Locked دریافت Toolbar آفتاب
مرکز گسترش فناوری اطلاعات (مگفا) : دوره الکترونیکی اصلاح الگوی مصرف
مقالات فرهنگی و هنری ادبیات و شعر سعدی ، ناقدان و پیروان
۷ شهريور ۱۳۸۴
  ◊   دفعات نمایش : ۴۹۳۰        Monday, Aug 29, 2005
سعدی ، ناقدان و پیروان
قوم ایرانی در هر رشته از علم و حكمت و ادب هنرهای دیگر فرزندان نامی بسیار پرورانده ولیكن اگر هم به جز شیخ سعدی كسی دیگر نپرورده بود. تنها این یكی برای جاوید كردن نام ایرانیان بس بود.
صفحه آخر بعدى ۴۳۲۱
سعدی ، ناقدان و پیروان

سعدی در آئینه ادب معاصر

۱. دلتمرد، فلسفه شناس و ادیب برجسته ایرانی، محمدعلی فروغی (۱۳۲۱ ۱۲۵۶) درباره سعدی شیرازی(سده هفتم قمری، سده سیزدهم میلادی) یكی از چهار چهره برتر شعر كلاسیك فارسی و در همان حال، مهم ترین نثر نویس تاریخ ادبی ایران چنین اعتقاد دارد:

«قوم ایرانی در هر رشته از علم و حكمت و ادب هنرهای دیگر فرزندان نامی بسیار پرورانده ولیكن اگر هم به جز شیخ سعدی كسی دیگر نپرورده بود. تنها این یكی برای جاوید كردن نام ایرانیان بس بود. مداحی از شیخ سعدی را زبان و بیانی مانند زبان و بیان خود او باید، اما هیهات كه چشم روزگار دیگر مانند او ببیند».۱ با آنكه فروغی از ذهنیتی تجدد خواه بهره داشت، اما مشكل بتوان رأی او را نمونه داوری ادیبان و شاعران متجدد ایران در سده بیستم میلادی نسبت به سعدی دانست. البته باید پذیرفت كه همه آنان درباره سعدی، رأی و داوری نوشته شده ای ندارند. با این همه شاید، با جست و جوی ردپاهایی از برخی نظرهای مخالف را در لا به لای آثار ادبی و فرهنگی معاصر بیابیم.

میرزا فتحعلی آخوندزاده(۱۲۹۵ ۱۲۸۸ق) تجددخواه نامور سده نوزدهم میلادی، از شاعران قدیمی، جز فردوسی، به كسی اعتقاد نداشت. او در یكی از نامه هایش به میرزا آقا تبریزی، دوست و هم فكرش به صراحت می گوید كه: «دور گلستان و زینهٔالمجالس گذشته است. امروز این قبیل تصنیفات به كار ملت نمی آید.»۲ میرزا آقاخان كرمانی (۱۳۴۱ ۱۲۷۰) ، هم اندیش جوان تر آخوندزاده، خود در بیست و پنج سالگی كتابی به نام رضوان به تقلید از گلستان نوشت. اما بعدها این موضوع را مورد انتقاد قرار داد.

«از هفت صد سال پیش هركس در ایران با التزام رعایت وضوع عبارت، تألیف اثری زیبا خواسته، تنها طرح گلستان سعدی را پیشنهاد خود ساخته است....همه خود را كوچك ابدال های گلستان دانسته اقتفا به عبارات وی جسته اند....

فلان مؤلف خواسته است در ضمن حكایات طیور و وحوش پادشاهان را نصیحت بدهد و فلان درویش پنداشته كه از زبان پری و سروش به ابنای ملوك قانون سلوك تواند آموخت و از این معنی غفلت ورزیده اند كه حكایت شیر و روباه تا چه مقدار مایه تنبه و خبرت وزیر و شاه تواند شد و قصه موش و خرگوش تا چه حد و پایه اسباب تیقُظ و عبرت درویش و گدا خواهد بود».۳ او در اثری دیگر ضمن انتقاد از بخش گسترده ای از ادبیات كلاسیك و نیز شعر زمانه خود تأكید می ورزد كه:

«ابیات عاشقانه سعدی و همام و امثال ایشان بود كه به كلی اخلاق جوانان ایران را فاسد ساخت.» ۴ انتقادهای آخوندزاده و كرمانی مربوط است به نیمه دوم سده نوزدهم. اما در سده بیستم میلادی نخستین كسی كه به سعدی حمله كرد یك روزنامه نگار گمنام دوره مشروطه بود. علی اصغر طالقانی. او به سال ۱۲۹۶ در روزنامه «زبان آزاد» كلیات سعدی را «كلیاتی تنزل بخش» خواند و گفت: این كلیات سعدی چیست كه بت مسجود ملل فارسی زبان شده است»۵ .؟ ملك الشعرای بهار (۱۳۳۰ ۱۲۶۵) كه تجدد خواهی معتدل بود به نقد نوشته طالقانی پرداخت و تقی رفعت (۱۲۹۹ ۱۲۶۸)، كه تجدد خواهی تندرو بود، از رأی او دفاع كرد و از جمله چنین گفت: «محرر مكتب سعدی شایان تحسین و تمجید است.

حرف جسورانه ای زده و یك مسأله حیاتی را به موقع مناقشه گذاشته...اما احتیاجاتی داریم كه عصر سعدی نداشت. ما گرفتار لطمات جریان های مخالف ملی و سیاسی هستیم كه سعدی از تصور آن هم عاجز بود. پاره ای بت پرستان، سعدی را به مقام ربوبیت صعود داده اند و درحین استماع فرمایشات او روح از قالبشان پرواز می كند، سعدی به زغم آنها عقل كل است و علم اولین و آخرین در سینه او محفوظ بوده است. این اعتقاد محصول تعبدی است كه شایسته فیتیشیست های آفریقا می تواند باشد و برای جوانان معاصر ایرانی عیب است.

امروز می بینیم كه شخصاً سعدی مانع از موجودیت شماست. تابوت گاهواره ای شما را خفه می كند! عنصر هفتم بر عصر چهاردهم مسلط است، ولی همان عصر كهن به شما خواهد گفت: «هركه آمد عمارتی نو ساخت» شما درخیال مرمت كردن عمارت دیگران هستید، در صورتی كه در واقع، هركه آمد عمارتی نو ساخت سعدی منزل به دیگری نمی توانست پرداخت و در خارج هر كه و دیگری را نمی یافت.» ۶ البته شاعر و سخت شناسی مانند بهار چنین داوری های تندی را بر نمی تافت. او با آنكه در آن سال ها خود، اندكی بیش از سی سال داشت و رفعت نیز در همین سنین بود چنین اشاره می كرد.

«جوانانی كه از ادبیات و فنون اجتماعی و تاریخی كشور خود بی بهره [اند] و هنوز به آثار و علوم و فنون اروپایی پی نبرده [اند]، از میان دفاتر سعدی و ملا و حافظ چهار پنج شائبه صوفی منشانه و تارك دنیایی جسته و آن را دلیل لزوم افنای دروس عالیه آنان می پندارد، به من بگویید كه چه تعلیمات و قواعد جدیدی از خود به روی كار آورده و به جای این سخنان چه سخنی از خود به یادگار خواهند گذاشت.»۷ با این همه، وی نكته ای را در این زمینه می پذیرفت:

«تنها چیزی كه بر سعدی می توان گرفت( بر خلاف نظریه نقاد سعدی) این است كه قدری فاناتیك و از كسوت شعرا و فلاسفه اندكی دور بود.» ۸احمد كسروی (۱۳۲۴ ۱۲۶۹)، «مورخ و دعویدار اصلاح جامعه»(تعبیر از دایرهٔالمعارف فارسی مصاحب) به شیوه ای بسیار تندتر از آخوندزاده شعر فارسی را مورد نقد قرار می داد و در این میان، تنها فردوسی را تا حدی از انتقاد مصون می داشت. او درنیمه نخست دهه ۱۳۱۰ اشاره می كرد كه:

«گلستان سعدی از دید شیوایی و شیرینی عبارات (ونه از دیده نیك و بد مطلب) بهترین كتاب در زبان فارسی است.»۹ اما اندكی بعد به دلیل «جبری گری» و اندیشه های صوفیانه درباره بی ارجی جهان» به سعدی تاخت. زیرا اعتقاد داشت كه وی «اندیشه های پست و بی خردانه زمانه خود را به رویه پند یا حكمت انداخته [و] به قالب سخن ریخته»۱۰ است. كسروی در اشار به آثار سعدی موضوع عشق مذكر را، كه تنها به آثار نویسنده گلستان منحصر نیست، پیش می كشد، پیام او به دوستداران سعدی چنین است:

«عاشقان ادبیات تنها به روانی وشیوایی این سخنان و توانایی[ای] كه شاعر از خود در باز نمودن معنی ها نشان داده می نگرد و آن را می پسندد. ولی ما باید به دورغ بودن آن بنگریم [و] بد آموزی هایی را كه در آن است به دیده گیریم. ما باید به یادآوریم كه سخن برای این گونه هنر نمایی های بیهوده و زیانمند نیست. ما باید همه چیز را از دیده آمیغ ها ببینیم و در ترازوی سود و زیان بسنجیم.»۱۱ بخشی از نظر علی دشتی(۱۳۶۰ ۱۲۷۳)، ادیب و دولتمردی كه از ستایندگان بی چون و چرای هنر سعدی است، با رأی ادوارد گرنوبل براون(۱۹۲۶ ۱۸۶۲)، ایران شناس مشهور انگلیسی هماهنگی دارد. براون گذشته از تحسین جایگاه ادبی سعدی، به تناقض ها و كاستی های اخلاقی، در گلستان می پردازد و این كتاب را «یكی از بزرگترین آثار مكتب ماكیاولی در زبان فارسی»۱۲ می داند. دشتی در این زمینه با احتیاط بیشتری سخن می گوید:

«گلستان كتابی است ارجمند و از حیث انشاء روشن و بی مانند و از همین روی رایج ترین كتاب های درسی شده و آن را شاهكار سعدی دانسته اند. همین روانی و فصاحت، مانند جلا و برق خیره كننده ای بر مطلب به آن پاشیده شده و چشم ها را از غور در ماهیت آن باز داشته است. در اذهان عمومی، گلستان كتابی است اخلاقی و سراسر پند و موعظه و محشون از حكمت و نشان دادن راه و رسم زندگی. در اینكه گلستان حاوی مطالب اخلاقی است تردیدی نیست علاه بر این به واسطه حكایت های گوناگون وضع اجتماعی ایران و طرز فكر و آداب جاریه را نشان می دهد، ولی نمی توان آن را كتابی تربیتی و یا اخلاقی نام نهاده آن چه را فرنگیان سیستم می گویند ندارد یعنی در این كتاب، روشی استوار كه تمام فصول بر محور اندیشه دور زند و نویسنده تمام اطلاع و زبر دستی خود را برای قبولاندن آن فكر اساسی و اقناع خواننده به كار برد نمی یابیم متناقضات و حتی گاهی مطالب مخالف اخلاق و مباین مصالح اجتماع و حتی منحرف از روش و نیت خود سعدی در آن مكرر به چشم می خورد.» ۱۳ نیما یوشیج(۱۳۳۸ ۱۲۷۶) پیشاهنگ شعر فارسی در عصر جدید، از چند جهت به نقد سعدی می پردازد و به تقریب هیچ افضل و فضیلتی در شعر و نثر او نمی یابد

«علاوه بر اشتباهات لغوی، شیخ اجل هیچ گونه تلفیق عبارت خاصی به كار نمی برد. این مطلب خیلی برای شناختن وزن اشخاص اهمیت دارد. مثل اینكه هیچ منظور و معنی تازه نداشته است. مطالب اخلاقی او بیانات سهروردی و غزلیات او شوخی های بارد و عادی است كه همه را در قالب تشبیه و فصاحت ریخته. اما حقیقتهٔ چه چیز است این فصاحت كه جواب به معنی عالی نمی دهد.

در نزد شیخ هیچ گونه حسی تطور و تبدیل نیافته و عشق برای او یك عشق عادی است كه برای همه ولگردها و عیاش ها و جوان هاست. جز این كه آن را [پر] آب و تاب تر ساخته است.

در نزد شیخ اجل معشوق و معشوقه صورت و فكر معین و متداولی دارد. این است كه به هیچ گونه ابهام در اشعار او بر نمی خورید. او چیزی را در زندگی نباخته و به درد بی درمانی نرسیده است او راهنمایی است كه خوب ذخیره كرده و در صورت نیازمندی دست به ذخیره خود می اندازد آن چه را كه می خواهد بر می آورد و به او رنگی

