غلامحسین ساعدی

غلامحسین ساعدی گوهر مراد در سال ۱۳۴۱ ۲۴ دی ماه در تبریز به دنیا آمد, در خانواده ای کارمند و به قول خودش اندکی بدحال

انتشار هشت داستان پیوسته به نام "عزاداران بیل" توسط انتشارات نیل تهران.

▪ ۱۳۴۴ انتشار نمایشنامه "چوب بدستهای ورزیل" انتشارات مروارید- تهران که به کارگردانی جعفر والی در تالار سنگلج روی صحنه آمد. انتشار تک رنگی "خیاویا مشکین شهر" توسط موسسه تحقیقات و مطالعات اجتماعی. انتشار نمایشنامه "بهترین بابای دنیا" انتشارات شفق- تهران که به کارگردانی عزت الله انتظامی در تالار سنگلج روی صحنه آمد. نوشتن داستان بلند "مقتل" که دو فصل آن در مجله نگین سال ۱۳۴۹ چاپ می شود. سفر به جنوب و حاشیه خلیج فارس برای بررسی و مطالعه وضع اجتماعی و آداب و سنن بومی آن خطه.

▪ ۱۳۴۵ انتشار تک نگاری "اهل هوا" توسط موسسه تحقیقات و مطالعات اجتماعی. انتشار مجموعه داستان "دندیل" انتشارات جوانه- تهران.

ـ انتشار "پنج نمایشنامه از انقلاب مشروطیت" انتشارات اشرفی- تهران.

ـ نمایشنامه های "بامها و زیر بامها" و "از پا نیفتاده ها" به کارگردانی جعفر والی در تلویزیون و "ننه انسی" در تئاتر سنگلج اجرا شد. نمایش "گرگها" و نمایش "گاو" در تلویزیون به کارگردانی جعفر والی اجرا شد.

ـ انتشار مجموعه داستان "واهمه های بی نام و نشان" انتشارات نیل- تهران، که داستان "آرمش در حضور دیگران" از این مجموعه توسط ناصر تقوایی به صورت فیلم درآمد.

ـ انتشار نمایشنامه "آی بی کلاه، آی با کلاه" انتشارات نیل- تهران، که به کارگردانی "جعفر والی" در تالار سنگلج به روی صحنه آمد.

ـ انتشار "خانه روشنی" پنج نمایشنامه- انتشارات اشرفی- تهران که نمایشنامه " خانه روشنی" توسط علی نصیریان و نمایشنامه "دعوت" توسط جعفر والی"، کارگردانی و به روی صحنه رفت. نمایشنامه :"دست بالای دست" به کارگردانی جعفر والی، نمایشنامه "خوشا به حال برد باران" به کارگردانی داوود رشیدی در سال ۱۳۴۶ در تلویزیون اجرا شده است.

ـ مذاکره با دولت وقت به اتفاق جلال آل احمد، رضا براهنی و سیروس طاهباز برای رفع سانسور از اهل قلم و مطبوعات.

ـ تشکیل هسته اصلی کانون نویسندگان.

ـ همکاری با مجله های جهان نو، فردوسی، خوشه، نگین و جنگ های ادبی، انتشار داستان "ترس و لرز" (۶ داستان پیوسته) انتشارات زمان- تهران. انتشار نمایشنامه "دیکته و زاویه" (۲ نمایشنامه) انتشارات نیل- تهران که به کارگردانی داوود رشیدی در تالار سنگلج به اجرا در آمد.

ـ سفر به آذربایجان و منطقه "قراداغ" جهت تدارک تک نگاری "قراداغ" که قسمتهایی از آن به نام "کلیبر" و "مرند"، "اهر"، "خوی"، "رضائیه" در مجله "پیک جوانان" سال ۱۳۵۱ به چاپ رسید.

▪ ۱۳۴۸ انتشار رمان "توپ" انتشارات اشرفی- تهران.

ـ انتشار نمایشنامه "پرواربندان" انتشارات نیل- تهران که به کارگردانی محمدعلی جعفری در تهران و شهرستانها به روی صحنه آمد.

ـ انتشار فیلمنامه "فصل گستاخی" انتشارات نیل- تهران و "گم شده لب دریا" داستان کودکان که توسط کانون پرورش فکری کودکانت و نوجوانان منتشر شده است.

▪ ۱۳۴۹ انتشار نمایشنامه "وای بر مغلوب" انتشارات نیل- تهران که به کارگردانی داوود رشیدی در تالار سنگلج اجرا شد.

ـ انتشار نمایشنامه "جانشین" انتشارات نیل- تهران.

ـ فیلمنامه "ما نمی شنویم" (سه فیلمنامه کوتاه) انتشارات پیام- تهران.

ـ نمایشنامه "ضحاک" که به دلیل سانسور وقت منتشر نشده است.

▪ ۱۳۵۰ انتشار فیلمنامه "گاو" براساس قصه ای از کتاب عزاداران بیل که در سال ۱۳۴۸ توسط داریوش مهرجویی به صورت فیلم درآمد.

ـ انتشار نمایشنامه "چشم در برابر چشم" انتشارات امیرکبیر- تهران که در سال ۱۳۵۱ به کارگردانی "هرمز هدایت" به روی صحنه رفت.

▪ ۱۳۵۳ انتشار مجله الفبا با همکاری نویسندگان معتبر روزگار، ناشر امیرکبیر که مجموعاً ۶ شماره به چاپ رسید. نوشتن نمایشنامه "مار در محراب" که به خاطر سانسور وقت در سال ۱۳۷۲ تحت عنوان "مار در معبد" توسط انتشارات به نگار به چاپ رسید.

