Locked دریافت Toolbar آفتاب
مرکز گسترش فناوری اطلاعات (مگفا) : دوره بین المللی حل مساله
مقالات فرهنگی و هنری ادبیات و شعر سعدی داستانگو
۲۷ اسفند ۱۳۸۶
  ◊   دفعات نمایش : ۱۹۷۴        Monday, Mar 17, 2008
سعدی داستانگو
یاد دارم که در ایام جوانی، گذر داشتم به کویی و نظر با رویی در تموزی که حرورش دهان بخوشانیدی و سمومش مغز استخوان بجوشانیدی . از ضعف بشریت تاب آفتاب هجیر نیاوردم و التجا به سایه دیوار کردم ، مترقب که کسی حْر تموز از من به برَ د ِ ( خنکای) آبی فرو نشاند که همی ناگاه از ظلمت دهلیز خانه ای ، روشنی بتافت .
سعدی داستانگو

۱) حکایت

یاد دارم که در ایام جوانی، گذر داشتم به کویی و نظر با رویی در تموزی که حرورش دهان بخوشانیدی و سمومش مغز استخوان بجوشانیدی . از ضعف بشریت تاب آفتاب هجیر نیاوردم و التجا به سایه دیوار کردم ، مترقب که کسی حْر تموز از من به برَ د ِ ( خنکای) آبی فرو نشاند که همی ناگاه از ظلمت دهلیز خانه ای ، روشنی بتافت . یعنی جمالی که زبان فصاحت از بیان صباحت او عاجز آید ، چنانکه در شب تاری صبح بر آید یا آب حیات از ظلمات به در آید ، قدحی برفآب بر دست و شکر در آن ریخته و به عرق بر آمیخته ، ندانم به گلابش مطیب کرده بود یا قطره ای چند از گل رویش در آن چکیده ، فی الجمله شراب از دست نگارینش برگرفتم و بخوردم و عمر از سر گرفتم .

خرم آن فرخنده طالع را که چشم

بر چنین روی اوفتد هر بامداد

مست می بیدار گردد نیم شب

مست ساقی روز محشر ، بامداد

▪ نگاه نو

این حکایت کوتاه یکی از ساده ترین داستان های گلستان سعدی است . نه اثری از قحطی و قتل و عیاری در آن می بینیم و نه پند و حکمتی سترگ را به ما گوش زد می کند . تمام این حکایت فقط روایت ساده ای از روزهای سپری شده است . خاطره ی یک روز گرم تابستانی در کوچه های تفتیده ی شهری که حتا نام آن در خاطر شاعر نمانده است ، اما سیمای حیرت انگیز زیبا رویی را که کاسه ای برفآب شکرین به او داده ، به یاد می آورد . آنچه برای شاعر باقی مانده ، لذتی فراموش نشدنی ست در بی کرانگی زمان های از دست رفته . حسرتی لطیف که شاعر آشکارا آن را ستایش می کند . او کوشیده با آوردن چند بیتی در پایان حکایت ، معنا و قرائتی قلندرانه از آن به دست دهد و این زیبا روی را مثالی از زیبایی ابدی بنماید :

مست می بیدارگردد نیم شب

مست ساقی روز محشر بامداد

اما این زیبایی فریبنده ، چون ماهی، از دستان ِ خرد شاعر می گریزد و همچنان در گوشه ای دور از دسترس، خود نمایی می کند . این حکایت کوتاه ، چنان در دایره ی محدود خود ،کامل و بسنده است که به سختی می شود چیز دیگری به آن افزود ، از همین روی شعری که در پایان حکایت، به سیاق دیگر حکایت های گلستان آمده ، چندان هماهنگ ، با متن داستان نمی نماید.

