هنگام این گفت و گو فرهاد آییش به تازگی ضبط نمایش خرده جنایت های زن و شوهری را به پایان رسانده بود و قرار بود بلافاصله از خلاصی خرده جنایت های زن و شوهری، در نمایش تلویزیونی هنر از نوشته های یاسمینا رضا به کارگردانی داود رشیدی مشغول بازی شود. پیش از این، آییش با همان تیم نمایش هنر، یعنی به اتفاق رضا بابک و داود رشیدی در تالار چهارسوی تئاتر شهر ( سه چهار سال پیش) در این نمایش بازی کرده بود، دیدن تله تئاتر آن برای کسانی که آن کار را دیده بودند. جذاب بود زیرا فرصتی شد که بتوانند به مقایسه یا حتی بررسی تطبیقی این دو شکل اجرایی از یک متن بپردازند.

با توجه به اینکه در چند تله تئاتر بازی کرده اید و کارگردانی چند نمونه از آنها را به عهده داشتید، تله تئاتر را چگونه رسانه ای می بینید؟

ـ همان طور که از اسم تله تئاتر پیداست، این رسانه هم تله است هم تئاتر. این دو رسانه چیزی هستند که در ظاهر با هم مغایرت دارند و همیشه هم، تئاتر، برای قشر خاص جامعه بوده. در همة ممالک هم مخاطب تلویزیون بدون انتخاب نگاه می کند. البته گاهی اوقات انتخاب کوچکی بین چند کانال دارد. همیشه چیزی که دربارة تلویزیون تصور می کنم این است که تماشاگران آن در یک اتاقی نشسته اند و در آن واحد دارند چای می خورند، آشغال منزل را خالی می کنند، دربارة بازی بازیگران و آن برنامه، نظر می دهند و ... در واقع تماشاگران تلویزیون تمرکز پایین تری دارند. ضمن آنکه در جعبه تلویزیون اندازه آدم ها کوچک تر از حد طبیعی است و در سینما بزرگ تر، و به همین دلیل تأثیر گذارتر بر مخاطب است. بنابراین با مقولة عجیبی به نام تله تئاتر روبه رو هستیم. در کشورهای خارجی و به خصوص انگلیس، معمولاً وقتی از تئاتر تلویزیونی صحبت می کنند، منظورشان پخش تلویزیونی نیست، هدف آن ها ضبط ویدئویی است تا تئاتر به یک صورت باقی بماند و بعد مخاطبانی که آن اثر اجرا شده را ندیده اند، نوار آن را اجاره کنند و ببینند. آن ها کاری که روی تله تئاتر انجام می دهند، خیلی بیشتر از آن چیزی است که ما انجام می دهیم. در آنجا ( انگلیس) حداقل هفته ای یک تله تئاتر ساخته و ضبط می شود.

کار کردن در حیطة تئاتر تلویزیونی، چقدر برای شما اهمیت دارد؟ و چگونه سعی می کنید این رسانه را به تئاتر صحنه نزدیک کنید؟

ـ ما وقتی به تئاتر صحنه نگاه می کنیم، هم کل و هم جزئیات صحنه را نگاه می کنیم یا انتخاب می کنیم که کل یا جزء صحنه را ببینیم. گاهی اوقات ترکیبی از کل و جزء را نگاه می کنیم. اما در تئاتر تلویزیونی، این انتخاب را کارگردان تلویزیونی برای مخاطب می کند. در اینجا این کیفیت کار اهمیت زیادی پیدا می کند تا تئاتر صحنه به تئاتر تلویزیونی تبدیل شود. بنابراین مقوله تئاتر تلویزیونی را جدی نمی گیرم و اگر هم این کار را انجام می دهم به عنوان یک عمل کیفی به آن نگاه می کنم.

