هنگامی که اطلاعات کافی از تجزیه و تحلیل ساده متن، فضا، خطوط و سطوح صحنه و موقعیت های بازیگر را به دست آوردید، می توانید برای تمرین و تولید نمایش اقدام کنید. تکنیک ها و اصولی که در ادامه می خوانیم نه تنها اصول قبلی را نقض نمی کند، بلکه برای تفسیر درست و تجزیه و تحلیل بهتر نمایشنامه، علاوه بر اصول اولیه ای که ذکر شد به این تکنیک ها و اطلاعات هم نیاز خواهید داشت.

هرچند بسیاری از اصول و تکنیک هایی که به آن ها اشاره می شود گاهی اوقات مناسب نمایش بزرگسالان است اما به طور حتم همواره در نمایش کودکان و نوجوانان قابل استفاده خواهد بود. اصولی که در ادامه پیرامون آن ها بحث می کنیم، بیشتر به استفاده از سبک اجرایی و توجه بر جنبه های نمایشی، دیداری و تصویری نمایشنامه اشاره خواهد داشت.

یکی از وجوه تمایز تئاتر کودک و نوجوان از کار بزرگسال، روشی است که کارگردان برای انتخاب متن به کار می گیرد. همواره هنگام انتخاب متنی برای نمایش بزرگسالان، گزینه های بسیار زیاد و متنوعی وجود دارد. یک کارگردان نمایش بزرگسال، می تواند هر متنی که متناسب با بودجه گروه، سلیقة خود و مخاطب است را انتخاب کند. اما وقتی کارگردانی می خواهد متنی برای کودک و نوجوان انتخاب نماید، علاوه بر تناسب با بودجه گروه و مسئلة جذاب بودن برای مخاطب، می بایست مناسب بودن متن برای گروه سنی مخاطبان را نیز در نظر بگیرد. در این شرایط، دیگر گزینه های زیاد و متنوعی برای انتخاب وجود نخواهد داشت.

هرچند موضوع انتخاب متن با بحث تفسیر و تجزیه و تحلیل نمایشنامه در این مقال مرتبط نیست اما از آنجا که در تولید نمایش برای کودک و نوجوان از اهمیت خاصی برخوردار است، آشنایی با آن الزامی به نظر نمی رسد.

انتخاب متن

یکی از رایج ترین اشتباهات کارگردانان هنگام انتخاب متنی برای کودکان و نوجوانان، عدم توجه به واکنش مخاطب است. در ادامه به انواع نمایشنامه های کودک و نوجوان و واکنش مخاطبان به هر یک از این متون اشاره خواهد شد.

نمایشنامه های عامیانه

بسیاری از نمایشنامه های مربوط به کودکان و نوجوانان، از افسانه ها و داستان های عامیانه برداشت شده است. داستان هایی مثل دیو و دلبر، سفید برفی، زیبای خفته و مانند آن، قصه هایی هستند که نویسندگان بسیاری، با اقتباس از آن ها نمایشنامه های مختلفی نوشته اند. برونو بتلهیم۱ روان شناس، معتقد است: «برای کودکان و نوجوانان هیچ چیز به جذابیت قصه های عامیانه نیست. این قصه ها برخلاف ظاهر ساده و قدیمی شان از مطالب بسیار آموزنده ای برخوردارند.»

وقتی نمایشنامه ای را انتخاب می کنید که بر اساس یک قصه عامیانه نوشته شده است، سعی کنید به مفاهیم نهفته در اصل قصه دست یابید. توجه داشته باشید که درون مایه اصلی، نباید طی روند اقتباس نمایشی، از بین رفته باشد. نکته مهم دیگر این است که نویسنده نمایشنامه، نبایست بیش از حد به قصه پردازی ها توجه باشد چراکه توضیحات اضافی در داستان، از حوصله مخاطب خارج است. در حقیقت شما می بایست درون مایه قصه را در نمایش به تصویر بکشید و تمام حالات ذهنی شخصیت های داستان را به نمایش درآورد. حتی از به تصویر کشیدن قسمت های ترسناک قصه هم پرهیز نکنید و هراس نداشته باشید که کودکان و نوجوانان ممکن است از این صحنه ها بترسند.