کل این حکایت بیان یک لحظه است. لحظه ای کوتاه از گره خوردن دو نگاه در هم و لذت نوشیدن برفآبی که با نشئه ی دیدار رخِ خوی کرده ی زیبا روی ناشناس، در آمیخته است . از حس دریغی که در صدای شاعر است ، می توان دریافت که بعد از این دیدار، هیچ اتفاقی میان آن دو نیفتاده و سعدی نیز احتمالا دیگر این زیبا روی را ندیده است . اکنون نیز بازگویی این خاطره ، جز زنده کردن دردی لذت بخش ، سودی در پی ندارد . گویی شاعر آن را برای هیچ کس جز خود حکایت نمی کند و تمامی آن روایتی بی هوده است ، روایتی برای هیچ !

از این منظر این حکایت کهن را می توان با برخی داستان های مدرن امروزی مقایسه کرد . داستان هایی که تمامی عناصر داستانی در آنها ، به حداقل می رسند و آنچه باقی می ماند ، سادگی نابی ست که چون سطحی صیقلی و لغزنده ، باعث می شود هر خواننده سیمای خویش را در آن ببیند و به چند باره خواندن و لغزیدن به روی آن ، برانگیخته می شود .

این حکایت سعدی نیز چنین وضعیتی دارد . در آن نه حادثه ای ست که شوری برانگیزد و نه حکمت آشکاری که خرد را به سنجش فراخواند . این حکایت ، تجسمی ساده است . تصویری که می توانیم خود را در آن ببینیم و چون نوری که محور می شود بر آن دریغ خوریم . راز زیبای این حکایت شاید در همین باشد .

لمحه هایی دیگر از حکایات سعدی را اینجا می آوریم ، باشد که این برفآبِ شکرینِ کهن ، خیال آن جهان پاک و درخشان را که در آرمانشهرِ ذهنیِ شاعرِ عاشقانه هایِ زمینی ست ، برایمان زنده کند .

۲) حکایت

شیادی گیسوان بافت ، یعنی علویست و باقافله حجاز به شهری درآمد که از حج همی آید و قصیده ای پیش ملک برد که من گفته ام . نعمت بسیار فرمود و اکرام کرد تا یکی از ندمای حضرت پادشاه که در آن سال از سفر دریا آمده بود،گفت : من او را عید اضحی(عید قربان) در بصره دیدم . معلوم شد که حاجی نیست . دیگری گفتا : پدرش نصر انی بود در مُلطیه ، پس او شریف چگونه صورت بندد ؟ و شعرش را به دیوان انوری دریافتند . ملک فرمود تا بزنندش و نفی کنند تا چندین دروغ در هم چرا گفت . گفت : ای خداوند روی زمین ، یک سخنت در خدمت بگویم ، گر راست نباشد به هر عقوبت که فرمایی سزاوارم . گفت : بگو تا آن چیست . گفت :

غریبی گرت ماست پیش آورد

دو پیمانه آب ست و یک چمچه دوغ

اگر راست می خواهی از من شنو

جهان دیده بسیار گوید دروغ

ملک را خنده گرفت و گفت ازین راست تر سخن تا عمر او بوده باشد ، نگفته است . فرمود تا آنچه مأمول اوست مهیا دارند و به خوشی برود .

۳) حکایت

یکی را ، از علما ، پرسیدند که : یکی با ماه رویی ست درخلوت نشسته و درها بسته و رقیبان خفته و نفس طالب و شهوت غالب ، چنانکه عرب گوید : التمرْ یانع و الناطُورْ غیرْ مانع ، هیچ باشد که به قوت پرهیزگاری ازو به سلامت بماند ؟ گفت اگر از مه رویان به سلامت بماند ، از بدگویان نمان .

شاید پس کار خویشتن بنشستن

لیکن نتوان زبان مردم بستن

حکایت

یکی را از بزرگان ائمه ، پسری وفات یافت. پرسیدند که بر صندوق گورش چه نویسیم؟ گفت: آیات کتاب مجید را عزت و شرف بیش از آن است که روا باش بر چنین جای ها نوشتن ، که به روزگار سوده گردد و خلایق برو گذرند و سگان برو شاشند. اگر به ضرورت چیزی هم نویسید ، این بیت کفایت ست .

