چند نكته درباره كتاب شاهین سركیسیان, بنیانگذار تئاتر نوین ایران مردی كه تئاتر را با حروف بزرگ می دید

این یادداشت تصمیم ندارد با استراتژی اصلی این كتاب مبنی بر مظلومیتِ شاهین سركیسیان در محیط تئاتر ایران همراه شود كه در این مورد تاكنون كم گفته نشده است

این یادداشت تصمیم ندارد با استراتژی اصلی این كتاب مبنی بر مظلومیتِ شاهین سركیسیان در محیط تئاتر ایران همراه شود كه در این مورد تاكنون كم گفته نشده است. نمونه‌اش را می‌توان در بخش چهارم همین كتاب تحت عنوانِ"یادبود نامه‌ها" دید كه در همان سال‌های مرگ سركیسیان بزرگانی در مورد عشق او به تئاتر و مظلومیت او در محیطِ تئاتر ما گفته‌اند. این یادداشت در آغاز می‌خواهد چند نكته را در حاشیه و از حاشیه‌ این كتاب مورد خوانش قرار دهد.

▪ نكته اول:

تئاتر ملی، تئاتر ایرانی و یا حتی نمایش سنتی در شكل قاعده‌مند خود همواره به شكل واكشن در مقابل تئاتر به عنوان یك رسانه هنریِ غربی عرض اندام كرده است. این نكته را در دو مقطع از تاریخ تئاتر ایران می‌توان به وضوح مورد خوانش قرار داد. اول آن جایی از این تاریخ كه می‌خوانیم، تأسیس تكیه دولت(به عنوان مهمترین مركز نمایش ایرانی و سنتی) ۱۶ سال بعد از چاپ مجموعه نمایشنامه‌های میرزا فتحعلی‌ آخوندزاده تحت عنوان"تمثیلات" بوده است و می‌دانیم كه آخوندزاده اولین كسی است كه تئاتر را با معنی غربی آن پیگیری می‌كند.

همچنین تأسیس این تكیه سه سال بعد از ترجمه نمایشنامه"مردم گریز" مولیر به عنوان اولین نمایشنامه ترجمه شده به زبان فارسی بوده است و این كه در ابتدا تكیه دولت به منظور اجرای نمایشنامه‌های غربی بنا می‌شود اما در ادامه به دلیل مخالفت‌های فرهنگی، تغییر كاربری داده و به اجرای تعزیه اختصاص پیدا می‌كند و یا این نكته كه سفرهای خارجیِ ناصرالدین شاه و درباریان و برخورد آن‌ها با فرهنگ غرب و میل به حركتِ جهشی به سوی آن فرهنگ در تأسیس این تكیه بی تأثیر نبوده است. اما نقطه‌ دومی كه نكته فوق را می‌توان در آن خواند، مربوط به محفل و گروه شاهین سركیسیان است.

▪ این نكته را در نقطه دوم چنین مورد خوانش قرار می‌دهیم:

به واسطه شاگردان و از جریانِ تمرینات و محفل سركیسیان در دهه ۳۰ سه جریان عمده تئاتر در دهه‌هایِ ۴۰ و ۵۰ شكل می‌گیرند.

یكی جریان آربی اُوانسیان در كارگاه نمایش، دوم جریان آتلیه تئاتر به رهبری بیژن مفید و سوم جریانی كه به واسطه علی نصیریان و عباس جوانمرد در گروه هنر ملی شكل می‌گیرد. در این میان در دو گروه هنر ملی و آتلیه تئاتر بر مفهوم تئاتر ملی(البته با تعاریف متفاوت) تأكید می‌شود. یعنی عمده كسانی كه در دهه ۴۰ و ۵۰ بر تئاتر ملی تأكید داشتند، برخاسته از محفل سركیسیان بودند و البته از این جهت در نقطه مقابل او. هر چند اصطلاح تئاتر ملی را در دایره واژگانِ سركیسیان نیز می‌توانیم پیگیری كنیم، اما تصور او از تئاتر ملی با تصور شاگردان او از این مقوله متفاوت است. سركیسیان در تعریف تئاتر ملی می‌گوید:«تئاتر ملی وجود دارد. به نظرم از روزی كه ایرانی به زبان ایرانی نمایش فرنگی را به اجرا گذاشت، تئاتر ملی به وجود آمد... برخلاف آن كه تئاتر روحوضی را تئاتر ملی می‌دانند، باید بگویم من اصلاً آن را قبول ندارم؛ تئاترهای روحوضی بینش تئاتری مردم را پایین می‌آورند.» (لایق. ۱۳۸۴: ۱۴۶)

