سیدجعفر حمیدی, تاریخ نگار و مدرس ادبیات

سیدجعفر حمیدی، تاریخ نگار و مدرس ادبیات

متولد ۱۳۱۵ بوشهر

پایان تحصیلات متوسطه در بوشهر

اخذ مدرك كارشناسی زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه شیراز۱۳۴۰

بازگشت به بوشهر و تدریس

عزیمت به تهران و ادامه تحصیل در رشته روان شناسی و علوم تربیتی تا مقطع كارشناسی ارشد ۱۳۴۶

اخذ مدرك فوق لیسانس زبان و ادبیات و ادامه تحصیل در مقطع دكترا ۱۳۵۵

سابقه بیش از چهل سال تدریس زبان و ادبیات فارسی در مقاطع مختلف آموزشی

عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی

سردبیر پژوهشنامه دانشكده ادبیات

عضو انجمن استادان زبان و ادبیات فارسی

عضو هیأت علمی انجمن ایران شناسی

از حمیدی چندین وچندجلد كتاب در حوزه های تاریخ نگاری و ادبیات منتشر شده كه برخی عناوین آن به شرح ذیل است:

نهضت ابوسعید گناوه ای، زیركشان، آسیه ملكه مصر، تاریخ نگاران، بوشهر در مطبوعات عصر قاجار، سعدی در كیش، بندر ریگ، تاریخ اورشلیم، فرهنگنامه بوشهر، داستان سیاوش و...

آنچنان عاشق بوشهر و زادگاهش است كه پنج جلد از تألیفاتش را به آنجا اختصاص داده. می گوید باید برای بوشهر كاری كرد.درون كتابخانه پر از كتابهای ادبی و تاریخی است و درطبقه زیرین آن بالغ بر پنجاه پایان نامه دانشجویی به چشم می خورد. مهربان است و ریزنقش و با لهجه شیرینش از دوران بچگی سخن می گوید: پدرم در زمستانها برایمان كتاب می خواند. تمامی فامیل و اهل محل در آن شبهای طولانی می آمدند پای كتاب خواندن پدرم و عمویم می نشستند. بوستان، امیرارسلان، هزار و یك شب ... فكر می كنم از همان بچگی بود كه عشق به تخیل و رؤیا و سفر كه عناصر اصلی ادبیات ماست در جانم ریشه كرد. جعفرحمیدی تا دیپلم را در شهر بوشهر می گذراند. در آن مقطع چون شاگرد اول دیپلم ادبی بوده است، بدون كنكور برای رشته ادبیات دانشگاه شیراز در مقطع كارشناسی پذیرفته می شود. شرح می دهد كه در آن دوران لیسانس را در سه سال می خواند. پس از آن كه به مدت دوسال در سنندج و شهرهای دیگر خدمت سربازی را می گذراند و برای تدریس در رشته ادبیات به بوشهر باز می گردد.تابلوهایی از بوشهر به دیوار است و تابلوی خطاطی زیبایی را می توان در بالای پنجره دید كه راجع به بوشهر نوشته شده و به او تقدیم شده است.سال ۱۳۴۶ به تهران می آید وسه سال بعد فوق لیسانس روانشناسی و علوم تربیتی را اخذ می كند. در سال ۱۳۵۵ هم موفق به اخذ فوق لیسانس زبان وادبیات فارسی می شود و در تمامی این سالها كارمند رسمی آموزش و پرورش به حساب می آید. پس از آن برای اخذ مدرك دكترا وارد دانشگاه فردوسی مشهد می شود و پس از انقلاب فرهنگی از همانجا دكترا می گیرد. حمیدی توضیح می دهد كه تا سال ۱۳۶۵ در وزارت آموزش و پرورش بوده و پس از آن به وزارت علوم و دانشگاه شهید بهشتی منتقل می شود جایی كه در حال حاضر نیز همچنان با سمت استادی در آن مشغول به كار است. «من هنوز بازنشسته نشده ام و روزهایی هست كه تا دوازده ساعت كار می كنم. تحقیق، مطالعه، نوشتن، پایان نامه ها و... این ساعات بهترین لحظات عمر من هستند چرا كه می دانم عاشقانه در خدمت ادبیاتم.۴۳ سال است كه تدریس می كنم. امیدوارم سالهای دیگری هم در پیش باشد تا بتوانم ادامه دهم».

