مختصات فكری سبك خراسانی

از نظر لغوی خراسان به معنای مشرق آمده كه موقعیت آن در سمت طلوع خورشید قرار گرفته است خراسان در گذشته شامل بخشهای مختلفی از جمله تاجیكستان كنونی, افغانستان, تركستان, سرزمین های ماوراءالنهر, خراسان كنونی وغیره می شد

از نظر لغوی خراسان به معنای مشرق آمده كه موقعیت آن در سمت طلوع خورشید قرار گرفته است. خراسان در گذشته شامل بخشهای مختلفی از جمله: تاجیكستان كنونی، افغانستان، تركستان، سرزمین های ماوراءالنهر، خراسان كنونی وغیره می شد.

فخرالدین اسعد گرگانی در این خصوص چنین می سراید:

زبان پهلوی هر كو شناسد

خراسان آن بود كز وی خور آسد

خور آسان را بود معنی خورآیان

كجا از وی خور آید سوی ایران

اصولاً به آثار اولیه زبان فارسی كه در خراسان شكل گرفت (از آغاز نیمه دوم قرن سوم تا پایان قرن پنجم ) سبك خراسانی می گویند و دوره های طاهریان و صفاریان به خصوص سامانی و غزنوی را شامل می گردد.

در دوره طاهری و صفاری هشت شاعر كه اولین شاعران زبان فارسی نیز به حساب می آیند با (۵۸ بیت) پا به میدان گذاشتند كه می توان به افراد زیر اشاره داشت: محمد بن سگزی، بسام كرد، فیروز مشرقی، ابوسلیك گرگانی، حنظله بادغیسی، محمود وراق هروی و مسعود مروزی می گویند. اولین شعر فارسی با قصیده ای از «گلزی» با این مطلع آغاز گردیده است:

ای امیری كه امیران جهان خاصه و عام

بنده و چاكر و مولای و سگ بند و غلام

اشعار این دوره اغلب به صورت تعلیمی، همراه پند و اندرز و با لحنی حماسی درباره مهتری و آزادگی است. حنظله بادغیسی شاعر (اوایل قرن سوم) چنین می گوید:

مهتری گر، به كام شیر در است

شعر خطر كن ز كام شیر بجوی

یا بزرگی و عزّ و نعمت و جاه

یا چو مردانت مرگ رو با روی

در اشعاری كه به سبك خراسانی سروده شده، فنون و صناعات ادبی از جمله معانی و بیان و بدیع كمتر به چشم می خورد. اشعار اغلب به صورت قطعات ادبی دو بیتی می نمایند كه بیت اول آن نیز مصرع نمی باشد كه در دوره سامانیان به علت علاقه شدید حاكمان وقت به فرهنگ و ادب زبان پارسی پر رونق گردید. به طوری كه كتاب های مختلفی از عربی به فارسی ترجمه گردید. شاعرانی نظیر رودكی كه به پدر شعر فارسی معروف است و شاعران دیگری از جمله: كسایی مروزی، منجیك ترمذی، ابوشكور بلخی، فردوسی، احمد دقیقی و غیره در این آوردگاه ظهور كردند.

در سبك این دوره شاعران از كلمات عربی كمتر استفاده می كردند و بیشتر بر آن بودند تا از لغات كهن و مهجور بهره گیرند. در این گونه آثار آیات و احادیث مشهود نیست . در عوض تشبیهات غالباً به صورت خنثی می باشند. در این دوره علاوه بر قطعه قالب های دیگر چون مثنوی، قصیده و رباعی نیز متداول گردید. نمونه آن را در اشعار رودكی می توانیم ببینیم. برخی وی را بنیانگذار سبك خراسانی نیز دانسته اند. مثلاً در این بیت رودكی كلمه مهجوری نظیر كپی در معنی «بوزینه یا میمون سیاه» آمده است :

شب زمستان بود، كپی سرد یافت

كرمكی شب تاب، ناگاهی بتافت

رودكی را به نوعی واضع رباعی نیز دانسته اند، نمونه ای از آن رباعی را می بینیم.

مار، را هرچند بهتر پروری

چون یكی خشم آورد كیفر بری

سفله، طبع مار دارد بی خلاف

جهد كن تا روی سفله ننگری

این شاعر در زمینه تشبیه و استعاره نیز توصیفات لطیفی را به صورت محسوس بیان كرده است:

مادر می را بكرد باید قربان

بچه او گرفت و كرد بزندان

در اینجا «مادر می» استعاره برای درخت انگور (مو) و «بچه» استعاره از آب انگور و شراب است .

در مرحله بعدی ابقای سبك خراسانی در دستور كار دولت غزنویان قرار داشت (شعر دوره غزنوی شعر نیمه اول قرن پنجم است). همانگونه كه مشخص است برای تغییر سبك عوامل مختلفی نظیر تحولات سیاسی، اقتصادی و گاهی اجتماعی موثرند.

