موسیقی تنها دغدغه کمیته ملی ایکوم

گفت وگو با پیمان سلطانی, مدیر کارگروه موسیقی کمیته ملی ایکوم

▪ ایکوم چیست و کارگروه موسیقی کمیته ملی ایکوم ایران چه نقشی در حوزه موسیقی دارد؟

شورای بین‌المللی موزه‌ها (ایکوم) یک سازمان بین‌المللی غیردولتی است که به منظور پیشبرد منافع موزه‌شناسی و سایر نظام‌های مربوط به موزه‌ها تاسیس شده است.

ـ کارگروه موسیقی ایکوم ایران پروژه‌های تحقیقاتی مرتبط با میراث معنوی و شفاهی مرتبط با موسیقی را کنترل، اجرا و هدایت می‌کند و در رابطه با موضوعات فوق حمایت، تحسین و نگرانی خود را به صورت بیانیه اعلام می‌کند. این کارگروه به مدیریت پیمان سلطانی تاکنون مراسم بزرگداشت رامبد صدیف و فوزیه مجد را برگزار کرده و علاوه بر انتشار چند تمبر در تیراژ محدود دست به انتشار نشریه چنگی زده است که به زودی شماره دوم آن منتشر خواهد شد. به همین بهانه با وی گفت‌وگویی کرده‌ایم که می‌خوانید.

▪ اگر امکان دارد در ابتدای گفت‌وگو کمی درباره «ایکوم» توضیح دهید.

ـ قبل از هر چیز باید بگویم که «ایکوم» ـ نه بخش موسیقی مربوط به ایکوم ـ یک NGO بین‌المللی عظیم است که در هر کشور، باید بودجه‌های مربوط به اداره خود را تامین کند. ایکوم در کل دنیا وابسته به سازمان‌ها و ارگان‌های دولتی و غیردولتی و حتی کمک‌های مردمی است. در واقع بودجه ایکوم در تمام دنیا از این طریق تامین می‌شود. در ایران هم به این شکل بوده است. ایکوم چند سالی قبل از انقلاب در ایران فعال بود. بعد از انقلاب هم در سال ۱۳۷۷ به همت اهالی سازمان میراث فرهنگی ـ نه خود سازمان میراث فرهنگی ـ از جمله مهندس بهشتی و آقای محیط طباطبایی و ... مجددا راه‌اندازی شد.

▪ نگفتید حوزه اصلی فعالیت ایکوم چیست؟

ـ ایکوم برای حفاظت میراث معنوی بشر فعالیت می‌کند. باید بگویم که ایکوم شورای بین‌المللی موزه‌هاست و فعالیت‌های اصلی این نهاد بیشتر روی موزه‌ها متمرکز است.

▪ گویا با در دل ایکوم ایران چند کارگروه مشغول به فعالیت شده‌اند.

ـ بله، چند کارگروه زیرمجموعه ایکوم اعلام موجودیت کرده‌اند که تا حالا فقط اسمشان وجود دارد. یعنی فعالیت جانبی انجام نمی‌دهند. تنها کارگروه فعال ایکوم، کارگروه موسیقی کمیته ملی ایکوم است که آن هم به خاطر علاقه شخصی من تا اینجا آمده است.

▪ یعنی به جای واژه موسیقی می‌توان واژه‌های دیگری به کاربرد و آن کارگروه را زیرمجموعه ایکوم دانست؟

ـ بله، مثلا کارگروه معماری کمیته ملی ایکوم یا کارگروه تئاتر کمیته ملی ایکوم. حالا با این اوصاف و براساس اساسنامه‌ای که کارگروه موسیقی دارد نمی‌تواند فعالیت‌های مستقل داشته باشد. درست است که زیرنظر ایکوم ایران فعالیت می‌کنیم اما در همین چند برنامه به طور مستقل عمل کردیم. یعنی مستقل از ایکوم ایران. در عین حال هیچ تزریق مادی از هیچ جا تاکنون به ما نشده است.