اگر نویسنده مهارت لازم را داشته باشد می تواند از قصه های عامیانه، نمایشی متناسب برای هر رده سنی بنویسد. اکثر نمایشنامه هایی که از داستان های عامیانه گرفته شده اند، برای سنین هفت تا دوازده سال مناسب اند چراکه دارای ساختار و شخصیت های ساده ای هستند. این ساختار ساده باعث می شود تا مخاطبان سیزده ساله و بالاتر از آن نیز با کار ارتباط برقرار کند.

نمایشنامه های فانتزی

نمایش های فانتزی، بیشتر فضایی تخیلی دارند. در این نوع نمایش ها، عموماً حیوانات حرف می زنند، انسان ها پرواز می کنند، زمان به عقب یا جلو می رود و بسیاری از قوانین طبیعت به هم می ریزد. بزرگ ترها معمولاً با این دنیای تخیلی مشکل دارند اما کودکان و نوجوانان خیلی راحت آن را می پذیرند.

کودکان به دلیل آنکه هنوز به بلوغ فکری نرسیده اند، به راحتی با دنیای خیال ارتباط برقرار می کنند و قراردادهای نمایش را می پذیرند. در عالم خیال کودکان، گیاهان و حیوانات حرف می زنند و خورشید زنده است. کودک، جان بخشی به اشیاء را باور دارد و نویسنده توانا از عنصر جان بخشی به اشیاء استفاده می کند و دنیایی با قوانین غیرطبیعی می آفریند و به این وسیله نمایشنامه ای جذاب برای کودکان و نوجوانان خلق می کند.

لازم به ذکر است که نمایش های تماماً تخیلی، برای مخاطبان زیر هفت سال چندان مناسب نیست؛ چراکه داستان نمایش برای چنین مخاطبی باید تا حدی طبیعی و باورپذیر باشد. در این شرایط بهتر است تنها برخی از عناصر نمایش، تخیلی باشند. به طور مثال، نمایشی که در آن حیوانات حرف می زنند، برای این رده مناسب است ولی نمایش اتفاقات و رویدادهایی که بیش از اندازه غیرطبیعی هستند مورد توجه آنان قرار نمی گیرد. یکی از روش های اجرای نمایش تخیلی برای بچه های هفت تا دوازده سال آن است که نمایش، ابتدا در دنیای واقعی آغاز شده و سپس وارد دنیای تخیلی شود.

هرچند دنیای تخیل، نقش وسیعی در رشد ذهنی و شخصیتی کودک دارد اما تنها در صورتی مفید واقع می شود که به درستی به کار گرفته شود. از سوی دیگر، در ساختار داخلی یک اثر تخیلی نبایست تناقض وجود داشته باشد. بنابراین سعی کنید نمایشنامه ای را انتخاب کنید که یک دست و اصولی باشد؛ چراکه نمایشنامه های فانتزی باید در عین تخیلی بودن، اصول منطقی خود را داشته باشد.

نمایشنامه های کلاسیک

نمایش های کلاسیک و عامیانه، معمولاً با هم دسته بندی می شوند اما در این تقسیم بندی آن ها را جدا کرده ایم. قصه های کلاسیک نیز مانند قصه های عامیانه، دارای پیشینه ای کهن و قدیمی هستند اما تفاوت آن ها در این است که قصه های کلاسیک، پیش تر به یک اثر هنری تبدیل شده اند و در کنار آثار ادبی، جایگاه ویژه ای یافته اند. آثاری مانند: زنان کوچک، جادوگر شهر اُز، آلیس در سرزمین عجایب، رابینسون کروزوئه، هدیه کریسمس، الیور تویست، جزیره گنج، تام سایر و هکلبری فین مثال هایی از داستان های کلاسیک اند. مخاطب معمولاً با قهرمان این داستان ها آشناست و نقشه کلی آن، به رغم پیچیدگی برای تماشاگران جذاب است.

معمولاً نویسندگانی که از یک داستان کلاسیک اقتباس کرده و نمایشنامه می نویسد، به اشتباه می اندیشند که اگر چند پرده به داستان بیافزایند، کار زیباتری ارائه کرده اند. اگر تصمیم دارید نمایشنامه ای با قصة کلاسیک کار کنید، متوجه باشید نمایشنامه ای انتخاب کنید که نویسنده آن از خط اصلی داستان خارج نشده و صحنه ها را متناسب با محدودیت های اجرایی و البته بودجة گروه، نوشته باشد. در کل می توان گفت: تئاترهای کلاسیک معمولاً برای مخاطب ده سال به بالا مناسب است.

