Locked دریافت Toolbar آفتاب
مقالات فرهنگی و هنری ادبیات و شعر تحول را بپذیریم
۲۲ اسفند ۱۳۸۵
  ◊   دفعات نمایش : ۱۲۴۵        Tuesday, Mar 13, 2007
تحول را بپذیریم
وقتی کتاب «غلط ننویسیم» استاد ابوالحسن نجفی منتشر شد، زبان شناسی نامدار، دکتر محمدرضا باطنی، مقاله ای در نقد آن نوشت با عنوان «استاد اجازه بدهید غلط بنویسیم».
صفحه آخر بعدى ۲۱
تحول را بپذیریم

● متن سخنرانی دکتر حسن انوری در پنجمین نشست سالانه انتشارات سخن با بزرگان فرهنگ وادب

وقتی کتاب «غلط ننویسیم» استاد ابوالحسن نجفی منتشر شد، زبان شناسی نامدار، دکتر محمدرضا باطنی، مقاله ای در نقد آن نوشت با عنوان «استاد اجازه بدهید غلط بنویسیم». نقد از آنجا ناشی است که زبان شناسان، بسیاری از آنچه را ادبا غلط می انگارند نتیجه تحول زبان می دانند.

از جهتی حق با زبان شناسان است. زبان در حال تحول است. پیوسته گروهی از کلمات از زبان بیرون می روند و به بوته فراموشی سپرده می شوند و گروهی از کلمات جدید در زبان ظاهر می شوند و کلماتی که به موجودیت خود ادامه می دهند از جهت آوایی و معنایی و دستوری دچار دگرگونی می شوند. این دگرگونی نخست به صورت غلط ظاهر می شود سپس تبدیل به غلط مصطلح می گردد، غلط مصطلح که فراگیر شد و به زبان اهل کتاب و ادب سرایت کرد جای صحیح را می گیرد و صورت سابق کلمه را از میدان به در می کند.

مسلما کسی را که نخستین بار مصادر باب مفاعله عربی را در فارسی به صورت مفاعله mofa,ele و نه مفاعîله mofa,alat خوانده و تلفظ کرده متهم به غلط خوانی و غلط گویی کرده اند. اما این صورت غلط، ملایم زبان فارسی بوده که دیگران آن صورت مغلوط را آنقدر تکرار کرده اند که صحیح را از میدان بیرون رانده و جانشین آن شده است؛ چنانکه امروز اگر کسی مصالحه، معامله، مجادله و امثال آن را مصالحت، مجادلت و ... بگوید می گوییم غریب، غیرعادی و غیرمعیار سخن می گوید. در واقع مصالحت در زبان امروز غلط است و صحیح آن مصالحه است.

مستخدم عربی در زبان فارسی مستخًدم بگوید درست نگفته است. همین طور است اگر کسی معدًٌل را معدٌل بگوید به دلیل اینکه طبق قواعد عربی باید معدٌل باشد نه معدًٌل در گفتار راه خطا پیموده است. اینها نتیجه تحول است و برمعانی است، چنانکه اصطلاحات دقیقا قابل تعریفند یا تعریف شده اند، ویژگی دیگر آن داشتن جنبه جهانی آن از نظر معنی است، چنانکه اسیدها در شیمی در زبان فارسی همان تعریفی رادارند که در دیگر زبان ها و در دیگر کشورها.

از دیگر ویژگی های اینگونه در زبان فارسی وجود نسبتا زیاد واژه های فرنگی است، زیرا در زبان فارسی برای همه اصطلاحات رشته های گوناگون علمی معادل فارسی وجود ندارد. فرهنگستان زبان و ادب فارسی کوشش دارد که اینگونه از زبان نوشتار را هرچه ممکن است از واژه های فرنگی بپیراید چنانکه در سال های اخیر بیش از سه هزار واژه در مقابل اصطلاحات فرنگی وضع کرده است.

نیز در گونه علمی در واژه ها بار عاطفی وجود ندارد. گونه دیگر زبان نوشتاری گونه ادبی است که خود به دو زیرگونه شعر و نثر تقسیم می شود.

گونه شعر به سبب مقتضیات وزن و آهنگ و آفرینش شعری و مجازبودن شاعر در استفاده از واژه های کهن و ابداع تعبیرات جدید و به کاربردن الفاظ در معانی غیرمتداول و دادن بار عاطفی به واژه ها وضعیت خاص خود را دارد و بیشتر از گونه های دیگر در معرض اعمال سلیقه های شخصی و نهایتا دگرگونی است و به ویژه که از نظر نحوی تفنن در آن زیاد دیده می شود. با این همه رعایت به هنجار بودگی زبان که مطمح نظر این دفتر است در زبان شعر نیز صادق است و شاعر را از توجه به نکات درست نویسی بی نیاز نمی کند.

