جایگاه سهروردی شناسی در غرب

صاحب این گور, گوهری بود گوهری پنهان که خدا از ارزش آن خبر داشت روزگار قدر او را ندانست هم از این رو خدایش از دیده مردمان پنهان کرد و به صدف خویش باز گرداند

نویسنده به منظور ارایة دورنمایی از جایگاه سهروردی در نزد متفکران و فلاسفة غربی به معرفی آثار آنان پرداخته است. وی بدون هیچ گونه اظهار نظر و داوری صرفاً به توصیف این آثار بسنده کرده است. نگارنده معتقد است سهروردی شناسی در غرب نخستین بار توسط آلمان‏ها صورت بست و سرانجام توسط فرانسوی دنبال شد. و در حال حاضر محققان اسپانیایی ایتالیایی نیز به آنها پیوسته و در حال بررسی افکار او می‏باشند. در ژاپن هم توسط شاگردان سید حسین نصر اینگونه پژوهشها نضج یافت.

شهاب الدین سهروردی، مبتکر مکتب اشراق و مهم‏ترین فیلسوف در فاصله میان دو دوره آیین فلسفه مشاء، از ابن سینا تا ابن رشد است. سهروردی حلقه واسط بین این دو دوران طلایی از اندیشه فلسفه اسلامی است. علاوه بر آن می‏توان وی را به عنوان شخصیتی که زمینه‏ساز پیدایش مکتب اصفهان شد نیز مورد توجه قرار داد؛ چرا که میرداماد و ملا صدرا هر دو به شدت تحت تأثیر مکتب فلسفی او قرار داشته‏اند.

سهروردی در عین حال که متفکری مبتکر است، در عرصه ترکیب و تلفیق اندیشه دیگران و ارائه فکر نو نیز اندیشمند بزرگی به شمار می‏رود. وی نه تنها گونة فلسفی منحصر به فردی با نام اشراق، و زبان یگانه‏ای معروف به لسان اشراق را برای ما به یادگار نهاده، بلکه شمار زیادی از آثار تحلیلی بزرگ و نوشته‏های صوفیانه ناب را نیز با خود به ارمغان آورده است. شاید به خاطر همین طبیعت چند چهره آثار وی باشد که بسیاری از فیلسوفان در سال‏های اخیر، اشتیاق شدیدی به او نشان داده‏اند .

مقاله حاضر، نه به میزان صحت اندیشه‏های او کاری دارد و نه به دنبال بحث در مورد سهم فراوان وی در فلسفه اسلامی است؛ بلکه در عوض به بررسی گسترش مطالعات در زمینة سهروردی شناسی در غرب، در سدة حاضر و جایگاه کنونی و دورنمای آینده آن می‏پردازد.

نمی‏توان با قاطعیت گفت که طلایه‏دار مطالعات مربوط به سهروردی در غرب چه کسی بوده است، اما به نظر نگارنده، این کار، نخست به دست آلمانی‏ها در واپسین سال‏های قرن گذشته شروع شد و پس از جنگ جهانی دوم، توسط فرانسوی‏ها و سرانجام در دامنه‏ای محدودتر، به دست بریتانیایی‏ها ادامه یافت. محققان اسپانیایی و ایتالیایی متعددی نیز در حال بررسی افکار سهروردی‏اند. کوشش محققان ایرانی نیز مانند سید حسین نصر در معرفی سهروردی به غرب، در آثار انگلیسی و فرانسوی زبان وی، بسیار مورد توجه تقدیر است. بدیهی است که مطالعات مربوط به سهروردی در جهان عرب و شبه قارة هند، حجم گسترده‏ای دارد ولی این مطالعات از قلمرو بررسی حاضر بیرون است.

قدیم‏ترین منابع مربوط به سهروردی در جهان غرب، در کتاب‏های مختلف در زمینه تاریخ فلسفه جهان و دایرة المعارف‏هایی نظیر دایرة المعارف جهانی فلسفه فراهم آمده است. در این آثار از وی به عنوان منتقد فلسفه مشاء یاد کرده‏اند. در فرهنگ اصطلاحات فلسفه به زبان عربی و فارسی از سهیل افنان نیز ریشه‏شناسی برخی از اصطلاحات اشراقی او را مورد تحلیل قرار داده است. میرچا ایلیاده، نگارنده مشهور تاریخ ادیان و محقق دایرة المعارف دین نیز در فصل سی و پنجم از اثر عظیمش، تاریخ عقاید و اندیشه‏های مذهبی، به اهمیت اندیشه کلامی و عرفانی سهروردی اشاره کرده است. وی سهروردی را در میان شخصیت‏هایی نظیر فارابی، ابن سینا و غزالی، از برجسته‏ترین فیلسوفان مسلمان برمی‏شمارد. در این‏جا به طور ویژه، مکتوبات اروپایی در زمینه مطالعات مربوط به سهروردی در نقاط مختلف جهان را مورد توجه قرار می‏دهیم.

● آلمان

در کنار منابع پراکنده مربوط به سهروردی، در اوایل قرن گذشته، از اشخاصی چون ا. ون کریمر در تاریخ اندیشه‏های حکومتی در اسلام و اثر دایرة المعارف گونة کارل بروکلمان ، به پژوهش بزرگی در مورد سهروردی به وسیله محقق آلمانی، ماکس هُرتِن در فلسفه اشراق سهروردی بر می‏خوریم. این اثر در بر دارنده خلاصه حکمت الاشراق سهروردی به زبان آلمانی، به علاوة حواشی ملا صدرا بر آن است. کتاب یاد شده، به مرجعی برای بسیاری از دیگر محققان آلمانی متأخر در باره سهروردی تبدیل شده بود. هرتن در اثر دیگری با عنوان الهیات تجربی و فرا تجربی اسلام از نظر رازی یک فرهنگ اصطلاحات فلسفی بر پایة آثار شماری از فیلسوفان نظیر ملا صدرا و رازی تصنیف کرده بود که شامل اصطلاحات اشراقی سهروردی می‏شد. هرتن در این اثر، توجه ویژه‏ای به زبان خاص سهروردی (لسان اشراق) نشان می‏دهد.

