده اند من بر سیر تکامل دیوارهای پرداخت پول که مفهومی پرطرفدار و منعکس کننده فعالیت قیمت گذاری در سال های اخیر است, تمرکز کردم و ارزیابی ام این بود که آنها می توانند به عنوان یک نوآوری به سبک قدیمی تفسیر شوند به این معنی که دیوارهای پرداخت به زمان قبل از ابداع فناوری های اینترنتی و دورانی که تقریبا هیچ کس شکی درباره این واقعیت نداشت که برای اخبار باارزش باید پول داد, باز می گردند به معنای دقیق کلمه, انتخاب دیوارهای پرداخت می تواند با پیروی از نظریه راجرز, در قالب فرایند اشاعه نوآوری تحلیل شود این فرایند در میانه دهه ١٩٩٠ شروع شد و امروزه بسته به اینکه کدام بازار ارزیابی می شود, ما می توانیم شاهد مرحله انتخاب اولیه یا اکثریت اولیه آن باشیم

در کنار بالا نگه داشتن روحیه آزمایش روش های مختلف، واقعیت این است که برخی برندها که استراتژی محتوای پولی را با تداوم و باور بیشتر انتخاب کرده اند به پیشرفت های مهمی دست پیدا کرده اند؛ برای نمونه، در سال ٢٠١٣ هر دو روزنامه نیویورک تایمز و فایننشال تایمز از عهده متعادل کردن ساختارهای درآمدی خود بعد از سال های زیاد وابستگی بالا به تبلیغات برآمدند و ٥٠ درصد درآمدها به خوانندگان و ٥٠ درصد به تبلیغات متکی شد. علاوه بر این، فایننشال تایمز در سال ٢٠١٢ شاهد سبقت گرفتن مشترکان دیجیتال خود از مشتریان چاپی اش بود. این فرمول ها و دیگر فرمول های موفق در پول گرفتن بابت محتوای خبری باکیفیت، توسط ناشران سنتی با برندهایی قوی که به بیشتر آنها در این مقاله اشاره شد، حفظ نشده است. برخی از پروژه های روزنامه نگارانه جدید که وب سایت های خبری صرفا آنلاین هستند، مثل مدیاپارت در فرانسه یا کارسپاندنت در هلند این استراتژی را با نتایج بسیار خوبی انتخاب کرده اند.

واداشتن خوانندگان به پرداخت پول بابت محتوای خبری همواره روشی بنیادین برای درآمدزایی مطبوعات و بخشی اساسی از مدل تجاری آنها بوده است. با این حال، ورود اینترنت در میانه دهه ١٩٩٠ منطق تجاری بسیاری از روزنامه ها را تغییر داد چراکه آنها محتوای خود را به صورت رایگان روی اینترنت قرار می دادند و در انتظار بازگشت سرمایه ای بودند که تقریبا منحصرا بر پایه درآمد تبلیغات بود. برای بیش از یک دهه، تقریبا همه ناشران منطق جدید اخبار رایگان را برای خوانندگان خود انتخاب کردند. با این حال، اوضاع شروع به تغییر کرد؛ به ویژه بعد از بحران اقتصادی جهانی که در سال ٢٠٠٨ شروع شد و تعداد زیادی از شرکت های رسانه ای انواع مختلفی از دیوارهای پرداخت پول و روش های دیگر پول گرفتن دوباره بابت اخبار را آزمایش کردند.