از آنجا که اغلب تئاترهای تلویزیونی ما با مخاطبان کمتری روبه رو هستند، چگونه می توان مخاطبان را به توجه بیشتر به این مقوله ترغیب کرد؟

ـ هر تئاتری در هر کانال تلویزیون ایران اگر قرار است مخاطبی داشته باشد، به خیلی از چیزها بستگی دارد، مثلاً اینکه اثر قابل تأملی باشد، ساعت پخش آن چه ساعتی باشد و .... اگر به این مسائل توجه نشود و مخاطب، آن را نگاه کند، می تواند حتی برای او ضرر هم داشته باشد. برای اینکه این بار او دارد یک برنامه ای را می بیند که بسا ممکن است از آن خوشش نیاید. خوب در این صورت بعضی از مسائل او راحت تر از او گرفته می شود. به خصوص زبان ایرانی که آشناتر و نزدیک تر به فرهنگ او ( مخاطب ایرانی) است ممکن است حتی تله تئاتر در ساعت هایی پخش بشود که هر مخاطبی به سراغ آن نرود. در سال های اخیر در کشور ما، تله تئاترهایی ساخته و پخش می شود بدون آنکه حتی چند تبلیغ برای ساعت پخش آن در نظر گرفته شود اگر بتوانیم تعداد محدودی تله تئاتر خوب درست کنیم که مخاطب بخصوصی داشته باشد و برای آن تبلیغ کافی کرده باشیم، آن وقت درست عمل کرده ایم. ضمن آنکه مخاطب را گول نزنیم. به هر حال وقتی که راجع به تله تئاتر صحبت می کنیم، نمی توانیم از مخاطب عام حرف بزنیم و فقط به این مخاطب فکر کنیم. در آن صورت با خودمان شوخی کرده ایم.

اغلب تله تئاترهایی که کمدی هستند، مخاطبان بیشتری دارند و به ارتباط بیشتر با مخاطب دست پیدا کرده اند. چرا تئاترهای تلویزیونی از این ارتباط بیشتر محروم هستند؟

ـ شما ببینید کدام تله تئاتر تا به حال موفق به این ارتباط شده است؟! اتفاقاً ممکن است که بیشتر از معمول این تله تئاترها، تماشاگر داشته باشد. حتی تله تئاتر کمدی برای مخاطب خاص است. در تله تئاتر نباید نیت روشنفکری دیده شده باشد.

می خواهم بپرسم یعنی نمایشنامه ایرانی اگر در ساخت یک تئاتر تلویزیونی استفاده شود، برای مخاطبان ما جذاب تر نخواهد بود؟

ـ صد در صد نمایشنامه ایرانی برای مخاطبان تله تئاتر ما جذابیت دارد. اگر مدیران تلویزیونی به ساخت تله تئاترهایی بر اساس نمایشنامه های ایرانی روی بیاورند، موفق ترند. برای اینکه هر وقت از نمایشنامه های ایرانی در ساخت تله تئاتر، استفاده شده خیلی بیشتر جواب داده است. با سیاست هایی که از سوی مدیران دیده شده، به نظرم آن ها درصدد هستند که مخاطبان بیشتر و بهتری پیدا کنند.

جذابیت های نمایشنامه خرده جنایت های زن و شوهری چه بود که شما ترغیب شدید تا آن را بسازید؟ چون شنیدیم که شما به متن ایراداتی گرفته بودید.

ـ شما اگر مرا می شناسید، می دانید که من هرگز دنبال چنین متنی، نه برای اجرای صحنه و نه برای تئاتر تلویزیونی، نمی روم. نمایشنامه خرده جنایت های زن و شوهری از نظر موضوع بسیار جذاب است، اما از نظر درام و نمایشنامه نویسی و دیالوگ نویسی، بسیار خسته کننده است و به نظرم نصف یا دو سوم نمایشنامه قابل تحمل نیست. برای اینکه اولاً در یک متن طولانی، یک فرم و شکل جاری است. دوم اینکه دیالوگ های فلسفی و روشنفکرانه آن چنانی در آن وجود دارد که صرفاً آن ها از دهان و زبان اشمیت ( نویسنده آن) بیرون آمده و نه از زبان شخصیت ها و آن ها را به صورت مبتدیانه در دهان آن ها گذاشته. سوم اینکه، این دیالوگ ها از موقعیت های رئالیستی دو انسان در زندگی روزمره و جاری آن ها نشئت نگرفته است. از نظر من یک چنین متنی مشکل دارد و نمی تواند نمایشنامه بی نقصی باشد. ولی این متن برای ساخت تله تئاتر از طرف آقای آزادان ( تهیه کننده) به صورت بسته بندی به من پیشنهاد شد و او خواست ظرف دو سه هفته آینده با بازیگرانی که از طرف او انتخاب شده بود، کار کنیم.