دیگر پژوهش‏گر آلمانی که در اوایل این قرن توجهش به سهروردی معطوف شد، اتو اسپایز در کتاب تحقیقی خود، سه رساله در عرفان از شهاب الدین سهروردی مقتول است که سه نوشتة صوفیانة سهروردی را معرفی می‏کند: رسالة الطیر، لغت موران و سفیر سیمرغ. مورد دیگری که باید از آن یاد کرد، دو مقالة مفصل از هلموت ریتر درباره سهروردی با عنوان چهار سهروردی است که در آن، بحثی کلی درباره سهروردی ارایه می‏کند و درون‏مایه و هسته مرکزی فلسفه سهروردی را آشکار می‏سازد.

برای محققان آلمانی که در سده‏های اخیر به مطالعه در باره سهروردی مشغول بوده‏اند، موضوع تناسخ تا اندازه‏‏ای جلب نظر کرده است. نخست با اثر بزرگ راینر فریتگ با عنوان تناسخ در اندیشه فرقه‏های منحرف اسلامی روبه‏رو هستیم که در آن، دیدگاه سهروردی را در باره تناسخ مورد بحث قرار می‏دهد. پس از آن، مقاله سابلین اشمیت از دانشگاه بن با عنوان نظریه تناسخ روح (نفس) بر اساس آراء شهاب الدین سهروردی و پیروانش قرار دارد . اشمیت در بحث خود، مسئله تناسخ روح را که موضوعی جنجال برانگیز میان فیلسوفان بوده است، مطابق نظر سهروردی، نه تنها ممکن می‏داند بلکه مدعی است که سهروردی نظر موافق نسبت به آن دارد.

منابعی نیز توسط برخی پژوهش‏گرانِ کم‏تر شناخته شده، درباره سهروردی فراهم شده است؛ مانند تاریخچه فلسفه در ایران از عبد الامیر جوهر دلواری که به زبان آلمانی زیر عنوان فلسفه ایرانی از زرتشت تا سهروردی نگارش یافته است. میکلوس ماروث در اثری درباره منطق منطق اضافی (prepositional) از منطق سهروردی سخن می‏گوید و ماکوک رودولف در مقاله آموزنده‏ای با عنوان یونان و منابع شرقی عرفان ابن سینا و سهروردی ، بر خاست‏گاه فکری این دو شخصیت تأکید می‏کند. به این فهرست باید سیمون وان دن برگ را افزود که بخشی از هیاکل النور سهروردی را همراه با حواشی و برخی ملاحظات کوتاه ترجمه کرده است.

● فرانسه

قدیم‏ترین اثر درباره سهروردی، به زبان فرانسه توسط کارا دو وو در سال ۱۹۰۲ تحت عنوان فلسفه اشراق نوشته شد و در آن، ساختار نظریه اشراق سهروردی مورد بحث قرار گرفت.

در میان نسل بعدی محققان فرانسوی، شخصیت برجسته‏ای چون هانری کربن را می‏یابیم. تنها معدودی از غربیان سهمی بیش از هانری کربن در معرفی فلسفه اسلامی به غرب داشته‏اند. نوشته‏های او نه تنها در غرب بلکه در ایران نیز دارای اهمیت است؛ چه این‏که او نیز منزلت سهروردی را به ایرانیان نشان داده است. فهرست ترجمه و شرح‏های او بر آثار سهروردی بسیار پر شمارتر از آن است که در این‏جا ذکر شود. کوربن، اگر نگوییم همه، بیش‏تر آثار سهروردی را ترجمه و معرفی کرده است .

نخست باید از تحقیق او روی آثار فلسفی عمده سهروردی در دو مجلد یاد کنیم؛ آن هم در زمانی که شخصیت سهروردی چه در ایران و چه در غرب بسیار مورد غفلت بود. ترجمه‏های او از آثار اصلی سهروردی، شامل ترجمه آزاد از حکمت الاشراق و آواز پر جبرییل است که در آن‏ها با پاول کراوس هم‏کاری کرده است. به سیاهه بلند آثار کربن می‏توان اسلام ایرانی را افزود که در مجلد دوم آن، سهروردی و پیوندهایش با افلاطونیان و نو افلاطونیان را به بحث می‏گذارد. هم‏چنین در تاریخ فلسفه اسلامی و نیز در کتاب مرد نورانی در تصوف ایرانی کربن که به زبان‏های انگلیسی، آلمانی و ایتالیایی ترجمه شده است، می‏توان بحث از سهروردی را یافت. در اثر اخیر است که کربن با استفاده از اندیشه سهروردی، قلمروی مقدس را توسعه می‏‏بخشد و مکتب وحدت وجود ابن عربی و مکتب وحدت شهود سمنانی را مورد بحث قرار می‏دهد. او در ادامه به بحث در باره مضامین اشراقی و سفر معنوی نفس از مغرب دور (occidental exile) تا مشرق نور (orient of light) در شماری از آثارش می‏پردازد؛ مانند ایران و فلسفه (مجموعه مقالاتی غالبا غیر تحقیقی) و مضامین زرتشتی در فلسفه سهروردی (که در جست وجوی ریشه‏های فلسفی اندیشه سهروردی تا ایران باستان است و از جاودانْ خرد بحث می‏کند.)

