|
نمایش "راز ماهی طلایی آکواریوم آقای ژان"، به نویسندگی ملیحه مرادی جعفری و به کارگردانی احمد ایرانی خواه، ۵ شکل اجرایی برای هر اپیزود که هر کدام دارای فضا، زمان، مکان، شخصیت نمایشی، رویداد نمایشی و زبان کاملا متفاوت از دیگری است، را ارائه می دهد.
در ساختمان اپیزودیک اثر، داستان هر اپیزود از اپیزودهای دیگر جداست ولی حلقه اتصال معنایی بین اپیزودها وجود دارد. این حلقه اتصال ساز کرناست که کارکردی استعاری می یابد. کرنا یک ساز مقدس و اصیل است که نوای آن فضای معنوی مرقد امام هشتم را در ذهن مخاطب متبلور می سازد. کرنا در نمایش، یادآور آرزوهای از دست رفته، حسرت ها ، تنهایی و دردهای کارکترهای نمایش است. ساز در تمام اپیزودها در سکوتی ژرف حضوری پر معنا دارد آکسسواری است که تبدیل به کارکتر نمایشی می شود و سبب ساز پیش برد رویدادهاست به طوری که در زمانها و مکان های مختلف از دوران قاجار و گنجینه سرای قاجار گرفته تا کلیسایی در فرانسه و.... حضور دارد. در اکثر اپیزودها ، ستیز کارکترها بر سر تصاحب کرناست که در معنای استعاری اش شاید نشانه حقیقت و آرامش باشد. همه به نوعی برای بدست آوردنش می جنگند. مادر با دختر که ستیز علم و هنر است، زن با شوهرش، ژان با بازرس ژاور، و دزدها با مشروطه چی ها.
نمایشنامه در شکل نوشتاری و از ساحت محتوایی، اثری داستان محور است با تاکید بر زبان نمایشی. در هر اپیزود زبان نمایشنامه کارکردی مستقل می یابد.
اپیزود اول: ساز کرنای عتیقه ارثیه مادری ست که استاد فیزیک است. دخترش که هنرمند است و کاریکاتوریست همیشه مورد تمسخر مادر بوده است و می خواهد ساز کرنا را همراه خود به خارج از ایران ببرد اما مادر مانع اوست. جدال بین این دو به شکل استعاری جدال بین علم و هنر است و دست آویز هردوی آنها چنگ زدن به سازکرنا می باشد. برای بدست آوردن این ساز حقیقت درونی اشان آشکار می شود. زبان در این اپیزود استعاری ست زبان ناشنوایان و زبان کاریکاتور.
اپیزود دوم: زنی برای ملاقات همسرش به زندان آمده او چندین بار سعی کرده است کرنای عتیقه را که همسرش دزدیده است بفروشد تا با پول آن آزادی همسرش را بگیرد اما هر بار به طریقی مورد آزار و اذیت واقع شده است. اما این بار میداند که ارزش ساز از آزادی همسرش بیشتر است چرا که مرد اگر هم که از زندان بیرون بیاید باز به شکل دیگر به زندان می افتد و زن به این واقعیت دست می یابد که این ساز(حیقیقت معنوی) است که باید پاسدارش بود.
اپیزود سوم: در اپیزود بعدی گروهی خواننده و نوازنده(رپرها) در حال تمرین هستند. سازکرنا اشتباها به محلی که آنها در آن هستند آورده می شود با آمدن ساز کشمکشها شروع شده و خیلی از حقایقی که نهان بوده است، آشکار می گردد. در این اپیزود زبان موسیقی برجسته شده
اپیزود چهارم: این اپیزود به زبان فرانسه است و تنها در قسمتهایی از آن شخصیت زن(خواهر اما) فارسی صحبت می کند. ژان باستان شناس فرانسوی در یک حفاری اکتشافی با زن باستان شناس ایرانی آشنا می شود و کرنای عتیقه را که در ایران پیدا کرده است به موزه پاریس اهدا می کند دقیقا یکسال بعد از اینکه زن باستان شناس ایرانی در حفاری با مین کشته می شود ، ژان کرنا را از موزه پاریس می دزدد و به ایران می آورد اکنون ۱۳ سال از این اتفاقات گذشته است و بازرس سیمون برای رسیدن به حقیقت از ژان و خواهر اما بازجویی می کند.
