حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی سخن را به خدمت پرورش روحیهٔ میهنی گرفت

در بخش شرقی ایران زمین در قرن های سوم و چهارم هجری سخنوران بزرگی پا به عرصهٔ جامعهٔ ما نهادند که زبان ما را با سخن پاس داشتند و بارور کردند ولی در میان همهٔ آنها فردوسی جلوه ای ویژه دارد که دیگران نتوانستند داشته باشند

در بخش شرقی ایران‌زمین در قرن‌های سوم و چهارم هجری سخنوران بزرگی پا به عرصهٔ جامعهٔ ما نهادند که زبان ما را با سخن پاس داشتند و بارور کردند؛ ولی در میان همهٔ آنها فردوسی جلوه‌ای ویژه دارد که دیگران نتوانستند داشته باشند.

از روزی که عرب با داعیهٔ آشکار و اعلان‌شدهٔ براندازی هویت ایرانی پا به این خاک نهاد و همه چیز را از ایران و ایرانی گرفت بدون آنکه هیچ چیزی در مقابل به او بدهد، شمشیر او با هویت ایرانی چنان کرد که ایرانی حتی نام خویش را نیز از یاد برد و همان نام‌هائی را بر خود نهاد که اربابان عرب می‌پسندیدند. تخم نهضت ضد عرب‌سروری که در سال ۱۰۱ هجری در کوفه و خراسان پاشیده شد در خلال ۲۸ سال با تلاش و فداکاری و از جان گذشتگی هزاران تلاش‌گر ایرانی آبیاری شده نهالی تنومند شد و دستگاه حاکمیت جبار عربی را در هم پیچیده تشکیل دولتی داد که هر چند یک خلیفهٔ عرب در رأسش نشسته بود، ولی همهٔ امورش در دست ایرانیان بود؛ و پایتخت این دولت نیز به ارادهٔ ایرانیان به همان جائی برگشت که قرن‌های درازی پایتخت شاهنشاهی ایران بود. نام رمزی ”بغداد“ (یعنی خداداد) که ایرانیان به این پایتخت دادند بیانگر بازگشت ایران و ایرانی به صحنهٔ تمدن‌سازی بود.

عنوان فایل
حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی سخن را به خدمت پرورش روحیهٔ میهنی گرفت application/pdf
ferdowsi.pdf
157 KB
دانلود