فرایافت معنوی سهروردی، موضوع مقاله کوتاه کربن با عنوان عرفان و اخلاق از نظر شیخ الاشراق سهروردی است. اهمیت فلسفی نظریه اشراقی سهروردی نیز در مقاله جداگانه‏ای به طور مقایسه‏ای مورد بررسی قرار گرفته است . کربن هم‏چنین تحلیل دقیقی از زندگی و افکار سهروردی در اثر بزرگش، سهروردی بنیان‏گذار مکتب اشراق ارایه می‏کند. منابع پر شمار دیگری را نیز می‏توان در باره سهروردی در مجموعه کامل آثار کربن یافت؛ ولی ارایه یک مرجع جامع که همه آن‏ها را در بر بگیرد، فراتر از قلمرو این اثر قرار دارد.

کربن نیز هم‏چون بسیاری از استادان بزرگ، دانش‏جویانی را پرورده است که به مطالعه افکار سهروردی توجه نشان داده‏اند. در این میان می‏توان از جمبت مسیحی نام برد. جمبت در منطق اشراقیان خود به طور مفصل و مبسوط در باره آن‏چه که وی «منطق شرقی» می‏نامد، به شرح می‏پردازد. در همین چرخه می‏توان از امیر نفکی نام برد که در اثر خود، روش و منطق از نظر سهروردی به روش‏شناسی سهروردی، منطق و ویژگی‏های برجسته شیوه تفلسف اشراقی علاقه نشان می‏دهد.

پیش از آن‏که به سراغ دیگر شخصیت‏ها برویم، باید از جشن‏نامه هانری کربن و سهروردی، به کوشش داریوش شایگان یاد کنیم. شایگان در اثر عمده‏‏اش با عنوان ساختار معنوی اسلام ایرانی رشته پیچیده‏ای از روان‏شناسی، اسطوره‏شناسی و مضامین فلسفه اروپایی معاصر را به کار می‏برد تا درون‏مایه‏های اصلی فلسفه سهروردی را بازتاب دهد.

در میان دیگر آثار به زبان فرانسه که به بزرگ‏داشت نقش سهروردی پرداخته‏اند، از کتاب جورج اناواتی با نام ابن سینا: مابعد الطبیعه شفا نام برد که در آن، از میزان تأثیر ساختارشناسی ابن سینا بر سهروردی بحث می‏کند و وی را اساساً پیرو ابن سینا نشان می‏دهد. اناواتی هم‏چنین در کتاب مفهوم وجود در کتاب المشارع و المطارحات در باره نظریه وجود سهروردی قلم‏فرسایی نموده، یک بار دیگر شباهت آن را با نظریه وجود ابن سینا ترسیم می‏کند. در مطالعه متفاوتی درباره هستی‏شناسی سهروردی، عبد الرحمن بدوی در نقاط برخورد تصوف اسلامی و اگزیستانسیالیسم میان ساختار هستی‏شناسانه سهروردی و ساختار اگزیستانسیالیسم مقایسه برقرار می‏کند و شباهت‏ها و تفاوت‏های میان دو پارادایم فلسفی را آشکار می‏سازد. در بین دیگر مطالعات مقایسه‏ای، باید از اثر شاهین عثمان، یعنی هستی‏شناسی و الهیات از نظر ابن سینا یاد کرد که در آن، همانندی‏های هستی‏شناسانه سهروردی و ابن سینا به طرز فلسفی مورد تحلیل قرار گرفته است. محمد رضا فشاهی در کتاب ارسطوی بغداد قسمتی را به سهروردی اختصاص می‏دهد و در شرح حال مفصلی، از وی به عنوان فیلسوف، سیاست‏مدار و شهید یاد می‏کند.

در این‏جا باید به سهم لویس گاردت اشاره کنیم. این محقق فرانسوی، مقالات گوناگونی در معرفی سهروردی به مخاطبان اروپایی نگاشته است. در میان آثار قابل توجه او می‏توان از مقاله وی درباره وجوه اشراقی اندیشه سهروردی که بر جنبه‏های معنوی پارادایم فکری او تأکید دارد، یاد کرد . اثر دیگر او، بررسی درون‏مایه افکار سهروردی و ماهیت تجربه عرفانی اوست . نیز جا دارد از مقاله وی، شیخ الاشراق سهروردی و فرهنگ مسلمانان یاد کنیم که در آن، فلسفه مشائی فارابی با فلسفه سهروردی مورد مقایسه قرار گرفته است.

مرتبه سهروردی در تاریخ فلسفه اسلامی توسط گومز نوگالِس در اثری با عنوان سهروردی و سهم وی در حوزه فلسفه مورد توجه واقع شده است. ساختار فلسفی سهروردی به وسیله حسن حنفی در گفتمانی با مباحث فلسفی معاصر رو در رو قرار گرفته است. حنفی در جالب‏ترین و بدیع‏ترین مقاله خود، زیر عنوان فلسفه اشراق و پدیدارشناسی، به مقایسه فلسفه اشراق با پدیدارشناسی هوسرل در اصطلاحات روش‏شناسی و در اندیشه «خودِ اشراقی» (خودِ برتر) بر می‏خیزد.

