از نمایشنامه نویسی در جهان تاریخچه دقیقی در دست نیست. در این باره تنها می توان به نظریه های افراد مختلف بسنده کرد.

اما زمان اولیه پیدایش نمایش را تقریباً می توان به زمان شکل گیری تمدن ها نسبت داد. در این نوشته سعی خواهیم داشت بطور اجمالی از زمان ارسطو که نمایشنامه نویسی شکل مدون و علمی به خود می گیرد، گام به گام با نویسندگان مطرح کشورهای مختلف همراه شویم و سبک آنان را در مجموعه نمایشنامه نویسی جهان مورد بررسی قرار دهیم. فقط باید این نکته را در نظر داشت که به دلیل فضای محدود تنها تعدادی از درام نویسان جهان که سهم مهمتری در شکل گیری تاریخ داشته اند در این نوشته جای می گیرند.

قبل از میلاد مسیح

قبل از اینکه ارسطو کتاب مهم و تاریخ ساز خود یعنی فن شاعری را به رشته تحریر در آورد، نمایشنامه های مختلف در گونه های متفاوت وجود داشته است. اما ارسطو ادیب و نویسنده سال های ۱۳۸۴ ـ ۱۳۲۲ قبل از میلاد مسیح با تکیه بر افکار فلسفی نویسنده سلف خود افلاطون و با تکیه بر کتاب معروف وی یعنی جمهوری مسأله زیبایی شناسی در ادبیات را تقریر کرده و قوانین نمایشی را بنیان می نهد. قوانینی که سال ها بعد نیز توسط نویسندگان مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. او در نمایشنامه نویسی تعریفی جدید از تراژدی ارائه می دهد. شش عامل از نظر او شکل دهنده یک نمایشنامه تراژدی است. این قوانین عبارتند از:

۱) هسته داستانی یا plotکه ترتیب منظم حوادث و اعمال است.

۲) قهرمانان و اشخاص Character که بازیکنان نمایشنامه باشند.

۳) اندیشه ها که حرف های قهرمانان یا نتایج اعمال آنان است.

۴) بیان یا گفتار که نحوه کاربرد و تأثیر کلمات در تراژدی است. طرز بیان باید سنگین و موزون باشد.

۵) آواز کر، آوازهایی است که دسته های همسرایان در تراژدی می خوانند.

۶) وضع صحنه یا منظر نمایش که مربوط به صحنه آرایی و صحنه سازی است.

تفکر اسطوره سازی و میل به جستار عناصری مانند عدالت و گرایش به مذهب از دیدگاه های مختلف در نمایشنامه های این دوره مورد بررسی و کنکاش قرار می گیرند. در این زمان توجه به ملیت، مذهب و خصایل پاک انسانی دستمایه نویسندگانی چون آشیل، سوفکل، آریستوفان و اورپید می شود. توجه به این کلیات سبب شده که نمایشنامه های این نویسندگان تا امروز اجراها و تأویل های متفاوتی را در برداشته باشد.

آریستوفان در سال ۴۴۸ قبل از میلاد به دنیا آمد. اطلاعات دقیقی از زندگی او در دست نیست تنها می دانیم وی پسر شخصی به نام فیلیپوس بوده و در آئیگینا می زیسته است. آریستوفان یک آتنی تمام عیار بوده و تا مدت ها از نام مستعار برای خود استفاده می کرد. از او در مجموع دوازده نمایشنامه کمدی برجای مانده که تعدادی از آنها عبارتند از: آشارینها، نجیب زاده ها، پرندگان، زنبورها، پلوتوس و...

