محیطی كه ناگزیر از استفاده منابع و ثروت هنری بی پایانش می باشیم. چیزی كه باید به این گنجینه گذشته اضافه نمود، زندگی معاصر ایران با انعكاس تحولات نیم قرن اخیر است و برای ما كه در هر دوره ای از تاریخ دارای مكتبی از هنر بوده ایم، سرگردانی و دست و پا زدن در هنر غرب قابل تحمل نیست و باید بتوانیم به همان سادگی كه به فارسی سخن می گوییم، به طور طبیعی احساسات خاص ایرانی خود را در قالب هنری امروز بیان كنیم. صادقانه و بی ریا، هر چه را كه هستیم، نشان دهیم. بر هر كدام از ما است كه با فكر و مطالعه و كار مداوم و با آگاهی به فقر هنری زمان خود، گوشه ای از این كار را بگیریم و ثمره تجربیات خود را در اختیار یكدیگر بگذاریم تا بتوانیم با شكست این سكوت سنگین، با نفرت، هنری ارزنده به دنیایی كه چشم به آثار این سرزمین دوخته عرضه كنیم.(۳)

حضور در حیطه فعالیت های مربوط به گرافیك، او را به جمع زیادی از حاضران و فعالان عرصه گرافیك آشنا كرد. این آشنایی ها بعد از مدتی به همكاری نزدیكی تری منجر شد. «سال ۱۳۴۶، دوست و همكار قدیمی ام، زنده یاد مرتضی ممیز در پاریس بود، كه همان سال، من هم به او ملحق شدم و حدود هفت ماه آن جا بودیم.

در آن فاصله زمانی، حدود ۱۲۰ فیلم از فیلمهای درجه یك تاریخ سینما را در سینماتك پاریس دیدم. آن سال ها، بدجوری تَب فیلم سازی و سینما را داشتم. بعد از بازگشت از پاریس به اتفاق ممیز، مثقالی و فرهاد بشارت، شركت ۴۲ را جهت انجام كارهای تبلیغاتی تأسیس كردیم. در جمع ما رضا نوربختیار هم به عنوان عكاس كار می كرد.»(۴)

سال ۱۳۴۶ به عنوان تصویرگر در یك كار گروهی برای انتشار كتاب شاهنامه فردوسی مشاركت كرد. «محمد جعفر محجوب» برای بررسی متن، «جواد شریفی» خوشنویسی، «محمد احصایی» صفحه آرایی، «محمد بهرامی» تصویرسازی رنگی و «مصورالملكی» نیز برای تشعیر این كتاب مشاركت داشتند. انجام این كتاب حدود چهار سال زمان برد و طی این مدت معصومی حدود ۲۵۰ طرح سیاه و سفید با قلم راپید و روی مقوای اشتنباخ اجرا كرد. سرمایه ای كه در آن زمان صرف این كتاب شد، حدود هشت میلیون تومان بود و بعد از چاپ به قیمت هفتصد تومان به فروش رسید.(۱۳۵۰)

علاقه به فیلم سازی و سینما، او را نیز به تجربه در زمینه انیمیشن كشاند. «تعداد شش فیلم انیمیشن برای كانون پرورش فكری، شركت ملی گاز، شركت خوراك، كفش ملی و سون آپ انجام داده ام، به اضافه یك فیلم داستانی به نام «كفترباز» كه به سفارش مركز تحقیق تلوزیون ساختم. از كارهای جنبی دیگر، یكی هم تشكیل و به ثبت رساندن سندیكای گرافیست های تهران بود، كه بعد از سه چهار سال دوندگی به ثبت رسید. (۱۳۵۳) (۵) همكاری در تصویر سازی كتاب های درسی (۱۳۵۰ ۱۳۴۴) و همكاری با انتشارات فرانكلین (۱۳۵۵ ۱۳۵۰) نیز از جمله دیگر فعالیت های وی می باشند.

فعالیت در عرصه كارهای گرافیك باعث شد تا دومین نمایش انفرادی آثار وی، دوازده سال بعد، ابتدا در «گالری «سیحون» و سپس در «نگارخانه تهران» اتفاق بیفتد. (۱۳۵۴)، تا سال ۱۳۵۶ نیز در داخل و خارج از كشور، در چند نمایشگاه گروهی شركت كرد.

سال های انقلاب و بعد در دوران جنگ، برای علی اصغر معصومی، انگیزه ای شد، تا با تكیه بر اسلوب خود به نقاشی از موضوعات مربوط به آن سال ها بپردازد. از جمله تابلویی با ابعاد Cm۱۳۰ ۱۸۰ با رنگ روغن با نام فتح المبین. كه بی شباهت به پرده نگاری های نقاشان قهوه خانه نمی باشد. عملیات فتح المبین اولین پیروزی مهم ایران در جنگ با عراق بود.

