خانواده گریگوریان ,چهارنسل موسیقیدان

چهارنسل درخانواده گریگوریان به عنوان موسیقیدان به فرهنگ وهنرایران خدمت کرده اند جد این خانواده لئون گریگوریان پنج پسر داشت به نامهای هراچ , روبن و آسیک از همسر اول هانری و زاره زاریک از همسر دوم

چهارنسل درخانواده گریگوریان به عنوان موسیقیدان به فرهنگ وهنرایران خدمت کرده اند . جد این خانواده لئون گریگوریان پنج پسر داشت به نامهای هراچ ، روبن و آسیک ( از همسر اول ) هانری و زاره ( زاریک ) از همسر دوم . لئون در سال ۱۸۸۶ در تبریز بدنیا آمد و در سال ۱۸۹۴ وارد مدرسه ابتدائی هایکازیان – تامادیان ارامنه در تبریز شد...

او از کودکی عشق شدیدی برای آواز و نواختن ساز داشت و این ذوق باعث شد تادرسن ۱۶-۱۷ سالگی در موسیقی موفقیت درخشانی را کسب کند .

لئون دوره ابتدایی را در سال ۱۹۰۴ باتمام رساند و همان سالهای تحصیل زیرنظر استاد ویلن آرداشیس در درهوانسیان تلمذ نمود و بعدا به صورت خودآموز در هنر موسیقی زیرنظراستاد ویلن تبحر یافت . به این ترتیب برای تکمیل هنرنوازندگی ویلن در سال ۱۹۰۷ عازم تفلیس شد و در مکتب استاد ویلن " واسیلیو روس " به تعلیم ویلن پرداخت. سپس برای ادامهٌ اموزش موسیقی لئون در سال ۱۹۱۰ به بروکسل عزیمت نمود . معاون هنرستان موسیقی بروکسل ویلنسیت مشهور پروفسور تامسون گیساک ورویر نام داشت.

لئون از ورویر درس خصوصی ویلن میگرفت و تئوری و هارمونی موسیقی آواز را از پروفسور براخسلمان ، آهنگساز و استاد مشهور همان هنرستان فرا میگرفت . به این ترتیب لئون توانست در عرض دو سال مهارت خوبی در تئوری و عملی موسیقی کسب نموده در سال ۱۹۱۲ به تبریز برگردد و در همان سال عهده دار دروس موسیقی و آواز مدارس حوزهٌ خلیفه گری و آرامیان تبریز گردد. سپس ارکستر سمفونی " سالن " را که اولین ارکستر تبریز بود تاٌسیس نمود و اولین اپرای زبان فارسی را بنام " آنوش " به روی صحنه آورد.

لئون گریگوریان در مدت زمان طولانی آوازها و سرودهای بسیاری را تنظیم نمود و بهترین شوق و ذوق خود را در عرصهٌ موسیقی و اموزش آن ارائه داد.

لئون در سال ۱۹۵۰ به تهران منتقل شد و در تهران نیز به فعالیت موسیقی خود ادامه داد.در ۲۴ مارس ۱۹۵۷ هنگامیکه برای شرکت در مجلس ختم یکی از اقوام گرد آمده بودند ، لئون برمی خیزد وشعر " مرگ من " اثر پطروس روریان شاعر ارمنی را می خواند که مصرع مضمون آخرآن چنین است : اگر آثار من از روی زمین محو شود ان وقت است که من نیز می میرم . این بگفت و لب فرو بست. روحش شاد.

آنوش اسم اپرائی است که آرمن تیکرانیان آن را تصنیف نمود که لیبرتوی آن از شاعر مشهور ارمنی هوانس تومانیان است.

سه پسر لئون به نامهای هراچ و روبیک و آسیک ( از همسر اول ) اول مدرسهٌ حوزهٌ خلیفه گری ارامنه آذربایجان راتمام کردند وسپس هراچ به بلژیک سفر کرد و بعد از تحصیل در رشته مهندسی شیمی به ایران بازگشت و در سمت رئیس کارخانه های قند شاه آباد و ورامین و میاندوآب مشغول کار شد. او این سمت را تا سال ۱۹۹۴ عهده دار بود تا اینکه مرگ نابهنگام او را به کام خود گرفت. هراچ قبل از عزیمت به بلژیک موسیقی را با کمال جدیت پیگیری می کرد و فلوت می نواخت و در تبریز در کنسرتهای موسیقی همیشه شرکت می نمود.