اگر چه نخستین نمایش این نویسنده در مجمع سران یونان به نمایش درآمد اما بعدها دو نمایش سورخوران و بابلی ها سبب ساز معروفیت این نویسنده یونانی شد. مدارک دقیق از قالب های نمایشی وی در دست نیست. تنها می توان گفت اجراهای سنتی به نام کوموس یارقص ها و آوازهای دسته جمعی در آن زمان رایج بوده که اجرا کنندگان شان اغلب لباس های مضحک به تن می کردند و صورتک برچهره می زدند و به یاری پاره ای تدابیر خود را به هیأت جانوران در می آورند. این نمایش ها تنها برای وقت گذرانی نبوده و اغلب نتایجی اخلاقی را دنبال می کرده است.

آریستوفان در سال ۳۹۲ یا ۳۸۹ نمایشنامه مجمع زنان را تقریر می کند. این نمایش منطبق بر نگرش سابق او نیست. در این اثر همسرایان نقش زیادی ندارند. بلکه زنان آتنی نقشه می کشند تا کار حکومت را به دست گیرند. صبح یک روز که از خواب بر می خیزند لباس شوهران شان را به تن و درمجلس ملی اجتماع می کنند.

این نمایشنامه از دیگر آثار مطرح فان است که بسیار مورد توجه قرار می گیرد. سال وفات این نویسنده را ۳۸۰ قبل از میلاد ذکر کرده اند.

اورپید و آشیل نیز از دیگر نویسندگان این عصر به شمار می آیند. اما تاریخ تراژدی به دست نویسنده دیگری به نام سوفکل شکل دیگری به خود می گیرد. کسی که عدالت و انسان دوستی دغدغه هایش را تشکیل می دهد.

او درسال ۴۹۵ قبل از میلاد مسیح چشم به جهان گشود.

یکی از بهترین آثار او نمایشنامه ادیپ شهریار است. شاید از میان شخصیت های تراژدی و اساطیری کمتر کسی است که سرنوشتی به پیچیدگی و دردناکی «ادیپ» فرمانروای شهر تب داشته باشد. ادیپ شخصیتی است که از تقدیر شوم خود با خبر می شود و در صدد فرار از آن بر می آید. اما سرنوشتی هولناک تر در انتظار اوست.

سوفکل عقیده به تقدیر داشت و آدمی را بازیچه آن می دانست. آنتیگونه اثر دیگر سوفکل یکی از زیباترین آثار نمایشی جهان به شمار می آید. این نمایشنامه را می توان ادامه ادیپ شهریار دانست.

آخرین نمایشنامه هایی که از این نویسنده برجای مانده اودیپوس در کلنوس نام دارد.

از آثار دیگر سوفکل می توان به الکترا، آژاکس و زنان تراخیس اشاره کرد.

میلاد مسیح

نمایشنامه نویسی همچنان راه خود را طی کرد. نویسندگان بی شماری به مدد ذهن تصویر گر انسان دست به خلق آثار متفاوت زدند. آنها اندک اندک مسائل روز اجتماع خود را نیز وارد نمایشنامه هایشان کردند. لوسیوس آنه ئوس سنکا از نویسندگانی بود که ۴ سال پیش از میلاد مسیح در روم متولد شد. سنکا همواره در پی آن بود تا راهی برای مقاومت و تقویت نیروی تحمل و امید به آینده بیابد. سنکا رواقی مشرب بود او این فلسفه را نزد آتالوس آموخت. سنکا از نویسندگانی بود که وارد دستگاه دولت شد. او مضمون آثارش را از نویسندگان بزرگ یونان وام گرفت ولی نوشته هایش هیچگاه رنگ تقلید و دنباله روی نداشت. وقتی انگلیسی ها به نوشتن تراژدی پرداختند به نمونه ای نیاز داشتند که آثار سنکا منبع بسیاری از آنان قرار گرفت. آثار این نویسنده به سه دسته تقسیم می شود:

۱) تراژدی ها،

۲) تحقیقات فلسفی،

۳) آثاری سیاسی که خطابه ها و رسالات او را در بر می گیرد. قریب ۹۰ نمایشنامه به او منسوب است که هیچ یک از آنها در زمان حیاتش اجرا نشد. در قرون وسطی مذهبی قشری رواج می یابد و تأثیر عظیم آن بر هنر کاملاً مشهود است. این قرن نظاره گر گسترش نمایشنامه های اخلاقی بود که در اثر اوری من (Every man) به اوج خود رسید.