حمیدی شعر هم می گوید، قبل از سالهای ۱۳۴۰ آنچه درشعر او را دل مشغول خود ساخته بود شعر مقفی بوداما پس از آن به شعر نیمایی گرایش پیدا می كند. جالب توجه است كه او عاشق صادق هدایت، چوبك و شاملو است و می گوید شاملو از مردان طراز اول ادبیات ایران است و كارهای سترگی را كه كار مردانی بسیار بوده به تنهایی انجام داده است. در دانشگاه ، بوستان، گلستان، مرصادالعباد ، شاهنامه و ادبیات معاصر تدریس می كند و اخیراً پیشنهادی به وزارت علوم مبنی بر گرایش های مختلف در ادبیات نیز ارائه كرده است كه مثلاً دانشجویان، مدرك دكترا در ادبیات قرن سوم تا ششم یا مقاطع دیگر را بطور تخصصی اخذ كنند. از عشق به ادبیات می گوید واینكه به مدت چهار سال با اتوبوس از بوشهر به شیراز ، سپس به تهران می آمده و پس از پایان چند ساعت كلاس نزد اساتید، همان راه بیست وپنج ساعته را به بوشهر باز می گشته است. می گوید: «كشور ما كشور روشنی است. سرزمین بزرگ و پرحادثه ای است. هجوم ها و رنجها برده اند این قوم سخت كوش. مردم به زورخانه وعیاری و خانقاه و شاعری و طنز روی آوردند. مردم در عین بدبختی قهقهه می زدند. طنز و شعر یك مبارزه منفی بود. تأثرات روح به شعر مبدل می شود. چون نمی توانسته اند به شمشیر پناه برند به شعر وعرفان روی آورده اند.البته این خود یكی از دلایل اصلی پرورش و رشد ادبیات در ایران است. اما، ما در همان روزگار سرآمد جهان بودیم. درهمان زمانی كه علی رغم حمله مغول و دیگران ، اروپا در قرون وسطی در ظلمت بود».او از بزرگان ادبیات ایران یاد می كند كه با آنها محشور بوده یا كسانی را ذكر می كند كه افتخار پنجاه ساله اخیر ایران بوده اند. حسرتش را هنگام به یادآوردن نام آن بزرگان پنهان نمی كند و امیدوار است كه در فضای آینده كشور شاهد حضور وزنه های دیگری هم باشیم. « در سابق ما هرپنج شش سال یكبار یك دكترا در ادبیات داشتیم و آن شخص با رنج و مشقت فراوان، ممارست و كوشش چندین ساله می توانست از تز دكترایش دفاع كند اما حالا هرسال دهها دكترا بیرون می دهیم كه نه بازار كار مناسبی برای آنان هست و نه فضای تحصیلی و تحقیق. برنامه های دانشگاه سخت گیری گذشته را ندارند. ستون ادبی ما بسیار عمیق تر و مهم تر از آن است كه تنها در یك ترم و آن هم در دو واحد بررسی شود.» استاد، زبانهای عربی و انگلیسی را هم می داند اما خودش می گوید كه هركدام را كم می داند.او پیگیر حرفه ای و مشتاق ادبیات سایر ملل نیز هست و هرچه كه ترجمه شده از شعر و رمان و نقد ادبی و تاریخ ادبیات خوانده است. هنگام صحبت كردن از قلل مرتفع ادبیات ایران چشمانش برق می زند و با شور و هیجان و به كاربردن كلمات مطنطن ادبی حق مطلب را ادا می كند.