وه که هر گه که سبزه در بستان

بدمیدی چه خوش شدی دل من

بگذر ای دوست تا به وقت بهار

سبزه بینی دمیده بر گِل ِ من

علیرضا محمودی . ایرانمهر
کانون ادبیات ایران
دریافت مقاله ثبت مقاله آفتاب من چاپ بازگشت
Best to List
قبرس ، انستیتوی بازاریابی قبرس

انستیتوی بازاریابی قبرس در سال 1978 در نیکوزیا و سال 1984 در لیماسول به منظور ترویج علم و پر کردن شکاف موجود در نظام آموزشی قبرس تاسیس شد. هنگامی که در سال 1978 بنیانگذار و مدیرعامل انستیتو، …

قبرس ، شرکت آرتی چااریدمو و همکاران

وکلای متخصص واقع در لیماسول دارای مهارت مدیریتی در املاک ، وصیت و ائتلاف ، ایجاد شرکت های برون مرزی و محلی ، دادگاه و دیگر خدمات حقوقی.

Best to List
Cyprus , Virtual Office 8

We offer a variety of Virtual Office Services designed to help expand your global presence through services such as Business Addresses, Telephone Answering Services, Meeting Rooms, Mail Forwarding, Fax …

Cyprus , Areti Charidemou & Associates

Limassol based lawyers specialising in conveyancing for property, wills and trusts, establishment of offshore and local companies, court proceedings and other legal services

"پارسی" در صدر نام‌های انتخاب شده برای پول جدید
"پارسی" در صدر نام‌های انتخاب شده برای پول جدید
قبل از بازی جانشینم را تعیین کردند!
قبل از بازی جانشینم را تعیین کردند!
حادثه تقاطع بهبودی مربوط به ترکیدن بادکنک تبلیغاتی بود
حادثه تقاطع بهبودی مربوط به ترکیدن بادکنک تبلیغاتی بود
تماشای این فیلم را برای افراد حساس و کودکان توصیه نمی کنم
تماشای این فیلم را برای افراد حساس و کودکان توصیه نمی کنم
اتمام حجت پلیس با دلالان ارز و سكه
اتمام حجت پلیس با دلالان ارز و سكه
فیلمی بی خود و بی جهت!
فیلمی بی خود و بی جهت!
راهپیمایی  ۲۲بهمن بدون هیچ مشكلی در كشور برگزار شد
راهپیمایی ۲۲بهمن بدون هیچ مشكلی در كشور برگزار شد
آتش آتشکده آذرگشنسب در چه زمانی و از کجا به شیز (برکه) منتقل شد؟
آتش آتشکده آذرگشنسب در چه زمانی و از کجا به شیز (برکه) منتقل شد؟
نقش مدیریت مالی در بازار سرمایه
نقش مدیریت مالی در بازار سرمایه
تاریخ مختصر توسعه اقتصادی ایران
تاریخ مختصر توسعه اقتصادی ایران
 وبلاگ آفتاب 
پارکور
قیصر امین پور
عادل فردوسی‌پور
مولانا جلال‌الدین محمد بلخی
مهران مدیری
عضویت در خبرنامه‌ها
ارسال مقاله
مقالات من
 تازه‌ها
داستانِ ناتمام
داستانِ ناتمام
ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد
ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد
موج سخن زبان فارسی
موج سخن زبان فارسی
ادبیات از چشم فوئنتس
ادبیات از چشم فوئنتس
ارتباط شعر و سیگار
ارتباط شعر و سیگار
جهان از خلد مایه گیرد چون بهار آید
جهان از خلد مایه گیرد چون بهار آید
کلمات کهنه و مسمومیت شعر امروز
کلمات کهنه و مسمومیت شعر امروز
آتش عشق از نواها گشت تیز
آتش عشق از نواها گشت تیز
مهمان ما باشید
مهمان ما باشید
مهارتی برای انتقال ارزش ها
مهارتی برای انتقال ارزش ها
معرفی آرشیو موسیقی
درخشانی،مجید
 آلبوم من طربم
◊  انسان نمی‌تواند به همه نیکی کند، ولی می‌تواند نیکی را به همه نشان دهد. رولن  ◊