در عین حس تنفری كه نسبت به جنگ داشتم، سعی كردم، صحنه های كمك های مردمی و اعتقادات آن ها را در توصیفی از جنگ مذهبی و در عین حال میهنی، به تصویر بكشم. برای انجام این كار كه نزدیك به نه ماه و با روزی ده تا دوازده ساعت كار، زمان برد، مجبور شدم بخشی از آن را با قرار دادن تابلو روی زمین انجام دهم. برای این منظور، در دو طرف بوم، تعدادی آجر چیدم و روی آن ها تخته گذاشتم تا بتوانم به طور خمیده و با شرایط بسیار دشوار كار كنم.»

علی اصغر معصومی در سال ۱۳۶۲ ایران را به قصد اسپانیا ترك كرد. پنج سال در آن دیار اقامت داشت، نقاشی را ادامه داد و از طریق فروش آن ها روزگار گذراند و سومین نمایشگاه انفرادی نقاشی های خود را در آن جا برگزار كرد. (۱۳۶۷). سپس به كانادا مهاجرت كرد وبه تابعیت آن جا درآمد. بعد از این برگزاری نمایشگاه های او روال منظم تری پیدا كرد و در كشورهای كانادا، آمریكا و فرانسه، به ارایه آثار خود پرداخت.

«ضمن همكاری با موزه هنرهای زیبای مونترال، برای نشریه ای فارسی زبان به نام «پدیده» پیرامون مبانی و پایه ای «هنر مدرن» مقاله می نوشتم.

همچنین به اتفاق دو تن از ایرانیان ساكن در كانادا، یك كارگاه هنر برای فعالیت های هنری ایرانیان مقیم مونترال تاسیس كردیم. آموزش هنر به كودكان فعالت دیگری است كه به آن نیز پرداخته ام.»

وی در سال ۱۳۸۳ و بعد از گذشت بیش از بیست سال، از آخرین نمایشگاه او در ایران، مجدداً آثار خویش را در گالری سیحون به نمایش گذاشت.

علی اصغر معصومی آثار خود را به لحاظ شكل كار، به پنج بخش تقسیم می كند، و تقریباً از آغاز فعالیت خود تا كنون، این پنج شیوه را بدون تقدم خاصی پیش برده است.

باز نمود كیفیات شاعرانه طبیعت:

در این دسته از آثار، طبیعت الگوی هنرمند است. او شاعرانگی اثرش را از طریق كم و محو كردن فاصله تیرگی ها و روشنایی ها، به كار بردن خاكستری های فامدار و لحظه ای كه از طبیعت برگزیده است، ارایه می دهد.

دوره صفویه و قاجاریه:

وی در این دو بخش از كارهای خود به استفاده از الگوها و مضامین و تركیب های به كار برده شده در دیوارنگاری ها و تك پیكره های مكتب اصفهان در دوره صفویه و «پیكرنگاری درباری» قاجاریه می پردازد. «از تركیب ها استفاده می كنم، ولی كارهای من از نظر ساختمان، ربطی با كارهای این دوره ها ندارد. روی طراحی و رنگ آثارم، بسیار كار شد و با دانش آكادمیك من همراه شده است. لباس ها و حركات بر اساس الگوهای این دوره است اول چیزهای ناییف و خلاف انتظار را كنار می گذارم. در عوض سعی می كنم آن ها را به جلو ببرم و تكامل بخشم در عین حال مثلاً در دستی كه می سازم، به آناتومی آن كاری ندارم. بلكه به تركیب و ساختمان ان توجه می كنم. آن ساختار اصلی كه در نقاشی های صفویه و قاجار هست را دستكاری نكرده، بلكه سعی می كنم تا در جهت خواسته ی خودم حركتش دهم.

كارهای گل و مرغ:

این بخش از كارها بر اساس نقاشی های گل و مرغ در اواخر دوره صفویه و دوره های زند و قاجاریه شكل گرفته اند. «مصرف این نقاشی ها در گذشته، بیشتر برای قلمدان ها، جلد كتاب، صفحات قرآن و جلد آینه استفاده داشته است. اما من وقتی به گل و مرغ پرداختم سعی كردم مصرف آن را عوض كنم. چون حالا نه قلمدان و نه كار كتابت چون گذشته رواج دارد، آن را به طبیعت بیجان تبدیل كردم.

برای این منظور از تكنیك های مختلفی بهره بردم. مثلاً اگر كسی در گذشته می خواست گلی صورتی را فرضاً در اندازه پشت ناخن بسازد، ابتدا این سطح كوچك را صورتی كرده، سپس با قلمی دیگر، با نقطه های ریز، آن را پرداخت می كرد، تا حالتی نرم پیدا كند. اما وقتی این موضوع را به صورت طبیعت بیجان به كار بردم، كار بزرگ شد . دیگر امكان نداشت آن را به صورت گذشته اجرا كرد و می بایستی از پرسپكتیو در رنگ نیز استفاده شود. از آن جایی كه از دوره قاجاریه، نقاشی نیم حجمی پیدا كرده بود، من نیز به آن نیم حجمی داده و با حفظ فضا و تركیب بندی جدید، و با ساخت و ساز و اجرایی متفاوت آن ها را كار كردم.

كارهای تركیبی (درهم):

در این دسته از كارهای، معصومی به استفاده تركیباتی از شیوه های صفویه و قاجاریه و سطح انتزاعی، بافت دار و خط (نگارش) پرداخته است. یكی از جنبه های اصلی كار من مینیاتور ایرانی است. سعی می كنم با دنبال كردن اركان مینیاتور و تلفیق آن ها با هنر مدرن، ضمن حفظ بررسی و شناسایی هویت خودمان، از دنیای مدرن معاصر هم جا نمانم.»(۶)

علی اكبر معصومی در گفت و گویی و در توضیح پیرامون روش كار خود می گوید: «رجوع من به نقاشی خیالی سازی در گذشته با آگاهی و مطالعه كامل صورت گرفت، نقطه شروع و حركت در تغییر دیدگاه و تصحیح روش آینده كارهای من بود.

به بیان دیگر شیوه نقاشی كلاسیك غربی كه از زمان ناصرالدین شاه به ایران آورده شده بود، كاری از پیش نمی برد و به گذشته هنری كشور ما وصل نمی شد. نقاشان ما كه وارث هنرهای تصویری، دقیق و منظم، هندسی و ظرافت تزیینی ایرانی بودند و از تصویرگری كتابت و تذهیب می آمدند و از شعرگونگی و درون گرایی فرهنگ ایران تبعیت می كردند، در رویارویی با نقاشی كلاسیك غرب، دچار شیفتگی، خودباختگی و بحران هویت شدند.

چرا كه از طرفی از هدف های درونی و فلسفه وجودی این مكتب بی خبر بودند و از طرف دیگر شالوده استوار، عمق نمایی به كمك پرسپكتیو، آناتومی، طراحی دقیق از روی طبیعت، كاربرد سایه و روشن با كمك رنگ و روغن، نمایاندن صحنه های تاریخی، مذهبی به قصد ارزش گذاری و احیای انسان مداری، تأكید بر اصالت عقل و ایجاد حس تعادل و توازن كه در این شیوه مد نظر بود، در ایران به كناری نهاده شد و به جای این همه، تقلید محض نمایش ظرایف و دقایق زندگی معمولی رواج پیدا كرد .... و بالاخره این همه آمده بود كه جایگزین قالی پازیرك، مجسمه های مفرغی لرستان، گاوهای سفالی املش، كاسه بشقاب های سرامیك ری و نیشاپور، جام های طلایی و نقره ای دوره ساسانی، تذهیب های فاخر عصر تیموری، مینیاتورهای كمال الدین بهزاد، محمد زمان، رضا عباسی، علی اشرف، آقا صادق، مهر علی و اسماعیل جلایر شود.

به همین علل وجهات برشمرده كه شرح خلاصه ای از تاریخ تصویری چند هزار ساله ما است، مصمم شدم كه به طور دربست پیرو و مقلد نباشم و با الهام و كار كردن روی این همه پشتوانه غنی هنر ایرانی، بندبند كارهایم را با عشق و صبوری تا به امروز كشانده ام.(۷)

نویسنده : حسن موریزی‌نژاد

پی‌نوشت:

۱- روزنامه ایران، سال دهم، شماره ۲۸۸۵، سال ۱۳۸۳، صفحه ۹

۲- پیشین

۳- بیست و سومین نمایشگاه گالری هنر جدید، دی‌ماه ۱۳۴۲

۴- جاوید رمضانی. گفتگو با استاد معصومی. ۱۳۸۵

۵- پیشین

۶- روزنامه ایران. پیشین

۷- گفتگو با علی‌اكبر معصومی، جوانان، چاپ لوس‌انجلس، ISSUE NO ۷۱۷


شما در حال مطالعه صفحه 2 از یک مقاله 2 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.