بسیاری از نویسندگان این دوره تحت تأثیر کلیسا عمل می کردند. اما قرن شانزدهم نقطه عطفی در تاریخ نقطه نمایشنامه نویسی جهان به شمار می آید. نویسندگانی چون سروانتس، ویلیام شکسپیر و کریستوفر مارلو حاصل این دوره اند. هفت سال پس از به پادشاهی رسیدن هنری هفتم، کریستف کلمب قاره آمریکا را کشف کرد و چند سال بعد واسکودوگاما طی یک سفر دریایی به دور دماغه امید نیک به هندوستان رسید. انگلیسی ها نخستین ملتی نبودند که نیم کره غربی را کشف کردند اما این اکتشاف جایگاه ایشان را در دنیا عمیقاً دستخوش تغییر کرد. چرا که ایشان در قرن بعد به بزرگترین بازرگانان و دارنده بیشترین تعداد مستعمرات تبدیل گشتند. همین مسأله سبب شد که فرهنگ آنها به کشورهای دیگر صادر شود و بسیاری از نویسندگان کشورهای دیگر درام نویسان انگلیس را مورد تقلید قرار دهند. اگر نمایش اخلاقی اوری من در اواخر قرن پانزدهم نشانگر پایان نمایش در قرون وسطی است اما در همان زمان برخی شواهد نشانگر آغازی جدید و در خانه جان مورتون اسقف، اعظم کلیسای کنتربری و قاضی انگلستان در زمان حکومت هنری هفتم است میان پرده و نمایشنامه های اخلاقی تازمان شکسپیر شایع و رایج بود. اما گسترش نمایشنامه و تبدیل آن به یک قالب هنری پیچیده، نفوذ دیگری می طلبید و آن تأثیر نفوذ کلاسیک ها بود. کمدی های لاتین بیش از هر چیز سر چشمه نویسندگان این دوره بود. اما فن شعر ارسطو در انگلستان به اندازه سایر کشورهای اروپایی معیار دقیقی برای شناخت تراژدی نبود. آنچه در اصول ارسطویی اهمیت ویژه ای دارد سقوط تراژیک است. این سقوط باید نتیجه نوعی خطا یا ضعف اخلاقی در قهرمان باشد. طرح داستان باید ماجرای سقوط قهرمان را از اوج موفقیت تا بیچارگی کامل در برگیرد، طرحی که بازگشت ها و اکتشافات پی در پی از ویژگی های آن باشد، حتی شکسپیر این مسأله را در آثارش به خوبی رعایت نمی کرد. او نیز مانند اکثر تراژدی نویس های عصر الیزابت به علت استفاده از طرح های فرعی تسکین های خنده آور و عدم رعایت وحدت زمان و مکان با معیارهای تراژدی کلاسیک فاصله فراوان دارد. شکوفایی نمایشنامه های انگلیسی عمدتاً به سه عامل بستگی داشت:

۱) بازیگران حرفه ای،

۲) تئاتر یا سالن مخصوص نمایش و

۳) تماشاگران.

در این دوره نگاهی به آثار دو نویسنده انگلیسی و یک نویسنده اسپانیایی لازم به نظر می رسد.

