در دوره ی پهلوی دوم حوادثی همچون اشغال ایران به وسیله ی متفقین، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، قیام خونین ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و حمله به پاسگاه سیاهکل بیشترین تأثیر را بر اشعار سیاسی این دوره داشت.

ادبیات به عنوان یک پدیده ی بشری در جامعه به وجود می آید و در آن رشد پیدا کرده، منتشر و متحول می شود. این پدیده گرچه اغلب فرد را به صورت شخص منفرد مورد توجه قرار می دهد، ولی در مجموع کارکردهای اجتماعی مختلفی را ایفا می کند.

انتشار افکار، تعلیم و تربیت، بیان کمبودها و نواقص اجتماعی و فردی و ثبت و ضبط حوادث تاریخی و اجتماعی به صورت خاص (ادبی) بخشی از کارکردهای اجتماعی ادبیات است. از طرفی این پدیده ی اجتماعی همچون دیگر پدیده ها و نهادهای اجتماعی از تغییر و تحولات سیاسی تأثیر می پذیرد، و این تأثیر رابطه ی متقابلی را بین این دو برقرار می سازد که به رشد نوع خاصی از ادبیات با نام ادبیات سیاسی کمک می رساند.

شعر سیاسی، بخشی از ادبیات سیاسی را تشکیل می دهد. این شعبه از ادبیات در قالب شعر، موضوعات سیاسی را (که اغلب مربوط به روابط قدرت و حاکمیت در سطح جامعه است) طرح و نقد می کند. اشعار سیاسی انواع گوناگونی دارد، برخی به هجو و ذّم سیاستمداران یا گروه سیاسی می پردازد، دسته ای حادثه ی مهم سیاسی و اجتماعی را در قالب شعر بیان می کند و بعضی نیز بیانگر اندیشه های سیاسی است.

اشعار سیاسی از هر نوع که باشد، سخت متأثر از تحولات سیاسی است. در دوره ی پهلوی دوم حوادثی همچون اشغال ایران به وسیله ی متفقین، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، قیام خونین ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و حمله به پاسگاه سیاهکل بیشترین تأثیر را بر اشعار سیاسی این دوره داشت. اشغال ایران به وسیله ی متفقین، به بازتر شدن فضای سیاسی کمک کرد و شاعرانی که در دوره ی حکومت رضاخان در مورد مسایل سیاسی مخفیانه شعر می سرودند مجدداً وارد میدان سیاست شدند. در این دوره فعالیت انجمن دوستی ایران ـ شوروی چشمگیر بود این انجمن موفق شد نظر مساعد بسیاری از شعرای سیاسی ایران را به سمت دیدگاه های چپ جلب کند. حوادث مربوط به ملی شدن صنعت نفت و کودتای ۲۸ مرداد، مفاهیم میهن پرستانه و بیگانه ستیزی را مطرح کرد و قیام ۱۵ خرداد، اسلام را در معادلات سیاسی وارد کرد و سرانجام حادثه ی سیاهکل، اشعار چریکی را در مرکز توجه علاقه مندان به اشعار سیاسی قرار داد. در دهه ی پنجاه با شروع راهپیمایی و تظاهرات خیابانی، دیگر خوانندگان شعر، از پوشیده گویی و رمزگرایی غامض استقبال نمی کردند.

از میان تحولات اجتماعی، اجرای برنامه های توسعه و نوسازی با عناوینی از قبیل انقلاب سفید، انقلاب شاه و ملت و اصلاحات ارضی، همان گونه که منجر به تغییر سبک و روش زندگی بسیاری از مردم ایران شد، بر علایق و سلیقه های مخاطبان شعر نیز تأثیر گذاشت. رواج سبک زندگی غرب در ایران به ویژه در بخش های اعیان نشین شهرهای بزرگ، سبک ها و مکاتب مختلف ادبی غربی را نیز گسترش داد. روی آوردن بسیاری از نویسندگان به ترجمه ی آثاری غربی، و علی الخصوص نویسندگان روسی، اندیشه های غربی را در سطح جامعه بسیار گسترده داد و باعث آشنایی شاعران و نویسندگان ایرانی با آثار و اندیشه های آنها شد. یکی از علل روی آوردن نویسندگان ایرانی به ترجمه، اختناق حاکم بر جو سیاسی جامعه بود. مترجم، حرف هایی را که نمی توانست بزند، از زبان دیگران می گفت. فعالیت های انجمن های دوستی و فرهنگی کشورهای خارجی از جمله شوروی و آلمان در آشنایی شعرای ایرانی با شاعران دیگر کشورها مؤثر بود. بعضاً این انجمن ها مبلّغ افکار ادبی خاصی بودند و از شاعرانی که نوشته هایشان همسو و هم جهت با آنها بود حمایت می کردند. تجلیل انجمن دوستی ایران ـ شوروی در دهه ی بیست از اخوان ثالث بی دلیل نبود. این حمایت در دهه های بعد ادامه پیدا نکرد. چون اخوان به اشعار ملی گرایانه روی آورد.

