|
گاهی با خود اندیشیده ام که به راستی برجسته ترین وجه تمایز استاد شفیعی کدکنی نسبت به غالب پژوهشگران ادبی عصر حاضر چیست . البته وجوه تمایز بسیار است ، همچون تسلط توأم بر ادب کهن و جدید، دقت و جدیت توأم با پرکاری ، وضوح و شفافیت در بیان . ولی به گمان من در کنار همه اینها، جناب دکتر شفیعی به فضیلتی مهم آراسته است و آن ، دگرگون اندیشیدن درباره موضوعاتی است که تاکنون همه درباره شان به شکلی واحد اندیشیده اند. مثلا در مباحث بلا غی ، از قرن های پیش تا زمان انتشار <صور خیال در شعر فارسی > و حتی پس از آن ، اهتمام غالب ادبای ما در دسته بندی و نامگذاری انواع و شقوق مختلف صوری تشبیه و استعاره و امثال اینها بوده است و کمتر کسی در ماهیت و ماده اصلی این صور خیال بحث کرده است .
همچنین در باب وزن و قافیه ، غالبا بحث اصلی ، ارکان عروضی و زحافات آنها و یا حروف قافیه و قواعدشان بوده است و کمتر دیده ایم که کسی در ارزش هنری این اشکال از موسیقی شعر چنان بحث کند که دکتر شفیعی در کتاب <موسیقی شعر> کرده است . همین ویژگی را در سلسله ای از کتاب های جناب دکتر شفیعی که به متون کهن فارسی اختصاص دارد نیز به روشنی می توان دریافت . مثلا من آن هنگام که شنیدم ایشان کتابی درباره انوری منتشر کرده اند (مفلس کیمیافروش )، هیچ گمان نمی بردم این کتاب برای کسی که با نوشته های دیگران ، با انوری یک آشنایی نسبی به هم رسانده است ، سخن تازه ای داشته باشد. ولی کتاب را آنگاه که خریدم و خواندم ، دقیقا مخالف این تصور ابتدایی خویش یافتم و دیدم که چه مباحث ناگفته ای از شعر انوری در اینجا مطرح شده است ، آن هم با وضوح ، دقت و جذابیت تمام . چنین است که با خواندن کتابی از دکتر شفیعی کدکنی در یک موضوع ، بعد دیگری از یک منشور را می بینیم ، با رنگ آمیزی و جلوه خاص خودش . همین گونه است <شاعر آینه ها> که ما در این مقام در پی نظاره آنیم .
● نواندیشی و بازاندیشی
اما به راستی در این کتاب ، چه چیزی درباره بیدل مطرح شده است که پیش از این نشده بود و ما بدان نیاز داشتیم ؟ به گمان من مهم ترین و کاربردی ترین بحث درباره شعر بیدل برای یک مخاطب امروز، دریافت وجوه مختلف <هنر بیدل > است و این چیزی است که پیش از این کمتر بدان پرداخته اند. تا جایی که من دیده ام ، پژوهش های بیدل شناسان افغانستان تاکنون بیشتر بر زندگی و آثار و نیز شرح شعرهای او بر مبنای عرفان و تصوف متمرکز بوده است و پژوهش های بیدل شناسان ماوراءالنهر باز هم بر زندگی و آثار، به اضافه تبیین تفکراتش بر مبنای آموزه های مارکسیستی .
در این میان ، جای هنر بیدل خالی بوده است و این است کانون توجه جناب دکتر شفیعی به این شاعر در این اثر. شاید به همین واسطه است که فصل مفصل <سبک شناسی شعر بیدل > این کتاب را بسیار جذاب تر و کاربردی تر از دیگر فصول آن می یابیم و به راستی اگر این فصل در کار نبود، <شاعر آینه ها> را کتابی نه در حد دیگر آثار دکتر شفیعی می یافتیم ، چون حقیقت این است که بعضی دیگر از مقالا ت این کتاب ، به سبب قدمت زمان نگارش و یا گرایش موضوعی خاص خود، با این فصل برابری نمی کند و موید همین سخن از مولف است که این <مجموعه ای پراکنده است و کتابی منسجم نیست .>۱۱)
باری ، در فصل <سبک شناسی شعر بیدل > مولف با دقت و ریزبینی تمام ، ویژگی های صوری شعر بیدل را استخراج و مهم تر از آن ، با تحلیل های هنری همراه کرده است . این بخش ، نه تنها سبک شناسی شعر بیدل ، که یک کارگاه عملی برای آشنایی با سبک شعر و شیوه استخراج ویژگی های سبکی دیگر شاعران است .
اگر مجاز به رتبه بندی میان فصل های این کتاب باشیم ، باید فصل <مصراع : دریچه آشنایی با بیدل > را در مرتبه بعد بدانیم ، چون این هم از بخش هایی است که گویا مشخصا برای همین کتاب تألیف شده است و تازگی و طراوت خاص خود را دارد، برخلا ف دو فصل <بیدل دهلوی > و <نقد بیدل > که محصول چهل سال پیش از امروز و بیست سال پیش از چاپ اول <شاعر آینه ها> بوده است و طبعا نظریاتی از دکتر شفیعی را در آنجا می توان یافت که کاملا با دیدگاه ایشان در هنگام انتشار کتاب در تباین است . در آن فصل ها، بیدل <درس عبرتی برای گویندگان جوان امروزی >۲۲) دانسته می شود، ولی در فصل <مصراع : دریچه آشنایی با بیدل > یک مصراع شعر او بر مجموعه میراث ادبی معاصران (گذشته از چند شاعر معاصر و آن هم بعضی کارهاشان ) برتری می یابد.۳۳)
به راستی رمز این تباین در چیست ؟ به نظر می آید که جناب دکتر شفیعی کدکنی ، در سال های پیش از دهه شصت ، آن مایه عنایت و علا قه ای را به بیدل نداشته است که در کتاب <شاعر آینه ها> حس می شود. مثلا در کتاب <ادوار شعر فارسی > دکتر شفیعی (چاپ اول :۱۳۵۹) بیدل از قله های دوره های انحطاط به شمار می آید(ص۱۴۸) و نامش همراه قاآنی برده می شود و با سروش اصفهانی و صبا مقایسه می شود(ص۱۳۶) و همه غزل هایش فاقد <یکپارچگی و وحدت ارگانیک > دانسته می شود. (صص۹۸ و ۱۲۵)۴۴) اینها را می توان مقایسه کرد با این عبارت از <شاعر آینه ها> که حدود یک دهه بعد از آن قضاوت ها نوشته شده است : <بیدل ، فرد اکمل و نمونه عالی و موفق ترین مظهر این گونه شعر و شاعری (سبک هندی ) است و... علا وه بر تأملا ت ژرفی که در عوالم روحی انسان و جوانب حیات بشری دارد، یکی از شگفتی های قلمرو خلا قیت و جوانب حیات فارسی نیز هست و سکوت و ناسپاسی و حق ناشناسی ما ایرانیان در برابر عظمت و نبوغ شعری او، به هیچ وجه ، از اهمیت حقیقی مقام او... نمی کاهد.>۵۵) ولی این تفاوت میان داوری های جناب دکتر شفیعی کدکنی در این بیست سال ، یک حقیقت دیگر را آشکار می کند و آن ، پویایی شخصیت ادبی ایشان است و پرهیز از مطلق نگری و پای فشردن بر یک نظر قدیمی . ایشان چنانکه در جای های دیگر نیز نشان داده است ، سخت مشتاق تحول و بازاندیشی بوده است و در عین حال ، همواره شجاعت نقد نظریات پیشین خویش را داشته است . حال این نقد می تواند به صراحت باشد، چنانکه در ویرایش دوم <موسیقی شعر(>چاپ۱۳۶۸) شاهدیم ۶۶) و می تواند ضمنی باشد، یعنی کنار هم نهادن دیدگاه های چند دوره متفاوت ، تا خواننده خود این سیر تحول ذوقی را دریابد، چنانکه در <شاعر آینه ها> می بینیم . این بازاندیشی دائمی ، به گمان من جای تحسین دارد و یکی دیگر از جوانب ارجمند شخصیت ادبی دکتر شفیعی کدکنی است .
● در حوزه معانی و مفاهیم
اما در بررسی این کتاب ارزشمند، نباید این نکته را نیز فروگذاشت که جناب دکتر شفیعی بنابر دیدگاه صورت گرایانه خویش ، کمتر به حوزه مفاهیم شعر این شاعر نزدیک شده اند، در حالی که می شد به آن مفاهیم نیز پرداخت ، چون به نظر می رسد آنچه بیدل را بیدل کرده ، تنها حس آمیزی و بیان پارادوکسی و امثال اینها نبوده است ، بلکه معانی شعر بیدل نیز در این میان دخلی تمام داشته اند.
البته اگر کتاب صرفا به مباحث صوری شعر بیدل اختصاص می داشت ، جای انتقادی نبود، ولی قضیه این است که در مقاله ای از این کتاب ، یعنی <بیدل و بیدل گرایان > که ترجمه ای است از تحقیق پروفسور یری بچکا، سخنانی درباره معانی شعر بیدل آمده است که البته نقد و یا حاشیه زدنی جدی را طلب می کرد. در اینجا بیدل شاعری <منکر اعتقاد به زندگی پس از مرگ و افسانه بهشت و دوزخ > و دارای <نظرگاه های ضد فئودالی > ترسیم می شود که <میان مسلمانان و هندوان تمایزی قائل نیست و غالبا در کنار غیرمسلمانان قرار دارد.>۷۷)
جناب دکتر شفیعی با واکنشی نسبتا ملا یم در برابر این نظرها در پاورقی ، در واقع مسوولیت آن سخنان را از دوش خود برداشته اند، نه اینکه ارزیابی و داوری ای از خود داشته باشند. چنین است که سیمای معنوی بیدل در این کتاب را قدری نارسا و حتی مخدوش می یابیم .
آنچه به این نارسایی افزوده است ، جابه جایی توجیه ناپذیری است که در ترتیب غزل های انتخابی در کتاب <شاعر آینه ها> رخ داده است ، بدین معنی که غزل تحمیدیه :
<به اوج کبریا کز پهلوی عجز است راه آنجا
سر مویی گر اینجا خم شوی ، بشکن کلا ه آنجا>
که سرمطلع غزلیات بیدل در نسخه های موجود دیوان اوست ، در این گزیده به جای دیگری برده شده است و غزل :
<ز باده ای است به بزم شهود، مستی ما
که کرد رفع خمار شراب هستی ما>
در آغاز گنجانده شده است ؛ غزلی که بیت دومش چنین است:
<بگو به شیخ که از کفر تا به دین فرق است
ز خودپرستی تو تا به می پرستی ما.>
من برای این جابه جایی هیچ توجیهی از نوع ترتیب حروف الفبا یا وزن و قافیه و امثال آن نیافتم . جدا از آن ، بعضی از غزل های خوب بیدل که حاوی نیایش و حمدی بوده اند، در این مجموعه غایب اند و در عوض ، این غزل حاضر است:
<این قدر ریش چه معنی دارد
غیر تشویش چه معنی دارد.>
● گزیده شعرها
چنانکه مولف محترم یادآور شده اند، آن شش مقاله ابتدای کتاب ، به واقع مقدمه ای است برای گزیده ای از غزل ها و رباعی های بیدل که بخش عمده آن را تشکیل می دهد. اگر این گزیده را با دیگر گزیده های موجود از بیدل در جنگ ها و کتاب های تاریخ ادبیات و امثال اینها مقایسه کنیم ، به سلا مت ذوق ایشان معترف می شویم .
ولی هیچ انکار نباید کرد که بیدل شاعری است سخت دیرآشنا و همچنان که موانست جناب دکتر شفیعی با این شاعر در طول بیست سال تمام اتفاق افتاده است ، گزینش دلخواه از شعر او نیز به زودی به دست نمی آید. بسیاری از غزل های بیدل ، تا سال ها بسیار معمولی به نظر می رسند و به ناگاه با جرقه ای از پرده به درمی آیند. چنین است که یک گزیده شعر بیدل ، حتی اگر به کوشش یکی از مسلط ترین و خوش ذوق ترین ادبای عصر هم فراهم آمده باشد، خالی از چند و چون نخواهد بود. این نه از کوتاهی گزینشگر، که از رازوارگی و دیرآشنایی شعر بیدل است .
آقای دکتر شفیعی به درستی گفته اند که <وقتی حساب ذوق به میان آمد، ذوق هیچ کسی برتر از ذوق دیگری نیست . هر کس یا هر گروهی حق دارد ذوق خود را برتر از ذوق دیگران بداند و به همین دلیل ، در این انتخاب ، نگارنده ادعای هیچ امتیازی برای سلیقه خود ندارد.>۸۸) ولی به نظر من ، انتخابی چنین سنجیده از غزل های بیدل ، نشانگر برتری ذوق جناب دکتر شفیعی بر ذوق بسیاری دیگر از ادباست . فقط بحث در این است که به نظر می رسد گزینش موجود، به تمامی بر مطابقت این گزیده با آن ذوق (که ما نشانه هایش را در اینجا و دیگر کتاب های جناب دکتر شفیعی دیده ایم ) گواهی نمی دهد. من فقط به دو غزل از بیدل اشاره می کنم ، که اولی در کتاب آمده است و دومی نیامده است .
<خار غفلت می نشانی در ریاض دل چرا؟
می نمایی چشم حق بین را ره باطل چرا؟>
و: <تمام شوقیم ، لیک غافل که دل به راه که می خرامد
جگر به داغ که می نشیند، نفس به آه که می خرامد>
نکته دیگر قابل تأمل ، این است که به نظر می رسد که انس و الفت جناب دکتر شفیعی در مسیر بازخوانی غزلیات حجیم بیدل ، به مرور افزایش یافته است ، چنانکه از حرف <الف >، تعداد غزل های انتخابی ایشان ، ۲۳ غزل از ۳۴۰ غزل است ؛ یعنی کمتر از هفت درصد، ولی از حرف <ی >، ۴۶ غزل از ۲۰۰ غزل است ؛ یعنی ۲۳ درصد.۹۹) این هم می تواند موید سخن ما درباره دیرآشنایی شعر بیدل و انس تدریجی آدمی با شعر او باشد.
ولی با این همه ، این گزیده تا حدود بسیاری با انتظارات جوانان شاعر علا قه مند به بیدل از این شاعر قرابت دارد و هیچ اغراق نیست اگر آن را از بهترین گزیده های موجود از شعر بیدل بدانیم . |