این شبهه‌ای که در جامعه موسیقی به وجود آمده که ایکوم موسیقی درآمدهای آنچنانی دارد کاملا بی‌اساس است. چون ما حتی یک ریال هم درآمد نداشته‌ایم و یک تومان هم از جایی کمک نگرفته‌ایم. بد نیست بدانید تمام آنچه تحت عنوان فعالیت‌های کارگروه موسیقی کمیته ملی ایکوم انجام گرفته است به هزینه شخص من بوده است.

▪ پس چه ضرورتی دارد که شما زیر نظر ایکوم فعالیت کنید؟

ـ درست است. اما فراموش نکنید ایکوم یک مجموعه است یعنی عده‌ای از افراد در کنار هم هستند و می‌توانند در کنار هم فعالیت کنند. درست است که ما در طول این مدت هیچ کمکی از اهالی ایکوم ایران نداشته‌ایم اما این صحبت دلیل نمی‌شود که هیچ وقت به کمک‌های آنان احتیاج نداشته باشیم.

به هر حال در این شرایط به آنها احتیاج نبود. دیگر اینکه ایکوم یک کمیته کاملا معتبر است که ۶۰ سال پیش فعالیتش را همزمان با یونسکو آغاز کرد. با این تفاوت که حوزه فعالیت یونسکو اجتماعی بوده است و ایکوم در زمینه میراث معنوی و بشری فعالیت می‌کند. پشتوانه‌ای مانند ایکوم همیشه می‌تواند کمک‌های مادی و معنوی بسیاری را همراه داشته باشد.

در واقع به این دلیل بود که ما این یکی دو برنامه را با نام ایکوم فعالیت کردیم. حضور ایکوم یک سوپاپ اطمینان در حوزه فعالیت‌هایی است که به نوعی به میراث معنوی بشر برمی‌گردد. مثلا ما در سازمان میراث فرهنگی بک بخش داریم به نام اداره موزه‌ها که کار خودش را می‌کند.

اهالی ایکوم اغلب افرادی هستند که در حوزه میراث معنوی و فرهنگی بشر صاحبنام و صاحب‌تفکراند و ذهنیت ویژه‌ای دارند. آنها وارد عمل می‌شوند، هشدار می‌دهند، راهکار می‌دهند،‌کمک می‌کنند تا در نهایت این میراث باقی بماند. به‌خصوص در بخش موزه‌های فرهنگی و هنری مثل مسوولیت سازمان ملل در مقابل حقوق بشر.

▪ بخش موسیقی ایکوم تاکنون چه فعالیت‌ عمده‌ای انجام داده است؟

ـ کمیته موسیقی با همکاری ایکوم، موزه موسیقی شیراز را راه‌اندازی کرده است که حرکتی جدی در این زمینه تلقی می‌شود و من امیدوارم اتفاق‌های بزرگ از این دست بیشتر بیفتد.

▪ می‌توانید بگویید کارگروه موسیقی کمیته ملی ایکوم تقریبا از چه زمانی تشکیل شده است؟

ـ کارگروه موسیقی می‌توانست فعالیت‌هایش را به موازات فعالیت‌های خود ایکوم آغاز کند اما از آنجایی که من توقع مالی از ایکوم نداشتم مدتی بعد شروع کردم و قرار هم بر این شده است که خودمان بودجه‌های این کارگروه را تامین و جذب کنیم. طبیعی است که ماهم بودجه‌هایمان را می‌توانیم از متولیان موسیقی ازجمله دفتر موسیقی، حوزه هنری، سازمان فرهنگی هنری شهرداری، خانه موسیقی و انجمن موسیقی تامین کنیم.

▪ و طبیعی است که این اتفاق نمی‌افتد چون آنها هم با کمبود بودجه از سوی دولت مواجه هستند.