این مقاله تلاش کرده شرح دهد کدام روزنامه ها فکرکردن به این را که چطور روی بهترین محتواهای دیجیتال یا همه محتواهایشان قیمت بگذارند، احیا کرده‎ اند. من بر سیر تکامل دیوارهای پرداخت پول که مفهومی پرطرفدار و منعکس کننده فعالیت قیمت گذاری در سال های اخیر است، تمرکز کردم و ارزیابی ام این بود که آنها می توانند به عنوان یک نوآوری به سبک قدیمی تفسیر شوند؛ به این معنی که دیوارهای پرداخت به زمان قبل از ابداع فناوری های اینترنتی و دورانی که تقریبا هیچ کس شکی درباره این واقعیت نداشت که برای اخبار باارزش باید پول داد، باز می گردند. به معنای دقیق کلمه، انتخاب دیوارهای پرداخت می تواند با پیروی از نظریه راجرز، در قالب فرایند اشاعه نوآوری تحلیل شود. این فرایند در میانه دهه ١٩٩٠ شروع شد و امروزه بسته به اینکه کدام بازار ارزیابی می شود، ما می توانیم شاهد مرحله انتخاب اولیه یا اکثریت اولیه آن باشیم. این مطالعه همچنین مطرح می کند که چهار دوره در تکامل انتخاب دیوار پرداخت از سوی نشریات وجود دارد؛ آزمایش کنندگان و پیشتازان (٢٠٠٠-١٩٩٤)، هیجان زدگی آزمون های ناموفق (٢٠٠٧-٢٠٠١)، مبارزه مورداک (٢٠١٠-٢٠٠٨) و موفقیت نیویورک تایمز و محبوبیت دیوارهای پرداخت پول (٢٠١٤-٢٠١١). درعین حال، این مقاله ربط برندهای خبری معتبر مشخص، معدود مدیران رسانه ای و برخی نشریات تخصصی – بالاتر از همه نشریات تجاری و مالی – را به درک کل فرایند نشان داد. وال استریت ژورنال، فایننشال تایمز، نیویورک تایمز، تایمز، دی ولت، سان یا بیلد می توانند برخی از این برندهای تأثیرگذار باشند که به جلورفتن و شتاب گرفتن این فرایند کمک کردند. علاوه بر دیگران، راپرت مورداک و ماتیاس دافنر نقش پرچم داران دیوارهای پرداخت پول را بازی کردند و به همین ترتیب نشریات اقتصادی و مالی به طورکلی. اما باید به موارد وال استریت ژورنال و فایننشال تایمز توجه ویژه کرد که در قالب پیشتاز و مرجع فعالیت های موفق در بسیاری از بازارها عمل کردند.

فرایند نوآوری به سبک قدیمی توصیف شده در این مقاله باید به رویدادهای تکنولوژیک و اقتصادی که توسعه کسب وکار رسانه ای را در دهه های گذشته تعیین کرده اند، مرتبط شود. چهار رویداد از این دست در این مقاله به اختصار برجسته شده است: محبوبیت اولیه اینترنت در میانه دهه ١٩٩٠، بحران دات کام در حوالی تغییر قرن، بحران مالی و اقتصادی سال ٢٠٠٨ و انقلاب جدید تلفن همراه، به خصوص بعد از ارائه و توسعه اولیه تبلت ها از سال ٢٠١٠ به این سو. همه این رویدادها در عملی کردن تغییر ذهنیت نسبت به روش های پولی سازی محصولات خبری دیجیتال مؤثر بود و در این میان، دیوارهای پرداخت پول وقتی به چگونگی سودده کردن ارزش محتوای برندهای خبری از طریق یک شیوه یکپارچه فکر می شد، نقشی مهم بازی می کردند.

در پایان، نباید فراموش کرد که در این دوران تغییرات مدل های تجاری اخبار، بحث داغی نیز درباره آینده روزنامه نگاری وجود داشته است در بستر تقریبا بی انتهای دسترسی به اطلاعات عمدتا رایگان. این بحث در تلاش برای دستیابی به تفکیک بازار براساس ارزش روزنامه نگارانه اضافی مؤثر بوده و به بسیاری از ناشران روزنامه کمک کرده است که روی فعالیت ها و کارکردهایی که واقعا آن ارزش را می سازند، تمرکز کنند. این ارزش تنها مبنایی است که بر پایه آن، استراتژی های جدید پرداخت پول واقعا می توانند بنا شوند.

دوراهی «رایگان در برابر پولی» حل نشده است. در واقع، به نظر می رسد با اوضاع واحوال بازار و با رفتار خوانندگان بر این دوراهی غلبه شده است. وقتی به بازارها از زاویه نگاه برندها نگریسته می شود، جنبه‎ های تکنولوژیک در درجه دوم اهمیت قرار دارند. ارتباط بین خوانندگان و انواع مختلفی از برندهای خبری جنبه های فراوان دیگری دارد که به درک بهتر پدیده قیمت گذاری اخبار کمک می کنند. از این زاویه، ویلکینسون در پی درک بهتر کسب وکار رسانه ای در محیطی است که اکثر برندها تمایل دارند «برندهای ترکیبی» - رایگان و پولی –چندکانالی و نسخه تریبونی آنهایی باشند که می گویند از همه مسائل سر در نمی آورند.