Locked دریافت Toolbar آفتاب
مقالات فرهنگی و هنری ادبیات و شعر شاعران دانشگاهی یا استادان شاعر | صفحه ۲
۲۰ مرداد ۱۳۸۷
  ◊   دفعات نمایش : ۶۴۱        Sunday, Aug 10, 2008
شاعران دانشگاهی یا استادان شاعر
آن چه در این مقاله از نظر خوانندگان گرامی می گذرد، گذری ست هرچند کوتاه بر دیدگاه ها و بیان و زبان استادان دانشگاه که خود به صورت حرفه ای شاعر نیز بوده اند و تأثیر آن ها بر جریان شعری معاصر؛ جریانی که تا امروز از دید منتقدان و بسیاری از شاعران پنهان مانده ست.
۲۱ قبلى صفحه اول
شاعران دانشگاهی یا استادان شاعر

● نسل دوم شاعران دانشگاهی:

شاعران استادی که نسل اول بحث ما هستند با دل بستگی به قالب های سنّتی، هرگز نپذیرفتند که از شکل نیمایی استفاده کنند، امّا در مؤلفه های دیگر شعری از قافلة نوآوری و تازه اندیشی عقب نماندند. ولی شاعران نسل دوم در پی فاصله از خود نیما و تأثیر و تثبیت شعر نیمایی، گرایش خود را به این قالب نیز نشان دادند. از طرف دیگر پس از گذر از نسل اول و هم دوره های نیما، هر شاعری در مواجهه با ورود انواع شعر از برون مرز یا جهت صلاح دید به قالب نیمایی و حتّی شاملویی شعر گفتند، یا این گونة بیانی را پذیرفتند و در آن قلم فرسایی کردند، و همین امر آشکارترین تفاوت این نسل با نسل پیشین است. مضاف بر این می توان به آسانی زبان و بیان و فضای متفاوت تری را در سروده های این نسل نسبت به نسل پیشین شاهد بود، حتّی در قالب های سنتّی.

▪ دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی (م.سرشک)

اولین شاعری که از این حیث قابل بررسی ست دکتر شفیعی کدکنی (م.سرشک) است. استاد شاعری که دلبستگی اش را هم به قالب سنّتی و هم به قالب نیمایی، با سروده های موفقش آشکار ساخت. دکتر شفیعی با انتشار مجموعه های گوناگون شعر به اثبات چند نکته دست یافت:

ـ قدرت و صلابت در شعر.

ـ احاطة کامل بر قالب های سنتی و نیمایی.

ـ انحصار بیان و مفهوم در هر دو قالب

ـ پرواز خیال و قدرت نمائی در رخت تصاویر پویا و استحکام در ساختار شعر.

کسی از اهالی «اهل» ادب نیست که نامش را نشناسد و شعری از او را زمزمه نکند. شفیعی در اغلب سروده هایش به تعبیر مارتینه «صاحب خبری بزرگ» است. گاه خبری عرفانی، گاه اجتماعی، گاه سیاسی و حتّی گاه عاطفی. به همین جهت شاعری ست مخاطب شمول و تأثیرگذار.

سرشک در نتیجة تسلّط و مطالعه و شناخت کامل ادبیات گذشته و حال و ادبیات عرب و غرب، هم در مضمون استادی می کند هم در لفظ. سلامت زبانی و ساختاری در کنار مضامین بلند و اعتبارمند دو ویژگی اصلی شعری اوست. اگر نیمایی بگوید، به گونه ای می گوید که ورد زبان مخاطب گردد:

به کجا چنین شتابان...

یا:

به کجا می برد این نقش به دیوار مرا؟!...

اگر بخواهد غزل بگوید، به گونه ای می سازد که حماسه از آن برمی خیزد:

نفسم گرفت از این شب، در این حصار بشکن...

