موسیقی کلاسیک میراث جهانی بشریت

گفت وگو با بهمن مه آبادی, سرپرست آنسامبل سل

بهمن مه‌آبادی نمونه خوبی از یک هنرمند فعال است که با انتخاب یک مسیر و استمرار در آن سعی دارد به‌طور مشخصی در عرصه فرهنگ حرکت کند.

او نوازند ویولن و سرپرست آنسامبل سل است که از گروه‌های موفق در عرصه موسیقی کلاسیک به‌شمار می‌روند. آنها از سال‌های ابتدایی دهه ۶۰ این گروه را تشکیل دادند و فعالیت آنها تا به امروز ادامه داشته است. مهابادی و گروه سل در ارکسترهای معتبری حضور پیدا کرده‌اند و به‌عنوان نوازنده‌های ایرانی افتخار کسب کرده‌اند. انتشار آلبوم «آسمانی» بهانه‌ای شد تا با وی گفت‌وگویی داشته باشیم. بخوانید:

▪ شما تاکنون ۹ آلبوم با محوریت موسیقی کلاسیک غربی منتشر کرده‌اید و در این مسیر استمرار به‌خرج داده‌اید. دلیل این انتخاب چه بوده است؟

ـ اولا یادآوری کنم که موسیقی کلاسیک فقط متعلق به غرب نیست. موسیقی کلاسیک، میراث جهانی بشریت است و به هیچ کشور و فرهنگ خاصی محدود نیست. اگر نگاهی به گستره جغرافیایی آهنگسازان بزرگ موسیقی کلاسیک داشته باشید، متوجه این بی‌مرزی و عدم اختصاص و انحصار خواهید شد. به‌نظرم موسیقی کلاسیک یک زبان جهانی موسیقایی است.

در این نوع موسیقی استیل‌های مختلفی وجود دارد، بنابراین هر هنرمندی با شیوه خود به آن تازگی و طراوت می‌بخشد. وقتی که خیلی کوچک بودم، تقریبا از سال پنجم ابتدایی به هنرستان موسیقی در تبریز رفتم که مدیریت آن را علی‌محمد رشیدی به‌عهده داشت.

خوش‌اقبال بودم که زیر نظر پروفسور زاون یدیگاریانس ویولن را آموختم. غرضم از این بیوگرافی کوتاه این بود که بگویم از ابتدا به موسیقی جهانی و بدون مرز علاقه‌مند بودم. سال ۱۳۶۲ بود که تصمیم گرفتم موسیقی جدی را در یک مرکز پیگیری کنم و این موسیقی اندیشمند را به مردم بشناسانم. این بود که مرکز موسیقی سل را افتتاح کردیم. در این مرکز به مسائل تحقیقی پرداختیم که تا امروز افزون بر ۱۰۰ مقاله تخصصی در نشریات مختلف به چاپ رسیده است.

از سوی دیگر موزیسین‌های بسیاری در این مرکز آموزش دیده‌اند که چند نفر از آنها در ارکسترهای برجسته‌ای مایستر ارکستر هستند. حدود ۱۳، ۱۴ سال پیش از دانش‌آموختگان این مرکز، آنسامبل سل را تشکیل دادیم و تصمیم گرفتیم با این آنسامبل، کنسرت و آلبوم موسیقی در عرصه موسیقی کلاسیک ارائه کنیم تا مردم هرچه بیشتر با این موسیقی آشنا شوند. این مجموعه با موسیقی باروک شروع شد و در سبک‌های افراد مختلف گردش کردیم تا امروز که رسیدیم به آلبوم «آسمانی» که به‌مناسبت دویست‌وپنجاهمین سالگرد تولد منتشر شده است. دهمین کار آنسامبل موسیقی سل، قطعاتی برای صلح است که از موسیقیدان‌های کشورهای متعدد انتخاب کرده‌ایم. ما هیچ‌وقت آغازکننده جنگ نبودیم و آن به ما تحمیل شده است. این است که ما نوای صلح سر خواهیم داد و معتقدیم در صلح است که موسیقی رشد می‌کند.