بسیاری از آثار شکسپیر نیز در دسته نمایش های کلاسیک جهت اجرا برای کودکان و نوجوانان می گنجد. هرچند که این نمایش ها در اصل برای آنان نوشته نشده و اساساً کودکان و نوجوانان، در این آثار به دنبال رمز و راز نهفته در کار نیستند. اما از تماشای آن لذت می برند و صداها، گفتارها، ضرب آهنگ و صحنه پردازی های نمایش برای آنان لذت بخش است.

نمایشنامه های تاریخی

نمایش هایی که بر پایه سرگذشت افراد و وقایع تاریخی موجود نوشته شده از محبوبیت خاصی نزد مخاطب کودک و نوجوان برخوردار است. شکل غالب تولید نمایش های تاریخی، اجرای صحنه های شلوغ مثل نشان دادن میدان نبرد و صحنه های جنگ و درگیری است. اما آنچه که باید در اجرای این گونه نمایش ها لحاظ شود آن است که صحنه ها و رویدادها متناسب گروه سنی کودکان و نوجوانان باشد. در این صورت، نشان دادن خشونت جنگ، به طور طبیعی برای چنین نمایش هایی مناسب نیست.

نمایش های حادثه ای (ماجراجویانه)

این گونه نمایش ها در میان کودکان بالای هفت سال، از محبوبیت خاصی برخوردار است. چراکه کودکان و نوجوانان به طور ذاتی کنجکاو و ماجراجو هستند و داستان های ماجراجویانه را دوست دارند. در این نمایش ها، قهرمان اصلی به طور معمول به دنبال یافتن شیئی خاص یا کسب مهارت ویژه ای است. داستان های مارکوپولو و اُدیسه نمونه هایی از این گونه داستان ها هستند. خط اصلی این نمایش ها، سفر و ماجراجویی است. در این آثار، کشمکش های پُررنگ و غلوشده ای وجود دارد و اشخاص، به طور کامل و دقیق شخصیت پردازی شده اند.

اکثر نمایشنامه نویسان کودک و نوجوان امروزی، نمایشنامه های ماجراجویانه را طوری می نویسند که صحنه های خطرناک و برخوردهای فیزیکی کمتری داشته باشد. ولی قهرمان داستان با تمام قدرت و اراده به سفر ماجراجویانه خود ادامه می دهد. گاهی اوقات نیز خط اصلی نمایش، یک ماجراجویی درونی و ذهنی است. به طور مثال قهرمان داستان می خواهد به دنبال شناخت مرگ و یا جست وجوی معنی زشتی و زیبایی در دنیای امروز باشد. نبایست فراموش کرد که این ماجراجویی درونی و ذهنی می بایست با استفاده از جنبه های نمایشی و جلوه های بصری نشان داده شود.

تجزیه و تحلیل سبک نمایشنامه:

نفوذ به دنیای نمایش

نقطه مشترک انواع نمایشنامه هایی که در بالا به آن ها اشاره شد این است که در بطن خود، دارای سبک و شیوه نوشتاری خاصی هستند. شناخت این سبک و سیاق باعث می شود تا بتوانید عناصر اجرایی متن را به درستی کشف کرده و بر اساس سبک مشخصی که در نمایشنامه به کار رفته، نمایش خود را به اجرا درآورید. در ادامه، به روش ها و فنون شناخت سبک نوشتاری نمایشنامه اشاره می شود.

سبک را شاید بتوان همان دنیای خاص، تازه و ویژه نمایش نامید. وقتی تصمیم می گیرید نمایشی را طبق سبک نوشتاری به اجرا درآورید در حقیقت دنیای خاص نمایشنامه را کشف می کنید. در این دنیای خاص و جدید، زبان بازیگران می تواند آواز یا حرکات موزون باشد. ممکن است شخصیت ها لباس هایی مربوط به دوره های تاریخی مختلف بپوشند یا در طول یک نمایش شاهد دوران تاریخی متفاوت یا مکان های مختلفی باشیم. همه این مطالب به نوعی تعیین کننده سبک و شیوة اجرایی نمایش است.

