موسیقی زیر زمینی

مترادف اصطلاح موسیقی زیرزمینی music unbergroun واژه فرهنگ متقابل Lnlture Counter است که به درستی برای مخاطبان معنا نشده است و عمده برداشت مخاطبان از چنین اصطلاحی منحصر می شود به آن چه که در رسانه های جمعی به نمایش گذاشته می شود

مترادف اصطلاح موسیقی زیرزمینی music unbergroun واژه فرهنگ متقابل Lnlture Counter است که به درستی برای مخاطبان معنا نشده است و عمده برداشت مخاطبان از چنین اصطلاحی منحصر می شود به آن چه که در رسانه های جمعی به نمایش گذاشته می شود.

همان طور که در یک مقاله از کتاب مفاهیم کلیدی در موسیقی مردمی آمده است، رسانه های جمعی صرفا به برخی از نکات منفی فرهنگ متقابل گرایش نشان داده اند، در صورتی که فرهنگ زیرزمینی یا متقابل دارای ویژگی های مهمی است که بهتر است از نظر اقتصادی به بررسی آنها پرداخت; چرا که پس از نظریه پرداز مهم مکتب فرانکفورت، تئودورآدورنو، مهم ترین روش برای طبقه بندی سبک های مختلف موسیقی، طبقه بندی اقتصادی است.

موسیقی زیرزمینی یا متقابل مجموعه ای از سبک های موسیقی است که در زمان تولید خود مورد توجه تهیه کنندگان و ناشران قرار نمی گیرند و معمولا با سبک زندگی ارزش های طبقه متوسط دنیای سرمایه داری در تضاد است.

این سبک های موسیقی معمولا پس از آن که توسط افراد و شرکت های مستقل کوچک به عموم مردم عرضه می شود، از سوی جمع (و حتی طبقه متوسط) مورد پذیرش قرار می گیرد و شرکت های مهم ضبط و پخش موسیقی، روی به عرضه گسترده آن آثار می آورند.

آن دسته از ویژگی های فرهنگ متقابل که اما از سوی رسانه های گروهی معمولا مورد توجه قرار می گیرد مربوط به هنرمندان این سبک هاست. از نسل بیت ها به بعد عمده هنرمندان و مخاطبان فرهنگ متقابل به استفاده از واژه های نامطلوب رسانه های رسمی و مواد مخدر شهرت داشته اند.

این شهرت عمدتا موجب می شود ارزش های موسیقایی و جامعه شناختی این گروه ها (حتی به رغم توجه افرادی ماند مارکوزه به این جنبه ها) مغفول باقی بماند و وقتی در رابطه با این موضوع به ایران نگاه کنیم، می بینیم که اوضاع قدری پیچیده تر هم می شود.

در ایران قسمت کمی از تبلیغات رسانه های جمعی غرب (که معمولا باز هم بیشتر به جنبه های منفی سبک زندگی هنرمندان فرهنگ متقابل اشاره دارد) به مخاطبان این فرهنگ منتقل می شود. به این ترتیب چهره هنرمندان فرهنگ متقابل در ایران به کلی چهره ای مخدو ش، نامطلوب و نامتناسب با جامعه ما جلوه داده می شود.

این در حالی است که بسیاری از ناشران و فعالان عرصه نشر در ایران، به صورتی کاملا منفعلانه با تقریبا همه انواع موسیقی نامتعارف سر ناسازگاری می گذارند و نتیجه فعالیت آنها در عرضه محصولات زیرزمینی بسیار اندک است.

مشکل اصلی جامعه موسیقی جامعه تهیه کنندگان و جامعه مخاطبان موسیقی در ایران را می توان در اصطلاح رجوع به خاطره خلاصه کرد. آن دسته از هنرمندان موسیقی در ایران که معمولا دارای توان پیداکردن تهیه کننده و عرضه آثار بر جامعه اند به زنده کردن خاطرات مردم گرایش فراوانی دارند.

بسیاری از هنرمندان به بازخوانی آثار گذشتگان می پردازند و بسیاری دیگر، دست به ارائه کپی های دست چندم از آثار اصلی تولیدشده در گذشته می زنند. حتی کار به جایی رسیده است که در هنگام بررسی یک اثر موسیقی که بدیهی است (و حتی ممکن است جالب هم نباشد، اما دارای مولفه های تکراری از اجراهای قدیمی نیست) منتقدان و مخاطبان به جای آن که به توصیف ویژگی های موسیقایی فرد نوآور بپردازند، صرفا وی را با عبارت هایی از قبیل شبیه کسی اجرا نمی کند و طرح ژنریک نیست توصیف می کنند.

تهیه کنندگان که چندان میلی به ریسک کردن ندارند نیز در عمده موارد دل می بندند به امنیت ناشی از قطعیت فروش آثار هنرمندان زنده کننده خاطره و در این میان حاشیه عظیمی از هنرمندان تولید می شود که نمی توانند صدای خود را به گوش مخاطبان برسانند.

