Locked دریافت Toolbar آفتاب
مقالات فرهنگی و هنری هنرهای نمایشی ارتباطات در جهان ماشینی
۲۲ دى ۱۳۸۸
  ◊   دفعات نمایش : ۱۳۹        Tuesday, Jan 12, 2010
ارتباطات در جهان ماشینی
نگاهی به نمایش”بازی استریندبرگ” نوشته فردریش دورنمات به کارگردانی مژگان خالقی
ارتباطات در جهان ماشینی

نمایش"بازی استریندبرگ" نمایشی است انتزاعی از روابط زن و مرد. نمایشی که در آن تنش های زندگی زناشویی ادگار و آلیس با حضور کورت، شکلی دیگر می گیرد. شکلی که در نهایت طرز تفکر هر دو آن ها را نسبت به دیگری فاش می کند.

ادگار و آلیس زن و شوهری هستند که هر دو از نفرت آکنده شده اند و جز بیزاری نسبت به یکدیگر حسی ندارند، اما این رابطه که توأم با خشونت و تندی است در هر دو آن ها بخشی از وجودشان را تشکیل می دهد. بخشی که تمایلی دائم به آزار دیگری دارد. در"بازی استریندبرگ" خانواده ای ترسیم می شود که با دوری فرزندان و رفتن خدمتکارها، تنها یک زوج میانسال ارکان آن را تشکیل می دهند. زوجی که برعکس کلیشه های رایج نه تنها به هم وابسته و همراه یکدیگر نیستند، بلکه دائماً در پی آزار و شکنجه روحی به یکدیگر هستند.

در این نمایش علاوه بر نمایش وضعیتی حاد که هر لحظه به نقطه انفجار نزدیک می شود و در آن ادگار و آلیس هر کدام به نوعی نفرت خود را از دیگری ابراز می دارند، تصویری جداگانه از هر کدام از کاراکترها نیز ارائه می شود. تصویری که هر آن و با هر پیشروی کوچکی در روند داستان، فروپاشی هر کدام از آن ها را به نمایش می گذارد. آلیس و ادگار در آغاز نمایش به صورتی اتوماتیک وار بر سر هم فریاد می کشند و گویی این فریاد کشیدن به نوعی عادت در آن ها تبدیل شده اما با ادامه ماجرا، فریادهای آن ها به ابزاری برای شکنجه و حتی به سمت مرگ سوق دادن دیگری پیش می رود. آلیس آرزوی مرگ ادگار را دارد و این آرزو را از کورت نیز پنهان نمی کند. او برای انتقام گرفتن از ادگار کورت را نیز قربانی می کند. ادگار و آلیس در یک موضوع با هم توافق دارند و آن بیرون کردن دیگری از زندگیشان و در صحنه های پایانی نمایش، اخاذی کردن از کورت است؛ اما هر دو آن ها در نهایت همچون تکه ای کاغذ در مسیر بازی ای که به راه انداخته اند مچاله شده و از بین می روند.

اجرای"بازی استریندبرگ" نیز همچون نمایشنامه آن از فضایی خشن و پر التهاب برخوردار است. بازیگران بازی های انتزاعی دارند که از ترکیبی از شیوه بیان و لحن نامتعارف، میمیک متنوع و بیان بدنی متفاوت به وجود آمده است. در شروع نمایش و در ادامه آن در هر صحنه ای که ادگار و آلیس با هم سخن می گویند تنها بر سر هم فریاد می کشند. آن ها نمی توانند با صدایی عادی با هم سخن بگویند، اما گفت وگوی آنها با کورت آرام تر است و تنوع لحن بیشتری دارد. بازیگر نقش کورت نیز از همین شیوه بیان ملایم تر استفاده می کند و بدین شکل میان صحنه هایی که تنها آلیس و ادگار دیالوگ دارند با دیگر صحنه ها، از نظر شکل بیان تفاوت اساسی وجود دارد که به تمایز میان صحنه ها کمک می کند. در استفاده بازیگران از بدن نیز با تفاوت هایی در بازی زوج ادگار و آلیس با کورت روبرو می شویم. گرچه این تفاوت ها به وضوحِ تفاوت در شکل بیان آن ها نیست، اما همچنان به تمایز صحنه های دو نفره آن ها از سایر صحنه ها یاری می رساند و به این صحنه ها هویتی جداگانه می بخشد که خاص زندگی پر از خشم و نفرت این دو نفر است. استفاده از میمیک نیز در بسیاری صحنه ها کاربردی است، مانند صحنه ای که ادگار و آلیس بر سر موضوع دخترشان دعوا می کنند و هر کدام محکم پلک می زنند و با این حرکت اغراق آمیز عصبی بودن خود را نشان می دهند. همه این ها در کنار هم بازی های انتزاعی و خاصی را که به وجود آورده که ویژگی آن ها منحصر به فرد بودن و در خدمت کلیت کار بودن است.

