|
ب. درهم ریختن تصور رایج
گفته شد كه تصور عامه این بود كه قالبهای مرتبط با شعر نو، اساساً امكان پذیرش محتوای مذهبی را ندارند و اگر هم تلاشی در این زمینه صورت بگیرد، بی ثمر به انجام خواهد رسید. این موضوع نیز از سه جهت اهمیت داشت: نخست این آسیب بود كه به هر حال، مخاطب شعر مذهبی عامه هستند و عامه، از اساس، عنایتی به شعر نو ندارند تا بخواهند شعر نو مذهبی را بپذیرند و با آن زیست معنوی كنند.
دوم آنكه مذهب، به لحاظ محتوا قابل دستكاری و پیرایش و نزهت جدی نیست و درهم ریختن محتوا و تأویلات و تبدیلهای محتوایی، كه عموماً از ذاتیات شعر نو و سپید و ... به شمار می رود، در مورد مضامین مذهبی امكان پذیر نخواهد بود و سوم آنكه وارد كردن كلمات، تعابیر و عبارات روزآمد، كه مخصوص به شعر نو است، با مضامین سنتهای هزار و چند ساله دینی و مذهبی (سنتی مثل عاشورا) همخوانی ندارد و امكان ورود در این حوزه ها را نخواهد یافت. «گنجشك و جبرئیل» این تصور رایج را كه تبدیل به قاعده نسبتاً مقبول اما نانوشته ای شده بود، بر هم زد. از سویی شاعر این مجموعه كوشید تا با حفظ تكنیك و آرایه ها و اصول بلاغی و لفظی شعر نو، مضامین مذهبی را وارد شعر نو كند و از سوی دیگر تلاش كرد قالب و صورت را در اختیار محتوا در آورده و پوششی معنوی بر قالب و اندام شعر نو بپوشاند؛ پوششی كه تا روزگار نشر «گنجشك و جبرئیل» بر تن شعر نو، راست نیامده بود. حسن حسینی این ادعا را كه «حتی اگر شعر نو مذهبی هم سروده شود، تأثیرگذاری روحی نخواهد داشت و صحبت «قال» خواهد بود و اثری از «حال» و روحانیت در آن وجود نخواهد داشت»، نقض كرد و نشان داد كه می توان با وجود حجم فراوانی از تكنیك، آرایه های صوری و بلاغی و ...، شعر نو مذهبی ای به دست داد كه در عین امروزی بودن، تأثیرگذاری جدی ای نیز داشته باشد و نه تنها عامه شعرخوان، كه عامه مردم را نیز تحت تأثیر فكری و عاطفی قرار دهد.
ج. به دست دادن تصویری جدید از وقایع مذهبی
كاركردهای مذهب در شعر سنتی مذهبی ما، تا پیش از انقلاب، كاركردهای حماسی و تا حد زیادی شعارگونه بود. پیشتر در موارد متعدد گفته ایم كه آسیب جدی شعر های مذهبی ما، فقدان عینیت و منظر تازه در ارایه گزارش از وقایع مذهبی است. استفاده های صرفاً حماسی و انقلابی ـ حكمی از وقایع مذهبی، تقریباً در تمامی دوره های شعر فارسی، وجه غالب بوده است و درست به همین دلیل است كه شعرهای مذهبی اندك شماری توانسته اند به دلیل نگاه دیگر گونه به موضوع مذهب، از دیوار سالها و قرنها بگذرند و به روزگار ما برسند. تكرار استفاده های حماسی از وقایع مذهبی و اساس مذهب، آسیب جدی شعر مذهبی فارسی بوده كه تا روزگار ما نیز ادامه دارد. اما اگر پدیده فوق به درستی تحلیل شود، به این نتیجه منتهی خواهد شد كه شعرهایی با مشخصات فوق، درصدد القای پیامی حماسی یا حرفی ظاهری بوده اند و در بیشتر مواقع، صرفاً انگیزش عاطفی و هیجانی هدف آنها بوده است و درست به همین دلیل، نتوانسته اند جریانی ایجادكننده یا سبك و متد خاصی شمرده شوند. «گنجشك و جبرئیل» اما تصویری جدید از وقایع خاص مذهبی را، در بافت كلامی تازه ای به ما ارایه می دهد. بیان سیدحسن حسینی در این كتاب، بیانی تكراری و كلیشه ای نیست و فارغ از همه چیز، در كار شرح و وصف عینی وقایع در هر شعر، البته بیشتر با تمركز بر شخصیت یا واقعه ای خاص است. نگاه كلی مجموعه، نیم نگاهی به واقعهٔ عاشورا است و در كنار آن، در چند شعر محدود، به برخی موضوعات مذهبی دیگر نیز از جمله كشته شدن «دیباج اصفر»، شخصیت امام خمینی(ره) نیز اشاره شده است و جز یك شعر (شكار و مردار)، مجموعه واقعه یا شخصیت خاصی را به تماشا و توصیف نشسته و تلاش كرده است پنجره ای جدید را به روی آن بگشاید و تصویری تازه از آن ارایه دهد.