● انگلیس

در میان پیش‏تازان مطالعه در باره سهروردی در غرب، اولین و برجسته‏ترین فرد، سید حسین نصر است که در اواخر دهه پنجاه میلادی معرفی سهروردی به اهالی مغرب زمین را آغاز کرد. آثار او در این زمینه بسیار پر شمارتر از آن است که در این‏جا از آن‏ها یاد شود. در زیر به برخی از این آثار اشاره می‏کنم:

نخست مجموعه آثار فارسی سهروردی است که با مقدمه نصر منتشر شده است. نصر مقالات فراونی دارد که در میان آن‏ها می‏توان از آثار فارسی شیخ اشراق شهاب الدین سهروردی و گسترش مکتب اشراق سهروردی یاد کرد. نصر در مقاله دوم، از گسترش تفکر صوفیانه در شبه قاره و غرب سخن می‏گوید. مقاله نصر در تاریخ فلسفه اسلامی به کوشش م. م. شریف، نیز یکی از نخستین مقالات جامع و مبسوط به زبان انگلیسی به شمار می‏رود. بخش مربوط به نصر در کتاب سه حکیم مسلمان و نیز مقاله سهروردی: شیخ شهید و پیر مکتب اشراق و عرفان که در سال ۱۹۶۰ منتشر شد، راه بلندی را به سوی معرفی سهروردی به خوانندگان غربی پیمود.

لازم است از مجید فخری نیز یاد کنیم که علاوه بر مقالات متعدد به زبان عربی درباره سهروردی، از او به اختصار در کتابش تاریخ فلسفه اسلامی بحث می‏کند. وی هم‏چنین در کتاب فلسفه، جزمیت و تأثیر اندیشه یونانی در اسلام، بخشی را به نقد سهروردی بر مشاییان اختصاص داده است . ریچارد نِتون، فیلسوف انگلیسی، نه تنها در شماری از آثار خود، به سهروردی اشاره دارد، بلکه ساختار نو افلاطونی نظام هستی‏شناسانه سهروردی را مورد مطالعه و بررسی قرار داده، وی را یک فیلسوف صوفی به شمار آورده است . در این زمینه از اقبال لاهوری باید یاد کرد که در سیر فلسفه در ایران، بخشی را به تصوف اختصاص می‏دهد و در آن، از سهروردی و مکتب اشراق بحث می‏کند.

اغلب رساله‏های فارسی صوفیانه سهروردی، نخستین بار توسط محقق دانشگاه هاروارد، ویلیام م. ثاکستون ترجمه و منتشر شد و اخیرا این مجموعه برای دومین بار به چاپ رسید. احتمالا در نتیجه این گونه ترجمه‏هاست که مفاهیم و اصطلاحات اشراقی توسط برخی شاعران امریکایی نظیر ویلیام بلیک و ویلیام ب. ییتس نیز مورد توجه واقع شده است. این دو در شعرشان به انگاره‏های اشراقی اشاره دارند و بعضی از اصطلاحات فنی آن را به کار ‏گرفته‏اند. صلاح سالم علی، پژوهش‏گر معاصر، در مقاله خود با عنوان مضامین اشراقی در اندیشه و شعر ویلیام بلیک و ویلیام ب. یتس ، شباهت‏ها و تأثیرات سهروردی را بر این دو شاعر امریکایی مورد مطالعه قرار داده است.

مرحوم مهدی حائری یزدی، در یکی از مهم‏ترین آثار در زمینه فلسفه اسلامی به زبان انگلیسی، شرح و تفسیری دارد بر اندیشه سهروردی در باب علم حضوری. عنوان این اثر چنین است: اصول معرفت‏شناسی در فلسفه اسلامی: علم حضوری .

در میان آثار ناشناخته‏تر درباره سهروردی به زبان انگلیسی، می‏توان از مقاله ادوارد جورجی یادکرد که در آن، از تجدید حیات مکتب اشراق در دوران جدید سخن می‏گوید . بلال کاسپینار در باره ملا صدرا، ابن سینا و سهروردی، قلم‏فرسایی کرده، به مقایسه دیدگاه آنان درباره علم الهی پرداخته است. آنتونی توفی بهره‏گیری سهروردی از نماد گرایی را مورد بررسی قرار می‏دهد و شیوه او را در استفاده از نماد «نور» با شیوه غزالی مقایسه می‏کند. او تحلیل مقایسه‏ای خود را در مقاله‏اش، زیر عنوان نماد گرایی و تخیل در آواز پر جبرییل اثر سهروردی ارایه داده است. در مقاله ضیاء صدّیقی نیز با عنوان فلسفه ابن طُفیل ، از استفاده سهروردی از اشارات و تمثیلات در حی بن یقظان و نمادگرایی عرفانی و فلسفی موجود در این قصه، بحث شده است. شیخ تسون بایراک الجراحی الحلاوتی در شکل نور ، تفسیری صوفیانه از هیاکل النور سهروردی به دست می‏دهد .

در پی آثار پیش‏تازانه کربن و نصر، شماری از رساله‏های دکتری در سال ۱۹۷۰ نوشته شد که در میان آن‏ها، موارد زیر قابل ذکر است: میشل بایلِبلی رساله‏اش را در خصوص وجه ادبی و سخن‏شناسانه داستان‏های سهروردی نگاشت. بایلبلی در نوشته خود با عنوان خرد اشراق: بررسی قصه‏های منظوم سهروردی بحث و تحلیل دامنه‏داری را در باره داستان‏های فارسی سهروردی عهده‏دار می‏شود و بر ارزش ادبی آن‏ها انگشت تأکید می‏نهد. کاظم تهرانی در پایان‏نامه دکتری خود، چهار رساله صوفیانه سهروردی را مورد تأمل قرار می‏دهد و تحلیل جامعی از نماد گرایی در این رساله‏ها ارایه می‏کند . وی هم‏چنین مقاله‏ای درباره مفهوم پیر (شیخ) در آثار سهروردی نوشته است . حسین ضیایی پیش از دیگران، رساله دکتری خود را در باره منطق سهروردی عرضه نمود و برای نخستین بار مطرح کرد که سهروردی دارای سیستم منطقی ممتاز و مشخصی است که وی را از دیگر فیلسوفان مشاء جدا می‏سازد. او چندین مقاله و یک کتاب با عنوان دانش و اشراق در باره منطق سهروردی نگاشته است. شاید بتوان مهم‏ترین نوشته ضیایی را آخرین ترجمه او از حکمت الاشراق دانست که با هم‏کاری جان والبریج نگاشته شده و نقد محققانه والبریج را در باره شرح شهرزوری بر آراء سهروردی به همراه دارد. در میان سایر رساله‏های دکتری، به جاست از اثر خانم گسیلا وب در زمینه فرشته‏شناسی سهروردی یاد کنیم . وی در این اثر، رابطه میان ریشه‏های زرتشتیِ فرشته‏شناسی سهروردی و شالوده‏های اسلامی اندیشه فلسفی او را مورد تحقیق قرار داده است.