علاوه بر این شیوه بازی ها و نیز نحوه میزانسن های تعیین شده از سوی کارگردان در کنار هم به شکل گیری نوعی طنز می انجامد که ویژه این نمایش است و از شکل های رایج و کلیشه ای به دور است. نمونه های تصویری نگاه طنز آلود را در این نمایش می توان در اولین صحنه حضور کورت نزد ادگار و آلیس، در صحنه گفت وگوی ادگار و کورت در حالی که خمیر ریش می زند، در صحنه بازی های دو نفره کاراکترها پشت میز شطرنج، در صحنه بازی با گلی که از طرف افسران جزء و دسته موزیک برای ادگار فرستاده شده و .... دریافت.

در جای جای متن و دیالوگ ها نیز می توان استفاده عناصر گوناگون برای ایجاد طنز را پی گرفت که مهم ترین آن ها تکرار است. تکرار که به عنوان یکی از مشخصه های نمایش های ابزورد شناخته شده در این نمایش کاربردی فراوان دارد. تکرار در میزانسن و در دیالوگ ها فضایی را به وجود می آورد که در آن همه چیز به سمت پوچی و بی هدفی سوق دارد. اگر در لحظه ای به نظر می رسد کاراکترها هدفی را دنبال می کنند، در لحظه بعد این تصور از بین می رود و بدین ترتیب نمایش در فضایی غیررئالیستی که نمونه ای از فرو پاشیدن عواطف انسانی است، ادامه می یابد. تصویری که سنگینی فضای آن با وجود دارا بودن طنز در برخی صحنه ها، مخاطب را به چالشی درونی با خود و جهان اطرافش بر می انگیزد.

دیگر آن که نمایش"بازی استریندبرگ" از فشردگی ای برخوردار است که مشخصه جهانی ماشینی است. جهانی که در آن ارتباطات شکل نمی گیرد و هر آنچه هست پوسته ای ظاهری است که با تلنگری در هم می شکند. پوسته ای که به هیچ عنصر پاینده ای متصل نیست، حتی رابطه میان کورت و آلیس که می تواند تعبیری از عشقی کهنه و فرسوده باشد از هر ویژگی ای خالی است. ادگار نیز در برابر این ماجرا عکس العملی نشان نمی دهد. همه چیز به سادگی برگزار می شود. از طرف دیگر زمانی که کورت نیز از طریق آلیس مطلع می شود که ادگار زمانی با همسر او رابطه داشته ، عکس العمل چندانی نشان نمی دهد. گویی در جهان آنان ارتباطات، خیالی بیش نیست. همه چیز مجازی و وهم انگیز به نظر می رسد و هیچ ماجرایی در زندگی آن ها وجود ندارد که بتواند ذره ای بر آنان تاثیرگذار باشد.

کارگردانی نمایش"بازی استریندبرگ"، از حال و هوایی همچون تابلوهای آّبستره برخوردار است. خطی در پی خطی و نشانه ای که می تواند از سوی یک تماشاگر به یک دنیا معنا تعبیر شود و از سوی تماشاگری دیگر تنها عنصری فضاساز محسوب شود. میزانسن ها، نحوه بازیگردانی، فضا و حس کلی صحنه نمایش از ترکیبی برخوردار است که هر کس را به تأویلی فرامی خواند. تأویلی بر اساس نشانه های موجود در صحنه که هر کدام همانند عنصری فشرده شده و عصاره مجموعه ای از حس ها و اعمال هستند. مژگان خالقی در کارگردانی این اثر با دقت تمام، ظرایف کارگردانی را در نظر گرفته و نتیجه آن که با نمایشی روبرو می شویم که از حیث کارگردانی و بازیگری و نیز قدرت ارتباط با تماشاگر در سطح مقبولی قرار دارد.