و قطعه:

حسرت نبرم به خواب آن مرداب

کآرام میان دشت شب خفته ست

دریایم و نیست باکم از طوفان

دریا همه عمر خوابش آشفته ست

شاعر تلاش کرده است در همة قالب ها و شعرهایش خودش باشد و براساس تقسیم بندی امیرخسرو دهلوی شاعر استاد تمام باشد، یعنی صاحب طرز و شیوه ای خاص و زبان و اندیشه های نو. او با خلق مضامینی برگرفته از دیدگاه انسانی و اجتماعی و تاریخی و تصاویر منحصر به فرد و موسیقی و صور خیال بدیع به سبک و طرزی دست یافته است که جز خودش کسی نمی تواند از آن گونه بسراید. او به اعتقاد بسیاری، از مهم ترین و تأثیرگذارترین چهره های فرهنگی ایران در عصر حاضراست.

▪ دکتر مظاهرمصفّا

دکتر مصفّا یکی از وزنه های مهم دانشگاهی و شعر روزگار ماست. او به رغم سابقة طولانی در شعر و شعرشناسی علاقة چندانی به چاپ و انتشار آثارش نداشته است. نگارنده که افتخار شاگردی ایشان را داشته و دارد، همواره سروده هایش را در قالب غزل و به ویژه قصیده که خود پهلوانی در عصر ما در این قالب به شمار می رود، با اعجاب از نوع بیان و ساخت کلام و ترکیبات و اشراف استادانه بر چینش واژه ها خوانده و می خواند.

دکتر مصفّا را عموم استادان شعر و ادبیات، به عنوان شاعر فحل روزگار می شناسند و ندیده برابر نامش سر تعظیم فرود می آورند که این خود بیان گر عظمت او در سخن و شعر است. هرچند استاد نه اهل رسانه های تصویری ست و نه اهل شرکت در همایش های شعری و نه گرفتار قیود هنرکش روزگار ما؛ که متأسّفانه بسیاری را برای کسب نام و نان به کام خود کشانده است. با این همه چهره ای ست ماندگار در تاریخ و ذهن و زبان اهل ادب و شعر.

در عصر ما که صلابت قصیده اجازة ورود هر شاعری را به شهر خویش نمی دهد، با نام دکترمصفّا به خود می بالد. شاعری با چند شاخصة منحصر به فرد،

ـ رنگ اعتراض در بن مایة شعرها. مثل:

ز خشم حضرت حق بیم ناکم

که خشم غیر حق را باد دارم

به عیّاری روم رقصان سوی دار

که حلّاجانه خوی راد دارم

و ابیات فراوان دیگر که گاه رنگ اجتماعی می گیرد و گاه فلسفی؛ که اشاره خواهد شد.

ـ زبانی پخته و سخته و آگاهانه. بر اساس همین مؤلّفه صاحب نظران دکترمصفّا را «استاد سخن» نامیده اند. شاعر با تفحّص و تدقیق در آثار گران سنگ ادب پارسی و شناخت زیر و بم این زبان به ویژه زبان قصیده ( که رسالة دکتری اش را نیز در تحوّل قصیده نوشته) حتّی از حروف نیز در شعرهایش استفاده معنوی و موسیقایی می کند و موجودیت زبان را در شعر خویش به اجرا درمی آورد:

آیینه سوگ وار است، آدینه بی قرار است

با این دو یادگاران بگذار تا بگریم

می ریخت خون ز دیده از دیده و شنیده

وز جور روزگاران بگذار تا بگریم

به کارگیری ردیف عاطفی ـ غنایی بگذار تا بگریم در قصیده هنری ست که پیش از دکتر مصفّا، خاقانی توانسته بود در مرثیة پسرش به نوعی دیگر از زبان از پس آن برآید.

ـ گرایش و دل بستگی به زبان باصلابت گذشته چون خاقانی و ناصرخسرو و... امّا با پرداختی دیگرگونه و متفاوت و با تصرّفی فردی که انحصاراً در خدمت شعر خود شاعراست:

مبادم گرده و گردن خدایا

که زیر بار استبداد دارم

مرا مشتی پر و بال شکسته ست

چه پروایی من از صیاد دارم؟

ـ تفکّر فلسفی و به تعبیر عدّه ای اندیشة خیامی. این شاخصه و رنگ فکری در یکی از معروف ترین قصیده هایش با عنوان و ردیف «هیچ» کاملاً جاری ست. شاعران گذشتة ما هریک به این دیدگاه اشاراتی داشته اند، گاه در بیتی و گاه در ابیاتی، امّا در قصیده ای بلند با یک مضمون واحد و زبان و ساختاری استوار و منسجم کم نظیر است.

