|
عسل یا عسلی؟
پرسش گونه ای از استاد هاشم جاوید
در شماره هجدهم نشریه وزین «نقد و بررسی كتاب تهران» در بخشی از مقاله «نكته هایی در شعر سعدی» استاد هاشم جاوید به بررسی واژه عسل یا عسلی در بیتی از یکی از غزل های سعدی با مطلع:
ساقی بده آن كوزه یاقوت روان را □□□ یاقوت چه باشد، بده آن قوت روان را
(كلیات، ص ۴۱۷)۱
پرداخته شده بود.
بیت مورد نظر كه در كلیات نفیس سعدی به خط فتحعلی حجاب شیرازی۲ و نیز برخی نسخه ها همچون غزل های سعدی به اهتمام دانش به ضبط رسیده است، چنین است:
اینك عسلی دوخته دارد مگس نحل □□□ شهد لب شیرین تو زنبور میان را
(كلیات نفیس سعدی، ص۴۴۸)
كه البته در مقاله استاد جاوید واژه «اینك» به گونه «آنك» نگاشته شده است:
آنك عسلی دوخته دارد مگس نحل □□□ شهد لب شیرین تو زنبور میان را۳
این بیت در كتاب غزل های سعدی به تصحیح و توضیح دكتر غلامحسین یوسفی۴ نیامده است و در كلیات سعدی به تصحیح فروغی نیز به گونه زیر ضبط شده است:
آنك عسل اندوخته دارد مگس نحل □□□ شهد لب شیرین تو زنبور میان را
(كلیات سعدی، ص ۴۱۸)
استاد این بیت را با ضبط خویش بدین صورت معنی كرده اند كه: «سعدی به یار خود می گوید تو چنان شیرین دهان و نازك میانی كه زنبور عسل با آن شیرین دهنی و نازك میانی همچون یهودیان سرافكنده در پیش مسلمانان، در پیش تو «عسلی» دوخته و پوشیده است».۵ در کتاب دیوان غزلیات استاد سخن، سعدی شیرازی دکتر خلیل خطیب رهبر نیز به همین معنی از این بیت اشاره شده است.۶
براساس آن چه كه در ضبط فروغی آمده:
در صورت و معنی كه تو داری چه توان گفت؟ □□□ حسن تو ز تحسین تو بسته است زبان را
آنـك عسل انـدوخته دارد مگـس نحـل □□□ شهد لب شـیرین تو زنبور میـان را
(كلیات سعدی، ص ۴۱۸)
اگر معنی برخی از واژگان هم چون «آنك»، «اندوخته» و كلمه «را» معلوم شود و نیز ارتباط طولی دو بیتِ فوق نیز در نظر گرفته شود، شاید بتوان برای این بیت با این ضبط نیز معنای سعدی واری در نظر گرفت!
در لغتنامه معین پیرامون واژه «آنك» آمده است: «كلمه ای است دال بر اشاره به دور اعم از مكان و زمان. آن گاه، آن جا؛ مقـ.. اینك».۷
استاد جاوید در معنای واژه «را» با ضبط محمدعلی فروغی، کلمه «برای» را به کار جسته اند و چنین پنداشته اند كه «زنبور عسل، برای شهد لب شیرین تو عسل اندوخته است» و بدین ترتیب ضبط فروغی را غلط دانسته اند.۸
اگر معنای واژه «را» عبارت «به خاطر» باشد، چنان كه در ابیات مختلف شاعران ما بسیار آمده است:
از درِ خویش خدا را به بهشتم مفرست □□□ كه سر كوی تو از كون و مكان ما را بس
(دیوان حافظ، ص ۲۶۸)۹
و یا :
تندرستم من نیَم بیمار □□□ از خدا را مرا بدو مشمار
و با توجه به معنای طولی دو بیت، معنای ابیات براساس ضبط فروغی چنین خواهد بود: زیبایی سیرت و صورت تو به حدی است كه زبان را بر هر گونه تحسین و مدحی می بندد، آن گاه (در این حالت كه تو از هر جهت بی نظیری) زنبور عسل، به خاطر شیرینی بی نظیر لب تو، عسل خویش را عرضه نمی دارد (می اندوزد) و بدین ترتیب با وجود شیرینی لب تو، شیرینی عسلِ مگس نحل نیز از رونق و اعتبار می افتد.
مضامینی از این دست كه محبوب زیباروی سعدی رونق و اعتبار دیگر پدیده های زیبای هستی را در هم می شكند، در میان غزلیات سعدی كم نیست:
تو را در بوستان باید كه پیش سرو ننشینی □□□ وگر نه باغبان گوید كه دیگر سرو ننشانم
(غزل های سعدی، ص ۸۹)۱۱
هم چنین به كار رفتن واژه عسل در ارتباط با شیرینی لب معشوق نیز در ذهن و نیزغزلیات سعدی، کاربرد دارد:
شیرین تر از این لب نشنیدم كه سخن گفت □□□ تو خود شكری یا عسل است آب دهانت
(كلیات، ص ۴۶۴) |