طراحی دکور در این نمایش به خلق بسیاری از میزانسن ها یاری می رساند و با کمک حجم های موجود در صحنه چینش های متفاوت و متنوعی به وجود می آید که هر کدام موقعیت خاصی را القا می کنند. نکته جالب آن که تقریباً در تمام صحنه هایی که آلیس و ادگار با یکدیگر دیالوگ رد و بدل می کنند میزانسن های آن ها به گونه ای طراحی شده که دور از یکدیگر قرار گیرند. این موضوع در زمان استفاده آن ها از حجم ها نیز به چشم می خورد. برعکس این موضوع در بازی های همزمان کورت و آلیس به چشم می خورد که در بسیاری صحنه ها در کنار یکدیگر قرار دارند. قاب شیشه ای که در انتهای صحنه آویزان شده هم در طراحی میزانسن های متنوع، موثر است و هم با قرار گرفتن بازیگران پشت آن، کیفیت صدا به گونه ای تغییر می کند که تاثیری متفاوت بر مخاطب دارد.

افسانه نوری
ایران تئاتر ( www.theater.ir )
بازی‌استریندبرگ
دریافت مقاله ثبت مقاله آفتاب من چاپ بازگشت
نگاهی به نمایش”لیرشاه“ نوشته حمیدرضا نعیمی و کارگردانی آرش دادگر
لیرشاه" حمید رضا نعیمی برگرفته از لیرشاه ویلیام شکسیر است. اما این نمایش تفاوت‌هایی هم با اثر شکسپیر دارد. نوعی طنز در این اثرغالب می‌شود که خواه ناخواه تراژدی شکسپیر را تحت‌الشعاع خود قرار می دهد.بنابراین در وهله اول یک کمدی تراژیک در صحنه شکل می‌گیرد که ساختاری …
۱۳ دی ۱۳۸۸
یک نمایش کامل
نگاهی به نمایش ”به روایت خسرو پسر معین البکإ” نوشته فرهاد ارشاد و کارگردانی بیتا عبائیان
۱۲ دی ۱۳۸۸
حکایت سیاوش گمشده انسان ها
نگاهی به نمایش سوگ سیاوش
۳۰ آذر ۱۳۸۸
از این سو تا آن سوی صحنه
نگاهی به چند نمایش اجرا شده در شهر تهران
۳۰ آذر ۱۳۸۸
میل پنهان به معامله ممنوع
درباره نمایشنامه «در خلوت مزارع پنبه» نوشته برنار- ماری کلتس
۲۵ آذر ۱۳۸۸
مرگ فجیع موتور سوار
مرگ فجیع موتور سوار
شرط فرمانده سپاه ولی امر برای بازگشت خاتمی به عرصه سیاست
شرط فرمانده سپاه ولی امر برای بازگشت خاتمی به عرصه سیاست
خودكشی بی‌نتیجه زن جوان در مشهد
خودكشی بی‌نتیجه زن جوان در مشهد
بازیگر ارباب حلقه ها بخاطر آزار و اذیت همسر سابقش دستگیر شد !
بازیگر ارباب حلقه ها بخاطر آزار و اذیت همسر سابقش دستگیر شد !
چگونه کارمند خوش پوشی باشیم؟
چگونه کارمند خوش پوشی باشیم؟
لیدی گاگا بازهم با تظاهرات مردم روبرو شد !
لیدی گاگا بازهم با تظاهرات مردم روبرو شد !
مرگ دونفر تنها به خاطر یك فرغون شن!
مرگ دونفر تنها به خاطر یك فرغون شن!
مذاكرات بغداد چرا به نتیجه نرسید؟
مذاكرات بغداد چرا به نتیجه نرسید؟
یاریس گران بخریم یا ۲۰۶ محبوب؟
یاریس گران بخریم یا ۲۰۶ محبوب؟
آدم‌ها مثل صندوق پست هستند
آدم‌ها مثل صندوق پست هستند
 وبلاگ آفتاب 
معرفی آرشیو موسیقی
گروه خاک
 آلبوم عاشقم باش
◊  خشم با دیوانگی آغاز می‌شود و با پشیمانی پایان می‌پذیرد . فیثاغورث  ◊