پس چرا قبول کردید که این متن را تبدیل به تله تئاتر کنید. آیا چون فقط به شما این متن پیشنهاد شده بود یا ...؟

ـ حالا چرا قبول کردم، چون دیدم! اتفاقاً! این موقعیت برای این نمایش ایجاد شده است. انتخاب این بازیگران راهی بود که این کار را ملموس تر کند. این دو بازیگر متفاوت با دو نوع خصوصیت و هنر متفاوت هستند و هر کدام از آن ها توانایی خاص خودشان را دارند. در این مورد به خصوص این است که هر دوی آن ها این خصوصیت را دارند که نقش را از آن خود بکنند. هر دو به صورت زیر پوستی بازی می کنند. من هم به عنوان کارگردان از بازیگران خواستم که ساده و روان بازی کنند. در واقع همیشه در کارگردانی از بازیگرانم می خواهم به این صورت ( ساده و روان) بازی کنند. سعی کردم متن ترجمه شده را ساده و روان کنم. مواظب بودم، طراحی دکور و لباس و گریم آن گونه نباشد که یکی از آن ها ( منظور، طراحی هاست) بخواهد با دیگری رقابت کند و به دنبال آن مجموعه غیر قابل تحملی تولید شود. در این کار بازیگران به همین سادگی بازی می کنند و در عین حال شهرت و محبوبیت آن ها باعث می شود که مخاطبان بیشتر به آن توجه کنند. در خیلی از مواقع بسیاری از مخاطبان با دیدن ظاهر یک تله تئاتر، تصمیم می گیرند که تلویزیون را خاموش کنند یا کانال خود را تغییر دهند، چون بسیاری از عناصر آن تله تئاتر در رقابت با دیگر عناصر کار قرار دارند.

در صورتی که با ساخت چنین تله تئاترهایی که با شرکت بازیگران محبوب و مشهور و با بازی های ساده و روان، رقابت نکردن هر یک از عناصر بصری، کار با دیگر عنصرها، ممکن است مخاطبان، یک بار دیگر این بخت را پیدا کنند این تئاتر تلویزیونی را نگاه کنند. اساساً ساخت چنین تله تئاترهایی یک مسئولیت منحصر به فردی برای کارگردان ایجاد می کند.

اینکه یک عده مخاطب به خاطر ظاهر ساده و روان و بازیگران مطرح و محبوب، می توانند تا به آخر جذب تله تئاتر شوند و یک تئاتر تلویزیونی را تا پایان نگاه کنند یا نه. در مورد این تله تئاتر خرده جنایت های زن و شوهری نگرانی هایی داشتیم که بعضی ها بر طرف شد و بعضی ها هم برطرف نشد. به هر حال این پروژه یک تله تئاتر است مثل همه تئاترهای تلویزیونی با مخاطبان بسیار محدوده اما من، به آن به عنوان یک مقوله کیفی نگاه می کنم تا یک مقوله کمی.

با توجه به این توضیحات درباره کاستی ها و نواقص نمایشنامه، متن اشمیت چقدر تغییر کرد یا حذف شد؟

ـ در متن نمایشنامه هیچ حذفی صورت نگرفت. من به خانم نیکی کریمی و آقای محمدرضا فروتن تبریک می گویم که توانستند به خوبی کلمات قلمبه سلمبه متن را از آن خود کنند که هم این دو نفر و هم من نسبت به متن عکس العمل داشتیم. بعضی وقت ها در هنگام تمرین، دیالوگ های آن به نظرمان بسیار زیبا بود اما خنده مان می گرفت چون نسبت به موقعیت ها و شخصیت های رئالیستی که داشتند، اصلاً هم خوان نبودند و ما فقط آن ها را از زبان اشمیت می شنیدیم. به هر حال چالش بسیار بزرگ ما در این کار این بود که دیالوگ ها و ترجمة این کار به صورت خودی شوند گویی که از فرهنگ ما بوده است.