ـ البته من حرف شما را به هیچ وجه قبول ندارم. به دلیل اینکه آنها بودجه دارند و این بودجه را صرف موسیقی می‌کنند. گاهی این بودجه صرف چیزهایی در موسیقی می‌شود که اصلا ضرورت ندارد. از جمله خرید سه پیانوی ۳۵۰ میلیون تومانی.

در میان این همه گرفتاری این خرید چه ضرورتی داشت؟ ما یک سالن اجرای موسیقی نداریم، مدرسه موسیقی نداریم. قبل از انقلاب هم این قبیل اتفاق‌ها ‌افتاده است. هزینه دعوت کردن هربرت فن‌کارایان (رهبر برجسته ارکسترهای بزرگ دنیا) دقیقا هزینه ساخت یک هنرستان موسیقی در زعفرانیه تهران بود. خب چه اتفاقی افتاد؟ یک بار در تاریخ ایران فن‌کارایان آمد و رفت، ماحصل این اتفاق به غیر از ثبت یک اتفاق در تاریخ موسیقی ایران چه بود؟ در حالی که اگر هنرستان در آن سال‌ها ساخته می‌شد تاکنون دانش‌آموختگان بسیاری از آن فارغ‌التحصیل می‌شدند و درخت موسیقی ما تنومندتر می‌شد. البته آمدن فن‌کارایان به ایران کار بیهوده‌ای نبود امادر برابر ساخت یک هنرستان موسیقی در درجه اهمیت بسیار پایین‌تر قرار دارد.

اینکه تالار وحدت سه پیانوی خوب دارد خیلی خوب است اما در شرایطی که ارکستر سمفونیک تهران دارد لنگان‌لنگان به حیاتش ادامه می‌دهد ـ با این صدای بدی که دارد ودر حد سطحی‌ترین ارکسترهای جهانی هم نیست ـ چه ضرورتی دارد ما سه پیانوی ۳۵۰ میلیون تومانی بخریم و نوازنده خارجی بیاوریم و مهمانی بدهیم؟ مگر امانوئل ملیک اصلانیان ایران با کدام پیانو در تالار وحدت کنسرت داد؟ پیانوی خوب به چه درد می‌خورد وقتی نوازنده‌اش موجود نیست. من نمی‌گویم آنها با کمبود بودجه مواجه نیستند بلکه معتقدم این بودجه را صرف کارهای درست نمی‌کنند که در نهایت به نفع موسیقی باشد.

▪ شما که می‌گویید شخصا این هزینه‌ها را تامین می‌کنید چرا بخشی از آن را به ارکستر اختصاص نمی‌دهید؟

ـ من هزینه آنچنانی صرف فعالیت‌های اندک کار گروه موسیقی کمیته ملی ایکوم نکرده‌ام. چاپ تمبر آنقدر هزینه‌بردار نیست. اولا که من تمبر اوراق بهادار چاپ نکردم بلکه تمبر شخصی چاپ کردم که نهایتا برای هر شخصیت بین ۴۰ تا ۶۰ هزار تومان بیشتر هزینه ندارد. این یک جور دهن‌کجی است. شما فکرش را بکنید در طول تاریخ موسیقی ایران دو تمبر موسیقی وجود دارد که سال ۱۳۴۰ به مناسبت کنگره جهانی موسیقی چاپ شده است. آن هم یک عکس کج و کوله از نکیساست.

▪ تاکنون چه کارهایی انجام داده‌اید؟

ـ همان‌طور که گفتم چاپ تمبر یکی از کارهای ماست که اهمیت ویژه‌ای دارد و تاکنون هشت عدد از آنها منتشر کردیم. از

وزیری،صبا،‌درویش‌خان،‌عارف، برومند،‌لطفی، شاملو و براهنی. یک مجموعه کارت‌پستال چاپ کردیم. نشریه چنگی یکی دیگر از فعالیت‌های ماست که برایمان اهمیت بسیاری دارد که دومین شماره‌اش در دست چاپ است. شروع کرده‌ایم به ساخت ماسک‌های گچی از هنرمندان عرصه موسیقی که تاکنون ۲ تا از آنها به مرحله پایانی رسیده است. در این میان باز تاکید می‌کنم که چاپ تمبر از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است آن‌قدر این کار را انجام می‌دهم تا اداره پست این موضوع را به عنوان یک اقدام فرهنگی بپذیرد و مسوولیت این مهم را به عهده بگیرد.

