چگونه یاد گرفتم دروغ بگویم

میترا همسرش امید را بسیار دوست دارد, تا حدی که مدام نگران از دست دادن اوست شبی آنها با هم فیلمی را تماشا می کنند که شخصیت های آن در پایان, مسائل خصوصی یکدیگر را فاش می کنند میترا از امید می خواهد تا او نیز مسائل پنهانی اش را افشا کند

نویسنده و کارگردان: محمد یعقوبی

بازیگران: علی سرابی، آیدا کیخایی، احمد مهرانفر، باران کوثری، سحر دولتشاهی

اجرا: تا ۲۱ اردیبهشت، هر شب غیر از شنبه ها، ساعت ۲۰:۳۰، فرهنگسرای نیاوران، سالن خلیج فارس، ۱۰۰ دقیقه

بهای بلیت:

ردیف ۱ تا ۶: ۲۵ هزار تومان

ردیف ۷ تا ۱۰: ۲۰ هزار تومان

ردیف ۱۱ تا ۱۳: ۱۵ هزار تومان

خلاصه داستان

میترا همسرش امید را بسیار دوست دارد، تا حدی که مدام نگران از دست دادن اوست. شبی آنها با هم فیلمی را تماشا می کنند که شخصیت های آن در پایان، مسائل خصوصی یکدیگر را فاش می کنند. میترا از امید می خواهد تا او نیز مسائل پنهانی اش را افشا کند...

درباره نویسنده و کارگردان

کیست که هوادار پروپاقرص نمایش باشد و این نمایشنامه نویس و کارگردان معتبر تئاتر را نشناسد؟ با اینحال در مروری کوتاه بر کارنامه هنری او، می توان یادآور شد نخستین جایزه را در ۳۰ سالگی و برای کارگردانی «زمستان ۶۶» دریافت کرد و پس از آن برخی جایزه های دیگرش به این شرح اند: جایزه اول نمایشنامه نویسی برای «گل های شمعدانی» از کانون ملی منتقدان، جایزه سوم کارگردانی برای «یک دقیقه سکوت» از جشنواره فجر، جایزه دوم نمایشنامه نویسی و کارگردانی برای «رقص کاغذ پاره ها» از جشنواره فجر، جایزه اول کارگردانی و دوم نمایشنامه نویسی برای «زمستان ۶۶» از جشنواره فجر.

یعقوبی جزو معدود کارگردان هایی است که از آغاز فعالیت هنری، هرگز بیکار نبوده و مدام در حال تدریس، نوشتن یا کارگردانی است. او هم اکنون عضو اصلی هیات مدیره کانون نمایشنامه نویسان خانه تئاتر است. «مرد بالشی» نوشته «مارتین مکدونا»، «۳۳ درصد نیل سایمون»، «نوشتن در تاریکی»، «ماچیسمو» براساس رمان «کنسول افتخاری» نوشته «گراهام گرین»، «تنها راه ممکن» و «رقص کاغذ پاره ها» از مهمترین آثاری هستند که یعقوبی در سال های اخیر روی صحنه برده.

درباره بازیگران

- آیدا کیخایی به عنوان همسر یعقوبی، بازیگر ثابت اغلب کارهای اوست. هر چند اگر با پیشنهادهای وسوسه انگیز و خوبی برای بازی در نمایش هایی به کارگردانی افرادی غیر از همسرش مواجه شود، استقبال می کند. او تجربه های محدودی هم در زمینه کارگردانی داشته که آخرین مورد، سال گذشته نمایش «شام با دوستان» در تماشاخانه ایرانشهر و با حضور «نیکی کریمی» بود.

کیخایی حالا دیگر به سبکی شخصی در خلق کاراکترهای به خصوص یعقوبی دست یافته و در هر نمایش انگار به جای بازی، نقش ها را زندگی می کند. دیگر نمونه موفق و معتبر چنین زوجی در عرصه تئاتر، استاد بهرام بیضایی و همسرش مژده شمسایی بودند که متاسفانه...

- علی سرابی بازیگری توانمند است که از پس نقش های مختلف با هر اندازه از دشواری برمی آید. سرابی را باید جزو بازیگران پرکار عرصه نمایش دانست که تا امروز با شماری از بهترین و مهمترین کارگردان های تئاتر نظیر حمید پورآذری، کیومرث مرادی، نیما دهقان، محمد یعقوبی، محمد رحمانیان و سیامک احصایی همکاری داشته.

