رسول پرویزی

پرویزی از جمله نویسندگانی است كه با حفظ فرم و شیوه جمالزاده علاوه بر حفظ اصول اولیه داستان نویسی, كوشید تا آن چنان در دام تكرار و زیاده گویی نیفتد

در میان صفحات كتاب های درسی دوره دبیرستان، داستانی وجود دارد كه به رغم سادگی و نگاه نوستالژیك، ما را با یك نویسنده بی ادعا و فراموش شده روبه رو می كند. این داستان كه به دفعات در میان كودكان و نوجوانان ایرانی دست به دست شده و شاید از درونمایه های آن، امتحانی هم گرفته شده باشد، «قصه عینكم» نام دارد كه از نوشته های رسول پرویزی به شمار می آید. رسول پرویزی حداقل با این داستانش توانست، لبخندی معصومانه را بر لبان دانش آموزان ایرانی بنشاند... بگذریم. رسول پرویزی كه یكی دیگر از نویسندگان فراموش شده دو دهه اخیر است را باید از پیشروان و نخستین نویسندگانی دانست كه در داستان های خود با توسل به نگاهی كودكانه و تا حدودی خاطره محور، به دنبال تصویر، ناملایمات و كاستی های جامعه خود هستند. پرویزی از جمله نویسندگانی است كه با حفظ فرم و شیوه جمالزاده علاوه بر حفظ اصول اولیه داستان نویسی، كوشید تا آن چنان در دام تكرار و زیاده گویی نیفتد. او به سال ۱۲۹۸ در جنوب ایران متولد شد و در سال ۱۳۳۶ نخستین و معروف ترین مجموعه داستانی خود یعنی «شلوار های وصله دار» را منتشر كرد.

پرویزی كه سال ها در مجلات قلم زده و خود را به عنوان یكی از اصلی ترین نمایندگان تیپ داستانی جمالزاده معرفی كرده بود، هیچ گاه نتوانست همراه و همگام با چهره هایی مانند صادق هدایت، بزرگ علوی، صادق چوبك و ... حركت كند. در واقع می توان پرویزی را نویسنده ای دانست كه به دلیل نگاه اخلاقی به بافت و كاركرد داستان هرگز نتوانست آن را در فرم و شكلی مدرن باور كند. شاهد این گفته را می توان دومین كتاب او یعنی «لولی سرمست» دانست كه در سال ۱۳۴۶، منتشر شده و حتی فاقد آن جذابیت های شلوار های وصله دار است. در هر صورت كارنامه ادبی پرویزی در این مجموعه داستان خلاصه می شود كه به خصوص اولی تاثیر مستقیمی بر بسیاری از نویسندگان هم دوره و یا بعد از پرویزی داشت. پرویزی كه گویا مشاغل دولتی اصلی ترین ممر درآمد او بود در سال ۱۳۵۶ و در حالی درگذشت كه ۵۸ سال بیشتر نداشت. برای گزارشی از جهان داستانی او به دو محور اصلی اشاره می كنم:

۱- شلوار های وصله دار ۱۳۳۶: اگر كمی به ساختار اجتماعی مناطق جنوبی ایران به خصوص شیراز و بوشهر توجه كنیم، درمی یابیم كه مهم ترین رویداد های دهه های بیست و سی را در آنجا شاهد بوده ایم و یا بازتاب های وقایع اجتماعی در این مناطق عمیق تر بوده است. راوی داستان های شلوار های وصله دار، دقیقاً همگام و همسو با این ویژگی داستان هایی می سازد كه فرم اولیه آنها، تمایل آشكاری به بیانگری فقر، ظلم، قحطی و... دارد و در عین حال به دلیل راه یافتن فضا های طنز به این بیانگری آثار خواسته و یا ناخواسته از حالت مانیفست گونه خود خارج شده اند. همان طور كه گفتم، پرویزی به شدت تحت تاثیر باور ها و دستاورد های جمالزاده بود. او با تعقیب بن حكایت وار داستان های جمالزاده به این نتیجه رسید كه باورپذیری و شخصیت پردازی تیپیك مهم ترین جنبه های داستان به شمار می آید. با این مقدمه می توان سه نكته كلی را در باب داستان های شلوار های وصله دار مورد توجه قرار داد.