در برخورد با نمایش هایی که واقعیت امروزی را به تصویر نمی کشند، تلاش کنید تا دنیای ویژه و متفاوتی را روی صحنه به وجود آورید. وقتی کار را تفسیر می کنید، سبک شما در روند تفسیر کار مشخص می شود. سعی کنید سبک نمایش را به گونه ای ملموس تفسیر کنید، تا بتوان آن را روی صحنه به نمایش گذاشت.

برای شروع، چهار مورد زیر را در نظر بگیرید: دوره تاریخی اثر، نویسنده، متن نمایشی و (البته) خود شما به عنوان کارگردان. شما باید این چهار مورد را در نظر گرفته و سبک کار را مشخص کنید. برای این کار هر مورد را جداگانه بررسی کرده و سپس بین آن ها ارتباط برقرار نمایید. شاید مخاطب کودک و نوجوان، متوجه سبک کار شما نشود اما نمایشی که طبق سبک مشخصی تولید و اجرا شود تأثیری شگرفت روی مخاطب خواهد گذاشت.

دوره تاریخی نمایشنامه

با مطالعه راجع به دوره تاریخی نمایشنامه، می توان به درک مناسبی از شرایط و رفتار شخصیت ها رسید. برای این کار شما می توانید با بررسی آثار هنری آن دوره خاص، مانند نقاشی ها و آثار ادبی، اطلاعات بیشتری از دوران تاریخی نمایش به دست آورید. مدارک و اسناد تاریخ مثل عکس ها و زندگینامه ها و کتاب های تاریخی نیز در این زمینه به شما کمک می کند. تا می توانید به جمع آوری اطلاعات راجع به عصر رخداد داستان نمایش بپردازید. البته لازم نیست تمامی جزئیات تاریخی آن دوره را در نمایش خود به کار گیرید. شما می بایست همواره بهترین گزینه ها را گلچین کنید.

اگر زمان نگارش نمایشنامه با زمان رخداد داستان آن یکی نبود، باید راجع به هر دو زمان، اطلاعات کسب کنید. معمولاً دوره نگارش نمایشنامه بیشتر از زمان رخداد داستان نمایش، تعیین کننده شرایط نمایشنامه است. به طور مثال، شکسپیر نمایش مکبث را در اوایل قرن هفدهم میلادی در انگلستان نوشته است؛ در صورتی که زمان رخداد داستان آن، قرن یازدهم در اسکاتلند است. با نگاهی به فیلم های تاریخی دهه ١٩٣٠ درمی یابیم که این فیلم ها عمدتاً تحت تأثیر عصر معاصر خود بوده اند نه دوره تاریخی که داستان فیلم در آن اتفاق می افتد.

فراموش نکنید که هر دوره تاریخی در نمایش، با دوره معاصر که نمایش در آن اجرا می گردد سنجیده می شود؛ پس هنگام تفسیر نمایشنامه و تعیین سبک اجرایی کار، تمامی دوره ها را در نظر بگیرید: تاریخ داستان نمایش، تاریخ نگارش نمایشنامه و عصر حاضر یا تاریخی که نمایش در آن اجرا می شود.

اغلب نمایش های کودکان و نوجوانان مربوط به دوره خاصی از تاریخ نیستند. نمایش های سیندرلا، رینارد روباهه، زیبای خفته، جک و لوبیای سحرآمیز و مانند آن، طوری نوشته شده اند که می توان در هر دوره ای آن ها را اجرا کرد، به گونه ای که انگار مربوط به همان دوره هستند. اما به هر حال سبکی که برای تولید نمایش انتخاب می کنید باید نمایانگر دنیای نمایش باشد.

نویسنده

تا آنجا که می توانید در مورد نویسنده نمایشنامه ای که می خواهید اجرا کنید، اطلاعات کسب کنید. نویسندگان مشهوری مانند: شکسپیر، مولیر و چخوف، مطالبی راجع به خود نیز نوشته اند. اما در مورد نویسندگانی که شهرت چندانی ندارند، مثل اکثر نویسندگان نمایش های کودک و نوجوان، اطلاعات کمتری در دست است. اگر نویسنده ای معاصر شماست، می توانید به او نامه بنویسد و در مورد نمایشنامه ای که می خواهید کار کنید از وی سوالاتی بپرسید.