گونه نثر ادبی نیز آنچه در داستان نویسی ملحوظ است، دوگونه است. گونه نخست آن چیزی است که در آن نویسنده از زبان خود سخن می گوید. در این گونه، کلمات شکسته نمی شود، زبان لحن محاوره ای ندارد و نزدیک به زبان گونه سرمقاله ای است، که از آن سخن خواهیم گفت. گونه دیگر آن است که نویسنده از زبان قهرمانان داستان سخن می گوید و به سبب وجود قهرمانانی از طبقات مختلف جامعه یا ویژگی های زبانی خاص خود، به هیچ وجه یکدست نیست. وقتی که نویسنده از زبان اشخاص داستان سخن می گوید کوشش می کند ویژگی های زبانی او را تقلید کند؛ از این رو این بخش از داستان ها کاملا از زبان معیار تبعیت نمی کند. نویسنده باید در اینجا کوشش کند تا زبان کاملا طبیعی اشخاص داستان را روی کاغذ بیاورد.

در داستان هایی که ترجمه شده اند و مترجم در گفتار اشخاص داستان، زبان محاوره ای و شکسته به کار نمی برد، از مترجمان توانا بعضا زبانی یکدست، شسته رفته، و بهنجار دیده می شود. نمونه بارز این نوع ترجمه ها، خانواده تیبو ترجمه ابوالحسن نجفی، جان شیفته ترجمه م. به آذین، دن کیشوت ترجمه محمد قاضی را می توان نام برد. زبان در این ترجمه ها به زبان معیار سرمقاله ای بسیار نزدیک است.

گونه ای که بدان «سرمقاله ای» نام می دهیم زبانی است که در سرمقاله های مجلات ادبی و اجتماعی به قلم نویسندگان توانا دیده می شود. از نوع سرمقاله های پرویز ناتل خانلری در مجله سخن، سرمقاله های عباس اقبال آشتیانی در مجله یادگار، محمدعلی اسلامی ندوشن در مجله یغما، عبدالرحمان فرامرزی در روزنامه کیهان. از ویژگی های این نثر پیراستگی و بهنجاربودگی آن است و اگر بتوان اصطلاح «معیارترین» را به کار برد این گونه از نثر «معیارترین زبان» در زبان فارسی شمرده می شود. زبانی است که زبان شناسان و ادیبان نمی توانند بر آن خرده بگیرند و درعین حال افراد متوسط جامعه ازنظر سواد و معلومات آن را به راحتی می فهمند.

زبان معیار از این دیدگاه معدل زبان این نوع نویسندگان شمرده می شود. آثار کسانی چون محمدعلی فروغی، پرویز ناتل خانلری، احسان یارشاطر، محمدعلی اسلامی ندوشن، غلامحسین یوسفی، نجف دریابندری، م. به آذین، محمد قاضی از این دست نثر شمرده می شوند. مراد ما در این کتاب از زبان معیار این زبان است.

حال باید دید در زبان اینان چه ویژگی هایی هست و چه عناصری در آن راه دارد و چه عناصری راه ندارد. در نوشته های اینان لغات مهجور وجود داشته باشد. اگر از نویسنده ای امروزی بخوانیم؛ «اصل فردوسی از بقعت طوس است.» باید حکم کنیم که زبان معیار به کار نبرده است. زیرا بقعت در زبان امروز به کار نمی رود.

در بحث از شعر می گویند یکی از عناصر شعر کهن گرایی است. یعنی مثلا به جای «مثل»، «چونان»، به جای «روزها و شب ها»، «روزان و شبان» به جای «این چنین»، «ایدون» گفته شود. این موضوع در شعر ایرادی ندارد همچنان که گفته اند آنچه برای شاعر جایز است برای دیگران جایز نیست ولی در نثر معیار نباید به این عناصر راه داد.

«کسانی از اهل قلم چنین می پندارند که اگر به شیوه بیهقی و ناصرخسرو و نصرالله منشی بنویسند ارزش نوشته خود را بالا می برند، غافل از اینکه این بزرگان به زبان دوره ادبی خود می نوشتند. زنده بودن زبان به این است که متعلق به زمانه خود باشد هم ازنظر قاموسی و هم از نظر دستوری(۱)»

گرایش دیگری که در نثر نویسندگانی که نام بردیم، وجود ندارد سره نویسی است. سره نویسی در واقع یکی از آفت هایی است که زبان فارسی را تهدید می کند. کسانی که به این کار می پردازند اعتقاد به زبان خالص دارند. زبان خالص مانند نژاد خالص از تعصب سرچشمه می گیرد. اینان کسانی هستند که می خواهند از راه ترکستان به کعبه برسند. قصد خدمت به زبان دارند، اما درواقع به آن زیان می رسانند.

