سیاوش قمیشی در ۲۱ خرداد سال ۱۳۲۴در قمیش(محلی در دزفول) به دنیاآمد .سیاوش سه برادر و یک خواهر با نامهای سیروس ، سیامک ، سیمین داره که سیاوش از همه کوچکتره...

۸ ماهه بود که به تهران آمد(یعنی آورده شد) ، از ۸ ماهگی تا ۱۴ سالگی در یوسف آباد تهران بود .

ماجرای خریدن اول گیتار سیاوش هم شنیدنیه:

"یک گیتاری توی ویترین یک کفش فروشی( مغازه کفش فروشی هالیوود در تهران) به عنوان دکور آویزان بود و من به پدرم هی می گفتم که این رو می خواهم ، تا بالاخره شب تولدم این گیتار به دستم رسید و بلد هم نبودم که چه جوری کوکش کنم! فقط یک مقداری هر سیم رو انقدر سفت می کردم که صدایی ازش در بیاد. تا بعد ها یک گیتاریستی آمد و به من گفت که این کوکت غلط است و برایم درستش کرد ... که فکر کنم ۱۱ سالگی من بود" برادر و خواهر سیاوش در لندن بودند و درس می خوانند. به اصرار برادر بزرگتر سیاوش که از علاقه او به موسیقی با خبر بود ، در ۱۴سالگی به لندن رفت

.که به قول خود سیاوش :" ۱۴ سالم هم نشده بود، سال دوم دبیرستان را تا نصفه خونده بودم که اومدم و غرق شدم در این موسیقی ... در اونجا موسیقی اصلاً به طور کلی یک چیز درست و حسابی بود ، یعنی تلویزیون ها هفته ای چندین ساعت برنامه های موزیکال داشتند... مردم هم فکر و ذهنشون موسیقی بود و من هم خیلی لذت می بردم. "

كار موسیقی را با زدن گیتار شروع كرده و در ۱۴ سالگی اولین آهنگ رسمی خود را با نام "ای قایقران به کجا می روی" برای ضیاء ساخته است...

از دورانی که سیاوش تو لندن بود باز هم از زبون خود سیاوش:

"من دو سال با برادر بزرگترم بودم ولی افکارمون زیاد در آن زمان با هم جور در نمی آمد و دعوامون میشد! یعنی سوا شدیم و بعد من آنقدر شبها می رفتم کلوپ و انقدر به موزیکها گوش می دادم ، با بچه های ارکسترها دوست بودم! و چون خودم ساز می زدم و اونها می دونستن ، یکی از ارکسترهایی که گیتاریستشون مریض بود و خیلی وقت بود که قرار بود بره و جاش پیدا نمی کردن ، به من پیشنهاد دادن که یکی دو دفعه ای با هم کار کنیم و این کار را کردم و خیلی هم جالب بود براشون و من از همون زمانها با این ارکستر که اسمش Winger برای سه سال کار کردم و بعد از اون اسمش شد Insects برای چهار سال دیگه ...

بعد از اون دیگه ارکستر خودم رو داشتم ، همه انگلیسی بودن و من فقط خواننده شون بودم و البته اون موقع گیتار می زدم و بعد ها کیبورد هم می زدم ، اون هم به این خاطر بود که کیبوردیست ارکسترمون رفت و یکی باید جاش رو پر می کرد که من خودم کردم."

سیاوش تحصیلات خود رو تا مقطع فوق لیسانس در Royal Society of Arts (دانشگاه سلطنتی لندن)در رشته Jazz Classical به پایان برد ...

در مورد اینکه چطور شد که آهنگسازی رو انتخاب کرد:

" آهنگ سازی من رو انتخاب کرده ... تنوع زیاد نبود و باید این رشته را انتخاب می کردی ، پیانو که ساز اجباریمان بود و باید همه می زدیم ، ساز انتخابی هم گیتار انتخاب کرده بودم"

یک نکته جالب اینکه سیاوش دوست دارد تا او را یک آهنگساز بدانند تا یک خواننده...

اولین آلبوم سیاوش عروسک شب هست آلبومی که به نوعی آلبومی فراموش شده هست...

من هنوزم برام سوال چرا سیاوش چرا خودش این آلبوم رو جزء آلبوم های خودش قرار نداده..

