|
ما را در خارج از کشور بیش از ایران می شناسند و برایمان احترام قائل هستند و بیش از ایران کارهایمان اجرا می شود. و اینها مسائلی است که دست به دست هم می دهند که هیچ گونه انگیزه یی برای کار وجود نداشته باشد. من آهنگساز باید ارکستری وجود داشته باشد که برایش موسیقی بسازم و باید از طریق این نوشتن موسیقی تامین شوم اما کاش بپرسید که در طول سال چند اثر موسیقی برای آهنگسازان حرفه یی سفارش داده می شود؟ سوال کنید ببینید آیا این تعداد به ۵ تا می رسد که ۵ نفر بتوانند با آن زندگی کنند پس باید این حرفه را ببوسم بگذارم کنار و بروم سراغ کار دیگری . مسئولین صریح بگویند ماموسیقی را دوست نداریم و نمی خواهیم سربه تن اهالی موسیقی باشد این را بگویند و ما تکلیفمان را بدانیم یا برویم سراغ یک شغل آبرومند بگردیم که اینقدر از این حرفه به عنوان فعل حرام یاد نکنند و اینقدر مورد بی مهری قرار نگیریم . یا بوجه کافی در اختیارش قرار دهند و آموزشش شکل درست پیدا کند. ما خوشبختانه وارث یکی از ۵ تمدن موسیقی بشری هستیم ولی امروز دیگر هیچ نشانی از آن نیست و این مقدار کم هم دانسته یا ندانسته دارد از بین می رود. مقصر دولتمردانند که جایگاه این هنر را تعریف نکردند و باری به هر جهت پیش می برند. طرح های حمایتی همانند طرح تکریم برای اهالی موسیقی کارساز نبوده است ؟ مرتب از طریق نامه و با تلفن به من اطلاع می دهند که به دلیل نبود اعتبار پولی به عنوان تکریم به آنها پرداخت نمی شود ما هم به مسوولین منتقل می کنیم نه تنها طرح تکریم بلکه بیمه هنرمندان هم بشدت در حال آسیب دیدن است تمام هنرمندانی که بیمه هستند اگر بسرعت بودجه تزریق نشود بیمه آنها از بین می رود واین فاجعه است . اینکه یک کار را شروع کنند و به دلیل نبود اعتبار قطع شود بسیار زشت است همان بهتر که شروع نکنند. ما یا باید تابع نظم و مقررات باشیم یا با بی نظمی خودمان را بسپاریم به موج بلا و برای کار هنری و هنرمند روز به روز زندگی کردن معنا و مفهوم ندارد مسوولین باید بدانند کار یک هنرمند با یک کارگر ساختمانی و کار یک نویسنده با یک کارگر کارخانه خودروسازی فرق دارد. هنرمند برای اینکه بتواند اثر هنری ایجاد کند باید فکرش آزاد باشد . من نمی دانم کجا و چقدر باید این حرفها زده شود؟! کجاست آن گوش شنوایی که ما برویم و با او حرف بزنیم و مشکلات را مطرح کنیم ؟خب همه اینها برمی گردد به اینجایی که اصولا گویا فرهنگ در کشور جایی ندارد چون بودجه فرهنگی ما اینطور که من شنیدم نیم درصد از کل بودجه کشور است که درمقایسه با کشورهای دیگر فاجعه است و وقتی بودجه فرهنگ مملکت نیم درصد بودجه کشور شود یعنی فاتحه فرهنگ خوانده شده ، بطوری که ما برای هرگونه حرکت فرهنگی با مشکل وبودجه و کمبود امکانات و شرایط نامساعد مواجه هستیم . به هرحال اینها مشکلاتی است که نمی توانیم و مسئولان باید برایش فکراساسی کنند که اگر این مملکت نیازبه فرهنگ هم دارد باید به آن بهای کافی داده شود و حال موسیقی واقعا یک بخش از فرهنگ است که اگر فرهنگ جایش مشخص شود هنر هم درکنار فرهنگ به جایگاه واقعی خود میرسد و تا آن زمان همچنان این معضلات را داریم و روز به روز هم بیشتر می شود.
افق ۲۰ ساله موسیقی کشور چیست ؟
با این اوضاع هیچ برنامه یی وجود ندارد یا لااقل من خبرندارم . در شرایط که برنامه ها کوتاه مدت و برای یک ماه آینده مشخا نیست چشم انداز برای موسیقی جوک به نظر می رسد بنابراین دوستانی که من می شناسم جوانها و اهالی موسیقی همه متفق القول هستند که چشم انداز روشنی برای موسیقی وجود ندارد و بسیاری از چیزها از بین رفته وهمین مقدار اندک هم در حال نابودی است .
مریم السادات حسینی |