تئاتر و انقلاب مشروطیت تعزیه

تعزیه در دوران قاجار و از زمان فتحعلیشاه رونق گرفت کنت دو گوبینو که چهارسال میان سال های ١٢٣٦ و١٢٤٢ درایران بوده, درکتاب خود ادیان وفلسفه درآسیای مرکزی ازتکیه های کوچک و بزرگ با گنجایش ٣٠٠ تا ٣٠٠٠ تماشاگر و ازمعروف ترین آن ها تکیه های سپهسالار, حاج میرزا آقاسی

تعزیه در دوران قاجار و از زمان فتحعلیشاه رونق گرفت. کنت دو گوبینو که چهارسال میان سال های ١٢٣٦ و١٢٤٢ درایران بوده، درکتاب خود "ادیان وفلسفه درآسیای مرکزی" ازتکیه های کوچک و بزرگ با گنجایش ٣٠٠ تا ٣٠٠٠ تماشاگر و ازمعروف ترین آن ها تکیه های سپهسالار، حاج میرزا آقاسی، نایب السلطنه، و تکیه خانم ها: مهدعلیای اول مادر فتحعلی شاه و مهدعلیای دوم ملک جهان خانم، مادر ناصرالدین شاه نام می برد. ‏

سرهنگ گاسپار دروویل فرانسوی که در سال ١٢٠٠ در مراسم دسته و تعزیه حضور داشته می نویسد: "درایام محرم در ایران جز شیون و زاری و فریاد و تکرار نام حسین چیزی به گوش نمی رسد. دسته های عزادار، به صورت گروه های ٥٠ نفری، در لباس های پاره، یا "حسین" گویان ازکوچه ها می گذرند و گاه دست و سینه خویش را به طورِ خطرناکی با خنجر ضربت می زنند."

او در جایی دیگر گزارش می کند: " اما بهترین مرحله نمایش روز دهم محرم است. در آن روز یکی از درباریان که ایفای نقش حسین بن علی به وی محول شده است با سوارانی به کوفه می آید. ناگهان عبید بن زیاد در رأس چندین هزارسرباز سر می رسد. امام از تسلیم و بیعت سر باز می زند و با وجود همراهان معدود با شجاعت و شهامت بی نظیری به جنگ ادامه می دهد. من از دیدن این صحنه جاندار، که چیزی از واقعیت کم نداشت به حیرت افتادم. حیرتم وقتی فزونترشد که دیدم پس از پایان نمایش از ٤٠٠٠ تن سوار که بدون رعایت نظم و احتیاط به جان هم افتاده بودند، حتی یک تن نیز زخمی نشده است."

یک خارجی دیگر، اوژن فلاندن، در سال ١٢١٩ می نویسد: "... منظره ای که بیشتر مرا جلب کرد جنگی بود که بین پیروان خاندان حسین ولشکر یزید اتفاق افتاد. این منظره چنان اثر می کرد که انسان به شک می افتاد نکند حقیقی باشد..."

● تعزیه و تکیه دولت

ناصرالدین شاه که درسفر فرنگ تماشاخانه های اروپا را دیده و خوشش آمده بود، در سال ١٢٤٨ دستور داد با الهام از معماری ۰۳۹; آلبرت هال۰۳۹; در لندن، تئاتری با گنجایش ۲۰ هزار نفر ساخته شود. این کار به مباشرت دوستعلی خان معیرالممالک و با مشاورت مهندسین انگلیسی صورت گرفت. اما هنوز ساختمان به اتمام نرسیده بود که با موج عظیم مخالفت مجتهدان روبرو گشت، چندان که مجبورشد آن بنا را ۰۳۹;تکیه دولت۰۳۹; بنامد و به اجرای برنامه های تعزیه اختصاص بدهد.

