ایرج بسطامی آوازه خوان بی بدیل ایران شاید اگر پنج سال پیش در چنین روزهایی تن به آوار فروریخته بم نسپرده بود، امروز از شاهکارهای تازه اش می نوشتیم و تنها به گفتن از او و کوچ زودهنگامش از دنیای هنر قناعت نمی کردیم. چنین روزهایی خاطره سنگین زلزله بم را در خود دارند و ضایعه از دست دادن حنجره ای که صداها و کلام ها در اوج و فرودش طرح دیگری به خود می گرفتند؛ حنجره ای که مانند نداشت. امروز اما تنها می توانیم به یادگارهای یکتای ایرج بسطامی گوش بسپاریم و هم کلام با او بخوانیم: من مانده ام تنهای تنها... ایرج بسطامی در سال ۱۳۳۶ در بم به دنیا آمد و تا قبل از بروز زلزله دلخراش این منطقه، در همین شهر زندگی می کرد. او موسیقی را نزد عموی خود، یدا... بسطامی فرا گرفت، سپس برای تکمیل آموزه هایش به تهران آمد و از محضر استاد محمدرضا شجریان بهره برد. وی از پنج سالگی به خواندن آواز علاقه داشت و هر یک از اعضای خانواده، از جد پدری گرفته تا پدربزرگ و پدر در زمینه خواندن آواز و زدن سازهای مختلف تجربه داشتند و ایرج نیز در کنار آنها با اصول موسیقی آشنا شد. سپس به فراگیری دستگاه های موسیقی نزد پدر خود پرداخت. بسطامی از سنین نوجوانی تحت تعلیم عموی خود یدا... بسطامی قرار گرفت که با سرپرستی وی گروهی با همکاری برادران بسطامی تشکیل شد که در رادیو و تلویزیون آن زمان و اردوهای رامسر اجرای برنامه داشتند. بعد از فوت یدا... بسطامی، ایرج برای فراگیری آواز و ردیف های آوازی نزد استاد شجریان آمد و به رغم مشکلات راه و مسافت زیاد، هفته ای یک بار به عشق فراگیری آواز از بم به تهران می آمد.

بسطامی همزمان با وقوع انقلاب اتاقی در پامنار اجاره کرد تا بتواند بهتر از آموزه های استاد شجریان بهره ببرد. پس از آموختن آواز نزد محمدرضا شجریان، وی نزد پرویز مشکاتیان، آهنگساز و نوازنده نامی سنتور رفت تا تلفیق شعر و موسیقی را بیاموزد. صدای اوج ایرج بسطامی تقریباً همتایی در میان آوازخوانان مرد پیدا نکرد. آلبوم موسم گل، حاصل همکاری وی با محمدرضا درویشی که برخی از تصانیف قمرالملوک وزیری را بازخوانی کرد، اوج صدای بسطامی را به نمایش گذاشت. ایرج بسطامی نخستین آلبوم های خود را با پرویز مشکاتیان انتشار داد. وی با پرویز مشکاتیان ابتدا کنسرت افشاری مرکب را در تالار وحدت برگزار کرد و سپس آلبوم های افشاری مرکب (۱۳۶۹)، مژده بهار (۱۳۷۰)، افق مهر (۱۳۷۱) و وطن من (۱۳۷۳) را با همکاری و آهنگسازی مشکاتیان عرضه عمومی کرد. بوی نوروز که حاصل همکاری گروه دستان و آهنگسازی محمدعلی کیانی نژاد است، از دیگر کارهای به یاد ماندنی موسیقی ایرانی است که بسطامی هم آواز آن را خواند. پس از این دوره بسطامی به همکاری با کیوان ساکت (آلبوم فسانه)، کوروش متین (سکوت) و حسین پیرنیا (تحریر خیال) پرداخت. آهنگ گلپونه های وحشی که بعد از مرگ بسطامی در بم، آوازه ای ملی یافت، حاصل صدای بسطامی روی آهنگی از پیرنیا بود. سیروس علی نژاد، روزنامه نگار سرشناس می گوید: موسیقی را نزد استادان فن از جمله شجریان آموخته بود و وقتی درست آموخته بود، پا به صحنه گذاشته بود. می گفت که موسیقی در خانواده پدری او ریشه دار است.

پدرش هنوز در ساعات فراغت ساز می زد. اما خود را بیشتر مدیون عمویش یدا... بسطامی می دانست که از نظر او در موسیقی استادی و مهارت داشت. او بود که صدا و ذوق ایرج را به موسیقی کشف کرده بود و از همان نوجوانی شروع کرده بود به آموختن گوشه ها و ردیف های موسیقی اصیل به او. این عمو در اوایل انقلاب فوت شد. پس از مرگ او، ایرج به تهران آمد و نزد استادان و بیشتر از همه خود مشکاتیان موسیقی خواند و کم کم به میدان آمد. بسطامی در فعالیت هنری خود با اساتید دیگری همچون پرویز مشکاتیان، محمدرضا درویشی و کیوان ساکت همکاری داشته است. وی یک بار در سال ۱۹۹۰ به همراه پرویز مشکاتیان به اروپا رفت و کنسرت های متعددی در سراسر اروپا ترتیب داد. در سال ۱۹۹۴ هم به همین منوال با پرویز مشکاتیان همراه شد و به اروپا سفر کرد اما پس از آن در بم گوشه نشین شد. پرویز مشکاتیان می گوید: شرایط جاری موسیقی امروز، همه را بی انگیزه و خانه نشین کرده است. بسطامی با امید و انگیزه ای والا به تهران آمد و تنها به تعالی هنرش می اندیشید، اما پس از چندی دیگر چشم انداز روشنی ندید. آرزوی او داشتن سقفی بود که باران بر سرش نریزد اما آن را هم نداشت. شهرام ناظری، خواننده سرشناس ایران ضمن اظهار تاسف از بروز ضایعه جبران ناپذیر فقدان بسطامی می گوید: اگر بنا باشد از بهترین های خوانندگان پس از انقلاب مثالی بیاورم، ایرج بسطامی را نام می برم. او از ذوق ذاتی خاصی برخوردار بود و نقطه امیدی در عرصه آواز بعد از انقلاب محسوب می شد. بسطامی در آلبوم "رقص آشفته" با ترجیع بند "من مانده ام تنهای تنها" و در مجموعه "افق مهر"، با "ای خوشا مست و خراب اندر خرابات آمده" بر سر زبان ها افتاد. تصنیف "دلم ای وای دل" سروده خواجوی کرمانی و "خوش نوای بی نوا" از جمله خوانده های وی است که با استقبال دوستداران مواجه شد.