بیشتر ترانه های این آلبوم تو آلبوم های بعدی سیاوش باز خونی شده... یه نکته جالب اینکه یه ترانه سیاوش (پاییز) توی آلبوم دهاتی شادمهر بازخونی شده...

وقتی دلت پاییز میشه

باغ دلت گلریز میشه

تصویر غم میشینه تو چشم سیاهت...

همچنین میشه به آلبوم یارم کو که با شهره و فرامرز اصلانی خونده...اشاره کرد

آهنگهایی که سیاوش تو این آلبوم خونده در آلبوم های دیگه سیاوش قرار داره و این آلبوم مجموعه ایی از چند آهنگ این خواننده ها است که باز خونی شده...

آهنگهای( کلید مرمر شنیدم) از شهره و (یارم کو دل اسیره) از فرامرز اصلانی و(سراب هدیه سایه کاش از اول) از سیاوش...

همچنین میشه به همکاری مشترک سیاوش با کوروش یغمایی در این سال ها نیز اشاره کنیم...

البته این ارتباط به سالهای دورتری بر می گرده...

" کورش یغمایی دوست زمان بچگی من بود و ما با هم خیلی خیلی زیاد دوست بودیم. کلاس هفتم که من در ایران دبیرستان البرز می رفتم کورش دبیرستان هدف می رفت و ما با همدیگه همون موقع می زدیم و می خوندیم. بعد ها هم من باز می رفتم و بر می گشتم..."

بیست و پنج سالگی به ایران برگشت تو این مدتی که سیاوش تو ایران برای بسیاری از خوانندگان اون دوران آهنگسازی کرد که از این موارد میشه به بتی اشاره کرد.خوانده ایی که در اون دوران بسیار محبوب بود...گفته میشه که بتی بعد از انقلاب دیگه به خوانندگی نپرداخت... ۳ ترانه از تنها آلبوم باقی مانده از او(غریبانه) رو سیاوش آهنگسازی کرده...

در سال ۱۳۵۲دومین آلبومی که سیاوش به بازا عرضه کرد.آلبوم زیبای فرنگیس بود...

این آلبوم هم مثه آلبوم عروسک شب به علت قدیمی بودن اطلاعات چندانی در مورد شاعر و تنظیم کننده در دست نیست...حتی کاور آلبوم را هم پیدا نکردم...

اما از کاور سی دی خواب بارون اینطور به نظر میاد که شاعر و تنظیم کننده آلبوم فرنگیس و خواب بارون بیژن سمندر و نوید نحوی باشند... اما ترانه ی پاییز که از خود سیاوشه و همچنین طلوع و خالی(دو دلی) که در آلبوم هوای خونه بازخوانی شده اند...ترانه فرنگیس هم از سعید دبیری...

باز هم بیشتر ترانه های این آلبوم که در اون زمان خونده شدند زیاد در دسترس نیست...

اما از این بین به نظر من و فکر میکنم خیلی های دیگه ترانه فرنگیس زیباترین و ماندگار ترین ترانه این آلبوم هستش...

شب...

شب که میشه تو کوچه غم اشک من میشه ستاره

من... چشمامو به ابرا میدم

آسمون بارون میباره

می خونم آخ که دیگه فرنگیس عشق تو داغونم کرد

به کی بگم که چشمات تو غصه زندونم کرد

دلم شده دیوونه ...خدا خودش می دونه...

این ترانه باعث شد حرفهای زیادی در مورد سیاوش زده بشه...

من خودم از وقتی اولین بار این ترانه رو شنیدم تا الان هنوزم خیلی دوست دارم بدونم که این فرنگیس کیه که...

عشقش سیاوش رو داغون کرده...

ماجرا از این قرار بوده که سیاوش تو شالیزارهای شمال مشغول کشت برنج بوده (تا اینجاش که قبول کردنش سخته) گاه گاهی می زده زیر آواز...اونجا عاشق دختری به اسم فرنگیس میشه.وبعد از اینکه به خارج میره و از معشوقه اش جدا میشه به یاد او فرنگیس رو میخونه...

حالا که از فرنگیس گفتیم بزارید یه نکته جالب در مورد زندگی شخصی سیاوش هم

سیاوش تا حالا ۴ بار ازدواج کرده که هر ۴ بار به متارکه انجامیده...