در اروپا و در ایران، گذشته موسیقی زیرزمینی خیلی درخشان نبود. هنرمندهایی که به فعالیت در این سبک ها مشغول بودند فقط از راه های سنتی برای عرضه آثار خود به مخاطبان بهره می بردند. آنها مجبور بودند خود را باب میل و سلیقه مسوولان رادیو و تلویزیون ها ویرایش کنند تا آثارشان از رادیوها و تلویزیون ها پخش شود یا باید قدری با تهیه کننده ها کنار می آمدند و صدایی را تولید می کردند که تهیه کننده ها میلی به شنیده شدن آن داشتند و راه سوم البته در غرب این بود که گروه های موسیقی به آرامی در گوشه و کنار کافه ها و تالارهای کوچک اجرای موسیقی، برای مخاطبی چند صد نفره بنوازند و دل خوش کنند که دارند موسیقی می نوازند. اما اتفاقی که در صنعت ضبط و پخش موسیقی اتفاق افتاد ناگهان همه چیز را عوض کرد.

فقط با عرضه نوارهای کاست در غرب، هنرمندان موسیقی زیرزمینی وسیله ای را به دست آوردند که اولا ارزان قیمت بود، ثانیا کارکردن با آن راحت بود و ثالثا تکثیر آن در هر خانه ای ممکن بود.

به این ترتیب در دهه ۱۹۸۰ میلادی در هر گوشه ای از شهرهای مهم فرهنگ متقابل، عده ای از جوانان که تا چندی قبل نمی دانستند چگونه می توانند صدای خود را به مخاطب هایشان برسانند، دور هم جمع شدند تا با وسایلی که امروزه ابتدایی به نظر می رسد، صدایی را تولید کنند که گرچه در استودیو تولید نشده بود و کیفیت استاندارد آثار رسمی را نداشت، اما پر بود از شور و هیجان و نوآوری و صدالبته متفاوت بود.

این صدای متفاوت ظرف چندین سال راه خود را به صحنه های اجرای موسیقی در رادیو و تلویزیون و تالارهای بزرگ و حتی استادیوم های ورزشی گشود و الان، تهیه کننده ها عموما آن قدر با فروش های چشمگیر و غیرقابل انتظار گروه های زیرزمینی روبرو شده اند که دیگر خود چراغ به دست هنرمندان زیرزمینی را جست و جو می کنند.

در عین حال با اجرای مکرر ترانه هایی که روزگاری زیرزمینی تلقی می شدند، شاهد این پارادوکس هستیم که آثار زیرزمینی قدیمی، آثار معیار ورسمی به شمار می آیند و مدام آثار زیرزمینی دیگری که تولید می شوند به رقابت با این کلاسیک ها برمی خیزند و این شده است که هر چند سال به مرور آثار زیرزمینی به آثار مورد توجه طبقه متوسط تبدیل می شوند و دقیقا در این تغییر مخاطب است که تعریف قدیمی از آنها دیگر با واقعیت امروزی آنها جور درنمی آیند.

حالا ببینیم در ایران چه رخ داده است و چه چیز در حال رخ دادن است؟ گفتن خاطره در موسیقی در ایران را احتمالا هنوز از یاد نبرده اید. تعدادی از تهیه کننده های بزرگ که از قبل از انقلاب به فعالیت موسیقی مشغول بوده اند که امروز نیز در حال تولید موسیقی اند. با استثنا»هایی اندک، تهیه کننده های جدید هم به همان سبک قدیمی و امن تهیه کننده های کهنسال ارادت دارند و طبق همان سبک کار می کنند. از سوی دیگر میانگین سنی جامعه ما کم است و جوانان فراوان جامعه ما در حال رویارویی با وضعیت های جدیدی (هم در حوزه های فردی و هم در حوزه های اجتماعی) هستند که در نسل های قبلی سابقه نداشته است.

به این ترتیب حتی اگر بپذیریم که تولیدات رسمی سنتی و کلاسیک موسیقی در جامعه ما در زمان های گذشته به لطایف الحیل می توانست پاسخگوی نیازهای جامعه و صدای واقعی جامعه باشد، امروزه دیگر با وضعی مواجهیم که موسیقی جدید و نویی را می طلبد.

در سوی دیگر قضیه، این واقعیت وجود دارد که تعداد جوانانی که به هر دلیل روی به موسیقی می آورند بسیار چشمگیر است. آمار غیررسمی واردات سازها و همچنین میزان قابل توجه تولید ساز در ایران نشان می دهد که در کنج خانه ها، هنرمندان فراوان به کار مشغول اند و از میان این تعداد فراوان هنرمندها، لاجرم تعدادی اثر جالب توجه تولید می شود که این آثار به دست مخاطبان نمی رسد.

من فقط درباره تکنولوژی نوار کاست در غرب صحبت کردم، اما امروزه با ورود تجهیزات و امکانات کامپیوترهای خانگی، هر کس به محض خریدن یک میکروفون مناسب می تواند یک استودیوی خانگی ضبط موسیقی داشته باشد و با توجه به حجم کم آهنگ ها در فرمتMp۳، آهنگ های خود را به راحتی از طریق اینترنت، سی دی و روش های متنوع دیگر به گوش دیگر افراد برساند.

نویسنده : ادیب وحدانی