تکیه دولت با صرف مبلغی معادل ۱۵۰ هزار تومان در زاویه جنوب غربی کاخ گلستان ساخته شد. بعد از تکیه دولت شاهزادگان و بازاری ها نیز تکیه های خود را بنا کردند. از آن میان می توان به تکیه منیرالسلطنه، مادرکامران میرزا نایب السطنه، تکیه قورخانه، تکیه اسمعیل بزاز و تکیه ی سید نصرالدین اشاره کرد.

ترکیب ساختمان تکیه دولت بدینگونه بوده است: سکوئی در وسط؛ دو ردیف پلکان دو یا سه تائی در طرفین سکو؛ گذرگاهی محیط بر سکو به عنوان جای اسب تازی و جنگ و جدال؛ غرفه ای هم سطح زمین به عنوان رخت کن بازیگران؛ محوطه ای محیط بر گذرگاه برای تماشاگران زن و کودک؛ و نهایتا غرفه ها و طاقنما هایی گرداگرد تکیه، دریک تا سه طبقه برای تماشاگران مرد.

تکیه دولت چند مدخل داشت که از برخی از آنها برای آمد و شد تماشاگران استفاده می شد. دو مدخل به انبار یا فضای پشت تکیه راه داشت که جای نگهداری شترها و افراد قافله و اسب ها بود. سواران ازیک مدخل وارد محوطه زیرسکومی شدند، دوری می زدند و از مدخل دیگر خارج می شدند.

سقف تکیه دولت چوب بست هایی بود که بر آنها چادر می کشیدند و به آسانی می شد آن را، بسته به تغییر هوا برداشت و گذاشت.

تعزیه خوانی در تکیه دولت با شکوه و جلال همراه بود. لباس های گرانقیمت، شال های ترمه، خنجر و سپر و شمشیر مرصع و کلاه خود مروارید نشان، این همه از موزه سلطنتی به عاریت گرفته می شد.

چنانکه کالسکه ای را که ناپلئون برای فتحعلیشاه به ارمغان فرستاده بود و هشت اسب آن را می کشید، به تکیه می آوردند و یزید و شمر از آن استفاده می کردند.

تعزیه خوانان از دربار مواجب می گرفتند و شخصی با عنوان معین البکاء ( یاور گریه!) تعزیه گردانی، رهبری و آموزش آنها را به عهده داشت.

نویسندگان نسخه های تعزیه عموما ناشناس مانده اند. همین قدر می دانیم که محمد تقی خان امیرکبیر مشوق برخی از شعرا از جمله یغمای جندقی در سرودن مرثیه برای تعزیه بوده است.

ساموئل بنیامین، سفیر ایالات متحده آمریکا که در فاصله سال های ١٢٦٢– ١٢٦٥ در ایران بوده، به دعوت ظهیرالدوله، داماد شاه، سه بار برای تماشای تعزیه با حضور ناصرالدین شاه به تکیه دولت رفته بود.

او در کتابش به نام ۰۳۹; ایران وایرانیان۰۳۹; درباره تکیه دولت، تعزیه، گروه موسیقی، طاقنماها و تماشاگران شرحی مبسوط و جالب آورده است. از جمله می نویسد: " تمام دایره تکیه، به استثنای راه تنگی که برای بالا رفتن بر روی سکوی میانی باقی گذارده بودند، سرتاسر پر بود از هزار هزار زن، تخمیناً چنین حدس زدم که باید ٤٠٠٠ نفر، همه روی زمین چهار زانو نشسته بودند..."

بنیامین در جای دیگر درباره موسیقی تعزیه گزارش می دهد: "موزیک عبارت است از یک دسته که در پشت تکیه ایستاده بودند. از خوشبختی جای آنها دور بود، زیرا که اسباب آنها عبارت بود از چند نقاره و کرناهای دراز و صدای آنها خشن و حزن انگیزبود که مرده را بیدار می کرد. نویسنده کتاب انجیل وقتی می نوشت که در روز آخرت صدای کرنایی مسموع خواهد شد و جمیع مرده ها را زنده خواهد کرد، مسلماً چنین کرنایی را در نظرداشته است."