وقتی با نویسندة نمایشتان در ارتباط باشید و از عقاید و انگیزه های وی برای نوشتن آگاه شوید، مسلماً به درک و تفسیر بهتری از کار می رسید. آگاهی در مورد نویسنده، شما را از حال و هوای نمایش و سبک نویسندگی او آگاه می سازد. این امر باعث می شود تا شخصیت های نمایش را نیز به درستی بشناسید. اگر بخواهید شناخت کاملی از اثر به دست آورده و سبک مناسبی برای اجرا انتخاب کنید، هیچ کس بهتر از خالق اثر، یعنی نویسنده نمایش، نمی تواند به شما کمک کند.

متن نمایشی

ویژگی های بارز و مشخص افراد، بیانگر سبک زندگی آن هاست. اگر شخصی مدام آواز می خواند، خوانندگی ویژگی شخصیتی اوست. ویژگی هایی این چنین، سبک زندگی افراد را مشخص می کنند. وقتی نمایشنامه را می خوانید، رفتارهای زیر را در نظر بگیرید تا سبک زندگی شخصیت ها و در پی آن، سبک کار شما مشخص شود.

شیوة صبحت کردن شخصیت

شکسپیر معمولاً گفتار شخصیت ها را به شیوه خاص ادبی نوشته است. بنابراین گفتارها به سبک خاصی نیز بیان می شوند. شخصیت های آثار آراند هریس۲ هم به گونه ای کمدی و البته کتابی صحبت می کنند.

شیوه لباس پوشیدن شخصیت

در آثار ناول گاوارد۳ شخصیت ها لباس های خیلی شیک و زیبا می پوشند و متناسب با این شیوه پوشش لباس، خیلی متین و باوقار حرکت می کنند. این شیوه لباس پوشیدن و حرکت های خاص، به نوعی سبک ویژگی خاص برای نمایشنامه های وی محسوب می شود. لباس های به شدت اغراق شده ای که در نمایش های ایرنه کوری۴ به کار می رود نیز، نشان دهنده سبک کاری این نویسنده است که از خلال متن هایش می توان آن را دریافت.

ارزش ها و اهداف شخصیت

دنبال کردن ارزش یا هدفی خاص توسط هر یک از شخصیت ها به نوعی می تواند بیانگر سبک و شیوه ای خاص در نمایش باشد. به طور مثال، همه شخصیت های نمایش سه خواهر، چخوف، از محل زندگی خود ناراضی بوده و در آرزوی رفتن به مسکو هستند. در نمایش پیتر پن نیز شاهد ماجراجویی تمامی شخصیت ها هستیم. مسلم است کارگردان نمایش باید سبکی متناسب با هدف شخصیت ها انتخاب کرده و ارزش ها و اهداف آنان را به تصویر بکشد.

بسیاری از کلیدهای راهنمای شما برای تعیین سبک کار، در متن نمایشی نهفته است. شما باید تمامی رفتار شخصیت ها را بررسی کرده و رفتارهای کلی و روش زندگی آن ها را یافته و مطابق با سبک نهفته در متن، شیوة اجرایی نمایش را تعیین کنید. همچنین در حین تمرینات، بازیگران را زیر نظر بگیرید و مراقب باشید آن ها نیز در راستای همان سبک عمل نمایند. تمامی حرکات و رفتارهای بازیگران باید مطابق با سبک نهفته در متن و سبک اجرایی شما باشد.

شما به عنوان کارگردان اثر

چهارمین عامل موثر در تعیین سبک نمایش، خود کارگردان است. علایق و گرایشات شما، ناخودآگاه بر سبک اجرایی کار تأثیر می گذارد. در حقیقت نوع نگاه کارگردان به متن و سلایق وی می تواند سبک اجرا را مشخص کند. بنابراین کارگردان باید سلایق خود را بشناسد. کارگردانی که به آثار رمانتیک و عاشقانه علاقه مند است، تمام آثار وی، ناخودآگاه رنگ و بوی کارهای رومانتیک به خود می گیرد. کارگردانی که به ماجراجویی و حوادث علاقه مند است، نمایش هایش به شدت تحت تأثیر این علاقه وی قرار می گیرد. به همین علت است که کارگردانان متفاوت، از یک نمایشنامه، نمایش های متفاوتی اجرا می کنند. کارگردان می تواند با اِعمال سلایق و علایق خود در کار، به طور کامل، دنیای نمایش را دگرگون سازد.