در این دوره به موازات جریان های فکری عمده ی رایج در جامعه، شعرای سیاسی نیز گرایش های چپ، اسلامی، ملی گرایانه یا سلطنت طلبانه داشتند. از این چهار گروه سه گروه اول مخالف آن وضع بوده و این مخالفت را به انحای گوناگون در اشعارشان بیان می کردند، اما گروه چهارم طرفدار حکومت سلطنتی و وضع موجود بود. در این دوره برداشت اغلب شاعران از شعر عوض شده بود، شعر دیگر وسیله ی تفنّن و یا وسیلة ابراز درد دل های عاشقانه و فردی نبود، بلکه شعر زبان توده ها و سلاح رزم شاعر به حساب می آمد. شعرای چپ به مسئلة عدالت اجتماعی، اختلافات طبقات، انقلاب و استعمار توجه داشتند.

اشعار کارگری بخش مهمی از ادبیات را در ایران تشکیل می داد. این دسته از شاعران، حکومت پهلوی را مظهر استبداد و اختناق حاکم بر کشور می دانستند و در نبود آزادی، از عظمت آزادی سخن می گفتند. در سوگ رهبران چپ از جمله تقی ارانی شعر می سرودند، و از مبارزان آمریکای لاتین و جنگ های چریکی آنها غافل نبودند. در مجموع، این گروه از شاعران، با استفاده از مفاهیم مارکسیستی؛ نابرابری های اجتماعی، استبداد و اختناق را نکوهش می نمودند و طبقات رنجبر و زحمتکش جامعه ی ایران را به مبارزه برای تغییر مناسبات اجتماعی و سیاسی تشویق می کردند.

جریان دیگر شعر سیاسی در این دوره، اشعار ملی گرایان بود. این دسته از شاعران، وطن، استقلال و پیشرفت آن را وجهه ی همت خود قرار داده بودند و به ایران باستان و شکوه و عظمت آن افتخار نموده، در بزرگذاشتش نغمه سرایی می کردند؛ از بیگانگان، به ویژه آنانی که در طول تاریخ به ایران حمله کرده اند ـ ترک، تازی، یونانی و فرنگی احساس بیزاری می نمودند و شاه را که با سیاست های خود ایران را به دست بیگانگان سپرده، نکوهش می کردند. کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در خاطره ی اینان حضور دائمی داشت و از مصدق، رهبر مظلوم نهضت ملی کراراً تجلیل می شد.

بالاخره، اسلامگرایان گروه دیگری از شعرای مخالف وضع موجود بودند که از سیاست های حکومت در جهت غربگرایی و اسلام زدایی انتقاد می کردند. قیام خونین ۱۵ خرداد و قتل عام تظاهرکنندگان در ۱۷ شهریور؛ بیشتر مورد توجه این دسته از شاعران بود. شاعران اسلامگرا حادثه ی کربلا و مفاهیم ظلم ستیزانة مذهب شیعه را در اشعار خود به کار می بردند تا مخالفت خود را با حکومت "طاغوت " ابراز کنند.

وضعیت مسلمانان مبارز در فلسطین و دیگر نقاط جهان اسلام از دید این شاعران پنهان نمی ماند. امام خمینی (ره) رهبر انقلاب، بیشترین احساسات را در دل شاعران برانگیخته، به هنگام دوری ایشان از وطن، اشعاری در بزرگذاشتشان سروده می شد.

آخرین جریان شعر سیاسی این دوره، اشعار سلطنت طلبانه بود. شعرای سلطنت طلب از رضاخان به عنوان بنیانگذار ایران نوین یاد می کردند و از او و دیگر اعضای خاندان سلطنتی تمجید و تعریف می کردند. اینان شاه و نظام سلطنتی را عامل سعادت مردم ایران می دانستند و اقدامات و اعمال شاه و حکومت را، بزرگنمایی می کردند و بسیار مهم جلوه می دادند. خدا، شاه و میهن شعار اصلی این گروه بود. تاریخ ایران باستان و پادشاهان بزرگ آن همچون کورش و داریوش، نمود بیشتری در اشعار این گروه از شاعران داشت.

این دسته بندی می تواند الگویی برای مطالعه اندیشه های سیاسی موجود در تاریخ معاصر ایران باشد و راهی نو در شناخت جریانهای مختلف سیاسی تاریخ کشورمان بگشاید.

نویسنده: احمد درستی

منبع: شعر سیاسی در دوره پهلوی دوم انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی