آلکساندر سرگئیویچ پوشکین شاعر پرآوازه , نویسنده و بنیانگذار ادبیات نوین روس

نگاهی به زندگی و آثار پوشکین و تأثیر تفکر فردوسی بر نوشته های وی

قصیده‌ میرزا فتحعلی‌ آخوند زاده‌ در رثای‌ پوشکین‌

نداده‌ دیده‌ به‌ خواب‌ و نشسته‌ در شب‌ تار/بگفتمی‌ به‌ دل‌ ای‌ کان‌ گوهر اسرار

چه‌ شد که‌ بلبل‌ گلزارت‌ از نوا مانده‌ /چه‌ شد که‌ طوطی‌ نطقت‌ نمی‌ کند گفتار

چه‌ شد که‌ راه‌ سخن‌ سنجی‌ات‌ شده‌ مسدود/ چه‌ شد که‌ پیک‌ خیالت‌ بمانده‌ از رفتار

بهار آمد و هان‌ هر یک‌ از بنات‌ نبات/ ‌جمال‌ خویش‌ به‌ آرایشی‌ کند اظهار

بنفشه‌ زار شد اطراف‌ جویبار چمن‌/ شکفت‌ غنچه‌ ناری‌ به‌ گلبن‌ گلزار

نهاده‌ تاج‌ شکوفه‌ بر تارک‌ اندر باغ/‌ نشسته‌ خسرو اشجار با کمال‌ وقار

سران‌ سوسن‌ و زنبق‌ به‌ شادی‌ اش‌ نوشند/ شراب‌ ژاله‌ ز اقداح‌ لاله‌ با تکرار

چنان‌ ز یاسمن‌ آراسته‌ است‌ بزم‌ چمن‌ /که‌ خیره‌ از نگهش‌ چشم‌ نرگس‌ خمار

به‌ رسم‌ تحفه‌ خوش‌ آمد کنان‌ برد بلبل/‌ به‌ سایرین‌ ورق‌ گل‌ گرفته‌ در منقار

به‌ صوت‌ بزم‌ سحرگه‌ نوا سراست‌ طیور/ که‌ از نقاب‌ تراب‌ ای‌ نگار سبزه‌ سر آر

هر آن‌ چه‌ هست‌ تهیدست‌ نیست‌ از هنری/‌ ز هر کدام‌ متاعی‌ است‌ اندرین‌ بازار

مگر تو کز فرح‌ و شور بی‌ نصیب‌ شدی/‌ زخواب‌ خامشی‌ ای‌ دل‌ نمی‌ شوی‌ بیدار

جواب‌ داد که‌ ای‌ مونسم‌ به‌ تنهایی‌ مرا /دگر پس‌ از این‌ در مدار خود بگذار

مگر تو ای‌ زجهان‌ بی‌ خبر بنشنیدی‌/ ز پوشکین‌ به‌ خیل‌ سخنوران‌ سالار

چه‌ پوشکین‌ که‌ به‌ هنگام‌ نکته‌ پردازی‌ اش/‌صدای‌ مدح‌ ز هر گوشه‌ خاستی‌ صد بار

چه‌ پوشکین‌ که‌ سیه‌ رو شدست‌ کاغذ/ از آن ‌که‌ کاش‌ خامه‌ وی‌ را فتد به‌ روش‌ گذار

بحسن‌ طبع‌ بیاراست‌ نظم‌ لومنوسف(‌۱۷)/ خیال‌ وی‌ همه‌ آنجا گرفت‌ استقرار

اگرچه‌ ملک‌ سخن‌ را گرفت‌ درجاوین(‌۱۸) / به‌ حکم‌ رانی‌ و نظمش‌ ولی‌ شد او مختار

کرمزن(‌۱۹) از می‌ عرفان‌ بکرد پرکاسی/‌ ولی‌ بخورد وی‌ آن‌ می‌ زکاسه‌ سرشار

خیال‌ داشت‌ بهر گردش‌ اش‌ که‌ چون‌ طاووس‌ /هزار نقش‌ غریب‌ آورد در این‌ بازار

بتیر مرگ‌ وجودش‌ نشانه‌ بنمودند/ ز روزگار وی‌ آورد بیدریغ‌ دمار

سراج‌ روح‌ ورا تند باد اجل‌ خاموش‌ /و ساخت‌ شبستان‌ جسم‌ او را تار

به‌ تیشه‌ ستم‌ این‌ باغبان‌ پیر برید/ نهال‌ نورس‌ قدش‌ ز صحن‌ این‌ گلزار

سرش‌ که‌ مخزن‌ گنج‌ معانی‌ دل‌ بود /ز جور مار طبیعت‌ بگشت‌ خانه‌ مار

پرید مرغ‌ روانش‌ ز آشیان‌ بدن /‌شده‌ انیس‌ الم‌ جمله‌ صغار و کبار

زمین‌ روس‌ به‌ یأس‌ و حزن‌ کند نوحه‌/ که‌ ای‌ قتیل‌ ز دست‌ شریر بد کردار

ترا نکرد خلاص‌ آن‌ طلسم‌ تو حقا/ ز قید سحرگری‌ این‌ عجوز جوهر کار

ز ملک‌«باغچه‌ سرای‌» (۲۰) بوی‌ عطر از آن‌ دو گلت/ ‌دهد به‌ خاک‌ تو«فواره‌» با نسیم‌ بهار

برد شعر تو «پیر سپید مو قفقاز»/ به‌ شعر«صبوحی» (۲۱) تراست‌ ماتمدار

ز دوستان‌ زمینی‌ چو دور افتادی‌/ در آسمان‌ به‌ تو گردید رحمت‌ حق‌ یار

لرمانتف‌، ادامه‌ دهنده‌ راه‌ پوشکین‌ بود. پوشکین‌ مرد، لرمانتف‌ راهش‌ را ادمه‌ داد، اما لرمانتف‌ که‌ مرد، چراغ‌ غیرت‌ و مردانگی‌ و آزادیخواهی‌ هم‌ در روسیه‌ خاموش‌ شد. لرمانتف‌ که‌ در هنگام‌ مرگ‌ پوشکین‌۲۳ ساله‌ بود، در رثای‌ این‌ شاعر نامدار شعری‌ تحت‌ عنوان‌«مرگ‌ شاعر» سروده‌ است‌.

کشته‌ شدن‌ پوشکین‌ باعث‌ نفرت‌ شدید لرمانتف‌ شد و در مرثیه‌ بسیار فصیح‌ و آمرانه‌ای‌ که‌ در این‌ زمینه ‌گفته‌ است‌ به‌ محافل‌ اشرافی‌ که‌ در خون‌ او شریک‌ بوده‌اند تاخته‌ است. این‌ منظومه‌ چنان‌ برای‌ دولت‌ ناگوار بود که‌ فورا او را به‌ قفقاز تبعید کردند. هنگامی‌ که‌ از تبعید آزاد شد و به‌ پطرزبورگ‌ برگشت‌ قله ‌مرتفع‌ کوههای‌ قفقاز زندگی‌ اعیان‌ پایتخت‌ را باز در نظر او حقیرتر و پست‌ تر از آنچه‌ دیگران‌ می‌پنداشتند نمایش‌ می‌داد.(۲۲)

تا آنجا که‌ اطلاع‌ حاصل‌ شد این‌ شعر به‌ زبان‌ فارسی‌ ترجمه‌ نشده‌ است. نگارنده‌ متن‌ آذری‌ این‌ شعر را ازمجموعه‌ آثار لرمانتف‌ به‌ شرح‌ زیر ترجمه‌ کرده‌ است‌.

مرگ‌ شاعر(۲۳)

مرد شاعر بزرگ‌، غیرتش‌ حساس‌

عمرش‌ شهید شایعات‌ شرآلود

در سینه‌اش‌ سرب‌، در قلبش‌ انتقام‌

سر خم‌ نشدنی‌اش‌ خم‌ شد، آخرین‌ بار

بر سنگ‌ گران‌ تحقیرهای‌ کوچک‌

در سینه‌ بی‌ تاب‌ شد، دل‌ شاعر

در دنیای‌ اصیل‌ زادگان‌، او به‌ تنهایی‌

چون‌ همیشه‌، ملاحظات‌ را کنار گذاشت‌

سرانجام‌ به‌ قتل‌ رسید، دیگر چه‌ نیاز

به‌ تعریف‌ های‌ بی‌ ارزش‌، به‌ هق‌ هق‌ گریه‌

پایان‌ دهید، حق‌ گوی‌ مسکین‌ آهنگ‌ را

حکمش‌ را به‌ پایان‌ رساند دست‌ سرنوشت

آیا شما نبودید با چنین‌ غرضهایی‌

چون‌ غارتگران‌ مغرور خطر آفرین‌

دمندگان‌ بر آن‌ آتش‌ پنهان‌

چه‌ می‌ شود؟ خوش‌ باشید، بخندید دگر بار

با عذاب‌ به‌ پایان‌ رسید

چون‌ چراغی‌ خاموش‌ شد، آن‌ همدم‌ دانا

پژمرد آن‌ دسته‌ گل‌ پیروزی‌

قاتل‌ آن‌ مرحوم‌، بی‌ رحم‌ و زیرک‌ بود

ضربه‌اش‌ کاری‌ بود و بی‌ امان‌

قلب‌ بی‌ آرزو، آرام‌ می‌ تپد،

ذره‌ای‌ هم‌ نلرزید طپانچه‌ در دستش‌

این‌ معجزه‌ یا دست‌ تقدیر بود؟

ننگریست‌ اصل‌ و نسب‌ سرزمینش‌ را

آغاز کرد - آن‌ گونه‌ که‌ صدها بیگانه‌

برای‌ شکار خوشبختی‌، مقام‌

خندیده‌ است‌، نفرت‌ بی‌ پایان‌ را سزاوار دید

عادت‌ بیگانه‌ را، زبانش‌ آن‌ بی‌ رحم‌،

مصیبت‌ افتخار ما را درک‌ نکرد

ندانست‌ هنگام‌ ریختن‌ خون‌

برای‌ چه‌ دست‌ بلند کرد چنین‌ بی‌ امان‌

شاعر کشته‌ شد - بی‌ امان ناحق‌ -

با الهامی‌ بزرگ‌ خودش‌ توصیف‌ کرد،

خود نیز به‌ باد فنای‌ حسادت‌ رفت‌

آن‌ بی‌ نام‌، چون‌ آن‌ نغمه‌ پرداز عزیز

او را هم‌ به‌ آغوش‌ کشید خاک‌

چرا آن‌ پاک‌ از دوستان‌ خود بدور افتاد بیهوده‌

باز شد پای‌ این‌ حسود، به‌ چنین‌ محیط خفقان‌ آور

قلب‌ آزاد و آتشین‌ می‌ شکست‌، خون‌ می‌ خورد همه‌ روز؟

چرا دست‌ داد به‌ چنین‌ مردان‌ تهمت‌ زن‌ رذیل‌

چرا باور کرد به‌ گله‌ چرب‌ زبانان‌ نازک‌ گو

سبد گل‌ را برداشته‌، دسته‌ گلی‌ دیگر بافتند

تاجی‌ از برگهای‌ غان بر پیشانی‌اش‌ بنشاندند

اما تیغهای‌ پنهانی‌

بر پیشانی‌ با عظمتش‌ هر آنچه‌ مرثیه‌ بود سروده‌ شد

آن‌ به‌ آن‌ مسموم‌ شد

از پچ‌ پچ‌ حیله‌ گرانه‌ آن‌ دلقک‌ های‌ جاهل‌

او مرد - عشق‌ انتقام‌ گر بجوشید در خونش‌

در جانش‌ تأسف‌ امیدهای‌ فریب‌ خورده‌

پژمرد آن‌ نغمه‌ سرای‌ شادی‌ آفرین‌

برنخواهد خاست‌ که‌ بسراید،

لبانش‌ سخت‌ بسته‌ شد

در گور کثیف‌ و باریک‌

شما ای‌ سر فرود آورندگان‌ به‌ رذالت‌

اولادان‌ مدعیان‌، اعیان‌ مغرور،

تنبیه‌ کنندگان‌ با شلاق‌ سرنوشت‌

له‌ کنندگان‌ با پاشنه‌ برده‌ داری‌

چرا چشمان‌ گرسنه‌ اتان‌ سیر نشد

ای‌ گردآمدگان‌ اطراف‌ تاج‌ و تخت‌

شمایید قاتلان‌ و جلادان‌ همیشگی‌

دانایی‌، نام‌ آوری‌ و آزادی

برای‌ شما قانون‌ پرده‌ای‌ است‌ در جهان‌،

سکوت‌ می‌ کند در برابرتان‌ هم‌ حق‌، هم‌ عدالت‌

ای‌ رازپوشان‌ اخلاق‌ فاسد

بدانید، خدا هم‌ عدل‌ خود را دارد،

از پیش‌ می‌ داند، اندیشه‌ و کردارتان‌ را

دست‌ زر به‌ او نخواهد رسید

در آن‌ هنگام‌ اگر از یک‌ دهان‌ هم‌ همه‌ شما،

ناحق‌ شمارید آن‌ قانون‌ حق‌ را

خون‌ سیاه‌ شما نخواهد شست‌

خون‌ تازه‌ و زلال‌ شاعر را

● پوشکین‌ ایران‌ و فردوسی‌

پوشکین‌ مبارز علیه‌ ظلم‌ و استبداد و منادی‌ آزادی‌ بود. پوشکین‌ در بین‌ طبقات‌ مختلف‌ مردم‌ از احترام ‌خاصی‌ برخوردار بود و مردم‌ آثار او از جمله‌ اشعار سیاسی‌ و اجتماعی‌ او را حفظ می‌ کردند. شاید بتوان‌گفت‌ که‌ پوشکین‌ جزو معدود نویسندگان‌ و شعرای‌ روسی‌ بود که‌ در زمان‌ حیات‌ خود به‌ اندازه‌ کافی‌شناخته‌ شده‌ بود. حتی‌ در دورترین‌ نقاط قلمرو امپراتوری‌ روسیه‌ روشنفکران‌ و آزادی‌ خواهان‌ او رامی‌شناختند و اشعارش‌ را مطالعه‌ می‌ کردند. در هنگام‌ تبعید در قفقاز در سفر به‌ تفلیس‌، تعداد زیادی‌ ازروشنفکران‌ گرجی‌ او را می‌ شناختند و اورا به‌ محافل‌ خود دعوت‌ می‌ کردند.

پوشکین‌ از جمله‌ شاعران‌ و نویسندگان‌ خارجی‌ است‌ که‌ آثارش‌ در ایران‌ بیش‌ از هر شاعر و نویسنده‌دیگری‌ ترجمه‌ و به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌ و شاید بیش‌ از آثار تولستوی‌ باشد که‌ این‌ متفکر روس‌ نیز در ایران‌بسیار شناخته‌ شده‌ و شاید بتوان‌ کفت‌ که‌ اغلب‌ آثار او در ایران‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌.

آثار چاپ‌ و منتشر شده‌ پوشکین‌ را می‌ توان‌ به‌ دو بخش‌ تقسیم‌ کرد:

الف‌) آثار خود شاعر که‌ از زبانهای‌ روسی‌، انگلیسی‌ و فرانسه‌ اعم‌ از نظم‌ و نثر به‌ فارسی‌ ترجمه‌ و منتشرشده‌ است‌

ب‌) اشعار پوشکین‌ که‌ به‌ صورت‌ تحت‌ اللفظی‌ و یا منظوم‌ ترجمه‌ شده‌ است‌

ج‌) آثار نویسندگان‌ وشعرای‌ ایرانی‌ در باره‌ زندگی‌ و آثار پوشکین‌(پوشکین‌ شناسی‌ ایرانی‌)

د) ترجمه‌ آثار نویسندگان‌ و پژوهشگران‌ خارجی‌ در باره‌ آثار و زندگی‌ پوشکین‌(پوشکین‌ شناسی‌خارجی‌)

نخستین‌ اثری‌ که‌ از کارهای‌ پوشکین‌ در ایران‌ بزبان‌ فارسی‌ منتشر شده‌ است‌ ترجمه‌ داستان‌ دوبروفسکی‌است‌ که‌ در حدود ۷۵ سال‌ پیش‌ ۱۹۲۸م‌. یعنی‌ حدود ۱۰۰ سال‌ پس‌ از خلق‌ این‌ اثر (با ترجمه‌ گریگوریقنکیان‌ در سال‌ ۱۳۰۷)از زبان‌ روسی‌؟) در دوره‌ رضا شاه‌ در شهر رشت‌ منتشر شده‌ است‌. آخرین‌ترجمه‌ از آثار این‌ شاعر گرانقدر و سرشناس‌ روس‌ دو نمایشنامه‌ مهمان‌ سنگی‌ و پری‌ دریایی‌ است‌ که‌ درسال‌ ۱۳۸۰ در ۲۰۰۰ نسخه‌، در ۷۵ صفحه‌ در شهر اصفهان‌ با ترجمه‌ حمید دستجردی‌ (از زبان‌انگلیسی) ، بچاپ‌ رسیده‌ است‌. جالب‌ اینجاست‌ که‌ هم‌ اولین‌ و هم‌ آخرین‌ ترجمه‌ از اثر پوشکین‌ درخارج‌ از تهران‌ و در دو شهر با سابقه‌ فرهنگی‌ رشت‌ در شمال‌ و در شهر صنعتی‌ اصفهان‌ (از زبان‌انگلیسی) منتشر شده‌اند.

پیش‌ از این‌ انتشارات‌ امیرکبیر یکی‌ از بزرگترین‌ انتشارات‌ ایران‌ داستان «دختر سروان» را در قطع‌ جیبی‌ در۲۰۵ صفحه‌ با ترجمه‌ دکتر پرویز ناتل‌ خانلری‌ در سال‌ ۱۳۷۹ به‌ چاپ‌ سوم‌ رسانده‌ است‌. چاپ‌ دوم‌ این‌اثر در سال‌ ۱۳۴۱ به‌ چاپ‌ رسیده‌ بود و چاپ‌ حاضر (سوم) آن‌ با ویرایش‌ جدید است‌.

نخستین‌ اثری‌ که‌ در باره‌ زندگی‌ و آثار پوشکین‌ توسط ادیبان‌ ایرانی‌ منتشر شده‌ است‌ مربوط به‌ سخنرانی‌ بسیار جامع‌ و مفصل‌ مرحوم‌ علی‌ اصغر حکمت‌ است‌ که‌ در بهمن‌ ماه‌ سال‌ ۱۳۲۳ در تالار موزه ‌ایران ‌باستان‌ ایراد شده‌ است‌. در سال‌ ۱۳۲۶ سعید نفیسی‌ استاد دانشگاه‌ و ادیب‌ نامدار ایران‌ در مقاله‌ ای‌ که‌ در فروردین‌ ماه‌ سال‌ ۱۳۲۶ در مجله‌ پیام‌ نو به‌ چاپ‌ رسید در باره‌ زندگی‌ پوشکین‌ منتشر کرد. آخرین ‌آثاری‌ که‌ در باره‌ زندگی‌ و آثار پوشکین‌ در ایران‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌ مربوط به‌ نوشته‌ «هانری‌ تروایا» است‌ که‌ باترجمه‌ دکتر حسینعلی‌ هروی‌ در ۷۵۱ صفحه‌ در قطع‌ وزیری‌ و جلد گالینگور در سال‌ ۱۳۷۴ منتشر شده‌و دیگری‌ نوشته‌ «تاماس‌ شا» از آکادمی‌ علوم‌ فرانسه‌ است‌ که‌ با ترجمه‌ عبدالله‌ کوثری‌ در سال‌ ۱۳۷۵ درتهران‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌. دیگری‌ ترجمه‌ای‌ است‌ از انگلیسی‌ از دو نمایشنامه «مهمان‌ سنگی» و «پری‌دریایی»، دو تراژدی‌، ترجمه‌ حمید دستجردی‌ است‌ که‌ توسط نشر فردا در اصفهان‌ در سال‌ ۱۳۸۰ به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌.

میزا فتحعلی‌ آخوندزاده‌ نخستین‌ اثر منظم‌ فارسی‌ را در باره‌ پوشکین‌ و در رثای‌ این‌ شاعر سروده‌ است‌. او در قصیده‌ بلندی‌ به‌ نام‌ پوئمای‌ شرق‌ در رثای‌ پوشکین‌ در ۲۵ سالگی‌ به‌ زبان‌ فارسی‌ سروده‌ است‌. اودر همان‌ زمان‌ خود این‌ اثر را به‌ زبان‌ روسی‌ به‌ نثر ترجمه‌ کرد و همراه‌ با اظهار نظر و تأییدیه‌ نویسنده ‌روس‌ ای‌.ای‌.کلمنتی‌ یف‌ در شماره‌ ماه‌ مارس‌ ۱۸۳۷ روزنامه‌ «ماسکووسکی‌ نابلیوداتل» (۲۴) منتشر کرد. دراین‌ قصیده‌ او پوشکین‌ را ستوده‌ و نقش‌ مهم‌ او را در ادبیات‌ روس‌ بر شمرده‌ و دشمنان‌ و قاتل‌ پوشکین‌ رانکوهش‌ کرده‌ است‌. مرحوم‌ وحید دستگردی‌ از ادیبان‌ ایران‌ در شعری‌ که‌ در سال‌ ۱۳۱۵ در رثای ‌پوشکین‌ سروده‌ است‌ جزو نخستین‌ کسانی‌ بود که‌ در باره‌ پوشکین‌ شعر سروده‌ است‌.

در بهمن‌ ماه‌ ۱۳۱۵ به‌ مناسبت‌ یکصدمین‌ سال‌ وفات‌ پوشکین‌ در تهران‌ با شکوه‌ خاصی‌ برگزار شد. دراین‌ مراسم‌ که‌ در دانشکده‌ ادبیات‌ برپا شد کتاب‌ کوچکی‌ بنام‌ پوشکین‌ از طرف‌ وزارت‌ معارف‌ منتشرگردید که‌ متضمن‌ چند ترجمه‌ آثار پوشکین‌ بفارسی‌ بود که‌ شامل‌ «بنای‌ یادگار» (ترجمه‌ ابولقاسم‌لاهوتی) ، «گل» (ترجمه‌ وحید دستگردی) و«سوگنامه» بود.

در طول‌ تاریخ‌ روابط ایران‌ و روسیه‌، در کنار گسترش‌ روابط تجاری‌ ایران‌ و روسیه‌، جوانان‌ ایرانی‌ نیز درروسیه‌ تحصیل‌ می‌ کردند که‌ با خود فرهنگ‌ و ادبیات‌ روسی‌ را به‌ ایران‌ آوردند و بنیانگذار ترجمه‌ و نشرفرهنگ‌ و ادبیات‌ روسی‌ در ایران‌ شدند. اگرچه‌ تعداد زیادی‌ از نویسندگان‌، شعرا و روشنفکران‌ قفقازی‌ وروسی‌ با ایران‌ و فرهنگ‌ و تمدن‌ ایرانی‌ آشنایی‌ داشتند، و زبان‌ فارسی‌ را نیک‌ می‌ دانستند و بدان‌ تکلم‌می‌ کردند، و آثاری‌ به‌ این‌ زبان‌ پدید آورده‌اند (از جمله‌ عباسقلی‌ آقا باکیخانف‌ و میرزا فتحعلی‌ آخوندزاده)، ولی‌ شناساندن‌ آنان‌ و آثارشان‌ به‌ ایرانیان‌، از طریق‌ همین‌ روشنفکران‌ ایرانی‌ انجام‌ می‌ شد که‌ ازطریق‌ ترجمه‌ آثار و روابط فیمابین‌ توانستند در این‌ راستا گام‌ بردارند.

در اشعار پوشکین‌ می‌ توان‌ تفکر فردوسی‌ را دریافت‌، آنجایی‌ که‌ پوشکین‌ در شعر خود ترنم‌ می‌ کند:

بخود کاخی‌ بنا کردم‌ که‌ دست‌ آن‌ را نمی‌ سازد

علف‌ هرگز نپوشد راه‌ مردم‌ را به‌ آن‌ محضر

شباهت‌ بسیاری‌ به‌ شعر فردوسی‌ دارد که‌ می‌ گوید:

بنا کردم‌ از نظم‌ کاخی‌ بلند / که‌ از باد و باران‌ نیابد گزند

یا :

تماما من‌ نمی‌ میرم‌، نه‌ جسمم‌، گرچه‌ گردد خاک‌

رهد روح‌ از فنا و ماند اندر نظم‌ ارزنده‌

بمانم‌ زنده‌ تا باقی‌ بود در زیر این‌ افلاک‌

نیز شباهت‌ زیادی‌ به‌ این‌ شعر فردوسی‌ دارد که‌ می‌ گوید:

نمیرم‌ از آن‌ پس‌ که‌ من‌ زنده‌ام /‌ که‌ تخم‌ سخن‌ را پراکنده‌ام‌

البته‌ بر ما معلوم‌ نیست‌ که‌ تا چه‌ اندازه‌ پوشکین‌ با شاهنامه‌ آشنایی‌ داشته‌ است‌ ولی‌ بدون‌ شک‌ این‌شباهت‌ نمی‌ تواند بدون‌ آگاهی‌ از اندیشه‌ های‌ فردوسی‌ در شعر«بنای‌ یادگار» سروده‌ شده‌ باشد. به‌تصور ما پوشکین‌ با تسلطی‌ که‌ به‌ زبان‌ فرانسه‌ داشته‌ و از کودکی‌ آن‌ را قبل‌ از روسی‌ آموخته‌ بود، امکان‌دارد ترجمه‌ فرانسه‌ آن‌ را خوانده‌ باشد. یا هنگامی‌ که‌ پوشکین‌ در سال‌ ۱۸۳۱ بنا به‌ درخواست‌ نیکلا امپراتور روسیه‌ به‌ استخدام‌ وزارت‌ خارجه‌ در آمده‌ و مأمور جمع‌ آوری‌ اسناد برای‌ تدوین‌ تاریخ‌ پتر کبیرشد و در باره‌ اسناد تاریخی‌ در آرشیوها و کتابخانه‌ ها مطالعه‌ می‌ کرد شاید با شاهنامه‌ آشنایی‌ پیدا کرده‌باشد. در اثبات‌ این‌ مدعا اشاره‌ پوشکین‌ به‌ سعدی‌ و حافظ در برخی‌ از اشعارش‌، نشان‌ می‌ دهد که‌ این ‌امر دور از ذهن‌ نمی‌ تواند باشد. علاوه‌ بر آن‌ هنگام‌ اقامت‌ پوشکین‌ در قفقاز و بویژه‌ تفلیس‌ که‌ در آنجاترجمه‌ های‌ گرجی‌ شاهنامه‌ از قرنها قبل‌ موجود بوده‌ می‌ تواند در این‌ مورد قابل‌ ذکر باشد.

فواره‌ های‌ باغچه‌ سرای‌ شاهکار خلاقیت‌ شعری‌ پوشکین‌ است‌. او چنان‌ صحنه‌ های‌ بدیعی‌ ازحرمسرای‌ «گیرای‌ خان»‌ می‌ آفریند که‌ گویی‌ خود در آنجا بوده‌ است‌. وظایف‌ خواجه‌ حرمسرا و اداره‌ امور و وظایف‌ خطیری‌ که‌ برای‌ جلوگیری‌ از خیانت‌ زنان‌ حرمسرای‌ خان‌ دارد چنان‌ با مهارت‌ به‌ تصویرکشیده‌ می‌ شود که‌ بدون‌ آگاهی‌ از تاریخ‌ خانات‌ کریمه‌ امکان‌ تصور آن‌ نیست‌. پوشکین‌ رقابت‌ بین‌ «زارما» دختر زیبای‌ گرجی‌ و ماریا شاهزاده‌ لهستانی‌ و سرانجام‌ قتل‌ «ماریا» به‌ دست‌ زارما را با هنرمندی‌ تمام‌توصیف‌ می‌ کند. هیچ‌ شاعری‌ بجز پوشکین‌ نمی‌ داند که‌ قفقاز چگونه‌ جایی‌ است‌ و چگونه‌ زنان‌ ومردان‌ آن‌ دلاور و بی‌ باکند و برای‌ رسیدن‌ به‌ عشق‌ و آزادی‌ از جان‌ شیرین‌ دریغ‌ ندارند. در این‌ منظومه‌ نیزمانند دیگر آثارش‌ شاعر آزاده‌ آزادی‌ را ترنم‌ می‌ کند و حرمسرای‌ خان‌ را با همه‌ ناز و نعمت‌ برای‌ دختران‌ اسیر، قفسی‌ مرمرین‌ می‌ داند. او تنفر خود را از جنگ‌ به‌ تصویر می‌ کشد و نتیجه‌ حمله‌ تاتارها به‌ لهستان‌را می‌ سراید:

کشور تهی‌ و ویران‌ شده‌/ زیر چکمه‌ های‌ جباران‌ و ستمگران‌ رنج‌ می‌ کشد.

در منظومه‌ اسیر قفقازی‌ نیز دختری‌ چرکس‌ به‌ سرباز اسیر روس‌ که‌ چرکسها او را در جنگ‌ تجاوزکارانه ‌روسها به‌ سرزمین‌ قفقاز اسیر کرده‌ اند، دلباخته‌ است‌ و هر غروب‌ برای‌ او شیر مادیان‌ می‌ برد و بدون‌ اینکه‌ زبان‌ یکدیگر را بدانند بازبان‌ دل‌ گفتگو می‌ کنند. دختر چرکس‌ از اینکه‌ برادرانش‌ اگر او را در گفتگو با اسیر ببینند خواهند کشت‌ باکی‌ ندارد. دلباخته‌ جوان‌ از او می‌ خواهد در پیش‌ او بماند اما افسر جوان‌به‌ خواهش‌ او را نمی‌ پذیرد. دختر که‌ نا امید می‌ شود تصمیم‌ به‌ آزادی‌ او می‌ گیرد. افسر جوان‌ از عشق‌پاک‌ دختر متأثر می‌ شود و تصمیم‌ می‌ گیرد او را با خود ببرد ولی‌ دختر به‌ جهت‌ پایبندی‌ به‌ سنت‌ های‌ قبیله ای‌ امتناع‌ می‌ کند و پس‌ از اینکه‌ افسر از رود ترک‌ شنا کنان‌ به‌ سوی‌ شمال‌ می‌ رود، دختر دلاور چرکس‌ خود را از بالای‌ صخره‌ به‌ زیر پرتاب‌ می‌ کند.

توصیف‌ پوشکین‌ از قفقاز و طبیعت‌ زیبا و بکر و مردان‌ دلاور و زنان‌ زیبا انچان‌ ماهرانه‌ است‌ که‌ یک‌تابلوی‌ نقاشی‌ را مجسم‌ می‌ کند. هیچ‌ جغرافیدانی‌ به‌ زیبایی‌ پوشکین‌ نتوانسته‌ طبیعت‌ و جغرافیای‌گوناگون‌ و چشم‌ اندازهای‌ جغرافیایی‌ آن‌ را به‌ تصویر بکشد. پوشکین‌ به‌ واقع‌ اعجوبه‌ ای‌ است‌ بی‌ نظیر.شاعر، داستانسرا، متفکر، مبارز، آزادیخواه‌، جغرافیدان‌ و مورخ‌.

پوشکین‌ در داستانهایش‌ نیز آزادی‌ و قیام‌ علیه‌ ستم‌ را ترنم‌ می‌ کند. داستان‌ دوبروسکی‌ قیام‌ علیه‌ نظام‌سرواژی‌ است‌. دوبروسکی‌ سروان‌ جوانی‌ که‌ در پترزبورگ‌ با آرامش‌ و در رفاه‌ زندگی‌ می‌ کند و سالهاست ‌پدر خود را ندیده‌ و از املاک‌ پدری‌ خبر ندارد، با مرگ‌ پدر به‌ روستا بر می‌ گردد و به‌ جهت‌ ایستادگی‌ اودر برابر مالک‌ ده‌ مجاور حتی‌ دهقانان‌ نیز با او همدست‌ می‌ شوند. با وجودی‌ که‌ به‌ دختر آقای‌ .... دل‌می‌ بندد، مبارزه‌ با ستم‌ را بر عشق‌ ترجیح‌ می‌ دهد و می‌ خواهد نظم‌ ظالمانه‌ موجود دوره‌ تزاری‌ را بر هم‌بریزد.

● ترجمه‌ های‌ آثار پوشکین‌

با توجه‌ به‌ شخصیت‌ والای‌ پوشکین‌ و قیام‌ او علیه‌ نظم‌ کهنه‌ و پوسیده‌ فئودالی‌ بسیار ظالمانه‌ تزار واشراف‌ و نظامیان‌ و ژنرالهای‌ وابسته‌ به‌ دربار، و افشای‌ این‌ نظام‌ پوسیده‌ در آثار ادبی‌ او، از پوشکین‌ شخصیتی‌ مورد پسند همه‌ آزادگان‌ جهان‌ خلق‌ می‌ کند. او که‌ به‌ همه‌ این‌ ستمها و بیدادگریها و نابرابریها اعتراض‌ دارد طبیعی‌ است‌ که‌ در محافل‌ وابسته‌ به‌ دربار مورد سرزنش‌ قرار می‌ گیرد و در این‌ راه‌ تبعید رابه‌ جان‌ می‌ خرد و به‌ دورترین‌ قلمرو روسیه‌ در جنوب‌ به‌ قفقاز تبعید می‌ شود و زندانی‌ امپراتوری‌ روسیه‌است‌. به‌ ویژه‌ پس‌ از سرکوبی‌ دکابریستها و گرایش‌ پوشکین‌ به‌ این‌ جنبش‌ مورد غضب‌ دربار قرار می‌گیرد. همین‌ خصلت‌ و خوی‌ مبارزه‌ جویی‌ از او مردی‌ می‌ سازد که‌ تحقیری‌ را که‌ بدخواهانش‌ نسبت‌ به‌خیانت‌ زنش‌ به‌ او روا می‌ دارند تحمل‌ نمی‌ کند و در دفاع‌ از شرف‌ خود در دوئل‌ کشته‌ می‌ شود.

این‌ شخصیت‌ والای‌ پوشکین‌ سبب‌ می‌ شود که‌ تقریبا کلیه‌ آثار او در ایران‌ توسط ادیبان‌ و استادان‌ بنام‌ (بجز چند مورد اندک) ترجمه‌ شوند که‌ هر کدام‌ از آنها شخصیت‌ ادبی‌ و فرهنگی‌ ایران‌ بوده‌ اند. پرویزناتل‌ خانلری‌، سعید نفیسی‌، وحید دستگردی‌، کاظم‌ انصاری‌، کریم‌ کشاورز، علی‌ اصغر حکمت‌، ابوالقاسم‌ لاهوتی‌، شجاع‌ الدین‌ شفا، حبیب‌ یغمایی‌، هوشنگ‌ مستوفی‌، ابراهیم‌ یونسی‌، کامران‌ فانی‌، حسینعلی‌ هروی‌، از جمله‌ این‌ ادیبان‌ و چهره‌ های‌ برجسته‌ فرهنگ‌ و ادب‌ ایران‌ بوده‌اند. می‌ دانیم‌ که ‌ترجمه‌ این‌ آثار از زبانهای‌ بیگتانه‌ از روسی‌، انگلیسی‌، فرانسه‌ کاری‌ دشوار بود که‌ گاهی‌ علاوه‌ بر ترجمه ‌تحت‌ اللفظی‌، ترجمه‌ موزون‌ و منظوم‌ هم‌ شده‌ است‌ که‌ می‌ توان‌ از ترجمه‌ های‌ ابوالقاسم‌ لاهوتی‌، سعید نفیسی‌، ملک‌ الشعرای‌ بهار، ناتل‌ خانلری‌، وحید دستگردی‌، حبیب‌ یغمایی‌ نام‌ برد.

برای‌ نمونه‌ می‌ توان‌ گفت‌ که‌ ترجمه‌ قطعاتی‌ که‌ وحید دستگردی‌ از اشعار پوشکین‌ (از جمله‌ سلام‌ به‌نسل‌ و نژاد نو، یار لیلی‌ وش‌، گل‌، آلگ پیشگو) موجب‌ تحسین‌ آکادمیسین‌ نامی‌ روس‌ و ایرانشناس‌نامی‌ برتلس‌ شده‌ و گفته‌ بود که‌ «اولین‌ بار است‌ که‌ شنیدم‌ بعضی‌ از آثار پوشکین‌ به‌ زبان‌ فارسی‌ ترجمه‌ شده‌، منکه‌ اشکال‌ بزرگ‌ ترجمه‌ اشعار روسی‌ بخصوص‌ پوشکین‌ را بزبان‌ فارسی‌ داشتم‌ منتظر بودم‌ که‌یک‌ ترجمه‌ تقریبی‌ و دور از اصلی‌ مشاهده‌ کنم‌. ولی‌ چقدر متعجب‌ شدم‌ وقتی‌ دیدم‌ اشعار عالی‌ فارسی‌که‌ بدستم‌ رسیده‌ حقیقتا شعر پوشکین‌ است‌ و یا پوشکین‌ است‌ در لباس‌ فارسی‌ که‌ فوق‌ العاده‌ بر اندام‌ اوبرازنده‌ می‌ باشد.

مترجم‌ پوشکین‌ بهتر از همه‌ از عهده‌ ترجمه‌ «آلگ پیشگو» بر آمده‌ و این‌ ترجمه‌ حقیقتا شاهکار بزرگی‌است‌. وقتی‌ که‌ انسان‌ آن‌ ترجمه‌ را می‌ خواند بی‌ اختیار تمام‌ زیبائیهایی‌ شعر روسی‌ و همه‌ قدرتهای‌حماسی‌ شاهنامه‌ را درک‌ می‌ کند».(۲۵)

در کتابخانه‌ آکادمی‌ علوم‌ تاجیکستان‌ یک‌ تالار به‌ نام‌ «اتاق‌ پوشکین‌» اختصاص‌ داده‌ شده‌ که‌ آثار این‌شاعر بزبان‌ روسی‌ و ترجمه‌ های‌ ان‌ بزبان‌ تاجیکی‌ و عکس‌ و پوستر و یادبودهای‌ آن‌ نگهداری‌ می‌ شود. در شهر چرنیکف جمهوری اوکراین در میان پارکی زیبا در کنار عمارتی که زمانی شاعر در آن اقامت داشته است، پیکره شاعر بر ستونی گرانیتی به سبک بسیار زیبایی در میدان افراشته شده است. این امر نشان دهنده احترام و علاقه مردم روس و اسلاو به این شاعر پر اوازه است. نگارنده خود این فضا ها را از نزدیک دیده و با گفتگو با مردم محلی از این علاقه و احترام آگاه شده است.

منابع‌ مورد استفاده‌:

ـ دولت‌ آبادی‌، عزیز، سرایندگان‌ شعر فارسی‌ در قفقاز، مجموعه‌ انتشارات‌ ادبی‌ و تاریخی‌ موقوفات‌ دکترمحمود افشار یزدی‌، شماره‌ ۳۸، چاپ‌ اول‌، تهران‌ ۱۳۷۰

- Azarbaijan Sovet Ensiklopediasi, I, Baki ۱۹۷۶

آثار منتشر شده‌ پوشکین‌ به‌ زبان‌ فارسی‌ در ایران‌

ـ دوبروسکی‌، ترجمه‌ گریگور یقکیان‌، رشت‌، ؟، ۱۳۰۷.

- بی‌ بی‌ گلابی‌، ترجمه‌ شرف‌ الدین‌ قهرمانی‌، تهران‌، ؟، ۱۳۰۹.

- دختر سروان‌، ترجمه‌ پرویز ناتل‌ خانلری‌، تهران‌، خاور، ۱۳۱۰.

ـ نمونه‌ ای‌ از آثار پوشکین‌، بهمن‌ ۱۳۱۵ تهران‌

ـ مجله‌ ارمغان‌، سال‌ ۱۷ شماره‌ ۱۰ دیماه‌ ۱۳۱۵

مجله‌ پیام‌ نو، سال‌ اول‌ شماره‌ ۴، سال‌ ۱۳۲۳

ـ شرق‌ در آثار پوشکین‌، بانو فاطمه‌ سیاح‌، دکتر در ادبیات‌ و استاد دانشگاه‌، مجله‌ پیام‌ نو، سال‌ اول‌شماره‌ ۴، سال‌ ۱۳۲۳

ـ تیر تپانچه‌، ترجمه‌ سعید نفیسی‌، مجله‌ پیام‌ نو، سال‌ اول‌ شماره‌ ۴، سال‌ ۱۳۲۳

ـ دوبروسکی‌، ترجمه‌ کریم‌ کشاورز، تهران‌، نشریه‌ انجمن‌ فرهنگی‌ ایران‌ و شوروی‌، ۱۳۲۴.

ـ طلسم‌، ترجمه‌ منظوم‌ توسط علی‌ اصغر حکمت‌، ماهنامه‌ پیام‌ نو، سال‌ سوم‌، شماره‌ دوم‌ آبان‌ ماه‌۱۳۲۵ تهران‌

ـ نایب‌ چاپارخانه‌، ترجمه‌ سعید نفیسی‌، ماهنامه‌ پیام‌ نو، سال‌ سوم‌، شماره‌ ششم‌ فروردین‌ ماه‌ ۱۳۲۶تهران‌ ۱۳۲۶.

ـ نمونه‌ آثار و اشعار پوشکین‌ (به‌ یادگار صدمین‌ سال‌ وفات‌ شاعر) ترجمه‌ د.شهرزاد، تهران‌،؟،۱۳۱۵.

ـ گل‌، شعری‌ از پوشکین‌(ترجمه‌ منظوم‌)،ترجمه‌ منصور منصوری‌، ماهنامه‌ پیام‌ نو، سال‌ چهارم‌،شماره‌ چهارم‌،تیر ماه‌ ۱۳۲۷ تهران‌.

ـ بی‌ بی‌ پیک‌، ترجمه‌ مسعود کریمی‌، تهران‌ کتاب‌ فروشی‌ سپهر، ۱۳۲۷.

ـ بی‌ بی‌ پیک‌، ترجمه‌ کاظم‌ انصاری‌، ماهنامه‌ پیام‌ نو، سال‌ چهارم‌، شماره‌ پنجم‌ مرداد و شهریور ۱۳۲۷تهران‌.

- یار لیلی‌ وش‌، اقتباس‌ و ترجمه‌ وحید دستگردی‌، ماهنامه‌ پیام‌ نو، سال‌ چهارم‌، تیر ۱۳۲۷ تهران‌.

ـ دختر سروان‌، ترجمه‌ حسین‌ نوروزی‌، تهران‌، مطبوعاتی‌ ناقوس‌، ۱۳۲۸.ـ فواره‌ باغچه‌ سرای‌، ترجمه‌ شجاع‌ الدین‌ شفا، نامه‌ های‌ گذشته‌، تهران‌، صفی‌ علیشاه‌، ۱۳۳۳.

ـ مأمور پست‌ راه‌، ترجمه‌ هوشنگ‌ مستوفی‌، اشتیاق‌، تهران‌، صفی‌ علیشاه‌، ۱۳۳۴.

ـ سبد میوه‌، ترجمه‌ ناصر ایراندوست‌، تهران‌، ؟، ۱۳۳۴

ـ بی‌ بی‌ پیک‌، ترجمه‌ نسترن‌ جامعی‌، سایه‌ مرگ‌ و پنج‌ داستان‌ دیگر، تهران‌، مطبوعاتی‌ پاینده‌ ۱۳۳۶

ـ حکایت‌ ماهی‌گیر و ماهی‌، ترجمه‌ گامایون‌، تهران‌ انتشارات‌ بامداد، ؟.

ـ دوبروسکی‌، ترجمه‌ هوشنگ‌ مستوفی‌، تهران‌، گوتنبرگ‌، ۱۳۴۱.

ـ تیرانداز، ترجمه‌ هوشنگ‌ رکنی‌، تهران‌، گوتنبرگ‌، ۱۳۳۹.

ـ یوگنی‌ اونه‌ گین‌، ترجمه‌ منوچهر وثوقی‌ نیا، تهران‌، گوتنبرگ‌، ۱۳۴۸.

ـ دختر روستایی‌ و چند داستان‌ دیگر، ترجمه‌ کاظم‌ انصاری‌، تهران‌، اندیشه‌، ۱۳۵۲.

ـ منتخبی‌ از بهترین‌ آثار پوشکین‌، ترجمه‌ صادق‌ سرابی‌، تهران‌، فرخی‌، ۱۳۵۳

ـ ابراهیم‌ غلام‌ سیاه‌ پطر کبیر، ترجمه‌ غلامرضا نبی‌ ج‌.و، تهران‌، روز، ۱۳۵۶.

ـ روسلاولف‌ (مجموعه‌ ۴ داستان‌ : روسلاولف‌، تابوت‌ ساز، دخترخانم‌ روستایی‌، شلیک‌، ترجمه‌غلامرضا نبی‌جو، انتشارات‌ روز، تهران‌ ۱۳۵۶.

ـ داستانهای‌ بلکین‌، ترجمه‌ ضیاء فروشانی‌، تهران‌ آذرمهر، ۱۳۶۱.

ـ دختر سروان‌، ترجمه‌ شیوا رویگریان‌، تهران‌، میلاد، ۱۳۶۳.

ـ دختر کاپیتان‌، دوبروسکی‌، داستانهای‌ بلکین‌، ترجمه‌ علی‌ بیات‌، ضیاءالدین‌ فروشانی‌، تندر تهران‌،۱۳۶۳.

دختر سروان‌، ترجمه‌ دکتر پرویز ناتل‌ خانلری‌، چاپ‌ سوم‌ با ویرایش‌ جدید، تهران‌، امیرکبیر، ۱۳۷۹

ـ مهمان‌ سنگی‌ و پری‌ دریایی‌، دو تراژدی‌، ترجمه‌ حمید دستجردی‌، نشر فردا اصفهان‌، چاپ‌ اول‌۱۳۸۰

آثار منتشر شده‌ پوشکین‌ به‌ زبان‌ فارسی‌ در شوروی‌

ـ چند چامه‌ و درام‌، ترجمه‌ ؟، مسکو، انتشارات‌ پروگرس‌، ؟.

ـ داستانهای‌ ایوان‌ پتروویچ‌ بلکین‌ فقید، ترجمه‌ ؟، مسکو، انتشارات‌ پروگرس‌، ؟.

ـ چند اثر(شعر) ، ترجمه‌ ابوالقاسم‌ لاهوتی‌ کرمانشاهی‌، مسکو، ؟، ۱۹۴۷ م‌.

در باره‌ نویسنده‌ و آثارش‌

ـ سعید نفیسی‌، پوشکین‌، در کتاب‌ >تاریخ‌ ادبیات‌ روسی‌<، انتشارات‌ توس‌، چاپ‌ دوم‌ ۱۳۶۷، ص‌ ۵۹ -۱۰۰

ـ آلکساندر پوشکین‌، علی‌ اصغر حکمت‌ (متن‌ سخنرانی‌ در تالار موزه‌ ایران‌ باستان‌، در پنجم‌ بهمن‌ ماه‌

ـ پوشکین‌ در شعر فارسی‌، علی‌ اصغر حکمت‌، ماهنامه‌ پیام‌ نو، سال‌ سوم‌، شماره‌ دوم‌ آبان‌ ۱۳۲۵تهران‌.

ـ پوشکین‌، سعید نفیسی‌، ماهنامه‌ پیام‌ نو، سال‌ سوم‌، شماره‌ ششم‌، فروردین‌ ماه‌ آبان‌ ۱۳۲۶ تهران‌.

ـ الکساندر سرگه‌ یویچ‌ پوشکین‌، به‌ مناسبت‌ صد و پانزدهمین‌ سال‌ مرگ‌ او، بزرگ‌ علوی‌، ماهنامه‌پیام‌ نو، دوره‌ پنجم‌ شماره‌ ۶ اسفند ۱۳۳۰ شماره‌ ۵۴، تهران‌.

ـ «عصر طلایی‌ شعر»، میرسکی‌، د. س‌، ترجمه‌ ابراهیم‌ یونسی‌، تاریخ‌ ادبیات‌ روسیه‌، امیرکبیر ، ۱۳۵۳.

ـ ترکیبهای‌ هنرمندانه‌ در سبک‌ پوشکین‌، ترجمه‌ م‌.سجودی‌، ع‌.امینی‌، از پوشکین‌ تا شولوخف‌، تهران‌، ستاره‌، ۱۳۵۶.

ـ این‌ راز سر به‌ مهر، تنیانف‌ ،یوری‌، ترجمه‌ ف‌.م‌. جوان‌، مسکو پروگرس‌، ۱۹۸۰.

ـ پوشکین‌ «زندگی‌ نامه»، تروایا، هانری‌، ترجمه‌ حسینعلی‌ هروی‌، تهران‌، البرز، ۱۳۷۴. ۲۶

ـ آلکساندر پوشکین‌، تاماس‌ شا، ترجمه‌ عبدالله‌ کوثری‌، انتشارات‌ کهکشان‌، تهران‌، ۱۳۷۵.

ـ خطابه‌ پوشکین‌، داستایوسکی‌، ترجمه‌ کامران‌ فانی‌ و سعید حمیدیان‌، انتشارات‌ فرزین‌، تهران‌ ،

ـ آلکساندر سرگئیویچ‌ پوشکین‌، شاعر پرآوازه‌، نویسنده‌ و بنیانگذار ادبیات‌ نوین‌ روس‌، متن‌سخنرانی‌ دکتر بهرام‌ امیراحمدیان‌ دبیر دوستی‌ ایران‌ و و روسیه‌ در مراسم‌ دویستمین‌ سال‌ تولد پوشکین‌در فرهنگسرای‌ بهمن‌، ۱۷ آذر سال‌ ۱۳۷۷، فرهنگسرای‌ نیاوران‌، تهران‌

ـ تمایل‌ به‌ همدردی‌ و شفقت‌ جهانی‌، بهرام‌ امیراحمدیان‌، روزنامه‌ همشهری‌، ۲ دی‌ ۱۳۷۷ ص‌ ۱۰

ـ پوشکین‌، نماینده‌ برجسته‌ فرهنگ‌ بشری‌، بهرام‌ امیراحمدیان‌، روزنامه‌ اطلاعات‌ ۳ دی‌ ۱۳۷۷ ص‌۶

دکتر بهرام‌ امیراحمدیان‌


شما در حال مطالعه صفحه 2 از یک مقاله 2 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.