مجید انتظامی مردی از جنس درد و معرفت

این که کجا و کی به دنیا آمده باشد, چندان مهم نیست «کی» و «کجا» را از امور جزیی می پرسند و البته هنرمندان رسالت مدار, با خرده فرمایشات تذکره نویسان سجل پرداز بیگانه اند

این که کجا و کی به دنیا آمده باشد، چندان مهم نیست. «کی» و «کجا» را از امور جزیی می پرسند و البته هنرمندان رسالت مدار، با خرده فرمایشات تذکره نویسان سجل پرداز بیگانه اند. مردان بزرگ از امور جزیی و کوچک نمی پرسند و دائم در حال گره گشایی از پرسشهای بزرگ جهان آفرینش اند. آن چنان که مولانای بلخ می پرسید و البته می گشود:

از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود

به کجا می رود آخر ننمایی وطنم

و مجید انتظامی هم مثل همه آدمهای بزرگ، به دنبال پاسخ پرسشهای بزرگ بوده و به آنها دست یافته است. او جستجویش را در حوزه موسیقی، از کودکی آغاز کرد و اگر کوله بار تجربه های پنجاه ساله اش را باز کنی، رد جستجوهای بی وقفه اش را خواهی دید که برای یافتن پاسخ پرسشهای بزرگ، چه کرده و به کجاها رفته است. موسیقی سرزمین ما، به تقلای پنجاه ساله انتظامی مدیون است و این آواهای اوست که زندگی سی ساله پس از انقلاب من و شما را، شنیدنی تر می کند.

مجید انتظامی از همان دوران کودکی، به تحصیل موسیقی پرداخت و برای تکمیل یافته هایش، به آلمان رفت و نزد استادان بزرگ موسیقی کلاسیک و علمی، راهش را ادامه داد. سال ۵۳ تاریخ بازگشت او به ایران است و تدریس در دانشگاه تهران و هنرستان عالی موسیقی را از همین سال آغاز می کند. انتظامی ساخت اولین موسیقی فیلم را درسال ۵۷ تجربه می کند و این سنگ بنایی می شود برای خلق آثاری بزرگ، تا جایی که ماندگاری بسیاری از فیلمهای پس از انقلاب، با نغمه ها و آواهای او گره می خورد. طی ۳۰ سال اخیر، مجید انتظامی بیش از ۷۰ موسیقی برای فیلم های تولیدشده در ایران می سازد و از این حیث می توان او را پرکارترین آهنگساز در زمینه موسیقی فیلم انتخاب کرد. شناسنامه فیلم هایی همچون «سردار جنگل»، «ترن»، « روز واقعه»، «بوی پیراهن یوسف»، «از کرخه تا راین» و «آژانس شیشه ای» با نام مرد بزرگی مانند مجید انتظامی تکمیل می شود و صحنه های «روز واقعه» یا «بوی پیراهن یوسف» ویا «آژانس شیشه ای» با صدای سازهای انتظامی است که به اوج می رسد و بیننده فهیم را به شور می رساند. خالق بزرگ موسیقی فیلم یعنی مجید انتظامی، به یقین به هنگام آفرینش های هنری خود، تنها به اکمال فیلمهای ساخته شده فکر می کرده است و هرگز برای جوایز فستیوال ها نبوده که موسیقی ساخته باشد.

سیمرغ بلورین، تندیس زرین، دیپلم افتخار یا لوح طلایی جشنواره ها، ناتوان تر از آنند که بخواهند تار وجود خالقی همچون انتظامی را به ارتعاش درآورند و او را وادار کنند تا نتی بر صفحه آهنگ بنویسد. با این وجود سیمرغ ها و تندیس های بلورین و زرین بسیاری، به نشانه تکریم و افتخار به سوی او رفته اند. گرفتن آمار این جوایز رنگین هم از جنس همان امور جزیی است که اینجا باید از آن گذشت. مجید انتظامی بجز موسیقی فیلم، آهنگ های بی کلام دیگری هم ساخته است که هرکدام در غنای گنجینه آواهای سرزمینم- ایران اسلامی- نقشی ارزنده دارند.