کار یازدهم، اختصاص دارد به آثار قرن بیستم و حتی سال‌های پایانی این قرن. این رپرتوار به آثار مدرن موسیقی اختصاص دارد که هم کنسرت خواهیم داد، هم این کنسرت را ضبط می‌کنیم تا در قالب آلبوم یازدهم گروه سل به بازار عرضه کنیم.

▪ باتوجه به اینکه اعضای آنسامبل سل توانایی آهنگسازی دارند، چرا در این ۹ آلبوم خیلی کم از آثار ساخته‌شده آنها وجود دارد؟

ـ ما در کارهای اول آنسامبل سل این عمل را انجام دادیم. بعدها در شورای موسیقی با این کار مخالفت‌هایی شد که این روند را متوقف کرد. آنها از اینکه آثاری از من یا دیگر اعضای سل در کنار آثار آهنگسازان بزرگ جهان قرار بگیرد، دل خوشی نداشتند.

▪ ما هیچ ادعایی نداشتیم و نداریم، فقط می‌خواستیم کارهایی هم از خودمان تولید و ارائه کرده باشیم. ـ سال گذشته ۱۰ شب را به موسیقی اختصاص دادیم و علاوه بر آثار آهنگسازان بزرگ، آثاری هم از خودم اجرا شد. در کنسرت تبریز نیز همین‌طور. در آلبوم یازدهم، یک قطعه از ساخته خودم وجود دارد که اگر از سوی مرکز موسیقی مخالفتی نشد، علاقه‌مندان آن را خواهند شنید. من کارهایی دارم که در فرانسه، آلمان، وین، بارسلون و... هر جایی که بوده‌ام اجرا شده است.

▪ آیا نمی‌توانستید این قطعات را به صورت یک آلبوم مستقل اجرا کنید؟

ـ به نظرم این هم ایده خوبی است و ممکن است یک روز به چنین نتیجه‌ای برسیم. البته یکی از دلایل این موضوع آن است که تمام آلبوم‌های ما ضبط زنده‌اند. یعنی آن را کنسرت داده‌ایم. از آنجایی که هیچ وقت در یک کنسرت به طور کامل، فقط آثار خودمان را اجرا نکرده‌ایم، طبیعی است که این موقعیت هم پیش نیامده است.

به همین دلیل است که می‌گویم امکان دارد یک روز آنسامبل سل قطعاتی از خودم یا دوستان دیگر آنسامبل را به صورت یک کنسرت اجرا کند که بعدها در قالب یک اثر مستقل منتشر و وارد بازار موسیقی شود. با این وجود اگر مخالفتی نباشد، علاقه داریم که در هر آلبوم یک کار هم از بنده گنجانده شود.

▪ شما از معدود آنسامبل‌هایی هستید که سفرهای بسیاری به سایر ملل داشته‌اید و با ارکسترهای بزرگ همراهی کرده‌اید. این روابط چگونه شکل گرفت و گسترش یافت؟

ـ کارهای ما وقتی منتشر می‌شود، راه خودشان را پیدا می‌کنند و به دست افراد و گروه‌های مختلف می‌رسد. آن افراد یا گروه‌ها با توجه به اینکه کار آنسامبل سل ایرادهایی دارند، اما حالت، موزیکالیته، سرعت و نوازندگی آثار را مورد التفات قرار می‌دهند و ما را دعوت می‌کنند.

▪ کار بی‌عیب کار خداست با این وجود آنها در کشورهای صاحب موسیقی کار گروه سل را پسندیده‌اند و بارها از مجامع مختلف دعوتمان کرده‌اند تا در ارکسترهای متعدد حضور داشته باشیم.

ـ این افتخار را داشتیم که در کنسرت‌ هاوس وین، ارکستر فیلارمونیک پاریس، ارکستر سمفونیک جهانی و ارکستر سمفونیک حضور داشته باشیم. از دوستان قدیمی این آنسامبل فقط من و آقای پوریا کشاورز مانده‌ایم. خانم ابطحی و آقای اختری برای ادامه تحصیل به خارج از کشور سفر کرده‌اند و این باعث شده ما افراد جدیدی وارد گروه کنیم که عبارتند از نهال محبی، سپهر مسعودی، سروش مسعودی و ارغوان صباحی.