کریستوفرمارلو در سال ۱۵۶۴ به دنیا آمد و درسال ۱۵۹۳ در گذشت. او نویسنده ای نو آور و خلاق بود. تیمورلنگ که به سال ۱۵۸۷ نوشته شده یکی از آثار مطرح این نویسنده انگلیسی است که در آن ضمن پرداختن به خصلت هایی چون حرص و آز در انسان و میل به عظمت و قدرت، تباهی انسان را توسط این خصائل به نمایش می گذارد. دکتر فاوستوس اثر دیگر مارلو به زندگی یک دانشمند آلمانی نظر می افکند که در آستانه جست وجوهای عالمانه اش وجدان و ایمان خویشتن را قربانی می کند پاره ای از محققین بر این عقیده اند که هیچ یک از آثار مارلو از لحاظ اهمیت و موضوع به پایه دکتر فاوستوس نمی رسد. گوته شاعر و نویسنده بلند آوازه آلمانی به عنوان سرمشق درام فاوست اثر مشهور خود را که درامی فلسفی و عمیق است با الهام گرفتن از اثر مارلو نوشته. دکتر فاوستوس آمال و آرزوهای نویسنده را به خوبی آشکار می کند و همچنین می توان آن را آیینه افکار و آرمانهای قرن شانزدهم دانست.

غرور و تکبر مورد نظر مارلو در این اثر ناشی از شناخت انسان از شرایط جدید زیستی خود است. انسان به واسطه پیشرفتی که در علم داشته می اندیشید به تمامی اسرار عالم دست یافته است. دو نمایشنامه دیگر یکی مالیت و دیگری ادوارد دوم آثار بعدی مارلو را شکل می دهند. اما نمی توان از ادبیات نمایشی گفت و ویلیام شکسپیر را فراموش کرد. او شخصی بود که با نگاهی عمیق به اطرافش با دستمایه قرار دادن داستان های تاریخی آثاری بی بدیل در عرصه هنرهای نمایشی برجای گذارد. آثاری که بعدها سرمشق بسیاری از نویسندگان دیگر قرار گرفت. شکسپیر در سال ۱۵۶۴ در استراتفورد متولد شد. آشنایی او با تئاتر از طریق نمایشنامه های بازیگران بسیاری که به شهر استراتفورد می آمدند انجام گرفت. نویسنده ای به نام فرانسیس میرس در کتابش که رساله ای است درباره اخلاق، دین و ادبیات، شکسپیر را نویسنده ای همتراز با سنکا، پلوتوس، هوراس، هومر و سوفکل می خواند.

گنجینه بی نظیری که شکسپیر برجای گذارد قریب به سی و هشت نمایشنامه را در بر می گیرد که در آنها از داستان ها و نمایشنامه های قدیمی و نیز تاریخی و اساطیر و بسیاری منابع دیگر الهام گرفته است. دو منبعی که بسیار برای شکسپیر مفید بود یکی وقایع نامه انگلستان، اسکاتلند، ایرلند و دیگری زندگینامه مردان بزرگ اثر پلوتارک بود.

هملت، شاه لیر، مکبث، اتللو و رومئو و ژولیت پنج تراژدی مشهور او است.

نمی توان قرن شانزدهم را ترک کرد و از سروانتس نویسنده رؤیا پرداز اسپانیایی یادی نکرد. او در سال ۱۵۴۷ چشم به جهان گشود و درسال هایی که برای اسپانیا دوران طلایی تئاتر بود زیست. نفوذ بین فرهنگ ها و مسیحیت کاتولیک را می توان به وضوح در درام اسپانیایی مشاهده کرد.