به نمونه هایی از این تصاویر نگاهی می اندازیم:
وصف حضرت اباالفضل در شعر «راز رشید»:
پولاد/ تو آن راز رشیدی / كه روزی فرات / بر لبت آورد / و ساعتی بعد / در باران متواتر بریده بریده / افشا شدی/ و باد / تو را با مشام خیمه گاه / در میان نهاد / و انتظار / در بهت كودكانه حرم / طولانی شد ...
می بینیم كه در این شعر قضیه سقایت حضرت اباالفضل و آب آوردن و شهادت ایشان و انتظار بی نتیجه كودكان حرم، چه اندازه غیر مستقیم و تنها با اشاره به كلمه «فرات» شرح داده شده و علاوه بر آن، زیبایی ظاهر كلام و معنا تا حدی است كه جریان «آب را تا لب بالا آوردن و نخوردن» توسط حضرت اباالفضل وجهی دیگر یافته و خود آن حضرت، در تمثیلی، رازی دانسته شده است كه تنها با رفتن بر لب فرات و آب دیدن و به حكم غیرت ننوشیدن آن، افشا شده است. در واقع، شرح این قضیه كه غیرت و وفاداری حضرت تا چه اندازه بوده است. وصف شهادت حضرت علی اصغر در شعر «منطق سیال»:
فلسفه نمی بافم / سخن از گلوی تردی است / كه صادقانه / بر فراز منبر بر آمد / و بلاغت را به عرش رسانید / به روایتی صادق و صمیمی:/ استثنایی بزرگ در تاریخ/ سیلانی بی سقوط / فریادی متصاعد / كه با سه شعله زبانه كشید ...
در این شعر نیز كلمات «ترد» در وصف گلو و «سه شعله» در انتهای عبارت، اشاره به واقعه شهادت حضرت علی اصغر (ع) دارند و بیان مشیر دیگری دیده نمی شود؛ اما به زیبایی تمام، واقعه پاشیدن خون گلوی حضرت علی اصغر به آسمان و بازنگشتن آن، درتركیب «سیلان بی سقوط» و «فریاد متصاعد»، آن هم به عنوان «استثنایی بزرگ در تاریخ» كه «بلاغت را به عرش رسانیده است»، تصویر شده و در واقع به نوعی می تواند اوج واقعه عاشورا و سوگنامه آل محمد در این روز باشد.
هم چنین وصف حضرت زینب و عظمت كار ایشان در شعر «روایت پانزدهم»:
پلك صبوری می گشایی / و چشم حماسه ها / روشن می شود / كدام سرانگشت پنهانی / زخمه به تار صوتی تو می زند / كه آهنگ خشم صبورت / عیش مغروران را منغص می كند/ می دانیم / تو نایب آن حنجرهٔ مشبكی / كه به تاراج زوبین رفت / و دلت / مهمان سرای داغهای رشید است/ ای زن! / قرآن بخوان / تا مردانگی بماند / قرآن بخوان/ به نیابت كل آن سی جزء / كه با سرانگشت نیزه / ورق خورد...
می بینیم كه پیام رسانی حضرت زینب و اعتراض و خطبه ایشان، كاری عرشی دانسته شده و چیزی كه منشأ آن یك «سرانگشت پنهانی» است و در واقع حضرت زینب به نیابت امام (ع)، پیام شهادت آن حضرت را به تاریخ می رساند و با كلام خود، مردانگی و آزادگی را جاوید می سازد. این نحو بیان، كه با وجود فنی بودن، زیبا و روان است، در عین واجد بودن این هر دو مشخصه، تصاویر جدید و بدیعی نیز از عاشورا ارایه می دهد كه در ساخت شعرهای سنتی گذشته نیامده است و مخصوص به گونه و نوع بیانی شعر نو است.در درآمد این نوشتار گفتیم كه «گنجشك و جبرئیل» جدی ترین مجموعه شعر نو مذهبی است كه تاكنون سروده شده است. با توجه به آنچه گذشت، و مرور مجموعه ذكر شده و شعرهای سروده شده مذهبی از انقلاب اسلامی، می توان ادعا كرد كه «گنجشك و جبرئیل» خلاء راهبردی شعر نو مذهبی را در ابتدای راه پر كرد و علاوه بر اینكه راهبردی تازه را در شعر نو مذهبی معرفی نمود، در شعر انقلاب اسلامی نیز بابی تازه را گشود كه دامنه تأثیر آن نه تنها بر شعر نو، كه بر شعر سنتی نیز در گونه شعر مذهبی دامن گسترد و افق تازه ای را در شعر مذهبی گشود كه تا امروز به عنوان راهی جدی و قابل تأمل، فرا روی شاعران و راهروان است. |