به عنوان مثال، یکی از کارگردانان، تحت تأثیر علاقه و سلیقه خود، نمایش رؤیای نیمه شب تابستان را اجرا کرد. او دورة تاریخی نمایش را از زمان الیزابت انگلستان به زمان جنگ داخلی امریکای جنوبی تغییر داد. وی در مصاحبه اش گفت که با یکی از گفتارهای نمایشنامه، جرقه این کار در ذهن او زده شده و تحت تأثیر گرایشات خود، زمان و مکان نمایش را عوض کرده است. جالب است بدانید این شیوه اجرایی و ایجاد چنین تغییر بزرگی در اصل نمایشنامه رؤیای نیمه شب تابستان به هیچ وجه مخاطب را جذب نکرد؛ چراکه تغییر در دنیای این نمایشنامه، در جهت درستی صورت نگرفته بود و نمایش برای مخاطب کاملاً نامفهوم بود.

برگة یادداشت کارگردان

در این قسمت یک برگه یادداشت برای کارگردان معرفی می شود که در آن، موارد قابل ملاحظه ای برای تفسیر متن و تعیین سبک اجرایی کار ارایه شده است.

عوامل معمول در تعیین سبک نمایش:

نام نمایش:

نام نویسنده:

اطلاعات مربوط به نویسنده نمایش:

تاریخ تاریخ نگارش نمایش:

تاریخ وقوع داستان نمایش:

تاریخ اجرای نمایش:

اهداف:

شخصیت ها به دنبال چه هستند؟

خط مشی:

شخصیت ها چگونه لباس می پوشند؟

شخصیت ها چگونه حرکت می کنند؟

شخصیت ها چگونه سخن می گویند؟

شخصیت ها چگونه اهداف خود را دنبال می کنند؟

ارزش ها:

علت کارهای شخصیت چیست؟

شخصیت دوست دارد تا کجا پیش برود؟

خود شما:

علایق و سلایق شما چه تأثیری روی سبک کار دارد؟

برای مثال برگه یادداشت اولیه نمایش رینارد روباهه می تواند به شکل زیر باشد.

نام نمایش:

رینارد روباهه

نویسنده:

آرتور فاکوئز

اطلاعات مربوط به نویسنده:

بلژیکی؛ علاقه مند به طنز؛ بیشتر بر شخصیت پردازی تأکید دارد تا به نقشة داستانی.

دوره تاریخی: نمایشنامه در سال ١٩٥٨ نوشته شده است. اولین بار در سال ١٩٦١ در امریکا اجرا شد. اجرای ما در فرانسه خواهد بود.

اهداف:

شاه جنگل شدن؛ شکست دادن انسان؛ اتحاد علیه انسان ها؛ پیروزی بر دیگران؛ سازگاری با محیط.

خط مشی:

همه شخصیت ها یکدیگر را نادان می پندارند. همه به حقه بازی و ماجراجویی علاقه مندند. هیچ کس به دیگری اعتماد نمی کند. همگی کارهای بزرگ و اغراق شده انجام می دهند.

ارزش ها:

استفاده بهینه از داشته های خویش؛ آمادگی لحظه به لحظه برای جنگیدن؛ تلاش برای زندگی؛ تمامی کارهای لازم برای رسیدن به پادشاهی، برای شخصیت ارزش محسوب می شود.

خودم:

من شخصاً علاقه وافری به قصة رینارد دارم. شرایط حاکم بر آن باعث می شود همه چیز نمایش، از لباس و طراحی صحنه تا بازی بازیگران، خاص و منحصربه فرد باشد. در ضمن هر یک از شخصیت ها باید جداگانه شخصیت پردازی شوند.

هلنا روزنبرگ مترجم فاطمه حسینی ،سیدحسین فدایی حسین

پی‌نوشت:

۱.Bruno Bettelheim

۲. Aurand Haris

۳. Noel Coward

۴. Irene Corey