و درباره آواز تعزیه خوانان می نویسد: " آوازی که علی اکبر، پسر امام حسین در وقت مفارقت می خواند نهایت حزن انگیزبود، مثل این که آواز مرگ خود را می خواند. مثل این بود که در دریای آدریاتیک، در شب تاریک، طوفان سخت شدیدی کشتی متلاطمی را دچار امواج خود کرده است، تا چند دقیقه صدای گریه و ناله و گاه گاهی صدای فریاد از هر طرف این بنا مسموع می شد. در خود طاقنای من همه گریستد جز من. و باید اقرار کنم که حالت من هم از این اوضاع رقت انگیز منقلب گردیده بود."

در دو بخش دیگر در باره ناصرالدین شاه و تعزیه می نویسد: "... وقتی عباس به اردو رسید دوستان، به حالت گریه او را از زین اسب برداشتنتد. عباس خون آلود و بی دست بر روی ریگ افتاد و بدرود زندگی گفت. در این اثنا شمر شمشیر مشعشع خود را کشید که سر عباس را ببرد. در تمام تکیه از یک طرف تا طرف دیگرصدای گریه و ناله فوق العاده دفعتا بلند شد. دراین وقت اعلیحضرت شاه از جای خود برخاستند و تماشا دفعتا به اتمام رسید. فورا شخص مجروح بلند شد، ایستاد و شمشیر دوباره درغلاف گذاشته شد."

کنار تعزیه سوگ آور، تعزیه های مضحک نیز به وجود آمد، از آن میان تعزیه عروسی بلقیس که سخت مورد علاقه ناصرالدین شاه بود. ماجرای آن این است که زنان قریش و خانواده های یهودی عروسی مجللی برگزار می کنند و برای تحقیر حضرت فاطمه از وی نیز دعوت می کنند.

حضرت فاطمه که لباس شایسته عروسی ندارد دعوت را نمی پذیرد. رسول اکرم می فرمایند برود. جبرئیل با حوریان بهشتی برای او لباسی مجلل می آورد. وقتی ایشان به مجلس عروسی پا می گذارند عروس از حسادت دق می کند، می افتد و می میرد. با دعای حضرت فاطمه عروس دوباره زنده می شود. با این معجزه عروس و مهمانانش به دین اسلام می گروند.

‏● از تعزیه به تئاتر

بعد از خلع محمدعلیشاه از سلطنت تعزیه خوانی در تکیه دولت برای مدتی موقوف شد و ساختمان رو به خرابی گذاشت. پس از کودتای رضاخان در سال ١٣٠٣ اعضای مجلس مؤسسان وی را در ٢١ آذر ١٣٠٤ در تکیه دولت به شاهی برگزیدند. شگفتا که هم او در سال ١٣٢٧ دستور به خرابی تکیه دولت داد.

به موجب سندی که آقای سیدعلی اکبربکایی، از تعزیه خوانان بنام ایران در سال ١٣٦٠ در اختیار من گذاشت، تا سال ١٣١١ که به دستور رضا شاه تظاهرات مذهبی یعنی سینه زنی، زنجیر و قمه زنی و اجرای تعزیه ممنوع شد در تهران و حومه ١٢٥ تکیه یا حسینیه وجود داشت.

نمایش آئینی تعزیه در جا و مقام خود هنری است والا، که با وجود ممنوعیت های دولتی تا امروز به زندگی ادامه داده است. اما این آئین نمایشی، که هدف ویژه ای را دنبال می کند، محتوای مشخص و غیر قابل تغییری دارد و به زمان و مکان خاص وابسته است.

با آغاز مشروطیت، نهضت بیداری و سازندگی پاسخگوی نیازهای اجتماعی، سیاسی، همچنین فرهنگی و هنری مردم نبود. از این رو بود که اندیشمندان و هنرمندان از تعزیه کناره گرفتند و در راه ارتباط با جهان به ترجمه روی آوردند و پایه گذار هنر تئاتر غرب در کشور شدند.

ایرج زهری کارشناس تاریخ نمایش در ایران