می گوید: فردوسی، مولوی، سعدی، حافظ، نظامی، خاقانی، خیام، عطار و... اینها افسونم می كنند. دیوانه ام می كنند و آنقدر عمیق اند كه رعب آورند. مولوی را بسیار می پسندد و می گوید: مولوی یعنی رقص، یعنی موسیقی. جوشش این مرد اعجاب آور است. دنیا نظیرش را ندارد. از وضعیت تدریس در دانشگاه با كمی ناراحتی حرف می زند كه به ادبیات كلاسیك بیشتر از ادبیات مدرن می پردازند. «درحالی كه ادبیات مدرن ما هم در جهان شناخته شده است و بسیاری درجهان صادق هدایت را خوب می شناسند.» اما این اصل را هم قبول دارد كه حافظ و سعدی و دیگران افتخار بشریت هستند. شناسنامه بشریت هستند. «اما چگونه این همه گنجینه را می توان مثلاً در یك ترم به شاگردان آموزاند.» كت و شلوار قهوه ای و پیراهن آبی راه راه پوشیده، آرام درون صندلی خویش خزیده است و حرف می زند. از بوشهر می گوید و از دلاورانی كه درآنجا زیسته اند. رئیس علی و میرمهنا. تحقیقات بسیاری در مورد بوشهر انجام داده است و می گوید كه هنوز حق مطلب ادا نشده چرا كه بوشهر سرزمین قدیمی است و می گوید كه در بوشهر آدمهای بزرگی رشد یافته اند. منوچهر آتشی، منیروروانی پور و كسان دیگری را نیز برمی شمارد. اولین كتابی كه از او چاپ شده كتاب شعری باعنوان «وصلت در سده تظلم» است . اما كارجالبی كه در فرهنگ عامه صورت گرفته و مربوط به حمیدی است تقریر كتاب «ماشین نوشته ها» ست كه دوبار تجدید چاپ شده است.توضیح می دهد كه تمامی استانها را دنبال ماشین های مختلفی بوده كه برروی شیشه ها یا گلگیر یا پشت ماشین اشعار مختلفی را نوشته و حك كرده اند و افراد بی شماری هم به او دراین مورد یاری رسانده اند. حمیدی در تمامی این سالها در كنار تدریس، به تحقیق و نوشتار نیز مشغول بوده و فقط درسال ۱۳۸۱ شش عنوان كتاب از دكتر جعفر حمیدی منتشرشده است. مهمترین آنها «تاریخ اورشلیم» است. دراین كتاب نفیس هرآنچه راجع به اورشلیم درمنابع مذهبی و غیرمذهبی، اسناد و مدارك دولتی، سنگ نوشته ها، دیوان شعرا و غیره آمده مورد بررسی قرارگرفته است. «تمام زندگیم ادبیات است. خانواده ام هم به این امر عادت دارند. البته همسرم خودش نیز سی سال به تدریس مشغول بوده و برایش بسیارطبیعی است كه من تا نیمه های شب مشغول به نوشتن و نت برداری هستم. درحال حاضر هم دو روز در هفته مشغول به تدریس دردانشگاهم و بقیه اوقات داخل خانه یا در كتابخانه ام با ادبیات سروكار دارم. زندگیم جدا از ادبیات هیچ معنا و مفهومی ندارد.» دكتر جعفر حمیدی عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی و سردبیر پژوهشنامه دانشكده ادبیات و همچنین عضو انجمن استادان زبان و ادبیات فارسی نیز هست. از اشتیاق جوانان كه می پرسم می گوید: «آنها مشتاق ادبیاتند اما بسیاری بخاطر قبول نشدن در رشته های دیگر وارد ادبیات شده اند درحالی كه دنیای ادبیات یعنی عشق ورزیدن به انسان و هویت او. ادبیات ما تاریخ ماست. نوع نگرش ما به خالق متعال و جهان مخلوق است. ازطریق ادبیات است كه ما گذشتگان خود را باز می یابیم اما جوانها دیگر حوصله كنكاش را ندارند. جست وجوگر نیستند و دنبال راه آسان و زندگی آرام هستند با این حال امیدوارم ادبیات ما را دوباره به عوالم بزرگ گذشته و آرزوهای بزرگ آینده پیوند بزند.»