عالم تاج قائم مقامی (ژاله) در بیتی می گوید:

آن بلنداختر سپهر و این تبه گوهر زمین

هیچ در هیچ و خیال اندر خیال آمیخته

اما دکترمصفّا با انتخاب ردیف «هیچ» و بهره گیری از واژة «هرگز» گوی سبقت از همه در این مضمون ربوده است: «در این شعر هیچ انگاری و رنج و یأس به طرز تلقّی و برداشت مذکور حالتی حکمت آمیز به آن بخشیده است و شعری ست مشتمل بر نکته های باریک، نه جواب دادن به ردیف. سخن از اختیار است و فاقد اختیار بودن (بیت ۹)، روبرو بودن انسان با پرسش های بی جواب در زندگی (بیت ۱۹) و احوال متناقض او (ابیات ۸ و ۲۰) و سرگردانی وی (بیت ۲۱) و نیز سرگرم بودن آدمی با خیالات بی بنیان خویش (بیت ۱۷)»

از نظر شاعر دنیا هیچستانی ست برای انسان هایی دل بسته به هیچ و هرگز و با ابعاد متناقض در وجود و دنیایی که همواره موجب دل آزردگی و رنج صاحب هنر از فضای موجود می باشد. در مجموع این قصیده از فکر و زبانی بهره مند است که جز از یک شاعر آگاه با جهان بینی سترگ سرنمی زند. شاعری که خودش و محیط و دنیایش را به تصویر می کشد.

پنجم: تخیّل قوی. دکتر مصفّا در سروده هایش به اثبات می رساند که از تخیّل تصویرآفرین و تازه ای برخوردار است. تلفیق صور خیال با ذوق سرشار و هنر کاربردی در انتخاب واژه ها و خلق ترکیبات نشان از آن دارد که شعر تسلیم شاعر است، نه شاعر در خدمت شعر. بیان و زبان در پی تسلّط و آگاهی او بر ریزه کاری های زبان و اندیشة قوی رام اوست و در نهایت باید اعتراف کرد که دکتر مظاهر مصفّا شاعری است استاد و استادی ست شاعر با بینش و معرفتی ستودنی در دایرة شعر و ادب فارسیِ گذشته و امروز.

▪ دکتر خسرو فرشیدورد ٭

دکتر فرشیدورد یکی از استادان محقّق و شاعری ست که در سرودن غزل مورد توجه بوده است. غزل های او اغلب به غزل های گذشتگان روی خوش نشان می دهد، با بهره گیری از نمک زبان و بیان و نگاه گذشتگان شعر خویش را خواندنی جلوه داده است. امّا او نتوانست به عنوان شاعری تأثیرگذار و صاحب سبک متفاوت شناخته شود. بحث مفصّل تر از شعرهای ایشان در تفصیل این نوشته خواهد آمد.

● نسل سوم شاعران دانشگاهی:

تغییر دیدگاه و زبان نسل دوم نسبت به نسل اول به طور خلاصه در بررسی دو نسل بیان شد. همان گونه که گفته شد از نسل دوم دکتر شفیعی کدکنی نسبت به گذشتگان این مقاله یک قدم در انتخاب شکل و قالب به جلو برداشت و اقبال و موفقیت خودش را به شکل نیمایی نشان داد. در ادامة این نسل که به نسل سوم می رسیم در عین اقتدا به استادان پیشین با دو تفاوت قابل توجه مواجه می شویم:

۱) فاصله گرفتن از قصیده

۲) استقبال از قالب سپید

این دو ویژگی کاملاً نشان می دهد که نسل سوم ـ که عموماً از شاعران دورة انقلاب محسوب می شوند ـ در پی موقعیت های اجتماعی و اتفاقات تاریخی خواسته یا ناخواسته دستخوش تحول و تغییر در نگرش و زبان شعری می شوند که انحراف از نُرم پیشینیان را در آثار خود کاملاً آشکار می کنند و مسلّماً این تفاوت امری طبیعی ست، امّا با همة آفرینش نو در زبان و شکل و فضای شعر، در این نسل نمی توان قوّت شعر و استواری زبان را هم سنگ نسل پیشین دانست.

▪ دکتر علی موسوی گرمارودی

دکتر موسوی گرمارودی از شاعرانی ست که در دو مقطع حکومتی شاعری کرده است، امّا بیش تر شهرت و کسب اجتهاد شعری اش را در دورة انقلاب اسلامی به دست آورد. او با انتخاب قالب های گوناگون چون قصیده، مثنوی، غزل و سپید شاعری خویش را به اثبات رساند ولی در قالب سپید با زبانی متفاوت و مضامینی دینی و بعضاً اجتماعی موفق تر نشان داد. شعرهای پیامبر(ص) و مولا(ص) از قوی ترین سروده های موضوعی در قالب سپیدند.

یکی از شاخصه های متمایز و سبک ساز شعر او ریختن معنای دینی در شعر بود که همراه با پیام درونی به تصویرهای تازه ای در شعر رسید:

پیش از تو

هیچ اقیانوس را نمی شناختم

که عمود بر زمین بایستد

و هم چنین در سروده های اجتماعی و جنگ، ذهن خلّاق و تازه گرای خود را تا آن جا که در وسع دارد به نمایش می گذارد. خلق ترکیب های تازه و تصاویر و تخیّل جدید از ویژگی های دیگری ست که در شعرهای او عرض اندام می کنند:

ماهیان به دل ما اقتدا می کردند

و حباب ها

واژگان پیام بود...

و اینک آن گل که از ما

آدم می آفرید

کوزة بی نم آفریده است!

موسوی گرمارودی در ازدحام شعر و شاعر فرم زده و تصویرگرای امروز تلاش کرد اندیشه را بر این دو مؤلّفه بگنجاند که از عهدة این کار نیز برآمده است.

▪ دکتر قیصر امین پور

قیصر امین پور شاعری ست چندوجهی، با موضوعاتی چون «عشق، جنگ، زندگی روزمره، جامعه و انسان.» از بین شاعران انقلاب نام قیصر هم از جهت نام خوش تراش و ماندگار در ذهن و هم کیفیت آثارش آشناتر است. فطرت دوست داشتنی و خلق وخوی انسانی او در شعرهایش جاری ست. او از استادان شاعری ست که شکارچی زیرک و هوشیاری برای خلق مضامین و دریافت اتفاقات جامعه است.

دکتر شفیعی گفته بود «معیارهای تجربی و دریافتی من که در پی سال ها مطالعه و تحقیق در شعر، شعر و شاعری را به من شناساند، می گویم قیصر شاعر است و از سرآمدان نسل خویش.»

دکتر کاووس حسن لی نیز ویژگی های شعری قیصر را این گونه برمی شمارد:

ـ ایمان ورزی و حقیقت باوری

ـ ذوق و قریحة خلّاق

ـ نواندیشی و نوباوری

ـ روابط صمیمی و پیوندپذیری سالم با دیگران

ـ کرامت نفس، مناعت طبع، وسعت نظر و بزرگ منشی

ـ زبان گرم و ساده با قلم روان و گیرا

ـ دانش کافی در پیوند با ادبیات گذشته

ـ دانش کافی در حوزة ادبیات معاصر

ـ خلاقیت در هر دو حوزة شعر و نثر

ـ نگارش و سرایش برای همة گروه های سنّی، از کودکان تا بزرگسالان.

«جامعة ادبی ما، به ویژه جامعة دانشگاهی، امروز بیش تر از همیشه به وجود نازنین دکتر قیصرامین پور و کسانی مانند او نیازمند است.»

قیصر در تمام دفترهای شعرش، آینه های ناگهان ۱ و ۲، تنفس صبح، در کوچة آفتاب، گل ها همه آفتابگردانند و دستور زبان عشق، چه در کارهای سنتی و چه نیمایی و آزاد تلاش می کند که با بهره گیری از ادبیات گذشتة ایران و تلفیق آن با واقعیت های زندگی و اجتماعی عصر خود، خلق معنی و زبان کند و شک نیست که در این امر مشکل گاه شاعر از پس این مهم به خوبی برنیاید، امّا هرچه هست اهالی دانشگاه و شعر و ادب جامعه بر او تحسین کردند و بسیاری از او و آثارش تأثیر پذیرفتند.

▪ دکتر سیدحسن حسینی

او را سیدالشعرا نامیدند. بنیانگذار شعر سپید عاشورائی. هرچند که قبل از او شاعرانی چون موسوی گرمارودی و طاهره صفارزاده سروده بودند، امّا اختصاص یک کتاب (گنجشک و جبرئیل) در موضوع عاشورائی و با زبان و لحنی غنائی ـ حماسی در ادبیات ما قبل از او بی سابقه است. سیدحسن که به تعبیر خودش بُعد جلالی شعر انقلاب بود و قیصر بُعد جمالی آن، پس از انقلاب با شعرایی در موضوع جنگ و عاشورا شناخته شد. قریحة ذاتی او در پرورش موضوع و بیان پخته و خلاقیّت مثال زدنی او را هم دوش قیصر و بهتر از دیگر شاعران انقلاب قرار داد که این موفقیّت در پی شناخت کامل او از ادبیات گذشته و معاصر ایران و عرب بود.

دکتر حسینی که از استادان موفّق و پرطرفدار دانشگاه شناخته می شد ، در آثار قلمی، چه در شعر و چه در نثر و تحقیق کم نظیر بود. یکی از تفاوت هایش با دوست درجة یک او قیصر، فعالیت ها و موفقیت او در تحقیق و ترجمه بود که اگر نبود مرگ زودهنگام او، ادبیات امروز شاهد یک شخصیت کم نظیر در دانشگاه و شعر و ادبیات و تحقیق و ترجمه بود.

با این حال این شاعر محقّق مترجم دانشگاهی از تأثیرگذاران و ماندگاران روزگار ما و آینده خواهد بود.

▪ دکتر غلامحسین عمرانی

عمرانی از شاعران شناخته شدة دو دهة ۶۰ و ۷۰ حتّی تا امروز در محاق به سر می برد. علّت اصلی فاصله اش از محافل ادبی و انتشار سروده های جدید به گفتة خودش «نزول کیفیت محافل و مطالعه و ارتقای علمی و ادبی خودش» می باشد. او در قالب های غزل و نیمایی و آزاد طبع آزمایی نموده است که در همة کارها دل بستگی اش به ادبیات گذشته قطع نشده است. رنگ موضوعات جنگ و انقلاب در سروده های او ملایم تر است و در مقابل سعی و رغبت در رنگین ساختن شعر با عرفان دارد. دکتر عمرانی از هم دوره های قیصر و سیدحسن است و به همین جهت با انتخاب قالب غزل و نیمایی و موضوع عرفانی و اجتماعی، فضای شعرهایش را از آن ها متفاوت ساخت. زبان عمرانی نسبت به آن ها از فخامت بیش تری برخوردار است، امّا در خلق فضا و زبانی تازه تر نسبت به آن ها رغبت کم تری نشان داده است.

دفتر شعر آمادة انتشارش نسبت به کارهای قبلی شاعر از دیدگاه زبان و ساخت و نگاه متفاوت جلوه می کند، زبان و نگرش شاعر پویاتر و به زبان ما نزدیک تر است. باشد که جایگاه عمرانی موفق دو دهة شصت و هفتاد، باز پس گرفته شود و یاران شعر و ادبیات بی هیچ تنگ نظری و خودخواهی او را در آغوش کشند.

در نسل سوم، شاعران بیش تری قابل ذکر و بررسی هستند که این مقاله گنجایش این مهم را ندارد. امید است در کتابی که تفصیل همین موضوع است، به معرفت، به بررسی و معرفی کامل این بزرگواران پرداخته شود.

محمد علی آبان افتلتی(شفائی)
٭ این مقاله گزیده و طرحی است از کتابی در این موضوع که نگارندة مقاله در دست تهیه دارد.
سورۀ مهر
۲۱ قبلى صفحه اول
دریافت مقاله ثبت مقاله آفتاب من چاپ بازگشت
مصطفی آمد که آرد همدمی
عید برانگیختگی محمد(ص) به‌عنوان حضرت رحمه‌للعالمین نزد اهل حکمت نوعی تجلی آشکار حقیقت محمدیه است
۸ مرداد ۱۳۸۷
چیدن یک بغل ستاره
سال‌ها در راهی رفته‌ای و ماه‌ها چله‌نشینی کرده‌ای، دور از مردم؛ بالای کوه؛ توی تاریکی غار. فرسنگ‌ها از فراز و نشیب کوه‌های یکدست سنگی گذشته‌ای و حالا یک نفر می‌آید. می‌آید آن بالا. در بالاترین نقطه افق که دیده می‌شود، می‌ایستد. جایی بین زمین و آسمان.
۸ مرداد ۱۳۸۷
بعثت در کلام خاندان رسالت
در مورد بعثت نبی اکرم حضرت محمد بن عبدالله،صلی الله علیه وآله، سخنهای بسیاری گفته شده و شاعران، ادیبان، حکیمان و نویسندگان، هر یک به فراخور حال خود، این واقعه شگرف را به نظم و نثرکشیده اند.
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷
اعمال شب و روز مبعث
بعد از نماز عشاء، سحر پیش از نیمه شب بیدار شو و دوازده ركعت یعنی شش نماز دو رکعتی اقامه کن. (که در هر ركعت حمد و سوره‌ای از سوره‌های كوچك و یا مفصّل که سوره مفصل از سوره محمّد است تا آخر قرآن) پس از اتمام نماز؛ سوره حمد را هفت مرتبه و مُعَوَّذَتَیْن هفت مرتبه، توحید …
۲۱ مرداد ۱۳۸۶
آنگاه که او مبعوث شد...
محمّد از ما بود و ما از محمّد. او را برگزیدی و بر ما مبعوث کردی تا از همه‌ی این پلیدی‌ها نجات‌مان دهد و پاک و پاکیزه‌مان گرداند.
۲۱ مرداد ۱۳۸۶
راه کارهای عملی برای از بین بردن چربی زائد
راه کارهای عملی برای از بین بردن چربی زائد
هفت دردی که نباید نادیده بگیرید
هفت دردی که نباید نادیده بگیرید
با زبان بدن طرف مقابلتان را به سادگی بشناسید !
با زبان بدن طرف مقابلتان را به سادگی بشناسید !
مذاکرات روز دوم ایران و ۱+۵ در بغداد پایان یافت
مذاکرات روز دوم ایران و ۱+۵ در بغداد پایان یافت
سفر غیرمنتظره زارع و خداحافظی دنیزلی
سفر غیرمنتظره زارع و خداحافظی دنیزلی
مهدی مقدم با "احتیاط" از ارشاد مجوز گرفت
مهدی مقدم با "احتیاط" از ارشاد مجوز گرفت
خداحافظی مظلومی و فتح‌الله‌زاده یا بازگشت قلعه‌نویی؟
خداحافظی مظلومی و فتح‌الله‌زاده یا بازگشت قلعه‌نویی؟
بیم و امیدها درباره دور دوم مذاکرات بغداد
بیم و امیدها درباره دور دوم مذاکرات بغداد
سایه تب کنگو بر سفره های مشهدیها
سایه تب کنگو بر سفره های مشهدیها
کنفرانس خبری اشتون و جلیلی به تعویق افتاد
کنفرانس خبری اشتون و جلیلی به تعویق افتاد
 وبلاگ آفتاب 
معرفی آرشیو موسیقی
کیتارو
 آلبوم KITARO_2002
◊  تولد و مرگ اجتناب ناپذیرند، فاصله این دو را زندگی کنیم. سانتابان  ◊