داستان نویسی زنان ایران

داستان نویسی زنان از نظر كمی و كیفی به مرحله ای رسیده است كه كتابی در توصیف سنت نوشتاری نویسندگان زن ایرانی تألیف شود

بنفشه حجازی (متولد ۱۳۳۳) كه عمدتاً به‌عنوان شاعر و محقق وضعیت تاریخی زنان شهرت دارد رمان‌هایی هم نوشته است كه بهترین آنها زووو (۱۳۸۱) نام دارد.

فرخنده آقایی (متولد ۱۳۳۵) در مجموعهٔ تپه‌های سبز (۱۳۶۶) ناآرامی‌های روحی زنان را از منظر ذهنیتی وحشت‌زده و مواجه با واقعیتی كابوسناك روایت می‌كند. در راز كوچك (۱۳۷۲) و یك زن یك عشق (۱۳۷۶) فاصلهٔ میان زندگی آرزوشده و تلخی واقعیت، زنان را به انزوایی می‌راند كه حاصلی جز آشفته‌فكری ندارد. او در رمان جنسیت گمشده (۱۳۷۹) به موضوعی جسورانه می‌پردازد و شرح تلاش‌های پسری برای تغییر جنسیت را همپای سفر عرفانی او به هند پیش می‌برد.

منیرو روانی‌پور (متولد ۱۳۳۳) در مجموعهٔ كنیزو (۱۳۶۷) و رمان اهل غرق (۱۳۶۸) رنج‌ها و حسرت‌های زنان را در فضای وهمناك جنوب ایران به شیوهٔ رئالیستی جادویی توصیف می‌كند. آثاری را كه دربارهٔ مشكلات عاطفی و معیشتی زنان هنرمند در جامعهٔ امروز ایران پدید آورده است، مثل رمان دل فولاد (۱۳۶۹)، می‌توان از نظر فكری كارهایی ابتكاری دانست. روانی‌پور كه نویسنده‌ای پركار است در رمان كولی كنار آتش (۱۳۷۸) به درگیری‌های زنان با سنت‌های مردسالارانه در زمینه‌ای از ماجراهای سیاسی سال‌های پس از انقلاب می‌پردازد.

ویژگی‌های شخصی قهرمان زن دانشور در سووشون پنهان می‌ماند و او از طریق وابستگی سیاسی‌ـ‌عاطفی به شوهرش هویت می‌یابد. قهرمان پارسی‌پور در سگ و زمستان بلند سرگردان است و با نوعی اضطراب اجتماعی عرفانی به كندوكاو در وجود خود می‌پردازد؛ اضطرابی كه میل به گریز را در قهرمانان آثار علیزاده تشدید می‌كند. قهرمان روانی‌پور در دل فولاد، در جست‌وجوی راه رهایی، كشمكش آشكارتری با اقتدار و سنت دارد.

و نویسندگان دیگری مثل فرشته ساری، شاعری كه در رمان‌هایش به‌تدریج به تجربهٔ ساختاری مدرن‌تری می‌گرود، یا پیمانه روشن‌زاده، پزشكی كه رمان خاطره‌ای نسترن‌ها بر شانهٔ دیوار (۱۳۶۹) را به شیوهٔ رئالیستی مألوف می‌نویسد، یا راضیه تجار و زهرا زواریان كه در داستان‌هایشان با نثری شاعرانه و احساسی به نقش زنان در مسائل مربوط به جبهه و جنگ می‌پردازند.

۳. رهسپار راه‌های تازه: در دههٔ ۸۰ـ۱۳۷۰، در حدود ۳۷۰ نویسندهٔ زن شروع به انتشار اولین اثر خود می‌كنند (۱۳ برابر نویسندگان زن دههٔ قبل). عدهٔ نویسندگان مرد در این دورهٔ زمانی ۵۹۰ نفر است. فاصله خیلی كم شده است و شاخص مقایسهٔ تعداد نویسندگان مرد كه پنج برابر نویسندگان زن بود به ۵/۱ برابر تقلیل یافته است.