▪ از فعالیت‌های آتی کار گروه موسیقی کمیته ملی ایکوم نیز بگویید.

دو کار مهم داریم انجام می‌دهیم که بخش اعظمی از وقت ما را گرفته است. مشغول راه‌اندازی یک سایت ـ هستیم به‌نام ایکوم میوزیک که یک موزه آنلاین است یعنی در شرایطی که خیلی از اسناد و مدارک موسیقی ایران در دست اشخاص است ما تلاش می‌کنیم مقداری از آنها را در دسترس عموم قرار دهیم. خیلی از کتاب‌ها و پارتیتورها و ریل‌ها در معرض نابودی هستند، اما صاحبانشان آنها را نگه داشته‌اند که به قیمت گزاف بفروشند و به نحوی آن را به نفع خود تمام کنند.

در واقع اینها به نوعی قاچاقچیان عرصه موسیقی هستند ما با تشکیل در راه‌اندازی این سایت، سعی در مبارزه با افرادی داریم که دست به چنین کاری می‌زنند شما در این سایت بخش‌هایی از آثار شنیداری فراموش شده را می‌شنوید در این مسیر تعدادی دیسکوگراف و آرشیودار در کمال محبت با ما همکاری دارند همین‌طور سندها، عکس‌ها و نت‌ها یعنی یک علاقه‌مند می‌آید و با پر کردن یک فرم شکل کامل یک اثر را به صورت کپی در اختیارش قرار می‌دهیم.

کتاب‌ هارمونی علینقی وزیری دست یک آقایی است که من ایشان را می‌شناسم. این کتاب فقط یک نسخه دارد که بیش از ۳۰ سال است دست ایشان است چون دست‌نویس است. این کتاب چاپ نشد و چند سال است که بحث جدی و دعوا درباره هارمونی مورد نظر وزیری داریم. در این پروسه چقدر مقاله علیه وزیری نوشته شد و چه تعداد از افراد با هم مجادله کردند و فضای بدی به وجود آمد. اگر این کتاب ۳۰ سال پیش چاپ می‌شد به‌نظر شما خیلی از این مشکلات حل می‌شد یا نه؟ خیلی از مسائل مبهم مربوط به تئوری وزیری تکلیفش روشن می‌شد.

حرکت دوم ما در زمینه برگزاری یک نمایشگاه بین‌المللی در زمینه سازهای ایرانی است. البته ما نمی‌خواهیم فقط یک تعداد ساز را از ایران ببریم و در اروپا نشان بدهیم. به همین دلیل یک مجموعه مقالات سازشناسی را تدوین خواهیم کرد که یک سازشناسی کاربردی را به توضیح بگذارد. در واقع این سازشناسی به نوعی هم مورد استفاده عموم هم مورد استفاده خواص قرار خواهد گرفت.

تمام کتب سازشناسی با تمام نقطه قوت‌هایی که دارند در یک مورد دچار ضعفند و آن اینکه جنبه استفاده از فلان ساز برای یک موزیسین (چه ایرانی و چه غیرایرانی) مشخص نیست. به عنوان مثال یک غیرایرانی نمی‌داند که برای تار یا سنتور چگونه باید قطعه بنویسد و این سازها چه امکاناتی در اختیار او قرار می‌دهند البته در ضمیمه این سازشناسی نمونه‌های صوتی و تصویری هم همراه خواهیم کرد.

محمود توسلیان