نخست این كه پرویزی در آغاز دهه سی و بعد از درك تجربه های نویسندگان چپ و یا ایدئولوگ همان راهی را می رود كه م.ا.به آذین پیشنهاد كرده است اما نكته ظریفی كه داستان های این كتاب را از تنه ادبیات ایدئولوژیك جدا می كند همان بی شعار بودن آنها است. باید قبول كرد كه پرویزی به مانند جمالزاده، داستان را بیشتر نوعی فرصت برای تصویری دقیق از جامعه خود می دانست كه آن چنان هم نباید درگیر مسائل و مفاهیم آن چنانی هستی شناسانه شود. براساس همین نكته، پرویزی، از داستان نویسی و خاطراتش فرمی می سازد كه علاوه بر حفظ بن مایه های روایی اجتماع و مردم خود حلاوت و شیرینی كودك بودن را نیز به مخاطب خود یادآور می شوند. یكی از مهم ترین جنبه های ادبیات پرویزی نیز همین نكته بود، اینكه او به نوعی جزء نخستین نویسندگانی است كه با مدد از خاطرات خود و بیان آن در قالب رئالیستی و كاملاً مفهومی، آثاری را خلق نمود كه ادعایی در مسائل روشنفكری ندارند.

راوی او بیشتر به روایت ماجرا و اتفاق غالباً طنز آلود و یا تراژیك خود دلبسته است و همین باعث شده كه پرویزی را در زمره كلاسیك ترین داستان نویسان ایرانی به حساب آوریم. از سویی دیگر پرویزی خواسته و یا ناخواسته به عنصر «لحن» در داستان و مسائل جامعه شهری شیراز توجه خاص دارد. او از دوره ای می نویسد كه حضور انسان روستایی در شهر های بزرگ، پررنگ شده و فراز و فرود های اجتماعی، ذهن او را از حالتی یقینی به شكلی سردرگم درآورده است. به طور مثال، ماجرای مدرن شدن و هم شكل شدن لباس در مدارس و ادارات ایران، آن چنان برای وی مهم است كه می تواند از آن به عنوان یك دغدغه مدرن یاد كند. پس دومین و مهمترین مولفه در خوانش نوشته های پرویزی، تقابل انسان وی با عناصر جدید زندگی شهری است. در اغلب داستان های شلوارهای وصله دار، چیزی كه موجب خلق روند خطی روایت می شود همین دغدغه مدرن شدن است. اگر صادق هدایت مدرنیسم جامعه ایرانی را در بحران هویت نوپای دوران خود تصویر كرد، رسول پرویزی، این پروسه را در شكلی عینی تر و صریح تر، با توسل به تغییر اخلاق زندگی جامعه خود بیان كرد. پسرك داستان های او به دلیل همان ناآشنایی با بافت و طرح وجودی زندگی شهری در برابر مسائلی كاملاً پیش پا افتاده نظیر عینك، شلوار، مسائل ناموسی و حتی عشق های روزمره جوانی، دچار نوعی بی هویتی و ناآگاهی تاریخی شده و همین موجب خلق «طنز» در زندگی او می شود.

پرویزی در این داستان ها، جامعه ای متناقض را به تصویر می كشد كه در عین جهل و نادانی، به زور به سوی شكلی مدرن حركت داده شده است. نكته مهم این بحث، تلفیق نسبتاً موفق نویسنده از روایت حكایت وار و روایت داستانی است. در واقع جان كلام پرویزی را می توان حكایتی شفاهی دانست كه هر كودك و یا نوجوانی شاید آن را از سرگذرانده باشد، اما به دلیل تمایلات داستانی نویسنده، این فرم قدیمی با قالب روایی داستان جدید كنار آمده و در عین این كه ذاتاً به همان ماجرا و یا حكایت خود وابسته است، از ریتم و ساختارهای دراماتیك یك داستان كامل نیز برخوردار است. پرویزی به نوعی با گزارش از محیط شهری داستان و تاكید بر رفتارشناسی بی هویت آن، ابتدا پس زمینه ای از فضای آن دوره را ترسیم كرده و سپس با طرح ماجرا كه قائم به لحن و شتابزد گی روایت یك نوجوان روستایی است، به دو نتیجه مهم دست می یابد. او در دهه سی و در دوره ای كه داستان اجتماعی اغلب وابسته به فرم بیانی نویسندگان ایدئولوگ است، داستان هایی می نویسد كه شفاف هستند و در عین حال، هیچ ادعایی در ایجاد حركت و یا رویدادی خاص ندارد! و از طرفی دیگر، به دلیل نوع راوی و بیان جدید او، نمونه سرمشقی برای نویسندگان همان دوره و بعد از آن محسوب می شوند. به طوری كه نویسندگانی مانند جلال آل احمد، مهشید امیرشاهی و حتی نویسنده ای مانند فریدون تنكابنی، به مجموعه شلوارهای وصله دار، توجه خاص داشته اند.

نكته اصلی دیگری كه در خوانش نوشته های رسول پرویزی باید مورد توجه قرار بگیرد همانا ساختار آن است. پرویزی، خواسته و یا ناخواسته به دلیل تسلط و آشنایی با ادبیات كلاسیك فارسی، از فرمی كاملاً بومی مدد گرفته و داستان می نویسد.


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 2 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.