گفته میشد که ازدواج پنجم هم در راه...

من خودم که اول این قضیه رو خوندم خیلی حالم گرفته شد...اما بعد که خوب فکر میکنم میبینم که موضوع چندان مبهمی هم نیست...

( یاد اون روزهایی که اینجا در مورد عشق واقعی حرف میزدیم بخیر...)

آره شاید سیاوش عشق واقعی اش رو پیدا نکرده بود...

هر رفیق راهی با من دو سه روزی همسفر بود

ادعای هر رفاقت واسه من چه زود گذر بود

هر کی با زمزمه عشق دو سه روزی عاشقم شد

عشق اون باعث زجر همه دقایقم شد...

همچنین در سال ۱۹۷۷ سِاوش قمیشی؟ به همراه ، جمیلی ،معینی, فرجاد گروه ربلس

رو تشکیل دادند سیاوش در گروههای ربلس و استارس به دنبال اجرای موسیقی راک اند رول بود که در این مسیر بسیار موفق بود... سه چهار سال ایران موند ، انقلاب شد. از سال ۱۹۷۸ که میشه بیست و پنج ، بیست و شش سال پیش به لس آنجلس رفت... سیاوش بعد از فرنگیس تا ۱۹ سال هیچ آلبومی به بازار نداد..خود سیاوش میگه:

"تو اون سالها تکلیف مشخص نبود و ما نمی دونستیم چی کار باید بکنم...ولی بعد متوجه شدیم که حالا که هستیم باید کارهایی بکنیم..."

بعد از این غیبت که نه بعد از یه مدت طولانی در سکوت...

سومین آلبوم سیاوش آلبوم حکایت رو که یه همکاری مشترک و موفق با مسعود فردمنش بود منتشر کرد... در سال ۱۳۷۱...

این آلبوم رو حکایت اول(مسعود فردمنش) می دونند...ماجرای اینکه فکر و ایده شکل گیری این آلبوم و حکایت های بعدی از زبون مسعود فردمنش:

"سال ۹۱ بود، که به سهم خود احساس کردم حرکتی تازه باید آغاز شود. مردم را با شعر و ترانه آشتی دهیم. بهترین فکر این بود که شعر را خالص بیان کنیم – همان زمان که با سیاوش قمیشی اولین حکایت را ساختیم و ارائه دادیم که ملودیها سنگین و جدی بود – شعرها همه جدی و غمگین بود. برای شعر خواندن و دکلمه کردن هم سعی کردم ادا در نیاورم – بلکه با مردم حرف بزنم..."

که میشه گفت با این کار سیاوش رو هم دوباره با خوندن آشتی داد...

نکته جالبی که اینجا هست اینه که هیچ کمپانی حاضر به پخش این آلبوم نبود...که در نهایت کمپانی کلتکس حاضر به این کار شد...

که با استقبال مردم مواجه شد– حکایتِ اول حکایت روز شد. به دل همه نشست. هیاهویی به راه انداخت و هنوز بعد از سالها باز خاطره هایش مانده است. هنوز مردم از آن حرف می زنند...

بعد از حکایت اول مسعود فردمنش حکایت ها رو ادامه داد... شهره، شاهرخ،ستار و سیاوش( با آلبوم حادثه ) هم همسفران حکایت ها شدند...

حکایت ها حکایت زندگی مردم بود

در نهایت حکایت هفتم رو به تنهایی منتشر کرد ...

ترانه های این آلبوم(حکایت) همگی از مسعود فردمنش بود و تنظیم ها هم از آندرانیک...با تکنوازی زیبای پیانو از سیاوش...

مخصوصآ ترانه ی قشنگ حکایت که انگار حکایت زندگی همه عاشقاست ...

با تو حکایتی دگر این دل ما بسر کند

شب سیاه قصه را هوای تو سحر کند

باور ما نمی شود...در سر ما نمی رود

از گذر سینه ما یار دگر گذر کند

شکوه بسی شنیده ام از دل درد کشیده ام

کور شوم جزتو اگر زمزمه ایی دگر کنم

مقصد ومقصودم تویی

عشقم و معبودم تویی

توبه نمی کند اثر مرگ مگر اثر کند...

علی محمدنژاد


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 3 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.