نخستین نمایشنامه خالق رمان دن کیشوت، فال و تماشادر الجزیره است. این نمایش به نظریات او در زمان محبس می پردازد. نوماسیا نیز از بهترین نمایشنامه های سروانتس به حساب می آید که براساس یک واقعه تاریخی تنظیم شده است. از دیگر آثار او می توان به سفر آرجل و روفیان خوشبخت اشاره کرد. جریان های ادبی در قرن هفدهم دستخوش تحولات بسیار شد. لااقل در انگلیس که توانسته بود سهم مهمی در درام نویسی جهان از خود به جای بگذارد کاملاً به چشم می آید. در این قرن و در سال ۱۶۴۲ بود که در انگلستان جنگ های داخلی در گرفت و هنر تئاتر به یکباره تعطیل شد. لذا نمایشنامه نویسی در کشورهای دیگری چون فرانسه مطرح شد. پیرکرنی شاعر و نمایشنامه نویس فرانسوی در سال ۶۰۶در یکی از شهرهای فرانسه متولد شد. نخستین نمایشنامه او به نام مه لیت درسال ۱۶۲۹ به رشته تحریر در آمد که اثری کمدی بود. پس از آن چند نمایشنامه کمدی به نام های زن بیوه، کالری قصر، میدان سلطنتی و خدمتکار را نوشت و سپس تحت تأثیر آثار یونان باستان تراژدی مده آرا نگاشت. نمایشنامه سید مشهور ترین اثرش در سال ۱۶۳۷ بود. او در سبک نگارش علاوه بر تراژدی الگوهایی نیز برای کمدی به وجود آورد. وی درسال ۶۴۷ به عضویت فرهنگستان فرانسه برگزیده و در همین سال به عنوان بزرگترین درام نویس زمان خویش مطرح شد. او انسان ها را آنطور که می خواست می دید و تصویر می کرد نه آن گونه که بودند از این رو روانشناسی شخصیت هایش عمق چندانی ندارد.

رفتار شخصیت ها بر اصول مشخصی چون مبارزه بین عشق و شرافت است. پیروزی شرافت بر عشق امری کاملاً قطعی و مورد ستایش کرنی و نویسندگان نئوکلاسیک است.

کرنی در نمایشنامه هایش نسبت به اخلاقیات جامعه بسیار متواضع بود و به آنها بیشترین بها را می داد و انسانها را به احترام به این امر ملزوم می داشت.

مولیرازدیگر نویسندگان این دوره به شمار می آید.

نام اصلی او ژان باتیست پولکن بود و در پانزدهم ژانویه ۱۶۲۲ زاده شد. زمانی که در دربار شاه مشغول به کار شد تئاتری دید و به آن علاقه مند شد.

از آثار این نویسنده می توان به طبیب اجباری، خسیس، نیرنگهای اسکاپن، مردم گریز و شهری جنتلمن اشاره کرد.

ادبیات قرن هجدهم در انگلستان به ادبیات نکته پرداز ملقب است که درباره تمدن و ارتباطات اجتماعی، در نتیجه انتقادی و تاحدودی اخلاقی و طنز آلود است. در این زمان است که مجلات وارد جامعه می شوند و ادبیات مطبوعاتی میان مردم رواج می یابد.

نثر نیز در این زمان به تکامل می رسد:

نقد ادبی با ساموئل جانسن، زندگینامه نگاری با جیمزباسول، فلسفه با دیوید هیوم، سیاست با ادموند برک، تاریخ با ادوارد گیبون، زیبایی شناسی با سرجاشوا رینولدز، اقتصاد با آدام اسمیت و تاریخ طبیعی با گیلبروایت. در انگلستان نوشتن رمان رواج می یابد و توجه نویسندگان بیشتر بدین سو جلب می شود.

اما این قرن گولدونی، یوهان ولف فون گوته و پوشکین را به عرصه نمایشنامه نویسی معرفی می کند. که متعلق به کشورهای ایتالیا، آلمان و روسیه هستند و ادبیات این کشورها را متحول می کنند. کارلو گولدونی نمایشنامه نویس، شاعر و سراینده اشعار اپرا در ۲۵ فوریه ۱۷۰۷ در ایتالیا چشم به جهان گشود، او ابتدا برای اپراشعر می گفت. گولدونی در آثارش همواره نفرت و انزجار خود را از اشرافیت زمانش به شهامت ابراز می داشت و قلم توانایش بر صفات خود پسندانه و شخصیت های توخالی آنان می تاخت، تئاتر او بیشتر عرصه نشان دادن زندگی افراد متوسط الحال جامعه آن عصر است و مسائل این طبقه که آن هم به شکلی گویا در آثارش بازگو شده است. قهوه خانه، دروغگو، تئاتر کمدی، همسر با احتیاط، عشاق و ... آثار او را تشکیل می دهند.