آثار خود نگارنده در زمینه مطالعات مربوط به سهروردی، شامل رساله دکتری در باره معرفت‏شناسی سهروردی است که مفهوم حقیقت و علم حضوری در آن بررسی شده است. من درچندین مقاله در باره سهروردی، وجوه گوناگون اندیشه او را مورد بررسی قرار داده‏ام که موارد زیر از آن میان قابل ذکر است : تأثیر سهروردی بر فلسفه اسلامی؛ شرح فلسفی حکمت و هستی‏شناسی سهروردی؛ شعر عرفانی و فلسفی سهروردی. نیز از کتاب سهروردی و مکتب اشراق نام می‏برم که درآمدی است جامع در این باب برای مخاطبان غربی.

در میان دیگر نویسندگانی که در زمینه مطالعات سهروردی‏شناسی قلم زده‏اند، باید از جان والبریج یاد کرد. نوشته او قطب الدین شیرازی با عنوان علم انوار الهی ، دیگر مفسران حکمت الاشراق سهروردی را مورد بحث قرار می‏دهد. نیز مقاله والبریج درباره سهروردی که وی را به عنوان یک نو رواقی مورد مطالعه قرار داده است و کتاب اخیرش در باره سهروردی با نام خمیرمایه قدما را باید خاطرنشان کرد. والبریج در این اثر، متکی به روش تحویل‏گرایانه در تحقیق است. او به تحلیل مؤلفه‏ها و مبادی فکری مکتب اشراق سهروردی می‏پردازد. اثر بعدی او، خرد مشرق غیبی: سهروردی و مطالعه فرهنگ افلاطونی شرق به یک معنا ادامه اثر پیش‏گفته اوست و والبریج در آن، تحقیق بیش‏تری روی خاست‏گاه‏های مکتب اشراق به عمل می‏آورد.

● اسپانیا، ژاپن و ایتالیا

آراگوس جان مانوئل، فیلسوف اسپانیایی، در نوشته‏ای با نام اندیشه غیر عقلی اسلام: تصوف سهروردی، وجوه صوفیانه اندیشه سهروردی یا به قول خودش «اندیشه خرد گریز (غیر عقلانی) در اسلام» را مورد توجه قرار می‏دهد. فیلسوف اسپانیایی دیگر و محقق نام‏دار در عرصه تفکر اسلامی، میگوئل هرناندز، نماد گرایی معنوی در اندیشه سهروردی را در کتابش نماد گرایی و رمز پردازی در فلسفه اسلامی: ابن سینا و سهروردی مورد اشاره قرار می‏دهد و آن را با نماد گرایی ابن سینا مقایسه می‏کند. وی به طور ویژه، مفهوم پرواز پرندگان نزد سهروردی را با این مفهوم در رسالة الطیر قیاس می‏کند. کروز هرناندز در اثر دیگرش به بررسی ساختار عرفانی و فلسفی حکمت الاشراق و ارتباط این دو نوع گفتمان می‏پردازد. به این سیاهه، کار آندریا دو ویتا، محقق جوان آرژانتینی را باید افزود که رساله دکتری‏اش در باره سهروردی است و در خلال آن می‏کوشد تا شماری از آثار او را به اسپانیایی ترجمه کند.

در ژاپن، چندین پژوهش‏گر در سال‏های اخیر به آثار سهروردی توجه نشان داده‏اند؛ اگر چه متون زیادی توسط آنان تولید نشده است. در میان این محققان، توشیکو ایزوتسو با هم‏کاری هانری کوربن و سید حسین نصر در سال‏های دهه ۱۹۷۰ میلادی، دانش‏جویانی علاقه‏مند به سهروردی را در ژاپن پروراندند. در میان این دانش‏جویان جا دارد از آکیرو ماتسو موتو یاد کنیم که نزد استاد آشتیانی تلمذ کرد رسالة الوجود جلال الدین دوانی را ترجمه نمود. هاروتو کوبایاشی و کتابش نظریه ابن سینا و سهروردی در باب خودآگاهی: ملاحظاتی مقایسه‏ای نیز قابل ذکر است، که معرفت‏شناسی سهروردی و نظریه علم حضوری او را با نظریه ابن سینا مقایسه می‏کند.

فیلسوف ایتالیایی، پیو فیلیپان رونکنی، اثر مهمی در باره حکمت سهروردی نگاشته، ساختار اندیشه سهروردی را با ارجاع به وجه صوفیانه نظریه اشراقِ او مورد بحث قرار داده است .