حالا در نظر داشته باشید از خلال محفل سركیسیان، نمایشنامه‌نویسی همچون علی نصیریان كار خود را آغاز می‌كند كه نسبت به تئاتر روحوضی و سیاه بازی دلبستگی نشان می‌دهد و آن را دست‌مایه‌ آثار خود قرار می‌دهد. سركیسیان می‌گوید:«آیا می‌شود زندگی را محدود كرد در چهار دیواری یك رسم و عادت و اسم آن را"ملی" گذاشت؟... هرگز تئاتر را نباید تبدیل به یك موزه كرد. نباید آن را مثل یك عتیقه‌ای روی گنجه گذاشت و آن را نشان داد... به علاوه برای نشان دادن تیپ ایرانی لازم نیست مرتب دنبال كلاه نمدی رفت...» (لایق. ۱۳۸۴: ۱۷۲)

اما عادات و رسومی كه سركیسیان به آن اشاره می‌كند، در همان زمان و یا بعدها دست‌مایه‌ شاگردانش قرار می‌گیرد. برای رسیدن به تئاتر ملی، سركیسیان اعتقاد به مفهوم ادبیات جهانی داشت و اگر در دوره‌ای به سراغ آثار هدایت می‌رود، دلیل، یكی آن است كه ادبیاتِ هدایت را از نوع ادبیات جهانی می‌داند و اشاره می‌كند:«آن‌ها[نمایشنامه‌نویسان ایرانی] باید یك دید جهانی مثل صادق هدایت داشته باشند.» (لایق. ۱۳۸۴: ۱۹۸) دلیل دوم هم دوستی و نزدیكی او با هدایت بوده است، چنان كه چند عنوان از داستان‌های هدایت را سركیسیان به زبان فرانسه ترجمه می‌كند و در روزنامه‌های فرانسوی زبانی كه در ایران به چاپ می‌رسید، ارائه می‌دهد. (لایق. ۱۳۸۴)

سركیسیان به هنگام اجرای نمایش"امیرارسلان" گفته است:«به عقیده من باید تئاتر را دنیایی یاد گرفت. افسوس من این است كه صف می‌بندند برای چی؟ امیرارسلان! نباید این باشد، این امیرارسلان فكر و سطح را پایین می‌آورد.» (لایق. ۱۳۸۴: ۸۷) خیلی‌ها تضاد میان سركیسیان و شاگردانش را نتیجه حاشیه‌ها و درگیری‌هایِ اخلاقی می‌دانند، اما این یادداشت دلیل را تنها این نكته نمی‌داند. تفاوت میان دیدگاه‌های زیبایی شناسی او با شاگردانش قابل لمس است. برای مثال عباس جوانمرد درباره او و محفلی كه در خانه سركیسیان تشكیل می‌شده است، می‌گوید:«در آن زمان یك چیز به اسم تئاترِ درست، گم شده بود. تئاتر درست از نظر ما آن تئاتر تقلیدی نبود. ما ابتدا از طریق ترجمه با اندیشه‌های جدید تئاتر غرب آشنا شده بودیم. اول می‌خواستیم نمایشنامه‌های جدید را كه حامل اندیشه‌های جدید بود اجرا كنیم. به همین دلیل شروع كردیم به تمرین این نمایشنامه‌ها... بعد از یكی دو ماه تمرین، دیدیم چیزی را كه ما طالبش هستیم با این نمایشنامه‌ها به دست نمی‌آوریم.

دلیلش این بود كه مناسبات و قانون‌مندی‌ای كه به نگارش این نمایشنامه‌ها منتهی شده بود مال ما نبود... اما بعداً ‌فهمیدیم كه با این مطالعه نمی‌توانیم به جوهر اصلی این نمایشنامه‌ها كه می‌تواند فرهنگ یك جامعه را بسازد برسیم و اگر برسیم ناقص می‌رسیم. در عمل به این نتیجه رسیدیم كه این تئاتر باید راهی پیدا كند كه برای خود تئاتر ملی را به خود بیاورد.» (لایق. ۱۳۸۴: ۵۱) در نقطه مقابل سرك یسیان نیز درباره گروه هنر ملی می‌گوید:«گروه ملی. آن‌ها دیگر هیچ چیز ندارند. همان طور سر جای خود مانده‌اند و خود را محدود در یك كادر ملی كرده‌اند. این تئاتر نیست.» (لایق. ۱۳۸۴: ۱۸۰)

اما چیزی كه از كلیت این تضاد برمی‌آید این است كه ایده تئاتر ملیِ شاگردان سركیسیان در واكنش به ایده ادبیات و تئاتر جهانی اوست كه شكل می‌گیرد. به زبان دیگر در محفل سركیسیان ابتدا این تئاتر جهانی و تئاتر غرب است كه شكل می‌‌گیرد و در ادامه و واكنش به آن، تئاتر ملی حركت خود را آغاز می‌كند. چیزی شبیه به همان كه در نقطه آغاز تاریخ تئاتر ایران رخ داده است كه پیش‌تر به آن اشاره كردیم. جان كلام این كه تئاتر در شكل ملی و ایرانی خود، شخصیت یك كنش‌گر را نداشته است و معمولاً به شكل واكنش خود را ارائه كرده است.