اپیزود پنجم: دو دزد برای دزدی به گنجینه سرای قاجار می روند کرنای عتیقه ای می یابند برای بدست آوردن کرنا با هم جدل می کنند در همین حین مشروطه چی ها می آیند کرنا را از آنها گرفته و دو دزد را اعدام می کنند. در این اپیزود زبان کارکردی تاریخی یافته است
اگرچه در هر اپیزود مضامین متعدد و متفاوتی بیان شده است اما تم کلی تمام اپیزودها رسیدن به حقیقت درونی ست که این حقیقت در دوره های تاریخی مختلف رنگ و بوی خاص خود را دارد و مثل نوای کرنا اصیل و مقدس است.
از ساحت اجرایی در تحلیل این اثر با طراحی صحنه، چیدمان، طراحی نور، گریم ، رنگ حرکت ها، بیان و بدن بازیگران، موسیقی زنده و... مواجه ایم که در تمام آنها به گونه ای رد پای کارگردان اثر دیده می شود. در طراحی صحنه و چیدمان از لته های چرخداری استفاده شده که جابه جایی آنها و تغییر چیدمانشان مکان ها و زمان های مختلف هر اپیزود را تداعی می کند. در هر اپیزود نوری متناسب با حال و هوای آن اپیزود طراحی شده، نور رنگی ، نور خطی و نور موضعی با جابجایی و تغییر در شدت و حرکت آن ، موسیقی زنده است و بکارگیری سازهای مختلف مانند ویلونسل، کمانچه، گیتار الکتریکی و... در تلفیق و ترکیبی هارمونیک بر احساسات تاکید گذاشته و حال و هوای نمایشی را پر رنگ می سازد.
از ویدئو پروژکشن در ابتدا و انتهای کار و برای پخش تصاویری مربوط به حرم امام رضا و ساز کرنا که رابطه ای مستقیم با مضمون نمایش دارد استفاده شده است. پخش این تصاویر بر روی لته های متحرک و از کثرت به وحدت رسیدن تصاویر بر روی این لته ها معنایی نمادین به خود می گیرد.
در کلیت می توان گفت که استفاده های مینی مالیستی در طراحی صحنه (چیدمان لته های چرخ دار در هر اپیزود مکان متفاوتی را القا می کند)، آکسسوآر، پخش تصاویر از پروژکشن و خلق فرمهای فرا واقعی در لحظاتی از اجرا، طراحی خطی نور، استفاده از نور رنگی و... اجرایی مدرن از نمایشنامه می سازد. خلق ۵ فضا و نمایش متفاوت و مستقل با شخصیتهایی جداگانه منجر به تنوع و جذابیت در ریتم نمایش می گردد.
بازیگران گونه های متفاوت بازی را به نمایش می گذارند در هر اپیزود با توجه به اتمسفر کلی آن اپیزود جنس بازی متفاوت است به گونه ای که به نظر می رسد در هدایت بازیگران متدها و شیوه ها مختلفی به کار رفته است. پرداخت شخصیت چه به شکل روانشناسانه آن( زن در اپیزود دوم در زندان و یا مادر در اپیزود اول و...) و یا پرداختی بیرونی تر با استفاده از فرم ها و حالاتی اغراق آمیز(خنده ها و سرفه های دختر در اپیزود اول، مچاله کردن روزنامه توسط سیمون در اپیزود فرانسه و...) در این اثر جایگاه خود را پیدا کرده است.
نمایش راز ماهی طلایی آکواریوم ژان ، در کانال ارتباطی اش با مخاطب در نقاطی از نمایش نا موفق است و ریسمان ارتباطی خود را با مخاطب از دست می دهد هر چند که اتمسفر کلی، داستان نمایش و ریتم نمایشی در هر اپیزود مهمترین فاکتور جذب تماشاگر است اما در بخش هایی از اجرا این جذابیت و کشش از دست می رود.
این اثر تا پایان تیرماه در تالار اصلی مولوی به روی صحنه خواهد رفت. |