برخی از تألیفات او عبارتند از هنری میلر ترجمه , شیطان در بهشت ترجمه , علم در تاریخ ترجمه , هابیل و چند داستان دیگر ترجمه , عرفان و فلسفه ترجمه , علم و دین ترجمه , تاریخ فلسفه ترجمه , كتیبه ای بر باد, پوزیتیویسم منطقی, ذهن و زبان حافظ, فرهنگ موضوعی قرآن مجید, حافظ نامه, چهارده روایت, سیربی سلوك, دایرهٔ المعارف تشیع

بهاءالدین خرمشاهی، متولد ۱۳۲۴، قزوین

- انصراف از رشته پزشكی دانشگاه ملی (شهید بهشتی) ۱۳۴۲

- اخذ مدرك لیسانس ادبیات از دانشكده ادبیات دانشگاه تهران ۱۳۴۷

- دكترای كتابداری از دانشگاه تهران

- نویسنده بیش از ۵۰ كتاب و هزار مقاله

- سردبیر نشریه فرهنگ از ۱۳۶۶ الی۱۳۷۰

- تألیف بیش از ۱۲ جلد كتاب درباره حافظ و حافظ شناسی

- ترجمه قرآن كریم با ۴ هزار یادداشت در ذیل صفحات و واژه نامه ای با ۱۲ هزار لغت

- تألیف فرهنگ شش جلدی انگلیسی - فارسی «واژه پژوهی»

- برخی از تألیفات او عبارتند از: هنری میلر (ترجمه)، شیطان در بهشت (ترجمه)، علم در تاریخ (ترجمه)، هابیل و چند داستان دیگر (ترجمه)، عرفان و فلسفه (ترجمه)، علم و دین (ترجمه)، تاریخ فلسفه (ترجمه)، كتیبه ای بر باد، پوزیتیویسم منطقی، ذهن و زبان حافظ، فرهنگ موضوعی قرآن مجید، حافظ نامه، چهارده روایت، سیربی سلوك، دایرهٔ المعارف تشیع.