یوهان ولفگانگ فون گوته شاعر، درام نویس، مدیر تئاتر و ادیب بلند آوازه آلمانی در ۲۸ اوت ۷۴۹ در فرانکفورت به دنیا آمد.

آثار گوته بسیار متنوع است چنانکه شامل چندین تراژدی، چند نمایشنامه تاریخی، آثار فلسفی، اساطیری و چند نمایشنامه کمدی است. فاوست معروفترین اثر گوته است که به یقین بیشترین سالهای عمر این هنرمند را به خود معطوف کرد. فاوست از نمایشنامه دکتر فاوستوس اثر کریستوفر مارلو اقتباس شده است. از آثار گوته می توان به استلا، آگمنت، طبیعت عشاق، کلاویگو، شریکان جرم و... اشاره کرد، اما در روسیه نیز الکساندر پوشکین قلم به دست گرفت. پوشکین سال ۱۷۹۹ در مسکو به دنیا آمد. او اگرچه در مرحله نخست شاعر است، لیکن در زمینه داستان های منثور و نمایشنامه نیز طبع آزمایی کرده و در این قلمرو نیز قدرت و استعداد خود را به منصه ظهور رسانید تا آنجا که بسیاری از آنچه بعدها در داستانها و نمایشنامه های روسی شاهد آن هستیم، از او مایه و الهام می گیرد. وی را به عنوان بخشی جدانشدنی از جهان رومی و فرهنگی ملت روسیه به شمار می آورند.

از آثار او می توان به بوریس گودونف، جشنی به هنگام، شاعر طاعون، شوالیه آزمند، میهمان سنگی اشاره کرد.

اما در سال ۱۷۸۹ انقلاب فرانسه به وقوع پیوست که آثار بسیاری از نویسندگان این دوره را تحت الشعاع قرار داد.

در این قرن هنریک ایبسن نویسنده مشهور نروژی به تئاتر معرفی شد که برخی او را پدر نمایش مدرن می دانند. نگاه او به موقعیت های اجتماعی انسان و شرایطی خاص که از سوی جامعه بر او تحمیل می شوند، ستودنی است. او در سال ۱۸۲۸ زاده شد و ساختمانی جدید را در پیکر نمایشنامه نویسی بر جای گذارد که بعدها مورد استفاده بسیاری از درام نویسان قرار گرفت. خانه عروسک، دشمن مردم، اشباح، استاد معمار و هداگابلر از مهمترین آثار این نویسنده نروژی است. نظریات او همواره نسبت به پلیدی های جامعه انتقادی و قاطع بود. ایبسن برای نمایشنامه هایی که می نوشت، مدت زیادی را صرف تحقیق می کرد.

اما نمی توان در این عصر نیکلای گوگول را از نظر دور داشت. او نویسنده ای اوکراینی بود. سبک نویسندگی و نگاهی که او به زندگی می کند، پر از طنز، ریشخند و همدردی است. او چنان هزل و طنز را با درد می آمیزد که تا اعمال روح انسان اثر می کند.

بازرس، شنل، ازدواج و قماربازان عمده آثار او را شکل می دهند. اما سه نمایشنامه نویس دیگر نیز بودند که در این قرن هنر نمایشنامه نویسی را تحت تأثیر قرار دادند. اسکار وایلد، جرج برنارد شاو و آنتوان چخوف.

اسکار وایلد در شهر دوبلین زاده شد. خانواده اش از اشراف پروتستان بود. او بعدها در آثارش به نقد اشرافیت پرداخت و این زندگی را با زبانی طنز مورد نکوهش قرار داد. تعدادی از آثار او عبارتند از سالومه، بادبزن خانم ویندرمر و اهمیت ارنست بودن.