▪ پس بالاخره به نوعی اعضای تازه‌ای وارد گروه شما شده‌اند؟

ـ ما خیلی دوست داشتیم این کار را بکنیم اما با یک مشکل اساسی مواجه هستیم. محل تمرین مرکز موسیقی سل این امکان را ندارد که چند ساز همراه با هم تمرین کنند و صدای این تمرین همسایه‌ها را اذیت نکند.

ای کاش هفته‌ای دو، سه ساعت یک سالن کوچک را در اختیار ما می‌گذاشتند تا تمرین کنیم.

در آن حالت دستمان باز بود و شاید می‌توانستیم این آنسامبل کوچک را تا یک ارکستر مجلسی وسعت دهیم.

▪ و فکر می‌کنم همین امر سبب شده است که رپرتوارتان محدود شود.

ـ احسنت. به نکته بسیار مهمی اشاره کردید. اینکه ما نمی‌توانیم گروه را گسترش بدهیم سبب شده است که بسیاری از آثار را نتوانیم بزنیم. باور کنید این مشکل به سادگی قابل حل است. بسیاری از ارگان‌ها و نهادها و دانشکده‌های ما سالن‌هایی دارند که برای تمرین و حتی اجرای موسیقی خوب است اما هیچ استفاده‌ای از آنها نمی‌شود. اگر چنین اتفاقی بیفتد موسیقی ما هم روز به روز وضعیت بهتری پیدا می‌کند و در نهایت این توانایی به نفع اقتدار فرهنگی کشورمان است. اجازه بدهید در اینجا به مناسبت این موضوع نکته‌ای را یادآور شوم.

وقتی ما کار انتشار موسیقی کلاسیک را شروع کردیم خیلی‌ها انتقاد کردند که این کار زیره به کرمان بردن است. اما گذشت زمان و استقبال صاحب‌نظران موسیقی کلاسیک در خارج از ایران نشان داد که ما هم می‌توانیم به عنوان نماینده‌ای از فرهنگ ایرانی از آن دفاع کنیم.

این اعتماد روز افزون شد و خیلی‌ها دریافتند که ما در پی مطرح کردن خودمان نیستیم. ما تاکنون ۹ آلبوم منتشر کرده‌ایم که در هیچکدام کوچک‌ترین عکسی از اعضای گروه سل منتشر نشده است. به هر حال همه گروه‌ها به کمک‌های مادی و معنوی نیاز دارند و گروه سل هم یکی از آنها است. دوست داریم که بهترین‌ها همیشه برای ملت ایران باشد. در واقع تلاش عمده گروه سل این است که همه چیز علمی و تمام برخوردها منطقی باشد تا نماینده‌های خوبی از فرهنگ ایرانی باشیم.

▪ شما آثار آهنگسازهای ایرانی چهل، پنجاه سال اخیر را که برای سازهای کلاسیک نوشته شده است اجرا نکرده‌اید. چرا؟

ـ این که چنین اتفاقی نیفتاده است به دو دلیل عمده برمی‌گردد. نخستین علت این است که آهنگسازهای این سال‌ها آثاری که بتوان با چنین گروهی به مرحله عمل رساند ننوشته‌اند یا اگر هست ما به نت و پارتیتور آنها دسترسی نداشته‌ایم.

علت دوم بحث رعایت حقوق هنرمندان بود. ما نمی‌دانستیم که در اینجا باید به چه کس یا کسانی تماس بگیریم که اجازه کار کردن روی آثار آهنگسازان مدنظر را داشته باشیم. یک‌بار در یک کنسرت ما چنین کاری کردیم و مدعیان زیادی پیدا شدند که چرا شما دست به چنین کاری زده‌اید.

