مشروطه:

به معنی "مشروط" و متضاد حكومت «مطلقه» و «مشروطه خواه» به مفهوم آن كس كه به جای حكومت خودكامه كهن یا «استبداد» كه شاه را فعال مایشاء سرنوشت ملت و صاحب امتیاز بلامنازع جان و مال و شرف آنان ساخته است، خواستار حكومت «مشروطه» یا حكومت مبتنی بر «قانون» است. «مشروطه خواه» ضد مستبد یا طرفدار حكومت خودكامه است و شاید بتوان گفت این واژه "Parliamentarian" است.(۱)

در سراسر مبارزه ایرانیان نسبت به سیاست های خود، ایرانیان آگاهانه برای موجودیت خود به عنوان (ملت) جنگیده اند و بدین لحاظ حزب مشروطه یا مردمی را به درستی می توان «ملی گرا»(Nationalist) نامید. نكته اصلی كه می خواهم بر آن تكیه كنم این است كه در ایران آن حزبی كه با واژگان گوناگون «ملی گرا»، «مشروطه خواه» و «مردمی»(Popular) نامیده می شود، اساساً حزبی میهن پرست و خواستار پیشرفت، آزادی، تساهل و برتر از همه استقلال ملی و «ایران برای ایرانی» است و وجود آن معلول سیاست كوته بینانه، خودخواهانه و غیروطن پرستانه ای است كه ناصرالدین تحت نفوذ زیان بار امین السلطان پیشه كرد و كماكان توسط نوه اش محمدعلی شاه دنبال شد.(۲)

عباس امانت در بیان مفهوم واژه مشروطه عقیده دارد كه: واژه مشروطه همچون بسیاری از اصطلاحات كلیدی آن دوران، از جنبش عثمانی های جوان نیز نشأت می گرفت. «نامق كمال»، اندیشه گر قرن ۱۹ تركیه، اشاره به یك حكومت مشروطه باعنوان «دولت مشروطه» داشت و نظامی وكالتی را تحت توجهات اسلام به نام «اداره مشروطه» كه برای تمامی ملل تحت سلطه عثمانی كارایی داشته باشد، مطرح می ساخت. این اصطلاح ازسوی «مدحت پاشا» در خلال مقطع بی دوام مشروطه خواهی سال ۱۸۷۶ پذیرفته شد. این احتمال نیز هست كه واژه دو پهلوی «مشروطه» به عمد برای ترجمه واژه فرانسوی "Contitononelle" به كار برده شد تا آن نظام پیشنهادی جدید با مفاهیم حقوقی ومنطقی«شرط» و «مشروطه» در رویه قضایی اسلام آشتی دهد.(۳)

این واژه از حدود سال ۱۸۹۷م. در ایران كاربرد دارد. از قرار معلوم تقی زاده اولین نماینده ای بود كه در مشاجرات مجلس لغت "مشروطه" را در سخنرانی مهم ذیقعده سال ۱۳۲۵ / ۲۲ دسامبر ۱۹۰۶ مطرح كرد. اما مشروطه و مفاهیم حقوق اساسی ازسوی محافظه كاران استقبال نشد. این افراد تنها پیش از مشاجرات شدید در مجلس و بیرون از آن و طی گذر زمان آن را پذیرفتند.(۴) حتی در فرمان ۱۴ جمادی الثانی ۱۳۲۴ ق. (۵ اوت ۱۹۰۶ م.) ـ فرمان مشروطیت ـ كه اختیارات لازم برای تشكیل مجلس اول را فراهم می ساخت نیز از واژه مشروطه ذكری نشده است. واژه مشروطیت در متمم قانون اساسی وارد می شود و بدون تعریفی دقیق از آن صرفاً ماهیت حكومت ایرانی را خاطرنشان می كند و در ماده ۷ اشاره می شود كه "اساس مشروطیت"، موقوف الاجرا نیست.(۵)

در نوشته های پژوهشگران نو ایران و تركیه، واژه "مشروطه" به عنوان معادلی برای واژه انگلیسی «كنستیتوشنالیزم» یا حكومتی كه بر شالوده یك قانون اساسی و نظام پارلمانی بنیاد شده باشد به كار برده می شود. در ایران دو واژه «مشروطه» و «مشروطیت» به آن حكومتی گفته می شود كه پس از انقلاب سال ۱۹۰۶ م. (۱۳۲۴) پدید آمد.(۶) به نظر می رسد نخستین بار واژه مشروطه، توسط میرزاحسن خان سپهسالار در سال ۱۹۶۸م./۱۲۸۵ هنگامی كه سفیر ایران در دربار امپراتوری عثمانی بود در خلال برخی از گزارش های خود به معنی مورد بحث كنونی ما، به ایرانیان معرفی شد. سیدحسن تقی زاده می نویسد: یكی از علمای تبریز، آقای میرزاصادق آقا، پیشنهاد كرد كه لفظ اصلی اروپایی كه همان "كنستیتوسیون"(Constitution) می باشد در ایران به كار برده شود. (تقی زاده ، خطابه، صفحه ۵۲) علمای ایرانی ساكن عراق كه در آغاز سال ۱۹۱۲م./۱۳۳۰ به عنوان اعتراض به اشغال ایران به وسیله روس و انگلیس، از نجف، كربلا و سامره به قصد عزیمت به ایران در كاظمین توقف كرده بودند. نیز واژه مشروطه را ریشه شرط گرفتند و به عنوان یك رژیم ضداستبداد معنا كردند.(۷) واژه مشروطه برای حكومتی به كار برده شد كه براساس قانون اساسی و نظام پارلمانی بنیاد گردد و آن واژه از آن جهت در ایران متداول شد كه قرار بود رژیم نو به حدود و شرایطی كه قانون معین می كرد، محدود باشد.(۸)

