Locked دریافت Toolbar آفتاب
مقالات فرهنگی و هنری عکاسی انسانیت و معصومیت فراموش شده
۷ اسفند ۱۳۸۸
  ◊   دفعات نمایش : ۷۰۳        Friday, Feb 26, 2010
انسانیت و معصومیت فراموش شده
نگاه به عکسی از فرانسیسکو زیزولا
انسانیت و معصومیت فراموش شده

● زیزولا کیست؟

نام زیزولا اکنون دیگر نامی آشنا برای علاقه مندان جدی عکاسی است. آنها که اخبار عکاسی را دنبال می کنند، نیک می دانند که یکی از تاثیرگذارترین عکاسان خبری معاصر فرانسیسکو زیزولای ایتالیایی است. حتی اگر کسی نام زیزولا را به یاد نداشته باشد، کافی است نگاهی به تاریخچه معتبرترین جشنواره عکس خبری جهان بیندازد: « World Press Photo ». جشنواره ای که بیش از یکصد هزار عکس تمام حرفه ای به دبیرخانه آن می رسد و خبری در دنیای پر خبر ما نیست که از رصد این جشنواره دور مانده باشد.

زیزولا هفت بار در سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۵ در میان نفرات اول تا سوم بخش های مختلف این جشنواره بوده است و همین کافی است تا نام زیزولا را بر سر زبانها آورد. اگرچه جای خالی او در میان برگزیدگان امسال World Press Photo بشدت محسوس است اما موفقیتهای پیاپی او در N . P . P . A (انجمن ملی عکاسان شاغل در مطبوعات آمریکا) بر تاثیرگذاری و ارزش کارش در فتوژورنالیسم صحه می گذارد.

او که سالها برای روزنامه Mare کار کرده است، در عکس هایش همواره توجه ویژه ای به انسانیت فراموش شده در جهان پر تبعیض امروزی دارد. شاید این دلیل واضحی برای محبوبیت زیزولا در عکاسی خبری امروز باشد.

● ویژگی اصلی عکس های زیزولا چیست؟

مضامین مورد توجه عکاس در مجموعه آثارش ایده هایی شجاعانه و بکر است. او زمانی اهالی یک روستای کوچک در آفریقا را مورد مطالعه قرار می دهد که باوجود ابتلا به ویروس ایدز اما در کنار هم به زندگی ادامه می دهند و زمانی به Nuba می رود؛ کوهستانی در مرکز آفریقا، نقطه ای جدا شده از نقشه دنیا که مردمان آن در جنگی عقیدتی به سر می برند. زیزولا پنج بار در سال های ۱۹۹۷ ، ۱۹۹۸ ، ۲۰۰۱ ، ۲۰۰۲ ، و ۲۰۰۵ به این سرزمین سفر می کند تا مجموعه تصویری اش را کامل کند. زمانی دیگر جزیره مالدیو، جزیره ای کوچک و مهجور در میان آب را با ۴۵۰۰۰۰ توریست در سال مورد توجه قرار می دهد تا نگاهی به فرهنگ آن داشته باشد.

زنجیره مشترک آثار او «انسانیت» و « معصومیت» است. نگاه زیزولا به انسان ِ بدل شده به «خبر» نگاهی از بالا نیست که او را به تیتر اول روزنامه های پر تیراژ دنیا مزین کند، او به لایه های عمیق فرهنگ می رود و از اعماق آن در جستجوی معصومیت لگد مال شده انسانها در دنیای امروز است. آدمها در عکس های زیزولا بی پناه اما برقرارند، ذلت را در آنها نمی بینیم، بیشتر به انسانهای راست قامت و استوار می مانند تا ذلیل. او در مجموعه مالدیو، شهادت را با ساده ترین تمثیل در فرهنگ ما نشان می دهد؛ عکس فرزند شهید یک پیرزن در دستش، با پس زمینه ای ساده و بدون اطلاعات دیگری از صحنه و در همین مجموعه آنگاه که به گوشه ای دیگر از فرهنگ در یک سرزمین اشاره می کند، مراسم عروسی در Hithadhoo را ثبت می کند، در حالی که عروس و داماد در فضایی دهشتناک و میان ریسه های کم فروغ چراغهایی در دوردست دیده می شوند.

انتخاب تکنیک مناسب از ویژگی های اصلی کار زیزولا است. در این زمینه باید به استفاده از درجات تیره، نورهای کم قدرت محیطی، انتخاب زمانهای مناسب برای اکسپوز، زاویه رو به خورشید، ثبت موهوم فضا و مکان و حتی گاه استفاده از لرزش دوربین و زاویه ای بی ثبات برای خط افق در کادرهایش اشاره کرد.

● بررسی یک عکس از آثار عکاس

عکس به مجموعه ای از آثار زیزولا متعلق است که در سال ۱۹۹۷ در ازبکستان تولید کرده است. مجموعه به آوارگان می پردازد. نگاه زیزولا در این عکس کمابیش از همان مولفه هایی برخوردار است که در اغلب آثار او می بینیم و در ذیل، بیشتر به آن اشاره خواهیم کرد.