چنان است که با این وضعیت نمی‌توان سراغ آثار آهنگسازان ایرانی موسیقی کلاسیک رفت. بنابراین تصمیم گرفتیم چنین کاری نکنیم تا وقتی که یک آهنگساز به ما مراجعه کند و بخواهد که اثر یا آثارش را بزنیم.

▪ ارزیابی‌تان از وضعیت آموزش و اجرای موسیقی کلاسیک در کشورمان چیست؟

ـ به لحاظ آموزش خوشبختانه اتفاق‌های فرخنده‌ای افتاده و استادان تلاش دارند براساس متدهای روز دست به آموزش بزنند. ما در مرکز خودمان سعی می‌کنیم همه امور به روز باشد. به نظر من روند موسیقی به طور کلی بهتر شده است. در موسیقی کلاسیک وقتی اتفاق و تغییر ایجاد می‌شود که ما برنامه مشخصی در رادیو و تلویزیون داشته باشیم که در این برنامه مشخص، موسیقی کلاسیک مورد بررسی قرار بگیرد. باید آثاری به صورت نمونه در این رسانه‌ها پخش شود که مردم بتوانند آشنایی خوبی با این موسیقی پیدا کنند.

در واقع با انجام کارهایی از این دست ما به سمت فرهنگسازی رفته‌ایم و دیگر احتیاج نیست با کمک نیروهای بازدارنده دولتی و عرفی به نبرد موسیقی‌های بی‌هویت وارداتی برویم. اما تا روزی که ما از موسیقی به نحو درستی استفاده نکنیم و آن نگاه منفی از آن را برنگیریم، نمی‌توانیم تعریف و استفاده درستی از آن داشته باشیم. اگر بشود موسیقی را به صورت یک علم و آگاهی معرفی کرد که همقدم ریاضیات و اندیشه است دیگر بسیاری از علما از این کار استقبال خواهند کرد و امیدوارم این اتفاق بیفتد.

▪ نهمین آلبوم شما که به تازگی منتشر شده است آسمانی نام دارد به آثار موتزارت اختصاص یافته است. دلیل این انتخاب چه بود؟

ـ سال ۲۰۰۶ مصادف بود با دویست و پنجاهمین سال تولد موتزارت. ما دعوتی را دریافت کردیم تا در یکی از ارکسترهای بزرگ حضور داشته باشیم. به همین دلیل در گروه تصمیم گرفتیم همزمان با سال تولد موتزارت این کار را نیز منتشر کنیم. اما متاسفانه به دلایل متعدد این اتفاق در زمان موعود نیفتاد و چیزی نزدیک به دو سال با تاخیر منتشر شد. خوشبختانه نقدها و ایمیل‌ها ما را امیدوار کرد که جامعه علمی نظر مثبتی روی آثار داشتند. با وجود اینکه معتقدم کار بی‌عیب فقط از آن خداست اما آلبوم آسمانی احترام‌های فراوانی برای ما به بار آورد و دلگرم‌مان کرد.

شاید این سوال برای چندمین بار از شما پرسیده شده باشد، توجیه‌تان برای اجرای آثاری که پیش از این بارها اجرا شده‌اند چیست؟ فکر می‌کنید با این اجراها باعث گسترش زبان موسیقی خواهید شد؟

ما اصلا ادعایی نداریم که کارهایمان باعث گسترش زبان موسیقی خواهد شد اما هر اثری که یک‌بار دیگر نواخته می‌شود به سبب فرهنگ و شیوه‌ای که نوازنده در آن رشد کرده است رنگ و بوی خاصی به خود می‌گیرد.

این یک تفسیر نوین از موسیقی کلاسیک. کتاب‌های آسمانی یا آثار نویسندگان جهانی این خاصیت رمزآمیز بودن را دارند و برای همیشه تازه می‌مانند.

آثار بزرگ موسیقی کلاسیک هم چنین خاصیتی دارند. دیگران هم که کارهای ما را گوش می‌دهند به همین دلیل است. آنها می‌خواهند ببینند تفسیر ما از فلان قطعه چیست و فلان قطعه در پنجه‌های ما چه شکل و بویی دارد.

محمود توسلیان