نگاهی به ویژگی های چهار صدای شاخص بعد از انقلاب

موسیقی اصیل ایرانی در سال های پس از انقلاب به لحاظ مرغوبیت جنس صدا و برقراری ارتباط با توده مردم دارای چهار خواننده شاخص بوده است محمدرضا شجریان, شهرام ناظری, علیرضا افتخاری و ایرج بسطامی ذكر این نكته ضروری است كه حذف صدای خوانندگان زن تا امروز و تقریباً تمامی خوانندگان مرد قبل از انقلاب تا اواخر دهه هفتاد ما را به این نتیجه رسانده است

موسیقی اصیل ایرانی در سال های پس از انقلاب به لحاظ مرغوبیت جنس صدا و برقراری ارتباط با توده مردم دارای چهار خواننده شاخص بوده است: محمدرضا شجریان، شهرام ناظری، علیرضا افتخاری و ایرج بسطامی. ذكر این نكته ضروری است كه حذف صدای خوانندگان زن _ تا امروز _ و تقریباً تمامی خوانندگان مرد قبل از انقلاب _ تا اواخر دهه هفتاد _ ما را به این نتیجه رسانده است. می دانیم كه عده زیادی از خوانندگان نظیر بنان، تاج اصفهانی و ادیب خوانساری در این فاصله درگذشته و بقیه مانند ایرج، گلپایگانی و شهیدی زمانی مجال خواندن پیدا كردند كه كهولت سن و پیری صدایشان را از آن كیفیت دوران جوانی دور كرده بود. از همه اینها گذشته شجریان، ناظری، افتخاری و بسطامی هر كدام دست كم از نظر كیفیت صدایشان از آغاز تاریخ ضبط موسیقی در ایران در سده گذشته تا امروز دارای برجستگی های منحصر به فرد و یگانه ای بوده اند كه به هر یك جداگانه خواهیم پرداخت. در این سال ها خوانندگان خوب دیگری هم با برخی ویژگی ها ظهور كرده اند. اما به چند دلیل نام آنها به این فهرست راه نیافته است. یكی از نظر كم بودن تعداد آثار عرضه شده و دیگر از نظر اقبال عمومی و از همه مهمتر نبودن ویژگی های بارز در صدای بقیه خوانندگان.

•••

مهارت و اوج گیری یك تن از چهار هنرمند مذكور _ شجریان_ بیشتر در آوازهایش رخ نموده، در حالی كه در مورد سه تن باقی مانده _ ناظری، افتخاری و بسطامی _ بیشتر تصنیف های اجرا شده توسط آنها نامشان را بر سر زبان ها انداخته است. ضمن اینكه در مورد زنده یاد ایرج بسطامی بخش اعظم شهرت او پس از حادثه مرگ تراژیكش اتفاق افتاد. منتها به دلیل صدای فوق العاده آن مرحوم جایگاهش در این فهرست محفوظ مانده است. تفاوت دیگر در میزان تقلید از این خوانندگان است. تاكنون در مورد افتخاری _ كه خود متاثر از ایرج و تاج است _ هیچ مقلدی دیده نشده است. درباره ناظری فقط یك نفر _ آن هم بیشتر در محدوده صدای بم و میانی _ و درخصوص مرحوم بسطامی نیز یكی، دو نفر مشاهده شده اند. اما ماجرای تقلید از شجریان خود حكایت ها دارد و آن اینكه هم اكنون ده ها نفر _ هر یك تا حد و پایه ای - مشغول تقلید از او هستند كه در میان آنها خوانندگان حرفه ای نیز كم نیستند.

•••

اگر محدوده بحث خود را وسیع تر كنیم و كل صداهای تاریخ ضبط موسیقی در ایران را در نظر بگیریم، به تنوع آنها و همچنین تعداد زیاد صداهای پرقدرت، دلنشین، كم نقص یا بی نقص پی خواهیم برد. آن وقت اگر تعداد صداهای خوب قبل و بعد از انقلاب را با هم مقایسه كنیم، وجود تنها چهار صدای شاخص در ۲۷ سال اخیر ما را به شدت مغبون نشان می دهد. حال آنكه اگر برجستگی های دست كم صدایی _ و نه صرفاً تكنیكی و... _ این چهار تن و همچنین شرایط ویژه موسیقی در این سال ها را در نظر بگیریم، حاصل بررسی ما متفاوت از آب در خواهد آمد. به این معنی كه جایگاه این چهار تن _ هر یك به نوعی _ در تمامی سال هایی كه از شروع ضبط در ایران می گذرد، محفوظ خواهد ماند. با این همه نمی توان از كنار خشك شدن چشمه استعدادها و یكنواختی و تنبلی صداهایی كه می توانستند ماندگار شوند، در این چند دهه به راحتی گذشت.

