به بهانه انتشار فصل دوم سریال شهرزاد دلیل موفقیت محسن چاوشی در ملودی ها و آهنگ های شهرزاد چیست آیا سینا سرلک و چاووشی به همکاری ادامه میدهند

البته اگر به حضور سینا سرلک اشاره نکنیم ظلم کرده ایم سرلک نوع آوازی که به کار گرفته است, زیبایی خاصی به کارهای محسن چاوشی بخشیده و به همین دلیل است که او در فصل دوم نیز در کنار محسن چاوشی حضور خواهد داشت
همه این مشخصه ها باعث شده با هشت آهنگ پاپ غمگین که هیچ شباهتی با یکدیگر ندارند روبه رو باشیم حال آنکه ممکن بود با سپردن مسئولیت ساخت موسیقی های این سریال به دیگر خواننده ها هیچ گاه چنین توفیقی به دست نیاید

در این چند سطر پیش ِرو می خواهم به یک سؤال پاسخ دهم؛ چرا آهنگ های شهرزاد ١ شبیه یکدیگر نیستند؟

برای یافتن جواب باید چند عامل اساسی در هر آهنگ بررسی شود؛ ترانه یا متن آهنگ، ملودی و تنظیم آن.

١. ترانه

اگر قطعه های هشت گانه شهرزاد ١ را بررسی کنیم، خواهیم دید محسن چاوشی از چند شاعر در سبک و سیاق های مختلف استفاده کرده است که همین انتخاب های درست و بجا در مبدأ، باعث تنوع بخشیدن به حس وحال قطعه ها و دوری از تکرار می شود.

حسین صفا که با دو ترانه «به رسم یادگار» و «دل مغموم»، بیشترین سهم را در میان دیگران دارد ترانه هایی با زبان نسبتا ساده را ارائه کرده بود. در سه قطعه دیگر شاهد سه شعر در قالب غزل و دوبیتی از وحشی بافقی (همخواب)، فاضل نظری (خداحافظی تلخ) و پریناز جهانگیر عصر (افسار) بودیم. همچنین محسن بوالحسنی (ماه پیشونی) و پدرام پاریزی (دیوونه) دو ترانه سرای دیگری بودند که در این مجموعه به کمک محسن چاوشی آمدند و اما ترانه قطعه کجایی که اثری از خود محسن چاوشی است، با اقبال قابل توجهی از سوی مردم مواجه شد.

اما هدف از یادآوری این مطالب رسیدن به این نکته است که چون شعر به عنوان جوهره اصلی و مبدأ اتفاقات در موسیقی پاپ ایرانی شناخته می شود، بنابراین با توجه به اینکه هر کدام از این شعرهای مذکور دارای مشخصه ها و ویژگی های ادبی متفاوتی هستند؛ می توانند دنیای جدیدی به روی آهنگ ساز این قطعات بگشایند.

٢. ملودی و آهنگ سازی

محسن چاوشی طی ١٣ سال فعالیت همیشه خود آهنگ سازی قطعاتش را برعهده داشته است و در طول این سال ها ثابت کرده کسی نیست که با اتکا به محبوبیت آهنگ های قبلی خود ملودی یا نوایی را تکرار کند و درجا بزند. با بررسی شعرهای انتخاب شده برای شهرزاد ١ و اوزان مختلف و متنوعی که این شعرها دارا هستند چیزی جز نوآوری و بدعت در آهنگ سازی انتظار نمی رود. برای مثال، ملودی قطعه به رسم یادگار-که انگار به تکه های کوچک تقسیم شده- را با ملودی قطعه دیوونه - که ترانه ای در قالب مثنوی است- مقایسه کنید. یا قطعه افسار که ضربان های تند و نامنظم تری نسبت به خداحافظی تلخ دارد و این تفاوت ها در ملودی و ریتم باعث ایجاد فضا برای نوآوری در تنظیم و سازبندی می شود.

٣. تنظیم

مهم ترین ویژگی برای ایجاد تنوع و پرهیز از تکرار سازبندی های متفاوت در هر قطعه است. باهم سازهای اصلی را که در برخی قطعات شهرزاد ١ به کار رفته است، مرور می کنیم:

همخواب (سه تار و کمالین که سازی شبیه به کمانچه است)

به رسم یادگار (گیتار، دودوک، ساز زهی)

ماه پیشونی (گیتارالکتریک و ویلن)

کجایی (گیتار، ویلن و کمانچه)

استفاده درست و به اندازه از این سازها باعث شده گوش مخاطب احساسی تکراری از شنیدن قطعات نداشته باشد.

و البته اگر به حضور سینا سرلک اشاره نکنیم ظلم کرده ایم. سرلک نوع آوازی که به کار گرفته است، زیبایی خاصی به کارهای محسن چاوشی بخشیده و به همین دلیل است که او در فصل دوم نیز در کنار محسن چاوشی حضور خواهد داشت.

همه این مشخصه ها باعث شده با «هشت آهنگ پاپ غمگین» که هیچ شباهتی با یکدیگر ندارند روبه رو باشیم؛ حال آنکه ممکن بود با سپردن مسئولیت ساخت موسیقی های این سریال به دیگر خواننده ها هیچ گاه چنین توفیقی به دست نیاید (که البته در سریال عاشقانه این مورد عملا تجربه شد).

اما آیا فقط این قطعات دارای ویژگی خلاقیت هستند یا محسن چاوشی همیشه این ویژگی را به همراه داشته است؟

به عقیده نگارنده، بر خلاف آنچه تصور عمومی است و او را خواننده غمگین می دانند، محسن چاوشی از ابتدای فعالیتش به دنبال تجربه های متفاوت بوده؛ برای مثال، در آن دوران که به سیاه خواندن شهرت داشت آهنگ شادی مانند آهای خبر نداری را خواند. چاوشی همواره احساس های مختلف انسانی را در آثارش به نمایش گذاشته، ملودی های شاد در کنار ملودی های غمگین داشته و موسیقی های پرتحرک را با موسیقی های آرامَش همراه کرده است. همه اینها یک دلیل دارد؛ محسن چاوشی ظرف ها را می شناسد و سعی دارد مظروف خوبی باشد؛ وقتی یک موسیقی راک می سازد واقعا آن قطعه راک است از نوع خوانش گرفته تا ملودی. از ترانه تا تنظیم. یا وقتی برقصا را ساخت با کسی تعارف نداشت و آن را صرفا برای شادی و رقص به مردم تقدیم کرد.

یاسین احمدی