- احمد مهرانفر فعالیت خود را از تئاتر شروع کرد اما خیلی زود جذب سینما شد و با برخی از معتبرترین کارگردان های سینمای ایران مثل اصغر فرهادی و عبدالرضا کاهانی تجربه های موفقی داشت اما با وجود شهرت و محبوبیت در سینما، هرگز از تئاتر دست نمی کشد و همیشه آماده بازی در نمایش های خوب است. این دومین بار است مهرانفر بازی در نمایش «خشکسالی و دروغ» و نقش «آرش» را تجربه می کند.

- باران کوثری در سال ۹۰ از بازیگران نمایش «زمستان ۶۶» به کارگردانی یعقوبی بود که پس از آن دیگر در نمایشی غیر از آثار این کارگردان ظاهر نشد. گرچه پیش از این تجربه های مهم و ماندگاری با کارگردان های معتبر تئاتر داشته است. هنوز خیلی از تئاتربین های حرفه ای، کوثری را با حضور درخشانش در نمایش «در میان ابرها» به کارگردانی «امیررضا کوهستانی» به خاطر می آورند. از معدود بازیگرانی است که کسی برای حضورش در تئاتر، به ستاره بودن او در سینما خرده نمی گیرد.

- سحر دولتشاهی تاکنون تجربه های فراوانی در همکاری با آتیلا پسیانی داشته است. در تئاتر به اندازه سینما پرکار نیست ولی نام ها و نمایش های خوبی را در کارنامه هنری خود ثبت کرده.

ارزیابی هنری

«خشکسالی و دروغ» نمایشی رئالیسیتی و خانوادگی است که به تاثیر دروغ در جامعه و افراد خانواده می پردازد. شخصیت های نمایش، ابتدا یک زوج زن و شوهر (میترا / امید) و یک زوج خواهر و برادر (آلا / آرش) هستند اما با اتفاقی که برای زوج زن و شوهر می افتد، خانواده ای از هم می پاشد و با آنکه بلافاصله خانواده دیگری شکل می گیرد، در این میان یک نفر بازنده و تنها می ماند.

گرچه در تعبیری عام تر می توان گفت هر کدام از چهار شخصیت نمایش، به نوعی از وحشت تنهایی و برای حفظ موقعیت خود است که به دروغ رو می آورند، با اینحال شکل پیشرفت نمایش و دیالوگ ها بیانگر آن است که گاهی انسان ها برخلاف میل طبیعی شان و برمبنای رفتار اشتباه دیگران، مجبورند دروغ بگویند.

در «خشکسالی ...»، شخصیت امید - که مانند نویسنده و کارگردان نمایش، فارغ التحصیل رشته حقوق و وکالت است - به اخلاق و صداقت پایبند است اما رفتار میترا او را به عملی خلاف اعتقاداتش سوق می دهد.

در صحنه ای از نمایش، بر دعای کوروش کبیر با این مضمون که «اهورامزدا، این کشور را از دشمن، از خشکسالی و از دروغ دور بدارد»، تاکید می شود؛ ولی همانطور که آرش اشاره می کند، انگار برای دعا کردن و آمین گفتن خیلی دیر شده.

اینگونه است که اگر در پوستر اجراهای قبلی نمایش، کلمه «دروغ» خط خورده بود، در سومین دوره اجراها نه تنها کلمه دروغ خط نخورده، که این بار عبارت «دور بدارد» به «نجات بدهد» تغییر یافته.

طراحی صحنه نمایش در عین خلوت بودن، به سادگی فضای خانه امید، آرش و دفتر کار آنها را تداعی می کند. بازیگران با بازی های کاملا روان و راحت خود، فضای باورپذیری از زندگی خصوصی و روابط دوستانه این چهار شخصیت ارائه کرده اند.

«خشکسالی و دروغ» در مجموع، نمایشی است که به لحاظ محتوا و شیوه اجرایی، می تواند برای خانواده ها و به خصوص زوج های جوان بسیار مناسب باشد تا بدون نگرانی به یکدیگر اعتماد کنند و با هم صادق باشند.