به غیر از بازیگران خاص این اثر، که از سوی تهیه کننده انتخاب شدند و هر دو جزء سوپر استارها هستند، آیا تهیه کننده به وجه مقبولیت شما در بازیگری هم توجه کرده که کارگردانی آن را به شما پیشنهاد کرده است؟ آیا این باعث شد که شما تن به همه خواسته های تهیه کننده بدهید؟

ـ به هر حال مرا به عنوان کارگردانی انتخاب کردند که سوابقی از تئاترهای مرا دیده بودند که آثارم با مخاطبان بسیاری ارتباط برقرار کرده بود. اما من چه در به اجرا در آوردن یک نمایش در روی صحنه و چه در ساخت تله تئاتر، از سلیقة خودم پایین تر نمی آیم و به کسی نمی دهم. تلاش می کنم با حفظ سلیقة خودم مخاطب بیشتری داشته باشم و این را به عنوان کارگردان صحنه و تئاتر قبلاً نشان دادم و گرایش من هم در تلویزیون به همین شکل بوده است.

در درون خودم با خودم بحث هایی می کنم مثلاً اینکه اگر همه بچه های تئاتر مثل من باشند، تئاتر و آن ها لزوماً رشد نخواهند کرد. رشد فرهنگی هنری البته یک مبحث دیگری است. به مخاطب خاص هم، باید جواب بدهم. در زمانی که نیما یوشیج آمد سبک جدیدی را در شعر ابداع کرد و شعر نو را پدید آورد به او گفتند که شما مخاطب عام ندارید. نهایتاً چند شاعر مثل شاملو، فروغ فرخزاد و ... به شعر نو علاقه مند می شوند و سر و جمع شاید سی شاعر به این سبک علاقه مند بشوند. نیما هرگز وسوسه این نشد که در رادیو و تلویزیون اشعارش را بخوانند یا در روزنامه بخواهد اشعارش را منتشر کند. نسبت به این نوع برخوردهای مخالفت آمیز عکس العمل داشت و می گفت بعضی چیزها احتیاج به زمان دارد. بعد از گذشت دو دهه از پدید آمدن شعر نو دیدیم که صدها شاعر شعر نو هم پیدا شد و امروزه ما می بینیم که هزاران شاعر شعر نو داریم.

در تاریخ دو دهه از گذشت شعر نو، مثل گذشت یک لحظه است. و ما دیدیم که نیما چگونه در ادبیات ما یک انقلاب فرهنگی به وجود آورد. در ساخت تله تئاتر قبل از هر چیز باید با خودمان روشن کنیم که با همین تعداد محدودی که مخاطب داریم می خواهیم راجع به چه چیزی صحبت کنیم. به هر حال تله تئاتر هیچ وقت نمی تواند با مخاطب عام ارتباط زیادی برقرار کند و تلویزیون با مقوله ای مثل جذب مخاطب همواره و بسیار زیاد روبه رو بوده است. ضمن اینکه می توانم این را یادآوری کنم که جای تئاتر در تلویزیون هست یعنی تله تئاتر به عنوان یک رسانه و یک برنامه می تواند با مخاطبانی محدود ارتباط برقرار کند. اینکه با مخاطبان خودش چگونه ارتباط برقرار کند مهم است. مثل سالن های کوچک و بزرگ تئاتر شهر است. در هر سالنی به مقتضای سالن خودش، نمایش اجرا می شود.