▪ نكته دوم: ۱۵۶

سال می‌گذرد از زمانی كه میرزا فتحعلی آخوندزاده اولین نمایشنامه‌اش را نوشت. ۱۵۶ سال است كه جریان تئاتر در ایران حركت خود را آغاز كرده است اما هنوز این رسانه در ایران صاحب یك كتاب تاریخ تئاتر كامل از آن گونه كه در سینمای ایران شاهدش بود‌ه‌ایم، نشده است. چیزی مثل تاریخ سینمای ایران نوشته جمال امید و"تاریخ سینمای ایران‌ از آغاز تا سال ۱۳۵۷" نوشته مسعود مهرابی این نكته دلایل فراوانی دارد كه در این یادداشت به سه عنوان از مهمترین آن‌ها اشاره می‌كنیم. اول این كه تئاتر یك رسانه غیر متكثر است كه در عصر تكثر و در یك شرایط طبیعی نمی‌تواند به لحاظ اقتصادی رویِ پای خود بایستد.

از همین رو در اكثر مواقع در اكثر نقاط دنیا باید از سوی دولت‌ها مورد حمایت قرار گیرد و با توجه به شرایط فرهنگی و سیاسی در این نقطه دنیا این نكته به پیچیده شدن و پر حاشیه شدنِ فضایِ رسانه تئاتر منجر می‌شود. نكته دوم این كه هنرمندان تئاتر در ایران نسبت به هنرمندان دیگر رسانه‌ها به شكل گسترده‌تری در حوزه‌های سیاسی حضور پیدا كرده‌اند و یا زندگی آن‌ها به گونه‌ای با حوزه سیاست پیوند خورده است.

در نظر داشته باشید اگر كسی بخواهد درباره عبدالحسین نوشین بداند و بخواند، رد پای او را بیش از آن كه در كتاب‌های هنری پیدا كند، در كتاب‌های سیاسی پیدا خواهد كرد. چنین فردی بیش از آن كه درباره تاریخ تئاتر ایران بخواند، باید درباره تاریخ حزب توده بخواند. چهره‌هایی همچون نوشین‌ كه زندگی و سرنوشت هر كدام از آن‌ها به گونه‌ای با سیاست پیونده خورده است در محیط تئاتر ایران كم نیستند. این پیوند هنر تئاتر با سیاست و حضور چهره‌های تئاتری در فضای سیاست باز منجر به پیچیده شدن مناسبات در فضای تئاتر می‌شود و در نتیجه این پیچیدگی شرایط برای تاریخ‌نویس سخت‌تر و دشوارتر می‌شود.

▪ اما نكته سوم:

از عجایب حوزه تئاتر در این نقطه دنیا این است كه هنرمندان این حوزه در نقش محققان، منتقدان، اساتید دانشگاهی، مدیران و البته تاریخ‌نگاران این رسانه‌ نیز ظاهر شده‌اند و این نكته باعث شده است كه خیلی چیزها در نتیجه ملاحظاتِ كاری گفته نشود و در گفتن خیلی چیزهای دیگر اغراق و غرض‌ورزی شود و این یعنی به خطر افتادن سلامت تاریخ نویسی. حالا در چنین شرایطی كه فضای تئاتر ما در مقابل به تاریخ درآمدن مقاومت می‌كند، جمع‌آوری و چاپ كتابی به نام "شاهین سركیسیان، بنیانگذار تئاتر نوین ایران" حركتی رو به جلو محسوب می‌شود.

مهدی میرمحمدی:

فهرست منابع:

۱- لایق، جمشید ـ دولت‌آبادی، غلامحسین ـ رحمتی، مینا ـ ۱۳۸۴ ـ شاهین سركیسیان، بنیانگذار تئاتر نوین ایران ـ چاپ اول ـ نشر هدف صالحین

۲- طبری، احسان ـ ۱۳۸۳ ـ چاپ دوم ـ از دیدار خویشتن ـ بازتاب نگار


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 2 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.