اگر در میان شش هزار زبانی که در کره ارض هست و مردمان جهان به آنها سخن می گویند، زبان خالص یافته شود باید گفت که آن زبان از آن قوم بسیار ابتدایی است. قومی که نتوانسته است در طول تاریخ با اقوام و ملل دیگر ارتباط برقرار کند و خود را با جهان همگام سازد. چه لازمه پیشرفت و تکامل تمدن، ارتباط اقوام با یکدیگر و اخذ و اقتباس عناصر مدنی از همدیگر و درنتیجه زبان همدیگر است.

ادی شیر زباندان معروف عیسوی عراقی در کتاب «الفاظ الفارسیه المعربه» نزدیک به دو هزار واژه فارسی دخیل در عربی را برمی شمارد. هیچ عرب فرهیخته ای به این فکر نمی افتد که آنها را از زبان بیرون کند. چنانکه هیچ ادیب و زبان شناس انگلیسی و فرانسوی به واژه های فراوانی که از زبان های دیگر وارد زبان آنها شده به نظر بیگانه نگاه نمی کند. واژه اسفناج از فارسی به عربی رفته و از طریق اندلس به زبان های اروپایی راه یافته است.

چنانکه در انگلیسی Spinach است و در سال ۱۲۵۶ نخستین بار به صورت epinard به زبان فرانسوی نیز راه یافته است. نارنج فارسی در عربی النارنج به زبان های اروپایی رفته و شکل Orange یافته است و نخستین بار در سال ۱۲۰۰ میلادی در زبان فرانسوی دیده می شود. بادنجان فارسی به عربی رفته، حرف تعریف گرفته، البادنجان شده است و از آنجا به زبان های اروپایی راه یافته و نخستین بار در سال ۱۷۵۰ در زبان فرانسوی به صورت Aubergine دیده می شود.

هزاران کلمه مثل این کلمات از فارسی و عربی و زبان های دیگر حتی از زبان بومیان آفریقا و استرالیا به زبان ملل متمدن راه جسته است و امروزه کسی آنها را بیگانه نمی انگارد زیرا به غنا و گستردگی زبان انجامیده است و جای شگفتی است که سره نویسان اغلب با واژه های عربی دخیل در فارسی سر ستیز دارند و واژه های دخیل از زبان های قدیم دیگر را نادیده می انگارند و با آنها کاری ندارند مثل واژه های آبنوس، ارغنون، اریکه، استرلاب، اسطوره، اسفنج، اسقف، افیون، اقاقایا، اقلیم، اقیانوس، اکسیر، الماس، انجیل، بربط، برج، بلور، پول، تریاک، جغرافیا، درم، دیهیم، زمرد، سپهر، سمندر، سیم، صندل، فانوس، قرطاس، قفس، ققنوس، قلم، کالبد، کلید، کلسیا، گونیا را که در زمان های گذشته از زبان یونانی مستقیم یا غیرمستقیم وارد زبان پهلوی، سپس وارد فارسی گردیده یا از طریق عربی در فارسی توطن گزیده است.

روزنامه کارگزاران
صفحه آخر بعدى ۲۱
زبان‌فارسی
دریافت مقاله ثبت مقاله آفتاب من چاپ بازگشت
متجاوز به عنف با پوشش كنتورنویس در مرند دستگیر شد
متجاوز به عنف با پوشش كنتورنویس در مرند دستگیر شد
فقر، دخترفروشی را رقم زد
فقر، دخترفروشی را رقم زد
حال رضا روبه بهبود است
حال رضا روبه بهبود است
طالع‌بینی ۴ خرداد ماه ۹۱
طالع‌بینی ۴ خرداد ماه ۹۱
دست‌های پشت‌پرده افزایش نیافتن حقوق كارمندان
دست‌های پشت‌پرده افزایش نیافتن حقوق كارمندان
مذاکرات ایران و ۱+۵ در بغداد آغاز شد
مذاکرات ایران و ۱+۵ در بغداد آغاز شد
راه کارهای عملی برای از بین بردن چربی زائد
راه کارهای عملی برای از بین بردن چربی زائد
هفت دردی که نباید نادیده بگیرید
هفت دردی که نباید نادیده بگیرید
دستگیری اغفال‌كننده دختران و زنان جوان در اینترنت
دستگیری اغفال‌كننده دختران و زنان جوان در اینترنت
وداع تلخ سرخپوشان با لیگ قهرمانان آسیا/پرسپولیس هم به استقلال پیوست
وداع تلخ سرخپوشان با لیگ قهرمانان آسیا/پرسپولیس هم به استقلال پیوست
 وبلاگ آفتاب 
معرفی آرشیو موسیقی
بهاری،علی اصغر
 آلبوم ردیف نوازی و بداهه نوازی(آواز افشاری و شوشتری)
◊  به توانائی خود ایمان داشتن نیمی از کامیابی است. روسو  ◊