در چند سالن که تالار خورشید، نمایش هایی اجرا می شد و هر شب هم مثلاً سی تماشاگر داشت و در واقع سالن پر بود و همه مخاطبان با نمایش های آن سالن ارتباط برقرار می کردند. این ارتباط، ارتباط کیفی بود و نه کمی. چون ظرفیت تالار به اقتضای نوع نمایش هایی که در آن می رفت محدود بود. اما مخاطب تله تئاتری که من ساخته ام ممکن است ارتباط کمی بیشتری با مخاطبان خود برقرار کند اما در عین حال ادعا می کنم که ارتباط کیفی بیشتری می تواند برقرار کند. در این کارم سعی کردم همه چیز ساده شود، به کلیشه ها نزدیک نباشد اما به سینما نزدیک تر باشد. اگر چه یک موقعیت، در یک مکان و دوربین از یک سو، متن را نشان می دهد. به نوعی تئاتر و سینماست اما برای تلویزیون و در واقع مختص خودش است.

شما برای جذابیت بخشیدن و متفاوت کار کردن در نوع ساخت تئاتر تلویزیونی به غیر از بازیگران سوپر استار، چه کارهایی انجام دادید؟

ـ به غیر از مسئله سوپر استار بودن بازیگران که می تواند مخاطبان تئاتر تلویزیونی را بیشتر کند، نوع میزانسن، طراحی صحنه، لباس و گریم، نوع نوشته و ارتباطی که با ترجمه کار داشتیم، به گونه ای این ها را در این کار انتخاب و اجرا کردم که ساده تر باشد. از آنجا که می دانم شما کارهای من را دنبال کرده اید و می شناسید، چه در نمایشنامه و چه در کارگردانی صحنه، می توانم دست بگذارم در عمق اما یک رشته از مفاهیم را در سطح نشان بدهم.

همیشه سعی کردم در کارهایم مسائل عمیق را در سطح نشان بدهم. همیشه گرایش داشتم که مقولات روشنفکری را به صورت پنهان ارائه بدهم و نه عریان. در این کار هم به همین دلیل ( که گفتم) سعی کردم تله تئاتر را به سمت و سوی سلیقة خودم ببرم. البته به غیر از مقولة بازیگران. فکر می کنم در تله تئاترهایی که تا به حال ساخته شده در اکثر مواقع عوامل و عناصر مختلف آن با یکدیگر رقابت می کنند. این برای نتیجة نهایی، حرکت مطلوبی نیست. در اغلب مواقع در تله تئاترهای ساخته شده تلویزیون خودمان، دیده ایم که دکور غلو شده، بازی غلو شده، لباس غلو شده، گریم غلو شده، کارگردانی غلو شده، میزانسن های غلو شده با هم در رقابت هستند و یک مجموعه ای را ساخته اند که مخاطب عام، و حتی مخاطب خاص، از آن دوری می کند.

برای اینکه کلیت کار مثل مسابقه شده و هر کسی از عوامل کار به رقایت با دیگری برخاسته است. شما اگر آمار کوچکی از تماشاگران بگیرید. متوجه می شوید که همة این غلو شدگیهای تله تئاترهای ساخته شده، موجب اذیت و آزارشان شده است.

از آنجا که اغلب در ساخت تله تئاترهای ما از متون خارجی استفاده شده و یکی از دلایلی که کمتر، این متون مورد توجه تماشاگران تله تئاتر ما قرار گرفته است، فکر نمی کنید اگر از این نمایشنامه ها اقتباسی صورت بگیرد و آن ها آدابته شوند، می توانند با تماشاگران ایرانی بیشتر ارتباط برقرار کنند؟