بررسی حاضر، خلاصه‏ای از بیش‏ترین آثاری است که به زبان‏های اروپایی در باره سهروردی به نگارش در آمده است؛ اما به هیچ وجه تمامی آثار در این باب را در بر نمی‏گیرد. در این‏جا، از ذکر آن دسته آثاری که به طور گذرا به سهروردی اشاره داشته‏اند، خودداری کرده‏ایم و فقط به برخی از مجموعه‏های برگزیده، تنها به عنوان منتخب آثار اشاره نمودیم. نیز به آثار سهروردی به زبان‏های شرقی در شبه قاره یا در جهان عرب اشاره نکرده‏ایم. بدون تردید هنوز جا برای عرضه آثار جامع در باره سهروردی به تمامی زبان‏ها وجود دارد؛ آثاری ارزش‏مند برای شاگردان این استاد و آموزگار بزرگ که پیام به هنگام او، با مرگ نابه‏هنگامش قطع شد. شاید شعری که گفته می‏شود بر سنگ مزارش نقش بسته است، تمامی آن پیام را به طور خلاصه بازگو کند :

صاحب این گور، گوهری بود گوهری پنهان که خدا از ارزش آن خبر داشت روزگار قدر او را ندانست

هم از این رو خدایش از دیده مردمان پنهان کرد و به صدف خویش باز گرداند.

پی‏نوشت‏ها:

۱. اطلاعات بیش‏تر درباره زندگی و افکار سهروردی را در یادواره شهاب الدین سهروردی با نام و مشخصات زیر خواهید یافت:

à l’occasion du huitième centenaire de sa mort, Cairo, ۱۹۷۴.

Mehdi Aminrazavi , Shihab al-Din Suhrawardi and the School of Illumination, London: CURSON Press, ۱۹۹۶.

۲. Encyclopedia Philosophique Universelle, vol. ۳, Paris, ۱۹۹۰.

۳. Soheil Afnan’s Philosophical Terminology in Arabic and Persian, Leiden:۱۹۶۴.

۴. Eliade. Mercea . Historie des croyances et des idées religieuses, Paris:۱۹۸۳.

۵. A. Von Kramer , Geschichte derherrschenden Ideen des Islam, Darmstadt, ۱۹۶۱. Reprint of ۱۸۶۸ edition in Leipzig.

۶. Carl Brockelmann, Geschichte der arabischen Literatur and Geschichte der arabischen Literatur Supliment.۲d ed.۵ vols. Leiden:۱۹۳۷-۴۹.

۷. Max Horten, Die Philosophie der Erleuchtung nach Suhrawardi, Tehran:۱۸۹۵-۱۸۹۸.

۸. Max Horten, Die Spekulative und positive Theologie des Islam nach Razi, Leipzig: ۱۹۶۷, pp.۱۲۳-۳۶۵.

۹. Otto SpiesThree Treatises on mysticism by Shihabuddin Suhrawrdi Maqtul, Stuttgart: ۱۹۳۵.

۱۰. Helmut Ritter, “Philologika IX: Die vier Suhrawardi” Der Islam ۲۴(۱۹۳۷): ۲۷۰-۸۶; ۲۵(۱۹۳۸)۳۵-۸۶.

۱۱. Rainer Freitag, Seelenwanderung in der islamischen H?resie, Berlin:۱۹۸۵

۱۲. Sabline Schmidtke, “The Doctrine of the Transmigration of the Soul According to Shihab al-Din Suhrawardi and His Followeres.” Studia Iranica, Tome ۲۸-۱۹۹۹ fascicule ۲, ۲۳۷-۲۵۴.

۱۳. `Abdolamir Johardelvari, Iranische Philosophie von Zarathustra bis Sabzewari, Frankfurt: ۱۹۹۴.

۱۴. Ibn Sina und die peripatetische “Aussagenlogik”, Leiden:۱۹۸۹.

۱۵. Macuch Rudolf, “Greek and Oriental Sources of Avicenna’s and Suhrawardi’s Theosophies”,Graeco-Arabica, ۱۹۸۳:۱, ۱۱-۳۴.

۱۶. Simon Van Den Bergh, “De temples van het lich door Soehrawerdi”, Tijdschrift voor wijsbegeerte. Haarlem. ۱۹۱۶; ۱۰:۳۰-۵۹.

۱۷. Carra de Vaux, “La Philosophie illuminative,” in Journal Asiatique, ۹th ser., ۱۹, no.۱ (janvier-février ۱۹۰۲):۶۳-۹۴.

۱۸. فهرست کامل ترجمه‏ها و شرح‏های کربن درباره سهروردی را در کتاب‏شناسی فلسفه اسلامی از دایبر با مشخصات زیر ببینید:

Hans Daiber, Bibliography of Islamic Philosophy, Brill:۱۹۹۹, vol.۱, pp.۱۸۹-۱۹۸ & ۸۶۶-۸۶۷.

۱۹. Henry Corbin, Oeuvres Philosophiques Et Mystiques, Institut d’Etudes et des Recherches Culturelles, Tehran: ۱۹۹۳.

۲۰. Corbin, En Islam iranien, vol.۲, Paris:۱۹۷۱.

۲۱. Corbin, Historie de la philosophie islamique, Paris:۱۹۸۶.

۲۲. Corbin, L’homme de lumiére dans le soufisme iranien, Paris:۱۹۸۴. ۲۳. Corbin, L’Iran et la philosophie, Paris ۱۹۹۰.

۲۴. Corbin, Les motifs Zoroastrians dans la philosophie de Sohrawardi, Tehran ۱۹۶۴.

۲۵. Corbin, Mystique et humeur chez Sohrawardi, Shaykh al-Ishraq, in Collected Papers on Islamic Philosophy and Mysticism, Paris:۱۹۷۱,۱۶-۳۸.

۲۶. Corbin, Philosophie iranienne et philosophie comparée, Tehran:۱۹۷۷.

۲۷. Corbin, Suhrawardi d’Alep fondateur de la doctrine illuminative, Paris:۱۹۳۹.

.۲۸در میان این آثار می‏توان از این اثر نام برد:

Terre céleste et corps de resurrection:de l’Iran mazdéen a l’Ir?n shi`ite. Paris:۱۹۶۰.