جرج برنارد شاو، نمایشنامه نویس، داستانسرا، روزنامه نگار و منتقد ایرلندی الاصل نیز در ۲۶ ژوئیه ۱۸۵۶ در شهر دوبلین ایرلند زاده شد.

جی بی پیرلیستلی معتقد است: «سرشاری و وفور و تازگی و روح جنبش و نیروی فوق العاده زیست نمایشنامه های شاو، بوی حق می دهد که پس از مولیر به عنوان بزرگترین کمدی نویس شناخته شود. اما چنانچه وی را به عنوان نمایشنامه نویسی بزرگ بپذیریم که میدان و دامنه تنوع اشخاص نمایشنامه هایش محدود است، بی گمان شاو از عرصه تئاتر با آن نشاط مبنی بر تفکر و آن محیط خوش و آفتابی که می آفریند، هنوز زنده است.»

تعدادی از نمایشنامه های شاو عبارتند از: خانه های اجاره ای، پیگمالیون، ژاندارک، کاترین بزرگ، درام کوچک و...

او در نمایشنامه نویسی حامی نوعی درام جدید بود که هنریک ایبسن عرضه کرده بود. وی نمایشنامه های خود را چنان می پرداخت که گویی نوعی اپرای بدون موسیقی تصنیف می کند. پاره ای از موقعیتهای اساسی برخی از نمایشنامه هایش مثل دکتر بر سر دوراهی، دلیری و گستاخ محض هستند.

نگاه واقع بینانه اش به همراه بذله گویی و طنز است و در آثارش سعی دارد تا افراد جامعه را با همه دردها و رنجها و تیرگی های درونشان نشان دهد.

دکتر آنتوان پابلوویچ چخوف نیز در روسیه به دنیا آمد. پریستلی درباره تئاتر چخوف می نویسد: «یک پزشک با عده زیادی از اشخاص که نقاب تظاهر از چهره افکنده اند و به نشان تسلیم دست بالا کرده اند روبرو شده است. هیچ کس نزد طبیعت خود قهرمان نیست و چخوف پزشک نیز میدان را برای چخوف نویسنده خالی نکرد. اما دکتر چخوف دیده ای تیزبین و ذوقی لطیف و قلبی رئوف داشت و در توجه به حقیقت تزلزل نمی شناخت. در القای تنهایی و جدایی غلبه ناپذیر موجودات انسانی و عدم امکان تفاهم ایشان با یکدیگر شاید هیچ نویسنده ای به پای او نرسد.»

او با کارگردانانی چون کنستانتین، استانیسلاوسکی و نمیرویچ دانچنگو آشنا شد که این امر علاقه او به تئاتر را تشدید کرد.

مرغ دریایی یکی از مشهورترین آثار اوست. این نمایشنامه که شکوه زندگی را علی رغم تمامی سردی و تیرگی آن اعلام می کند، برای چخوف اهمیتی صدچندان داشت. باغ آلبالو نیز از دیگر آثار معروف اوست که بارها در کشورهای مختلف اجرا شده است.

اما با آغاز قرن بیستم و وقوع جنگ های جهانی تنهایی و انزوای انسان بیشتر دستمایه نویسندگان قرار گرفت. ادبیات پوچی و در نتیجه تئاتر نیز حاصل این دوران است. این اصطلاح عمدتاً به آثار نمایشی نویسندگانی چون ساموئل بکت، ژان ژنه، اوژن یونسکو، هارولد پینتر و ادوارد آلبی اطلاق می شود و شاخه مهمی از ادبیات پوچی به شمار می آید، مبانی تفکری و تلقی فلسفی نویسندگان تئاتر پوچی از مکاتب ادبی، سوررئالیسم، اکسپرسیونیسم، اگزیستان اسیالیسم و آثار ژان پل سارتر، آلبر کامو، فرانتس کافکا و جیمز جویس ریشه می گیرد.