• محمدرضا شجریان

محمدرضا شجریان به طور رسمی خوانندگی را از نیمه دهه چهل در گل های رادیو شروع كرد. او سبك و شیوه اكثر قدما را دوره كرده و در هر دوره تحت تاثیر یكی از آنها آواز خوانده است. به همین دلیل اگر امروز به آثار ضبط شده از او در طول نزدیك به چهار دهه اخیر گوش كنیم، می توانیم از روی سبك و صدایش حدود تاریخ اجرای آن اثر را حدس بزنیم. اما آنچه كه همواره در كار شجریان بارز بوده، همانا صدا و شخصیت آوازی خود او بوده است، به ویژه پس از اجراهای معروفش در جشن هنر شیراز كه شخصیت هنری و آوازی او را به مرور تثبیت كرد.

شجریان در دهه شصت به چنان جایگاهی در موسیقی ایران رسید كه انتشار هر اثرش نوعی اتفاق تلقی می شد و با سروصدای زیادی توام بود. صدای او به لحاظ جنس و زیباشناسی صدای فوق العاده و ویژه ای محسوب نمی شود، اما از نظر تكنیكی و وسعت خوانندگی، رسا بودن، گرم خوانی، ژوست خواندن نت ها، درستی اجرا و تنوع تحریرها و نوآنس های بجا بسیار خوب اجرا شده است. در واقع شجریان بخش اعظم توفیقش در این هنر را مدیون تمرین و ممارست فراوان و پیمودن راه های بی شمار است. او این گنج را با مرور كار استادان و تجربه كردن های مداوم به كف آورده است. بین سه نقطه بم ؟ واج صدای شجریان از لحاظ تونالیته و رنگ آمیزی صدا- بیشتر در دهه های سوم و چهارم كار حرفه ای خود- تفاوت وجود دارد و رنگ صدای او در هر یك از این سه نقطه تغییر می كند. همین ویژگی به علاوه ترجیح دادن ملودی و تحریر نسبت به درست ادا كردن كلمات شعر از انتقاداتی است كه اهل فن بر او وارد می دانند. این ویژگی به طور كامل به بیشتر خوانندگان و هنر جویان مكتب شجریان راه یافته و همه این آواپیشگان با بزرگانی نظیر استاد غلامحسین بنان- كه در نهایت استادی وحدت رنگ صدای خود را همواره در خوانندگی حفظ كرده اند- دارند. شجریان همچنین با وجود به كمال رساندن شیوه خود از لحاظ تركیب جمله های آوازی، تلفیق شعر و موسیقی، اجرای تحریرهای مفصل و سنجیده با متر منظم و كم نظیر، نوعی باریك خوانی و كم حجم خواندن را در میان هنرجویان پر شمار مكتبش باب كرده كه ظاهراً در راه فراگیری این شیوه هیچ راه گریزی از آن به نظر نمی رسد و عموم آنها به این آسیب دچار هستند. به همین دلیل نگارنده جنس صدا- و نه صرفاً شیوه آوازی- استاد را در دو دهه ابتدایی كارش بیشتر می پسندد. البته ضرورت های تكنیكی و سرعت تحریر های شیوه همواره رو به تكامل شجریان در طول سال ها چنین ایجاب می كرده كه صدا در گلو و دهان و قسمت بالای سر تولید شود- شیوه ای كه با نوع صدا سازی مثلاً تاج اصفهانی خیلی متفاوت است- اما هنرجویان چون از ابتدا ممكن است از صدای سال های اخیر شجریان تقلید كنند و پله پله به این نقطه نرسند، دچار آسیب های فراوانی می شوند. آسیب هایی كه رفع آنها ممكن است سال ها به طول بینجامد.


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 2 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.