مجموعه افق مهر که نخست در کنگره جهانی خواجوی کرمانی اجرا شد، سپس در اروپا طی ۲۶ شب اجرا شد و مورد استقبال قرار گرفت. عبدالحسین مختاباد، خواننده موسیقی سنتی ایران درباره بسطامی می گوید: وی تنها خواننده چپ کوک زمان خود بود (قدرت خواندن گام های بالا را داشت) و به لحاظ جنس و طعم ویژه ای که صدایش داشت، در سه یا چهار دهه گذشته بی مانند بود. مختاباد، معتقد است خواندن مجموعه "موسم گل" که عموماً شامل آهنگ های چپ کوک (گام بالا) است، تنها از عهده بسطامی بر می آمد. او هم به مشکلات مالی و معیشتی ایرج بسطامی اشاره دارد و می گوید: به همین دلیل آن مرحوم از سال های پایانی دهه ۷۰ دیگر کار جدی نکرد. با این همه، پرویز مشکاتیان یادآور می شود که او یکی از پرتیراژترین نوارهای موسیقی را به بازار عرضه کرد، در آلبومی که "وطن من" نام دارد و روی شعری از ملک الشعرای بهار ساخته شده است که چنین آغاز می شود: ای خطه ایران مهین ای وطن من/ ای گشته به مهر تو عجین جان و تن من مشکاتیان می گوید: حتماً این بیت را هم از این شعر بیاورید که اکنون مناسب حال او و دیگر همشهریانش شده است: دردا و دریغا که چنان گشتی بی برگ/ کز بافته خویش نداری کفن من سیروس علی نژاد به یاد می آورد که اول باری که بسطامی را دید، سال ۱۳۶۹ در تالار رودکی بود. او تازه به جامعه موسیقی ایران معرفی شده بود: آن شب بسطامی در جمع گروه عارف غوغا می کرد. جذبه موسیقی گروه عارف و آواز ایرج بسطامی که تازه پا به عرصه نهاده بود، نفس ها را در سینه ها حبس کرده بود. وقتی شروع کرد، چنان مجلس را گرفت که همه از خود بی خود شدند.

شجریانِ دیگری ظهور کرده بود. شعر سعدی را می خواند و سوزی که در صدایش بود، مجلس را به آتش می کشید، دل ها را به فغان وامی داشت و آه از سینه ها بر می آورد: بر من که صبوحی زده ام خرقه حرام است/ ای مجلسیان راه خرابات کدام است با چون تو حریفی به چنین جای در این وقت/ گر باده خورم خمر بهشتی نه حرام است سعدی مکن اندیشه که در کام نهنگان/ چون در نظر دوست نشینی همه کام است صدایش به قول سعدی مرغ از طیران و آب از جریان باز می داشت. وی بعدها وقتی برای یک مصاحبه از نزدیک با بسطامی سخن گفت، او را جوانی یافت "با حجب و حیای بچه های شهرستانی و هنری به قول نظامی عروضی در "آسمان هفتم". اما به اعتقاد سیروس علی نژاد، "آن نوارها که بسطامی بعد از «افشاری مرکب» بیرون داد، نشان از افت صدایش داشت. اعتیاد از او جلو افتاده بود و کارش را در زایل کردن صدا بهتر از خود او در پرورش صدایش پیش می برد. مختاباد، افشاری مرکب، اولین اجرای او را از جدی ترین کارهای موسیقی آوازی ایران خواند و از جمله امتیازات ویژه دیگر بسطامی را توانایی فوق العاده در ارایه کار صحنه ای و برخورداری از بخش بم شاخص در گستره آوایی برشمرد. کیوان ساکت، آهنگساز و نوازنده سه تار، همراه و همکار قدیمی خواننده فسانه، وی را از همراهی در اولین اجرا یعنی افشاری مرکب به خاطر دارد و می گوید: ایرج که تا آخرین روز عمر نگهداری از همسر و فرزندان برادر درگذشته اش را برعهده داشت، علی رغم برخورداری از امتیازات برجسته صوتی که می توانست موجب شود وی امکانات مادی فراوان داشته باشد، به این گونه مسایل توجهی نداشت. او با صدایی سوخته و باطنی زلال همیشه در دل ما باقیست. مشکاتیان او را خواننده ای می داند که در عین فقر خود را حفظ کرد و به سرودخوانی تن نداد.