بنا بر تفکر این نویسندگان، انسان بریده شده از اعتقادات مذهبی و معنوی و آگاه به پوچی اعتقاداتی که آنها را فریب می داند، در جهانی خالی از معنا و هدف، فقط دلخوش به امیدهایی در فراسوی این زندگی ملالت بار و بی معنی، دست و پا می زند.

بهترین نمونه چنین انسان سرگشته و خودفریبی، ولگردهای نمایشنامه در انتظار گودو اثر ساموئول بکت هستند.

موضوع این نمایشنامه که اولین نمایشنامه تئاتر پوچی است و نخستین بار در سال ۱۹۵۷ به اجرا درآمد، بر محور انتظار دو ولگرد بیکاره دور می زند. نمایشنامه با انتظار این دو برای آمدن شخص مرموزی به نام «گودو» آغاز می شود. در تمام طول بازی، هیچ حادثه عینی مهمی رخ نمی دهد و تماشاگران فقط ناظر گفت و گوهای بی معنی و بی ربط و حرکات تکراری و بی ثمر این دو شخصیت هستند. حرکات و کلمات این بازیگران به قدری تکراری می شود تا احساس پوچی و بی معنایی در تماشاگر برانگیخته شود و او دریابد انتظار این دو شخصیت نوعی خودفریبی است.

از حیث ساختار نمایشنامه پوچی هیچ شباهتی به نمایشنامه های دیگر ندارد و سیر حوادث آن معمولاً فاقد رابطه علت و معلولی است. عناصر ادبی و نمایشی در این قسم تئاتر نهایتاً به منظور ایجاد تصویری شاعرانه و بلاواسطه از بی معنایی هستی بشر به کار گرفته می شود. زبان در تئاتر پوچی به سوی نوعی آشفتگی و بی معنایی گرایش می یابد، به نحوی که عملاً از قدرت ایجاد ارتباط واقعی تهی می شود و تنها در حد یک واسطه شنیداری برای انتقال این حس پوچی، تنهایی و بی همزبانی به تماشاگر باقی می ماند. این نوع تئاتر نخستین بار توسط مارتین اسلین نویسنده لهستانی الاصل در کتاب تئاتر پوچی بدین نام خوانده شد.

اما جدا از این نویسندگان و تئاتر پوچی بودند درام نویسان دیگری که سبک های جدیدی را بنیان نهادند. برتولت برشت با پدید آوردن سبک epic (حماسه) تحولی عظیم در تئاتر ایجاد کرد و مقابل کنستانتین استانیسلاوسکی قرار گرفت. بسیاری از آثار او چون دایره گچی قفقازی، صعود مقاومت پذیر آرتور واویی، آنکه گفت آری، آنکه گفت نه، انحطاط و... مؤید و حامی این نظریه به شمار می آیند.

در هرحال نمایشنامه نویسی هنری است که با توجه به روح تصویر بشر همچنان در ادبیات بوده و خواهد ماند. برخی از این درامها بخصوص از نوع شرقی آن به واسطه سنت های محدود به خارج صادر نشده و اطلاعات دقیقی از آنها در دست نیست. اما به مجموعه نامهایی که در این نوشته آمد، باید آشیل، همور، ولتر، ویکتور هوگو، لئو تولستوی، آگوست استریندبرگ، موریس مترلینگ، رومن رولان، ماکسیم گورکی، جیمز جویس، جان اشتن بک، ژان ژنه، گونتر گراس، داریوفو، اتول فوگارد، پیتر هاندکه و... را نیز افزود. نامهایی که مجال پرداختن به آنها نبود، اما سهم و نقش آنان را نمی توان در تاریخ نمایشنامه نویسی جهان از نظر دور داشت.

http://www.namayeshnameh.blogfa.com