بخش دوم این اثر در بر دارنده قطعات برگزیده‏ای از آثار سهروردی است.

۲۹. Christian Jambet, La logique des orientaux: Henry Corbin te la science des forms, Paris:۱۹۸۳.

۳۰. Amir Naffaky , La méthode et la loigque chez al-Suhrawardi, fondateur de la philosophie de l’Ishraq, illuminisme en Islam, Aix-Mareille, ۱۹۷۶.

۳۱. Daryush Shayegan, La topographie spirituelle de l’Islam iranien, Paris:۱۹۹۰.

۳۲. George Anawati in his Avicenna: La Metaphysique du Shifa’, Livres I ? V. Traduction francaise du Text arabe, Paris:۱۹۸۵.

۳۳. George Anawati, Memorial Shihab al-Din Suhrawardi à l’occasion du huitième centenaire de sa mort, Cairo, ۱۹۷۴. ۱۳۶-۱۵۰.

۳۴. `Abd al-Rahman Badawi, “Les points de rencontre de la mystique musulmane et de l’existentialisme,” in Studia Islamica, ۱۹۶۷; pp.۵۵-۷۶.

۳۵. Chahine Osman, Ontologie et théologie chez Avicenne,Paris:۱۹۶۲.

۳۶. Fashahi, Mohamad-Reza, Aristote de Baghdad, Paris:۱۹۹۵.

۳۷. Gardet, Louis , “A propo de l’Ishraq de Suhrawardi: valeurs spéculatives et experience vécue,” in Essays on Islamic Philosophy and Science, ۱۹۷۵:۱۱۲-۱۱۷.

۳۸. Gardet, Louis, “Quelques reflexions sur l’Ishraq de Suhrawardi et sa portée expériencielle,” in Memorial Shihab Al-Din AL-Suhrawardi, Cairo: ۱۹۷۴:۸۷-۱۰۱.

۳۹. Gardet, Louis, “Suhrawardi, Shaykh al-Ishraq et la culture musulmane” in Dirasat falsafiyya muhdat ila li-duktur Ibrahim Madkur, ۱۹۷۴:۷۵-۸۹.

۴۰. Gomez Nogales , “Suhrawardi et sa significaiton dans le domaine de la philosophie”in Mélanges d’Islamologie, Leiden:۱۹۷۴, ۵۱۰-۱۷۱.

۴۱. Hasan Hanafi, “La philosophie de l’Ishraq et la phenomenology,” in Memorial Shihab al-Din Suhrawardi, Cairo:۱۹۷۴:۱۶۹-۲۵۲.

.۴۲فهرست کامل آثار سید حسین نصر در کتاب‏شناسی او به کوشش مهدی امین‏رضوی موجود است، با این مشخصات:

The Library of Living Philosophers, ed. L. Hahn, Illinoise, ۲۰۰۱.

۴۳. S.H. Nasr, “The Persian Works of Shaykh al-Ishraq Shihab al-Din Suhrawardi,” in The Islamic Intellectual Tradition in Persia, CURZON:۱۹۹۶, pp.۱۵۴-۱۵۹.

۴۴. Ibid., ۱۶۰-۱۷۱.

۴۵. M.M. Sharif, “Shihab al-Din Suhrawardi Maqtul” in History of Islamic Philosophy, Wiesbaden, ۱۹۶۳.

۴۶. S.H. Nasr, Three Muslim Sages, New York:۱۹۶۴

۴۷. S.H. Nasr, “Suhrawardi:The Master of Illumination, Gnostic and Martyr,” in Journal of the Regional Cultural Institute, Tehran, ۱۹۶۹:۲, ۲۰۹-۲۲۵.

۴۸. Majid Fakhry “History of Islamic Philosophy,” NY:۱۹۸۳, pp.۲۹۳-۳۰۴.

۴۹. Majid Fakhry,, Philosophy, Dogma and The Impact of Greek Thought in Islam, VARIORUM, ۱۹۹۴, pp.۲۹۷-۲۸۴.

۵۰. Richard I. Netton, “The Neoplatonic Substance of Suhrawardi’s Philosophy of Illumination:Falsafa as Tasawwuf,” in the Legacy of Medieval Persian Sufism.۱۹۹۲:۲۴۷-۲۶۰.

۵۱. Salah Salim Ali, “Ishraqi Themes in the Theory and Prose of William Blake and William B. Yeats,” Hamdard Islamicus, XVI,۳:۳۷-۶۱.

۵۲. Mehdi Ha’iri Yazdi , The Principles of Epistemology in Islamic Philosophy: Knowledge by Presence , New York: ۱۹۹۲.

۵۳. Edward Jurji, “The Ishraqi Revival of al-Suhrawardi”, Journal of the American Oriental Society, ۱۹۴۰:۶۰, pp.۹۰-۹۴.

۵۴. Bilal Kuspinar, “Mulla Sadra’s Criticism of Ibn Sina and Al-Suhrawardi on the Problem of Knowledge,” Islami arastirmalar, Ankra:۱۹۹۱:۵,۱ ۴۵-۵۵.

۵۵. Anthony Tuft, “Symbolism and Speculation in Suhrawardi’s The Song of Gabriel’s Wing” in Islamic Philosophy and Mysticism, ۱۹۸۱:۲۰۷-۲۲۱.