ـ فکر می کنم که مقوله آدابتاسیون و اقتباس نه تنها برای تله تئاتر ما بلکه برای تئاتر صحنة ما بسیار مفید است. برای اینکه من نویسنده نوعی، اقتباسی را که انجام می دهم، در اصل من آن اثر را از چشم یک نویسنده به خوبی درک می کنم و به آن از همه جوانب نگاه می کنم و بعد آن را از زاویه و نگاه خودم به فرهنگ خودم می بینم. در این داد و ستد فکری، چیزهای خیلی خوبی به دست می آید و خیلی هم می توانم تأثیرگذار باشم. نمایشنامة کمدی «شام اول» من هم تجربه ای در مسیر اقتباسی بود که آن را از نمایشنامه آوازه خوان طاسی اقتباس کردم. در اصل داستانی آوازه خوان طاس را ایرانیزه کردم و هنگامی که آن خوانده می شد، گویی یک نویسنده ایرانی آن را اساساً نوشته است. در این کار من از نظر محتوا و نگاه فلسفی یونسکو و از نظر موضوع و ساختار فرم، کاملاً به اثر اصل وفادار بودم اما کل آن ایرانی شده بود و به نظرم خیلی موفق بود و به این تجربه هم افتخار می کنم. برای نویسنده جوان، این کار ( اقتباس) خیلی می تواند مفید باشد. به این وسیله می توان نویسنده و نمایشنامه نویس خوبی را به وجود آورد. یک نویسنده جوان اگر از آثار شکسپیر، چخوف، یونسکو، بکت، مولر و ... اقتباس کند، چه شناخت زیادی هم از این نمایشنامه نویسان و هم از آثار آنان و فرهنگ ایرانی و اروپایی پیدا می کند. او باید در این مسیر برای پیدا کردن همتای آن مفاهیم و موضوعات و آدم ها در ایران، جست و جو کند تا موفق به پیدا کردن مترادف آن ها شود. اگر این کار صورت بگیرد، حرکت جذابی می شود و در عین حال تئاترهای تلویزیونی هم مخاطبان بیشتری به دست می آورند.

در هنگام ساخت تله تئاتر چقدر به مخاطبان بیشتر فکر می کنید؟

ـ با اینکه من خودم خیلی به این مقوله اهمیت می دهم که در ساخت تله تئاتر یا اجرای نمایش در صحنه، مخاطبان بیشتری پیدا کنم و با آن ها ارتباط بهتر و بیشتری برقرار کنم، خیلی هم مواظب این مسئله هم بوده ام که به هر بهایی این کار را انجام ندهم. چون مقولة خطرناکی است. اگر چنین گرایشی پیدا کنیم که سطح سلیقه و فکر ما را پایین بیاورد، باید مواظب باشیم که چنین کاری را انجام ندهیم. نباید در این مسیر سطح هنر و خلاقیت خودمان را پایین بیاوریم. مثل گردابی می ماند که هر لحظه امکان فرو رفتن در آن وجود دارد.

نقش کارگردان تلویزیونی در ساخت تله تئاتر چقدر از اهمیت برخوردار است؟

ـ کارگردان تلویزیونی یکی از وجوه بسیار بسیار مهم از تله تئاتر محسوب می شود. به نظرم به این کار در تله تئاتر بیش از این باید بها داده شود. هم باید وقت بیشتری به آن ها داد و هم بودجه بیشتر. یک تئاتر تلویزیونی، بدون کارگردان تلویزیونی نمی تواند معنا پیدا کند. در همان پاسخ به سؤال اول یادآوری کردم که مخاطب تئاتر صحنه در یک لحظه، می تواند هم جزء و هم کل را ببیند یا می تواند جزئی از یک کل یا کل و یا جزء را انتخاب کند و ببیند. یا چند جزء را با کل ببیند. این کار را ناخودآگاه چشم من عمل می کند. در تئاتر تلویزیونی این عمل باید کارگردان تلویزیونی برای صحنه و مخاطبش انجام دهد. مثلاً مخاطبانش را به این مسئله توجه دهد که حالا این جزء را یا حالا این کل را نگاه کند. به همان اندازه که کارگردانی تئاتر و سینما اهمیت دارد، در تله تئاتر، کارگردان تلویزیونی اهمیت دارد.