تقی زاده كه خود شاهد عینی «انقلاب مشروطه» بوده است می نویسد: واژه مشروطه از لفظ فرانسوی "لاشارت" (La Charte) جدا شده است، ولی افزاید واژه لاشارت از اروپا به تركیه عثمانی و از آنجا به ایران وارد شد. (تقی زاده، خطابه، ص ۱۸ و ۵۳) (۹)

دكتررضا شفق نیز شاهد عینی انقلاب مشروطه بوده است و عقیده دارد كه كلمه مشروطه از تركیه به ایران آمده و ممكن است ترك ها آن را درست كرده باشند كه معنی حكومت ضداستبدادی یعنی حكومتی كه محدود به شرایطی است از آن بگیرند، ولی به خاطر دارم كه در برخی از نوشته های ترك ها خوانده ام كه آنها لفظ مشروطیت را از شرط عربی نگرفته بلكه از لاشارت فرانسوی استفاده كردند. این گونه اشتقاق ها در میان ترك ها رایج است.(۱۰) از میان دانشمندان ترك شناس "نیازی بركس" و "برنارد لوئیس" واژه مشروطه را از شرط عربی می دانند. در سال ۱۹۰۷م./۱۳۲۴ زیر فشار آزادی خواهان، واژه مشروطه برای نخستین بار در یك فرمان رسمی محمدعلی شاه به كار برده شد. چون در فرمان های پیشین مظفرالدین شاه لغت مشروطه یاد نشده بود، شاه جدید ناچار شد كه تغییر رژیم ایران را از استبدادی به مشروطیت با ذكر كلمه مشروط تأیید كند. (خاطرات و خطرات، ص ۱۴۹).(۱۱) دكترمحمد علی همایون كاتوزیان در مورد واژه مشروطه می نویسد: مشروطه واژه فارسی ـ عربی (عربی معجم) است به معنای «شرطی»، «محدود» یا «تعدیل یافته.» خواست مركزی انقلاب ایران، تأسیس سلطنتی محدود یا تعدیل یافته بود كه بزرگ ترین دستاورد ـ هر چند ناپایدار ـ انقلاب نیز بود. این به معنای لغو «حكومت زور» و جایگزینی آن با حكومتی بود كه مشروعیت اش زاییده حمایت مردم بود.(۱۲) ناظم الاسلام كرمانی می گوید: مشروطه یا جمهوری، مقصود از هر دو، یكی است. چه جمهوری از افراد مشروطه است و مراد از مشروطه، سلطنت عمومی و سلطنت ملی است.(۱۳) علمای طرفدار مشروطه، یعنی آخوند محمدكاظم خراسانی و هم پیمانانش عبدالله مازندرانی و محمدحسین تهرانی كه ساكن شهرهای مذهبی و شیعی عراق بودند. «مشروطه» را «اشتراط» تعریف می كردند.(۱۴)

در كتاب فرهنگ معین درباره مشروطه می نویسد: نوعی حكومت كه در آن وضع قوانین به عهده مجلس یا مجلسین (شورا و سنا) باشد و دولت مجری آن قوانین، به شمار می آید؛ مقابل استبداد. از پس مشروطه نو شد فكرها/ سبك هایی تازه آوردیم ما (بهار)(۱۵)

داریوش آشوری در بیان حكومت مشروطه و مشروطیت می گوید:مشروطه، رژیم سیاسی یا حكومتی است كه دامنه كاربرد قدرت در آن، محدود به حدود قانون است، و به همین دلیل در برابر مفهوم حكومت استبدادی و دیكتاتوری قرار دارد. به عبارت دیگر حكومت مشروطه برابر با «حكومت قانون» یا «قانون روایی» است. همچنین حكومت مشروطه با پارلمان و پارلمان داری قرین است. حكومت مشروطه به دو صورت جمهوری و سلطنتی می باشد كه در اصل از جنبش آزادیخواهی مایه گرفته است.(۱۶)

منابع:

۱ـ انقلاب مشروطه ایران، ادوارد براوان، ‌ترجمه مهری قزوینی، انتشارات كویر، تهران ۱۳۷۷، صص ۱۹ـ۱۷.

۲ـ همان.

۳ـ انقلاب مشروطیت، زمینه‌های فكری، عباس امانت، صص ۴۸ـ۴۵.

۴ و ۵ ـ همان.

۶ـ اطلاعات سیاسی ـ‌ اقتصادی (ویژه مشروطیت)، عبدالهادی حائری، صص ۳۹ـ۳۴.

۷ـ فكر آزادی، فریدون آدمیت،‌ ص ۶۶.

۸ـ اطلاعات سیاسی ـ اقتصادی، همان.

۹و۱۰و۱۱ـ همان.

۱۲ـ اقتصاد سیاسی ایران (از مشروطیت تا پایان سلسله پهلوی)،‌ دكتر محمدعلی همایون كاتوزیان، ص ۱۰۱، نشر مركز، سال ۱۳۷۹.

۱۳ـ تاریخ بیداری ایرانیان، ناظم الاسلام كرمانی.

۱۴ـ انقلاب مشروطیت، همان.

۱۵ـ فرهنگ دكتر معین.

۱۶ـ دانشنامه سیاسی، داریوش آشوری، صص ۱۴۳ـ۱۴۲.