۵۶. Ziya’ Siddiqi, “The Philosophy of Ibn Tufayl,” Aligarh Publicatin Series, v.۸۱.

۵۷. Shaykh Tosun Bayrak al-Jerrahi al-Halveti, Suhrawardi: The Shape of Light, Louisville: FONS VITAE Press, ۱۹۹۸.

۵۸. Michael Bylebly, The Wisdom of Illumination: A Study of the Prose Stories of Suhrawardi,Chicago:۱۹۷۶.

۵۹. Kazim Tehrani, Mystical symbolism in Four Treatises , Ph.D. Diss., Columbia:۱۹۷۴.

۶۰. Kazim Tehrani, “The Role of the Sage in the Works of Suhrawardi,” in Islamic Philosophy and Mysticism. ۱۹۸۱:۱۹۱-۲۰۵.

۶۱. فهرست کامل آثار ضیایی را در کتاب‏شناسی فلسفه اسلامی اثر دایبر ببینید

Daiber, Bibliography of Islamic Philosophy, pp.۹۶۸

۶۲. Zia’i, Hossein, Knowledge and Illumination, Atlanta:۱۹۹۰.

۶۳. Zia’i, H. and Walbridge, J., Hikmat al-ishraq, Utah:۱۹۹۹.

۶۴. Gisela Webb, Angelology, Ph.D. Diss., Temple Univ. ۱۹۸۸.

۶۵. Mehdi Aminrazavi, "The Influence of Suhrawardi on Islamic Philosophy." In Islamic Culture, ۶۳:۴(۱۹۸۹) pp. ۱-۳۱; "A Philosophical Exposition of Suhrawardi۰۳۹;s Metaphysics and Ontology." In Aligarah Journal of Islamic Thought, March/April ۳ (۱۹۹۰), pp. ۹-۳۶; "Suhrawardi۰۳۹;s Rationalistic Approach to the Problem of Knowledge." In Journal of Islamic Studies, ۲۹:۲ (۱۹۹۰), pp. ۱۶۳-۱۸۲;"Nufuz-i Suhrawardi dar Hind" "Influence of Suhrawardi in India" In Persian, Rahavard Journal of Persian Literature, Part I, ۲۷ (۱۹۹۱), pp. ۷۲-۷۸ and Part II, ۲۸ (۱۹۹۱), pp. ۷۰-۷۶; "Epistemological Significance of Suhrawardi۰۳۹;s Persian Writings." (written in Persian), Iran Nameh, ۲:۱(۱۹۹۳). pp. ۷-۸۹; "The Significance of Suhrawardi۰۳۹;s Persian Sufi Writings in the Philosophy of Illumination." In Classical Persian Sufism: From Its Origin to Rumi, (ed.) by L. Lewisohn, (London: KNP Press, ۱۹۹۴), pp. ۲۵۹-۲۸۳; "The Essential Works and Doctrine of Shihab al-Din Suhrawardi." (in Persian), In A Journal of Sufism, ۲۲:(۱۹۹۴). pp.۱۱-۱۹; al-Farabi, Avicenna, Ghazzali, Suhrawardi, Mulla Sadra, in Great Thinkers of the Eastern World, ed. Ian P. McGreal, (San Francisco: Harper-Collins Publishers,۱۹۹۵). pp. ۴۴۶-۴۸۸; "Suhrawardi۰۳۹;s Mystical and Philosophical Poetry," in Islamic Philosophical Treatises, ed. by Z. Moris, (Chicago: Kazi Press), ۱۹۹۹; "Avicenna and Suhrawardi on Knowledge," Journal of Islamic Science and Philosophy, (forthcoming) ;

۶۶. Mehdi Aminrazavi, Suhrawardi and the School of Illumination, London:۱۹۹۶.

۶۷. John Walbridge, The Science of Mystic Lights, Cambridge:۱۹۹۲

۶۸. Walbridge, John “Suhrawardi, a Twelfth-Century Muslim Neo-Stoic?”, Journal of the History of Philosophy,۱۹۹۶; ۳۴:۵۱۵-۵۳۳.

۶۹. Walbridge, John, The Leaven of the Ancients, New York, ۱۹۹۹.

۷۰. Walbridge, John, The Wisdom of the Mystic East: Suhrawardi and Platonic Orientalism, SUNY Press, ۲۰۰۱.

۷۱. Aragues Juan Manuel , El pensamiento irrational islamico: el sufismo de Sohrawardi. Revista espa?ola de filosofia[medieval], Zaragoza:۱۹۹۳; pp.۱۵-۱۹.

۷۲. Cruz Hernandez , Miguel. Simbolismo y esoterismo en la filosofia islamica: Ibn sina y Sohravardi,in Literatura y fantasia en la edad media, ed. J. Paredes Nu?ez. ۱۹۸۹:۱۷۹-۱۹۱.

۷۳. Cruz Hernandez, Miguel “La estructura mistico-metafisica del `Saber de alborada’ (Hikamt Al-Ishraq) de ?ihab Al-Din Yahya Suhrawaridi , Al-?ayj Al-I?raq, Al-Maqtul wa-l-?ahid,” in Homenaje a Pedro Sainz Rodriguez, Madrid, ۱۹۶۸; IV:۳۰۹-۳۱۸.

۷۴. Haruo Kobayashi, “Ibn Sina and Suhrawardi on Self-Consciousness: Some Comparative Remarks.” Orient, Tokyo, ۱۹۹۰:XXVI, ۶۲-۷۷.

۷۵. Filippan-Ronconi, Pio “La metafisica della luce presso ?ihabu’d –Din Yahya Sohrawardi:analogie e considerazioni,” In Atti del convegno sultema: Mircea Eliade e le religioni asiatiche, Series orientale Roma, LXIV, ۸۷-۱۰۲.

.۷۶ابن ابی اصیبعه، عیون الأنباء، بیروت: ۱۹۶۵، ص ۶۴۴: این اشعار بر سنگ مزار سهروردی بوده است.