سمفونی «ایثار» در حوزه هنر پایداری و ارزش های والای دینی و فرهنگی ما، کاری است کارستان که برای تحلیل محتوا و تکنیک این اثر ماندگار، باید اهل دانش و درد بنشینند و گفتگو کنند. این که گفته ام «درد»،بی حکمت نبوده است. چرا که در مقام آفرینش های بزرگ، -چه هنری یا علمی - اگر این درد نباشد، هنرمند تنها در سطح واقعیت های هستی توقف خواهد کرد و هرگز به حریم زیبایی های حقیقت نخواهد رسید. دفاع مقدس یا پدیده بی نظیری همچون انقلاب اسلامی، از زمره همان حقایقی هستند که هنرمندان بی درد، قادر به درک باطن آن نیستند و اگر هم به این پدیده ها بپردازند، تنها به پوسته آن خواهند رسید. کیمیای «درد» هنرمند را به مقام معرفت می رساند و هر قدر که این درد بیشتر شود، هنرمند عارف تر و بالطبع به ملکوت حقیقت نزدیک تر خواهد شد. محصول درد، معرفت و آشنایی است و از همین جاست که خواجه می فرماید:

تا نباشی آشنا زین پرده رمزی نشنوی

گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

نازنینانی چون مجید انتظامی. رسول ملاقلی پور، سید مرتضی آوینی ، قیصر امین پور و سید حسن حسینی، از جمله هنرمندانی اند که با کیمیای «درد» به سراغ آفرینش رفته و با گوهر معرفت و محبت به سوی مردم بازگشته اند. اینان همه داشته های خود را وقف مردم سرزمین شان کرده اند و البته زندگی و فکرشان نیز، بسیار متفاوت تر از زندگی و فکر آدم های عادی است. و گرنه نمی توانستند آثاری این چنین درخشان وماندگار خلق کنند. مجید انتظامی دراین باره می گوید:«من زندگی خصوصی به آن صورتی که مردم دارند، ندارم. زندگی خصوصی من همان زندگی کاری من است. از صبح که به دفترم می آیم کار می کنم، وقتی خسته می شوم یک کار دیگر را شروع می کنم و اگر از آن هم خسته شدم، باز کار دیگری را پی می گیرم.

حتی زمانی که ناهار می خورم. مشغول انجام کاری هستم. اصلاً نمی توانم همین طور راحت بنشینم. همیشه هم همین بوده است. اگر غیر از این باشد، فکر می کنم زمانم را بیهوده تلف کرده ام. شاید جوان ها خیلی متوجه حرف های من نشوند اما برای من، زمان معنای دیگری دارد، زمان مانند گوهر است» از مجید انتظامی راجع به موسیقی اش درباره دفاع مقدس پرسیده اند و او جوابی می دهد که دقیقاً اکسیر معرفت و درد را، در وجودش تأیید می کند. می گوید:«زمانی که من وارد کار ساخت موسیقی فیلم شدم، درست مصادف با جنگ بود. دراین اوضاع بود که شروع به ساخت موسیقی فیلم به ویژه فیلم های دفاع مقدس کردم. آن زمان جنگ تأثیر زیادی روی جامعه گذاشته بود و هرکسی از کارش به خاطر جنگ می زد. کارمند، دانشجو، معلم و خلاصه هرکسی کارش را رها می کرد تا به جبهه برود. نمی خواهم شعارهای کلیشه ای بدهم، اما واقعاً به این فداکاری احسنت می گفتم و می گویم که این آدمها تنها به خاطر اعتقادشان از همه چیز می گذشتند. برایم بسیار تحسین برانگیز بود و آن موقع من هم درگیر فیلم های دفاع مقدس شدم و در واقع جنگ تأثیر خود را، این چنین بر زندگی من گذاشت و از آن بسیار خوشحالم ...»

به هرحال سخن درباره مجید انتظامی بیشتر از آن است که بتوان همه آنچه را که باید گفت، درحصار تنگ این صفحه یا ستون گنجاند. محتوای هر یک از آثار ارزشمند انتظامی و صد البته، مبانی اعتقادی و فرهنگی وی نیز، حوصله ای فراخ می خواهد تا صاحب نظران درباره آنها بگویند و ما بشنویم. ساختار آثار انتظامی چه از حیث تکنیک یا فرم و سبک هارمونی ها باید شناخته شوند و حاصل این بازشناسی - به عنوان کار بستهای پژوهشی - در محیط های دانشگاهی و هم چنین، توسط آهنگسازان جوان، به کار گرفته شود. برای انتظامی روزگاری سرشار از کشف و کرامت وکامیابی آرزومندم.

منصور ایمانی