روبن ( روبیک ) ـ از کودکی از پدر درس ویلن آموخت و در کنسرتهای موسیقی مرتب شرکت میکرد. استعداد و نبوغ موسیقی او غیر قابل بحث است. در تبریز و سپس در تهران کلاسهای درس موسیقی بنا نهاد و در این کلاسها هنرآموزان زیادی شرکت میکردند. روبیک در جنگ جهانی دومبه تهران منتقل شد و از پروفسور اوربانوس درس هارمونی گرفت. چه در تبریز و چه در تهران کنسرتهای متعددی را برگزار کرد. روبیک در تهران در ارتقاء سطح آموزش موسیقی برای ایرانیان خدمت بزرگی را ایفا نمود. او چندین مجموعه از آوازهای محلی را تنظیم و سپس منتشر نمود . همراه هانری ( برادرش ) و دیمیتری کاراپتیان و روبن صافاریان کوارتت زهی تهران را تشکیل داد و بعد از عزیمت هانری به آمریکا واهه خوجایان جای او را گرفت؛ اکنون واهه خوجایان که خود از شاگردان ممتاز روبیک بود یکی از بزرگترین و مشهرترین ویلنیستها و رهبرهای ارکستر سنفونی است. روبیک در تهران در کار موسیقی موفقیت بی نظیری را بدست آورد . او در عرصهٌ موسیقی به قدری پیشرفت کرد که اول به عنوان معاون و بعد از چند سال به عنوان مدیر هنرستان عالی موسیقی تهران منصوب و عهده دار رهبری ارکسترسنفونیک تهران شد. روبیک ردیف سویتهای ایرانی را نصنیف و برای این اثر جایزه دریافت کرد . چند سالی در سمت های فوق الذکر خدمت می کرد تا اینکه در سال ۱۹۵۱ همراه خانواده خود به شهر بوستون امریکا منتقل شد . قبل از سکونت در امریکا او در پاریس دوره های در "اکول دوموزیک" و سپس ناسیونال کنسرواتوار دو موزیک گذراند. روبیک در بوستون به عضویت هنرستان موسیقی درآمد و به مدت ۲۷ سال تمام به آموزش ویلن و ادارهٌ موسیقی مجلسی و رهبری ارکستر سنفونیک و گروه کر مربوطه پرداخت . در سال ۱۹۵۳ کوارتت زهی " گومیتاس " را تاٌسیس نمود و نوازندگی ویلن اول آنرا به عهده گرفت و بعد از دو سال انجمن گروه کر " گومیتاس " را در بوستون بنا نهاد و به مدت ۳۶ سال تمام این انجمن کنسرتهای متعدد اجرا نمود و به این ترتیب توانست موسیقی گومیتاس و سایر آهنگسازان بزرگ ارمنی را برای ارامنهٌ آمریکا عرضه نماید. همچنین مدیریت و رهبری ارکستر سنفونیک پورتلند و ارکستر سنفونیک بانوان بوستون و گروه موسیقی مجلسی نیوانگلند را به عهده گرفت. به عنوان رهبر مدعو روبیک در کشورهای مختبف ارکسترها و گروههای کر مختلف را رهبری کرد. آرام خاچا طوریان در مورد اوچنین اظهار نظر می نماید:

" به نظر من روبیک گریگوریان آهنگساز ارمنی / امریکایی یک آهنگساز بزرگ است " . با این یک جمله آرام خاچاطوریان به روبیک ارزش جهانی بخشید . آرام خاچاطوریان همچنین اضافه کرد " او کیفیت عالی و نبوغ و مشخصه فردی و الهام بخشی و مهارت و وجه ملی و ایرانی رادارد "

روبیک یکی از موٌسسین انجمن دوستداران فرهنگ ارمنی است . این انجمن هر ساله در سالن سنفونی بوستون شبهای ارمنی را با همکاری ارکستر بوستون پاییز برنامه های موسیقی اجرا می نماید. شبهای مزبور را روبیک هر ساله مدیریت می نمود و رهبری ارکستر را به عهده می گرفت و آهنگسازان بزرگ ارمنی را که از ارمنستان و سایر نقاط دنیا دعوت می شدند ، معرفی می نمود. در شب افتتاح " شبهای ارمنی " روبیک ارکستر را رهبری کرد و برادرش هانری نقش تکنوازی کنسرتو ویلن خاچاطوریان را به عهده داشت.