زنان چه در عرصهٔ رمان متعالی و چه در عرصهٔ رمان عامه‌پسند ـ همچنان كه در دیگر عرصه‌های حیات اجتماعی ـ حضوری محسوس دارند. منتقدی «اقبال روزافزون مردم ایران ـ به‌ویژه زنان ـ به رمان‌های عامه‌پسند را نشانهٔ فزونی گرفتن شمارهٔ زنان و مردان مدرن در جامعهٔ ما می‌داند، زیرا رمان از هر نوع كه باشد به جهان جدید تعلق دارد؛ و رواج آن در هر جامعه‌ای مبین حلول روح تجدد در كالبد تك‌تك افراد رمان‌خوان آن جامعه است.»۷ جامعه‌ای كه به واسطهٔ رمان، هم سرگرم می‌شود و هم به خوداندیشی دست می‌زند.

مثل دوره‌های پیشین، آثار نویسندگان این دهه را نیز می‌توان در سه دسته بررسی كرد.

نویسندگانی كه كار اصلی‌شان در دیگر حیطه‌های هنری است اما داستان هم می‌نویسد، مثل سیمین بهبهانی (شاعر)، ایران درّودی (نقاش)، پری صابری (كارگردان تئاتر)، پوران فرخ‌زاد (شاعر و محقق)، منصوره نظام‌مافی (مورخ)، نوشین احمدی (ناشر)، شادی صدر (روزنامه‌نگار) و... عدهٔ این‌گونه نویسندگان كه آثارشان در مرز داستان و خاطره قرار می‌گیرد خیلی بیشتر از دههٔ گذشته شده است. محققی دربارهٔ این قبیل آثار می‌گوید: «عصیانی است علیه سكوت، تأیید تازه‌ای است بر فردیت زن، حضوری است بر جای غیبتی طولانی؛ غصب فضا و نقشی است كه تاكنون از آنِ مردان بوده است. از همین رو، این روایات بدیع از زنان را... باید از نظر فرهنگی، اگر نه همواره از دید ادبی، واجد اهمیت و ارزش ویژه‌ای دانست». ۸اما نكتهٔ قابل توجه پیدایش یك جریان پرتوش و توان پاورقی‌نویسی زنانه است كه در دوره‌های گذشته نظیر نداشته. منتقدان به این جریان ادبی‌ـ‌اجتماعی كم‌توجه بوده‌اند، اما واقعیت این است كه این آثار خوانندگان زیادی دارند و مشغله‌های ذهنی و اجتماعی خاصی را بازتاب می‌دهند. تعمق در اینكه چرا مردم عادی دوست دارند این داستان‌ها را بخوانند، می‌تواند ما را به درك این نكته برساند كه این آثار به چه چیزی پاسخ می‌دهند یا چه چیزی را ارضا می‌كنند. زیرا برخلاف نویسندگان پیشرو كه عمدتاً به زندگی و مسائل مورد توجه روشنفكران می‌پردازند، پاورقی‌نویسان از درگیری بر سر مسائل روزمرهٔ زندگی می‌نویسند.

پاورقی‌نویسی شاخه‌ای از ادبیات است كه خصلت سرگرم‌كنندگی‌اش بیشتر از دیگر اهداف داستانی است. «طرح» رمان متعالی متكی بر ایجاد پرسش و جست‌وجوی «چراها»ست. ضمن خواندن این رمان‌ها از خود می‌پرسیم: «چرا این واقعه روی داد؟» درحالی‌كه خوانندهٔ پاورقی‌، بیش از آنكه در بند درك علت وقایع باشد، نگران دانستن بقیهٔ ماجراست. پس عجیب نیست اگر در چنین رمان‌هایی، سر هر بزنگاهی با حادثهٔ «تكان‌دهنده‌ای» روبه‌رو شویم كه مبنایی جز اشتباه یا تصادف ندارد.

دربارهٔ علل افزایش پاورقی‌ها می‌توان به مسائل گوناگونی اشاره كرد، از جمله اینكه رمان متعالی دورهٔ ركود خود را می‌گذراند. بحران اقتصادی و فرهنگی، خوانندگان بی‌حوصله برای پرداختن به امور جدی و تفكربرانگیز را به‌ سوی رمان‌های سرگرم‌كننده‌ای می‌راند كه آرزوهای كام‌نایافتهٔ مالی و عاطفی را برون‌افكنی می‌كنند.