قابل ذكر است غزنویان تحت تاثیر رفتار و منش ایرانیان پرورش یافته بودند. اما اختلافات كمابیشی كه بین آن دو حكومت بود نیز قابل چشم پوشی نمی باشد كه همان امر وجه تشخیص سبك خراسانی در دوره غزنوی و سامانی می باشد. به طور مثال صنعت اغراق در آن دوره بیشتر رواج پیدا كرد. زیرا سلطان محمود غزنوی برای حملات خود به هندوستان نیاز به تبلیغاتی چشمگیر داشت.

بنابراین اشعار آن دوران به مدح و ستایش اختصاص یافت و در بطن آن اغراق كه در دوره سامانی امری معقول بود به اوج خود رسید. جالب این است كه شاعران برای اخذ صله های گرانقیمت بود كه به اغراق گویی پرداختند.

به طوری كه عنصری در اغلب سفرهای سلطان محمود همراه و ممدوح او بود. بعد از آن نیز امیرمسعود در مدح وی شعر سرود .

عنصری با اخذ صله های فراوان از سلطان محمود به مال و نعمت در میان شاعران بعد از خود نیز مشهور گردید. خاقانی می گوید:

بلی شاعری بود صاحبقران

زممدوح صاحبقران عنصری

به ده بیت صد بدره و برده یافت

ز یك فتح هندوستان عنصری

دیگر این كه شاهنامه سرایی در این عصر افول كرد. زیرا غزنویان ذاتاً حس ملی گرایی نسبت به ایران نداشتند، در این صورت نیز تمجید ایرانیان توسط فردوسی در شاهنامه مورد بی اعتنایی آن سلطان قرار گرفت. شفیعی كدكنی درباره شعر دوره نیمه اول قرن پنجم چنین می گوید: «بروی هم دو جریان در شعر این دوره وجود دارد كه نماینده یكی از آن عنصری است و نماینده دیگری منوچهری. كوشش منوچهری و اسلوب او بر این است كه گرد تصاویر موجود گویندگان دوره قبل نگردد و تخیل خویش را در زمینه طبیعت و اشیاء به كار وا دارد و هر چیز را از دیدگاه خود بنگرد. كوشش عنصری بیشتر بر این است كه تصاویر مختلف را جذب كند و با تصرفی عقلانی آن را به صورت تازه نمایان سازد.

در حقیقت عنصری از صنعت به جای طبع، در این راستا یاری می جسته. برخی از شاعران این دوره از جمله: فرخی سیستانی، منوچهری، عنصری و عضایری رازی می باشند.

در این دوره تشبیهات از حالت حسی به معقول نیز شیوع یافت. تشبیهات این دوره كوتاهتر و موجزتر از دوره سامانیان گشت. لغات عربی نیز اندكی مستعمل شد. همچنین مضمون سازی از «ترك» نیز بیشتر مشهود گردید. مثلاً قصایدی با تشبیب هایی از طبیعت و معشوق در شعر شاعرانی نظیر فرخی سیستانی نمودار گشت. فرخی از وصف طبیعت در قصیده «با كاروان حله» در مدح ابوالمظفر والی چغانیان چنین سروده است :

با كاروان حلّه برفتم زسیستان

با حلّه تنیده ز دل بافته ز جان

تا نقش كرد، بر سر هر نقش بر نوشت

مدح ابوالمظفر، شاه چغانیان

در پایان جا دارد ویژگی های سبك خراسانی را به طور خلاصه بیان كرد:

زبان سبك در این دوره از اصالت بیشتری برخوردار بوده است. زیرا شعر شعرا تحت تاثیر آثار ادبی گذشته قرار نگرفته بود. در عین حال كه آنچه شاعران آن دوره گفته اند خالصانه تر از دوره های قبل بود. شعر در این دوره به صورت صوری و ظاهری است و از نظر محتوایی و احساسی چندان پیش نرفته است. همچنین اشعار حالت بزمی و با نشاط داشته و با روحیه تساهل و خوشباشی توام است . در عین حال كه به علت نزدیكی شاعران به زمان قبل از اسلام اشاراتی به آیین و رسوم اصیل ایرانی، قهرمانان و شاهان آن دوره شده است .

قالب شعری در این دوره قصیده است و غزل در معنای رایج امروزی در آن سبك به ندرت و اندك است و بارزترین مشخصه شعر آن دوره بی پیرایگی و ساده و سلیس بودن تركیب ها می باشد، یعنی شعرها بی تكلف و از صنایع بدیعی تقریباً خالی بودند.

آناهیتا حسین زاده

منابع:

تاریخ ادبیات ایران از صفا

رودكی از اسماعیل حاكمی

سبك شناسی ملك الشعرای بهار و شمیسا