تعبیری را درباره بهاءالدین خرمشاهی بپذیریم كه می گوید: «خرمشاهی در میان نسلی كه در سالهای دهه بیست متولد شدند، در سالهای دهه چهل به دانشگاه رفتند و در دهه پنجاه به كار تألیف و تحقیق و ترجمه پرداختند، بی شك بی نظیرترین و برجسته ترین چهره شناخته شده است. كارنامه پر بار و پربرگ او شگفت انگیز است. بیش از ۵۰ كتاب و هزار مقاله زاییده پویش و پژوهش بی وقفه و عاشقانه اوست. آن هم در زمانه ای كه كار تحقیق و تألیف با ناكامی و نابسامانی بسیار همراه است. استادان دانشگاه جز به تدریس نمی پردازند و كمتر فرصت تحقیق و پژوهش دارند. محققان و نویسندگان ما هم آنچنان درگیر گرفتاریهای پیچیده مادی و گذران معاشند كه امكان پژوهش ندارند. در این زمانه عسرت اگر هم نویسنده ای به پركاری و كثرت آثار شهره شده، كارش را نازل و قدرش را ناچیز می دانند و شعار «كوچك زیباست» را سر می دهند...» بسیارند نویسندگانی كه دقت و سرعت را در هم آمیخته اند و هم كمیت و هم كیفیت كارشان درخشان است. خرمشاهی در زمره همین نویسندگان است. آثارش گسترده سرشار از تنوع است، نكته یاب و باریك بین است، كوشا و كوشنده و جستجوگر است. لطف بیان دارد و زبانش جذاب و شیرین و دلنشین است. پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی است، شاعر و مترجم و مصحح و منتقد و ویراستار و دایرهٔ المعارف نویس است. و هر چند یكبار خود را «مؤلف و مترجمی پراكنده كار» نامیده، اما متفنن نیست. بی شك در دو حوزه تخصصی قرآن پژوهی و حافظ پژوهی كم نظیر است. بهاءالدین خرمشاهی متولد فروردین ۱۳۲۴ قزوین است و در آستانه ۶۰ سالگی می گوید: «من به چند روایت و اختلاف در روز دوازدهم فروردین ۱۳۲۴ دیده به جهان گشودم. سالهای ابتدایی عمر و تحصیلم را در دبستان رزبان و دو دبیرستان دیگر سپری كردم. رشته طبیعی خواندم. ولی همه عشقم به ادبیات فارسی و علوم قرآنی و علوم اسلامی معطوف بوده و هست.» پدرش اولین معلم علم و ادب و شیوه زندگانی اوست. و اگر عربیتی آموخته باشد از فضل پدر بوده است. درباره اش می گوید: «اولین معلم قرآنی و عربی من پدرم بود. گاهی در ایام تحصیل در دانشگاه بین من و پدرم نامه های عربی رد و بدل می شد كه ایشان از این كار بسیار به وجد می آمدند. هر چند كه عربی هر دوی ما عجمی بود.» خرمشاهی در سال ۱۳۴۲ ایام دبیرستان را به پایان می رساند و با شركت در اولین دوره كنكور رد می شود. چرا؟ می گوید: «من می بایست امتحان ادبی می دادم در حالی كه دانش آموز رشته طبیعی بودم. اما با خواندن كتابهای ادبی در سال بعد موفق شدم در دانشگاه تهران و دانشگاه شیراز، در رشته ادبیات فارسی قبول شوم. در ضمن در حد فاصل ردی اول و قبولی دوم یك سال فاصله زمانی وجود داشت كه من در همان خلال به دانشگاه ملی (آن روزگار) كه در همان سال تأسیس شده بود رفتم (۱۳۴۲). وجه تسمیه ملی برای این دانشگاه بیشتر به علت پرداخت شهریه اش بود. لاجرم پدرم از یكی از نزدیكان وام گرفت تا من بتوانم وارد دانشكده پزشكی شوم و شهریه سنگین ۵ هزار تومانی اش را پرداخت نمایم. اما این رشته دانشگاهی برای من چندان دوامی نداشت چرا كه من دلی درگیر ادبیات و سری در سودای عربیت داشتم و لاجرم از رشته پزشكی انصراف داده و سال بعد با قبولی در كنكور وارد دانشكده ادبیات دانشگاه تهران شدم.» او در دانشگاه تهران، نزد اساتیدی چون دكتر پرویز ناتل خانلری، دكتر ذبیح الله صفا، دكتر فره وشی، استاد پورداوود، استاد عبدالحمید بدیع الزمانی كردستانی، دكتر سید صادق گوهرین، دكتر مهدی محقق، دكتر سید جعفر شهیدی و... تلمذ می كند. با این همه خودش دكتر عبدالحمید بدیع الزمانی را دومین معلم قرآنی خود می داند و می گوید: «هر هفته در محضر و كلاس او سؤالاتی كه در حین قرائت قرآن برایم موضوعیت می یافت مطرح می كردم.» بهاءالدین خرمشاهی در سال ۱۳۴۷ از دانشكده ادبیات دانشگاه تهران فارغ التحصیل می شود و پس از گرفتن لیسانس ادبیات، رشته كتابداری را انتخاب می كند و پس از آن به انجمن حكمت و فلسفه می رود. از مهمترین علایق زندگی بهاءالدین خرمشاهی قرآن است و قرآن پژوهی. درباره اش می گوید «اصلاً بدین صورت نیست كه هر كسی تحصیلكرده باشد بتواند قرآن را بفهمد و گاهی حتی از عهده روخوانی قرآن نیز برنمی آیند تا چه رسد به فهم عبارات و تفسیر قرآن، كه در حقیقت این روند روخوانی و فهم عبارات و تفسیر مستلزم یك عمر جهد و ممارست و عشق و علاقه است كه عمری پنجاه ساله می طلبد تا شخص از عهده آن برآید. بنده شاید به تقریب حدود چهل سال از عمرم را صرف این كار كرده ام و فعالیتهای مستمری در حوزه قرآن پژوهی و حافظ پژوهی نمودم و با یك نگاه اجمالی در می یابم كه حتی همین مدت طولانی نیز هنوز چندان كافی نیست و عمر بیشتری می طلبد تا به فهم دقایق و رموزات قرآن و حافظ، توأمان، پی ببریم. و با آن كه ده كتاب قرآنی و پانصد مقاله قرآن پژوهانه نوشته ام هنوز فكر می كنم كه از آن آب و گل اولیه بیرون نیامده ام. از خداوند بزرگ مسألت دارم تا ما قرآن را مهجور نگیریم. چرا كه مهجور گرفتن قرآن چنین نیست كه ما قرآن را نخوانیم یا كه كم بخوانیم، بلكه مهجوریت قرآن زمانی آغاز می شود كه به مفاد قرآن توجه نكنیم و در آن تدبر ننماییم.»


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 2 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.