آخرین اثر روبیک سنفونی شماره ۴ به نام باداراگ است . روبیک این اثر را در سال ۱۹۶۲ شروع کرد و در سال ۱۹۹۰ به اتمام رساند. سنفونی باداراگ یک اورتوریوئی است مبتنی براساس باداراگ اثر گومیتاس و در اصل ۴ قسمت دارد یه این معنی:

قسمت اول : خدای مقدس

قسمت دوم : مقدس ـ مقدس

قسمت سوم : خدای ما

قسمت چهارم : فقط مقدس

این اولین تجربه ای است که در فرم اوراتوریوی سنفونیک برای ارکستر سنفونی و گروه کر بزرگ و نک خوانها ( تنور و باس باریتون و سوپرانو و متسو سوپرانو ) تصنیف شده است . این یک اثر عظیم و شکوهمند است که روبیک ۲۸ سال تمام روی آن کار کرد.

چارلز مونش رهبر ارکستر سنفونیک بوستون باداراگ تنظیم شدهٌ روبیک روی اثر گومیتاس را بررسی کرده اعلام نمود " من خیلی خوشحال هستم که این اثر را بسیار جالب یافتم. موسیقی آ ن بسیار زیبا است و تنظیم آن با کمال مهارت و سلیقه انجام شده است. به نظرم این یک اثری است که ملت ارمنی برای آن ارزش والائی را قائل خواهد شد".

اثر مزبور در تاریخ ۴ نوامبر ۲۰۰۱ در سالن سنفونی بوستون اجرا شد و بااستقبال شنوندگان روبرو گردید . در این کتسرت اعضای ارکستر سنفونی بوستون و گروه کر « پرو موزیکا » و چهار نفر تک خوان به رهبری لئون ، پسر روبیک ، شرکت کردند این اثر دوساعته با موفقیت به پایان رسید و مطبوعات مختلف ازجمله روزنامه بوستون گلوب آن راتحسین کرد و نوشت این یک اثر بزرگ است که با مهارت کامل آفریده شده و شنونده را به آسمانها پرواز می دهد...

امروزه با داراگ مراسم مذهبی است که در کلیسا برای تجلیل از مقام عیسی مسیح برگزار می گردد .

باداراک در موسیقی مذهبی ارامنه سابقه تاریخی دارد و این فرم موسیقی را با اوراتوریوی vaspess رانمانینف مقایسه میکنند و باداراک گنجی است که از زمان باستان بارث رسیده و هرگز از بین نخواهد رفت .

در ۱۷ نوامبر ۲۰۰۲ اوشین گرگوریان ( برادرزاده روبیک گریگوریان ) رسیتال آوازی را اجرا کرد و در این فرصت در هنرستان موسیقی بوستون بورسی به نام « روبیک گریگوریان » ایجاد گردید .همچنین در سال ۱۹۹۹ در انجمن فرهنگی ارامنه در آرلینگتون بوستون طبقه دوم به نام سالن موسیقی روبیک گریگوریان نامیده و افتتاح شد .

●آسیک

در تبریز در کنسرتهای پدر روبیک شرکت می کرد و او سازهای مختلف را با کمال مهارت می نواخت سالهای متمادی در تبریز با نواختن ارگ با کر کلیسا همراهی می کرد ولی متاسفانه در تهران عرصه موسیقی را ترک کرد .

لئون گریگوریان باردوم در سال ۱۹۲۳ با دوشیزه نکتار باغداساریان فارغ التحصیل حوزه خلیفه گری ارامنه آذربایجان ازدواج کرد . نکتار از سنین کودکی در موسیقی استعداد و علاقه شدیدی داشت در تبریز نکتار از دوشیزه سونیک آمادونی پیانو یادگرفت سپس نزد پروفسور آلمانی زوسمان به تعلیم پرداخت . حاصل ازدواج لئون با نکتار دوپسر بود به نامهای هانری و زاره ( زاریک ) استعداد و هنر موسیقی در این خانواده موروثی و خدادادی است و این عجیب و غیرعادی نیست که هانری و زاریک نیز از این استعداد والدین و برادران برخوردار شدند .

هانری و زاریک نیز تحصیلات متوسطه و دانشگاهی را در تهران و امریکا طی کردند .

●هانری گریگوریان

ویلن اول ارکستر مینسوتا و تکنواز و موسیقیدان ارکستر مجلسی و فارغ لتحصیل موسسه « لونجی » فعالیت خودرا به عنوان موسیقیدان ادامه می دهد . این فعالیت را اواز سنین نوجوانی در ایران شروع کرد و در اسل ۱۹۴۸ در لونجی به حد عالی رساند .


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 2 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.