ـ چاپ داستان "بازی تمام شد" در کتاب اول الفبا.

▪ ۱۳۵۳ در اردیبهشت ماه سفر به "لاسگرد" در اطراف سمنان جهت تهیه تک نگاری راجع به شهرکهای نوبنیاد، دستگیری توسط ساواک و انتقالش به زندان "قزل قلعه" و بعد به زندان "اوین" که مدت یکسال را در سلول انفرادی گذراند و شکنجه شد. پیش از این بارها توسط ساواک و شهربانی دستگیر و مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود که یک بار منجر به بستری شدنش در بیمارستان جاوید شد.

ـ نگارش رمان "تاتار خندان" که در زندان نوشته شده است.

ـ در دهه ۵۰ ضمن فعالیت سیاسی گسترده ای با طیف وسیعی از مبارزان راه آزادی ارتباط دارد که تا پایان عمرش ادامه پیدا می کند.

ـ انتشار کتاب "کلاته نان" داستانی برای کودکان، ناشر امیرکبیر- تهران

▪ ۱۳۵۴ آزادی از زندان- انتشار "عاقبت قلم فرسایی" (۲ نمایشنامه) انتشارات آگاه تهران.

ـ فیلمنامه "عافیتگاه" که بعد از مرگش توسط انتشارات "اسپرک" در سال۱۳۶۸ به چاپ رسید.

سفر به شمال و نوشتن نمایشنامه "هنگامه آرایان" که هنوز چاپ نشده است.

▪ ۱۳۵۵ سفر به تبریز و نوشتن رمان "غریبه در شهر" که بعد از مرگش در سال ۱۳۶۹ توسط انتشارات اسپرک منتشر شد.

▪ ۱۳۵۶ انتشار "گور و گهواره" (سه داستان) انتشارات آگاه- تهران براساس داستان "آشغالدونی" از این مجموعه فیلمنامه ای به اسم "دایره مینا" نوشته شد که توسط "داریوش مهرجویی" به صورت فیلم درآمد.

ـ انتشار نمایشنامه "ماه عسل" انتشارات امیرکبیر- تهران

ـ چاپ نمایشنامه تک پرده ای "رگ و ریشه دربدری" در کتاب ۶ الفبا

ـ ترجمه برخی از آثارش به زبانهای روسی، انگلیسی و آلمانی

ـ سخنرانی در شبهای شعر انجمن گوته، تحت عنوان "شبه هنرمند" که در سال ۱۳۵۷ توسط انتشارات امیرکبیر در کتاب "ده شب" به چاپ رسید.

▪ ۱۳۵۷ سفر به آمریکا بنا به دعوت انجمن قلم آمریکا و ناشرین آمریکایی. ایراد سخنرانیهای متعدد و عقد چند قرارداد برای ترجمه کتابهایش با ناشر معروف "راندم هاوس".

ـ سفر به لندن در پاییز همان سال و همکاری با احمد شاملو در انتشار روزنامه فرهنگی- سیاسی "ایرانشهر".

ـ بازگشت به ایران در اوایل زمستان سال ۱۳۵۷

ـ انتشار "کلاته کار" داستان کودکان، انتشارات امیرکبیر- تهران

▪ ۱۳۵۸ انتشار مقالات سیاسی و اجتماعی در روزنامه های کیهان، اطلاعات، انتشار داستان "واگن سیاه" در کتاب جمعه شماره اول.

▪ ۱۳۵۹ نوشتن قصه ها و نمایشنامه هایی که هنوز منتشر نشده است از جمله داستانهای "اسکندر و سمندر در گردباد"؛ "بوسه عذرا"، "خانه باید تمیز باشد"، "جوجه تیغی" و نمایشنامه های "خرمن سوزها"، "باران"، "پرندگان در طویله" و تعدادی داستان و نمایشنامه که ناتمام و بدون عنوان برجای مانده است.

ـ داستان بلند و به هم پیوسته "سفرنامه سفیران خدیو مصر به دیار امیر تاتارها" که از سالهای قبل شروع به نوشتن کرده و چند قسمت آن در مجله "آرش" به چاپ رسیده است.

ـ داستان "شنبه شروع شد" در مجله آرش چاپ شده و نمایشنامه تک پرده ای "خیاط جادو شده" و داستان "میهمانی"، "ساندویچ" و "آشفته حالان بیدار بخت" در مجله های آدینه، دنیای سخن و کتاب به نگار و آرش چاپ شده است.

▪ ۱۳۶۰ سفر به پاریس در اواخر سال ۱۳۶۰

ـ ازدواج با خانم بدری لنکرانی.

▪ ۱۳۶۱- ۱۳۶۴ در خلال این سالها اقدام به انتشار مجله الفبا(چاپ پاریس) کرده و چند نمایشنامه به نامهای "اتللو در سرزمین عجایب" و "پرده داران آینه افروز" و چند فیلمنامه به نام های "دکتر اکبر" و "رنسانس" و با همکاری داریوش مهرجویی فیلمنامه "مولوس کورپوس" براساس داستان "خانه باید تمیز باشد" را نوشته است و بسیاری مقالات و داستان و نمایشنامه ها که ناقص مانده است.

▪ ۱۳۶۴ فوت در روز دوم آذرماه، دفن در گورستان پرلاشز پاریس.


شما در حال مطالعه صفحه 2 از یک مقاله 2 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.