▪ نور:

زیزولا اگرچه در آثارش جانبدار و طرفدار رنگ نیست، اما خوب می داند که در چه نوری عکاسی کند تا سایه روشن ها به همان صورتی ثبت شوند که برای بیان حس عکس هایش به کار آیند. این جا نیز نمونه ای از کاربرد نور و اکسپوز عالی را شاهد هستیم که چگونه نور در خدمت انتقال حس دهشتبار آوارگی است. استفاده این چنین خلاقانه از عنصر نور دقیقاً همان کارکردی است که زیزولا بارها و بارها در آن دسته از آثارش که به «بی پناهی» آدم ها پرداخته، استفاده کرده است. این نوع نورخوانی و پرداخت صحنه کم شباهت نیست به فیگوری که نور در مجموعه هایی چون «موزامبیک»، «آنگولا»، و «لامپدوسا » ( هر سه از مجموعه های سیاه و سفید عکاس) بازی می کند و به درستی در خدمت انتقال حس صحنه قرار می گیرد.

▪ سازمان دهی تصویر:

آنچه در کادر می گذرد، نوعی بی نظمی و نا به سامانی است. در این مساله تمامی کاراکتر های عکس نقش دارند و مهمتر از همه آن که در عکس تفرقی دیده می شود که همان معنای دیگر آوارگی است: هر یک از کاراکتر های عکس در گوشه ای از کادر برای خود رها شده اند.

● هدف و مؤخره

مطالعه موضوع، اشراف بر واقعه، شناخت تاریخ و فرهنگ یک سرزمین از جمله عواملی است که یک عکاس خبری باید به آن مسلح باشد.

ثبت عکسی صمیمانه از لحظه ای گذرا از زندگی مردم کار ساده ای نیست که زیزولا در تمامی آثارش به خوبی از پس آن برآمده است. در آینده، بیشتر به کارهای این عکاس خواهیم پرداخت.

کیارنگ علایی
روزنامه قدس ( www.qudsdaily.com )
فرانسیسکوزیزولا
دریافت مقاله ثبت مقاله آفتاب من چاپ بازگشت
پس عکس ها دود می شوند
تفسیرهایی برای یک عکس از نمایشگاه هدیه تهرانی
۵ اسفند ۱۳۸۸
ثبت هم‌نشینی‌ها در قاب عکس
هنگامی که قرار است در یک مهمانی یا مراسم از پیش تعیین شده و مهم به عنوان عکاس حضور یابید باید از آماده بودن و وسایل عکاسی خود اطلاع کافی داشته باشید.
۱۸ بهمن ۱۳۸۸
این یک پیپ نیست
درباره عکس های هدیه تهرانی
۱ بهمن ۱۳۸۸
اما به خون جگر
پاسخ کامران عدل به یادداشت محسن راستانی درباره نمایشگاه عکس هدیه تهرانی
۱ بهمن ۱۳۸۸
چگونه ، بهتر عکاسی کنیم؟
آیا تا به حال دوربینی را خریداری کرده اید که نتوانسته باشید از آن درست و حسابی کار بکشید و فکر کرده باشید که دوربین دارای عیب و ایراد است و باید آن را عوض کنید ؟ مثلا در نور زیاد تصویر محو ( نور خورده ) و در تاریکی تصویر تیره شود ؟ و یا حین حرکت عکس گرفته اید و تصویرتان …
۱ دی ۱۳۸۸
مذاکرات روز دوم ایران و ۱+۵ در بغداد پایان یافت
مذاکرات روز دوم ایران و ۱+۵ در بغداد پایان یافت
سفر غیرمنتظره زارع و خداحافظی دنیزلی
سفر غیرمنتظره زارع و خداحافظی دنیزلی
مهدی مقدم با "احتیاط" از ارشاد مجوز گرفت
مهدی مقدم با "احتیاط" از ارشاد مجوز گرفت
خداحافظی مظلومی و فتح‌الله‌زاده یا بازگشت قلعه‌نویی؟
خداحافظی مظلومی و فتح‌الله‌زاده یا بازگشت قلعه‌نویی؟
کنفرانس خبری اشتون و جلیلی به تعویق افتاد
کنفرانس خبری اشتون و جلیلی به تعویق افتاد
سایه تب کنگو بر سفره های مشهدیها
سایه تب کنگو بر سفره های مشهدیها
بیم و امیدها درباره دور دوم مذاکرات بغداد
بیم و امیدها درباره دور دوم مذاکرات بغداد
گلزار حتی جواب تلفن قادری را نداد
گلزار حتی جواب تلفن قادری را نداد
خدا عاشق است...
خدا عاشق است...
دردسرهای شایع فصل گرما برای بدن
دردسرهای شایع فصل گرما برای بدن
 وبلاگ آفتاب 
معرفی آرشیو موسیقی
شهناز، جلیل
 آلبوم ابو‌عطا ۷
◊  همه می‌خواهند بشریت را عوض کنند ، دریغا که هیچ کس در این اندیشه نیست که خود را عوض کند. تولستوی  ◊