دشواری‌هایی كه دستگاه سانسور برای نشر رمان‌های متعالی ایجاد می‌كند نیز در گرایش ناشران به تولید رمان عامه‌پسند و بی‌دردسر بی‌تأثیر نیست. از سوی دیگر، باید به بحران خلاقیت نویسندگان هم توجه داشت. ناتوانی در ایجاد رابطه‌ای پویا بین ابداع و واقعیت، و گرایش به ‌سوی آفریدن آثار پیچیدهٔ تجربی ـ تحت تأثیر تئوری‌های ادبی پست‌مدرن ـ سبب می‌شود كه نویسندگان نتوانند خوانندگان خود را حفظ كنند. به‌طوركلی، به قول میلان كوندرا، «غربت رمان در نظام كالایی» سبب رونق پاورقی‌نویسی به‌عنوان كسب و كاری پرسود می‌شود. در نخستین سال‌های پس از انقلاب، پاورقی‌نویسان امكان كمتری برای عرضهٔ آثارشان یافتند. اما به‌تدریج، با تغییر ارزش‌ها و گرایش بخش وسیعی از خوانندگان به ملودرام، و با دشوارتر شدن شرایط نشر ادبیات پیشرو، پاورقی‌نویسان بخش عمده‌ای از انتشارات ادبی را به خود اختصاص دادند.

زنان بسیاری به این نوع نگرش روی می‌آورند. هریك از آنان با تقلید از آنچه خوانده است شروع به نوشتن می‌كند و به‌تدریج نوعی عرف ادبی پدید می‌آید. راز موفقیت داستان عامه‌پسند در تولید انبوه آثار مصرفی هم‌شكل است، نه در توانایی‌های هنری نویسنده. در واقع، بیش از نام نویسنده، مضمونی اهمیت دارد كه به آن پرداخته است. از میان گروه كثیر پاورقی‌نویسان می‌توان از نسرین ثامنی، مریم جعفری، فهیمه رحیمی، فریده رهنما و رویا سیناپور به‌عنوان كسانی كه هریك بیش از ده داستان منتشر كرده‌اند یاد كرد. پاورقی‌نویسان، بیش از آنكه دغدغهٔ خلاقیت داشته باشند، به نوشتن همچون حرفه و وسیله‌ای برای امرار معاش نگاه می‌كنند.

ویرجینیا وولف دربارهٔ تمایل زنان به این نوع رمان‌نویسی می‌گوید: «محدودیت تجربیات زنان در خانواده و فعالیت‌های روزمره‌شان می‌تواند خیلی راحت به شكل رمان ظاهر شود تا هر فرم ادبی دیگر... تجربیات آنان عمدتاً شامل مطالعهٔ شخصیت‌ها و تحلیل احساسات می‌شود.» زنان بسیاری به سبب آسان بودن این نوع رمان به‌ سوی آن می‌آیند، زیرا «در میان شكل‌های هنری كمترین میزان تمركز را می‌طلبد.»۹زنان «اغلب در چارچوب خانه و عواطف خود» محصورند. امكان برخی تجربیات را نمی‌یابند و رمان‌هایشان هم از این واقعیت تأثیر می‌پذیرد. پس «قوای ذهنی خویش را صرف مشاهده و تجربه و تحلیل شخصیت‌ها» می‌كنند و به تكرار وقایع و شخصیت‌ها دست می‌زنند. محدودیت مشاهدهٔ اجتماعی و نوشتن بر مبنای تأثیرات احساسی و عاطفی، پاورقی‌نویسان را به پدید آوردن آثاری برانگیخته كه دستاوردی برای ادبیات ما محسوب نمی‌شوند. اما از منظر جامعه‌شناسی ادبی، افزایش این رمان‌ها می‌تواند پرسش‌هایی را دربارهٔ واقعیت اجتماعی برانگیزد.


شما در حال مطالعه صفحه 3 از یک مقاله 4 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.