چگونه می شود مخاطبان عام را به تله تئاتر نزدیک کرد و با آن آشتی داد؟ شما چه راه کارهایی را پیشنهاد می کنید؟ آیا مخاطبان تله تئاتر صرفاً خاص هستند؟

ـ فکر نمی کنم بشود. ما نباید به این مقوله توهّم داشته باشیم. بعضی از تله تئاترها ذاتاً مردمی هستند و می توانند جایگزین این آثار باشند. مثلاً نمایش های بویلنگ عبدو یا تئاتر گلریز یا بعضی از آن ها که من در اصفهان دیده ام. ولی این تئاترها صرفاً یک چیز سرگرم کننده هستند. فکر می کنم وقتی ما داریم دربارة مخاطب صحبت می کنیم، باید درباره این موضوع و مسئله صحبت کنیم که چگونه می شود او ( مخاطب) را به خودمان نزدیک تر کنیم. برای همین بیشتر داریم دور خودمان می چرخیم. باید هنرمندان مختلف وجود داشته باشند، آزاد باشند و کارشان را انجام بدهند تا سیلقه های مختلف و متنوع دیده شود، در این صورت خود به خود هر کدام از این ها مخاطبان خاص خود را پیدا می کنند. رسیدن به این مقوله، مستلزم راه باز و آزادی بیشتر است. انجام این کار مثل وجود بازار میوه و سبزی است که مردم به فراخور سلیقه و نیاز خود، از انواع و اقسام میوه ها، چند تا را برای خرید انتخاب می کنند و می خرند. در سینما و تئاتر و تلویزیون هر یک از مردم و مخاطبان، خوراک لازم فرهنگی شان را پیدا می کنند. به نظرم این نوع بحث ها راه به جایی نخواهند برد. بهتر این است که به همان هنرمندانی که داریم بسنده کنیم و آن ها را حمایت و پشتیبانی کنیم. هر چقدر جوانان بیشتری وارد این عرصه شوند و کارهای مختلفی ساخته و ارائه داده شود، هم این جوان ها در کارشان جا می افتند و کارشان قوام پیدا می کند و هم هر کدام از آن ها مخاطبان خود را پیدا می کند. ما نمی توانیم به جای مخاطبانمان تصمیم بگیریم و کاری را برایشان انتخاب کنیم. به نظرم این یک شوخی بزرگ است ...!

در اجرا و ضبط خرده جنایت های زن و شوهری برای اینکه مثلاً طراحی های مختلف کار غلو آمیز نباشد، چه کاری را انجام دادید؟ چون می دانیم این طراحی های غلو آمیز همیشه منجر به فرار تماشاگران از تله تئاترها می شوند.

ـ در این کار خواهشی که از همه همکارانم داشتم این بود که کارشان نامریی باشد و زیبا تا وحدت و انسجام کار دیده شود. نه اینکه یک بخش از کار فقط دیده شود. از کارگردان تلویزیونی که در این کار آقای مسعود فروتن همراه من بود، خواستم در لحظاتی که کار دارد پیش می رود، و همین طور از بازیگران و طراحان خواستم که به رقابت با همدیگر بر نخیزند. طوری نشود که مثلاً بازی یا لباس با دیگر عوامل و عناصر صحنه تئاتر تلویزیونی رقابت کند. خواستم کارشان را خوب و زیبا انجام دهند اما به صورت نامرئی تا یک بخش از کار از دیگر عوامل و عناصر، غلو شده دیده نشود و در چشم مخاطب نزند. برای همین لباس ها، ساده بود در رنگ بندی دکور از کنتراست زیاد و رنگ های متنوع استفاده نشده بود تا همه چیز از منطق زندگی روزمره داستانی دور نباشد. هر چند که داستان نمایشنامه دارد در یک کشور خارجی اتفاق می افتد، اما سعی کردم در طراحی لباس شخصیت زن به گونه ای عمل کنیم که خیلی به باور صحنه لطمه نزند.

چقدر سعی کردید از تله تئاترهای ایرانی متفاوت تر کار کنید؟

ـ دراین کار هدفم فاصله گیری از تئاتر تلویزیونی معمول ما نبود. سعی کردم با صداقت خودم و با سلیقه خودم به عنوان کارگردان، کارم را انجام دهم. چون اعتقاد دارم که در کار هنری آدمی باید خودش باشد و سلیقة خودش را ارائه بدهد. به گونه ای کارش را ارائه بدهد که با مخاطبان بیشتری هم ارتباط برقرار کند.

از وقتی که برای انجام این گفت و گو گذاشتید، بسیار سپاسگزارم.

بهزاد صدیقی