می دهد كه همه می پسندند و برای همه مردم است. او در زندگی به درد بی درمان نمی رسد و در عشق او معشوقه ناپیدا و در عین حال، پیدایی یافت نمی شود. در این صورت، مسأله صفا و تصوف هم برای او حرفی است. البته این مقامی است كه آن را بر مقام خود افزوده تصوف خشك او با حس او و با آتش او سر و كاری ندارد. چون هر یك از این سه برای او اعتباری ندارند و «آن چه نباید دوستی را نشاید»

می گوید: بنابراین مقدمه، معشوقه او (كه ایده آل شعر او بشود) عادی است. با ریخت عادی كه اگر در جلوی او با چادرش نشسته باشد در نظر او (پیشانی اوست یا آینه در برابر آفتاب) است. نشانی و جای معین احساسات او مربوط به محوطه های كثیف شهرهاست؛ مربوط به داخل حرم های بزرگان و تركان. او عصاره فكر خود را از همین مكان های تیره می گیرد و در همان جا[هم] بذر خود را می افشاند.

احساسات شیخ را چندان شاعرانه فرض نكنید و ارزش متوسط، بیشتر به آن ندهید».۱۴ هنگامی كه استاد پیشاهنگ شعر فارسی در سده بیستم میلادی چنین تحلیل هایی را نثار سعدی می كند، تكلیف شاگردان هم آشكار است احمد شاملو(۱۳۷۹ ۱۳۰۴) شاعر توانای معاصر، رنگ و بوی صریح تری به این موضوع می دهد و با برتری دادن حافظ به سعدی، خود را به مركز یك واقعیت كمتر گفته شده در بحث های ادبی معاصر می رساند.

«سعدی به عقیده من بزرگ ترین ناظمی است كه تا به امروز زبان فارسی به خود دیده است. همین كه تا پیش از به عرصه رسیدن نسل حاضر، در مجلاتی كه ناشر افكار ادبای فرهنگستانی این مرز و بوم بود، گهگاه پرسش های مضحكی از این قبیل به بحث گذاشته می شد كه: حافظ بزرگ تر است یا سعدی، نشانه آن است كه بیان منظوم سعدی، گاه در لطافت با شعر پهلو می زند. اما برای امروز كه از كلمه شعر استنباط دیگری داریم به جز آنچه قدیمیان استنباط كرده اند، مقایسه حافظ و سعدی به مقایسه كفش و بادمجان ترشی می ماند.

من حافظ را شاعر بزرگی می دانم، ولی نمی توانم بین جلال الدین محمد مولوی و وی یكی را انتخاب كنم ...سعدی را می گویند استاد سخن. درحالی كه حافظ هم می توانسته استاد سخن باشد. اما حافظ بیشتر خودش را وا می داده به تسلطی كه شعر بر او داشته. در حالی كه سعدی این طور نیست. برای او فقط استاد سخن بودن مطرح بوده نه شاعر بودن[اما] حافظ واقعاً آن چیزی را كه احساسش به او حكم می كرده بیان می كند».۱۵ نصرت رحمانی(۱۳۷۹ ۱۳۰۶)، یكی دیگر از شاعران نوگرا، نیز با دوستش، شاملو هم عقیده است:

« آن فروتنی و شكوهی كه در شعر حافظ موج می زند و عطر سرمست كننده عرفان در مشام جان می افشاند، در شعر سعدی نیست و این گفته از تأیید بی نیاز است. سخن شناسی سعدی در مرتبه او نقش بزرگی داشته است. تا حدی كه مردم چون می خواهند از مفاخر ادبی سرزمینشان یاد كنند، بی اختیار می گویند سعدی و حافظ؛ و این اولین خشت كج است كه نمی دانم معمارش چه كسی بوده است این دو نام جمع اضدادند. حافظ كجا و سعدی كجا؟ ...عصیان ناچیز او یك نوع بهره برداری نامشروع از كلمات است تا بتوانند زیر نقاب زهد و علم، بر قوانینی كه منافع او را در امان نگهداشته است؛ بیافزاید. سعدی سخن شناس چرب دستی است كه هنرش را وثیقه اعتبار ممدوحش كرده است».۱۶ شاعری از نسل دو شاعران نیمایی، اسماعیل خویی نیز در این زمینه به گونه كامل نیز در این زمینه به گونه كامل، متأثر از نیما یوشیج و شاملو است. او سعدی را «ناظم» و «از نظر روحیه شاعرانه، آدم متوسطی» می خواند؛ یا حتی از جهت «معنوی، سازشكار، معمولی پذیرنده شرایط زمانی ـ مكانی خود، مرتجع و موعظه گر در معنای كاسبكارانه اش، سعدی به هیچ وجه شاعر و اندیشه مند انسان های والا نیست، بلكه شاعر و اندیشه مند آدم های متوسط و كاسب» است. خویی بر همه این نكته ها «بی وطنی» سعدی را نیز می افزاید.۱۷علی شریعتی(۱۳۵۶ ۱۳۱۲) یك اصلاح اندیش دینی كه نفوذ نهضت جهانی چپ در آثارش آشكار است و فضای فرهنگی دهه ۱۳۰۵ در حلقه ایده ها و كلمه های او قرار داشت، اشاره ای به سعدی دارد. البته بدیهی است كه به دلیل مخالفت گسترده او با شعر درباری و محافظه كارانه قدیم و معاصر، سعدی نیز از نقد شریعتی مصون نماند. پس با اشاره به «درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند ـ جهان جوان شد و یاران به عیش بنشستند» چنین می گوید:

«خدا مرگت بده كه تو شاعر قرن هفتمی؛ قرنی كه مغول از شرق و صلیبی ها از غرب این سرزمین را حمام خون ساخته اند.»۱۸ II بخش از تحلیل ها و كنایه های انتقاد آمیز و اغلب تندی را كه از نیمه دوم سده نوزدهم تا نیمه سده بیستم میلادی علیه سعدی گفته شده، از نظر گذراندیم. تصور می كنم با دقت در این تحلیل ها و كنایه ها بتوانیم دو چشم انداز را مورد شناسایی و دقت قرار دهیم.

ومنظر نخست منظری سیاسی و اجتماعی است؛ زیرا در مجموع سعدی را می توان یكی از مهم ترین شخصیت ها و حتی نمادهای استقرار و تثبیت نهادها و ایده های سنتی در جامعه ایرانی پس از اسلام دانست. در واقع باید اشاره كنیم كه جامعه ایرانی پس از درآمیخته شدن با فرهنگ اسلامی شكل و هویت خاصی پیدا كرد و سعدی در سده هفتم قمری(سده سیزدهم میلادی) به دلیل كتاب بسیار مهم گلس

شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی
صفحه آخر بعدى ۴۳۲۱
دریافت مقاله ثبت مقاله آفتاب من چاپ بازگشت
Best to List
قبرس ، انستیتوی بازاریابی قبرس

انستیتوی بازاریابی قبرس در سال 1978 در نیکوزیا و سال 1984 در لیماسول به منظور ترویج علم و پر کردن شکاف موجود در نظام آموزشی قبرس تاسیس شد. هنگامی که در سال 1978 بنیانگذار و مدیرعامل انستیتو، …

قبرس ، شرکت آرتی چااریدمو و همکاران

وکلای متخصص واقع در لیماسول دارای مهارت مدیریتی در املاک ، وصیت و ائتلاف ، ایجاد شرکت های برون مرزی و محلی ، دادگاه و دیگر خدمات حقوقی.

Best to List
Cyprus , Virtual Office 8

We offer a variety of Virtual Office Services designed to help expand your global presence through services such as Business Addresses, Telephone Answering Services, Meeting Rooms, Mail Forwarding, Fax …

Cyprus , Areti Charidemou & Associates

Limassol based lawyers specialising in conveyancing for property, wills and trusts, establishment of offshore and local companies, court proceedings and other legal services

"پارسی" در صدر نام‌های انتخاب شده برای پول جدید
"پارسی" در صدر نام‌های انتخاب شده برای پول جدید
قبل از بازی جانشینم را تعیین کردند!
قبل از بازی جانشینم را تعیین کردند!
حادثه تقاطع بهبودی مربوط به ترکیدن بادکنک تبلیغاتی بود
حادثه تقاطع بهبودی مربوط به ترکیدن بادکنک تبلیغاتی بود
تماشای این فیلم را برای افراد حساس و کودکان توصیه نمی کنم
تماشای این فیلم را برای افراد حساس و کودکان توصیه نمی کنم
اتمام حجت پلیس با دلالان ارز و سكه
اتمام حجت پلیس با دلالان ارز و سكه
فیلمی بی خود و بی جهت!
فیلمی بی خود و بی جهت!
راهپیمایی  ۲۲بهمن بدون هیچ مشكلی در كشور برگزار شد
راهپیمایی ۲۲بهمن بدون هیچ مشكلی در كشور برگزار شد
آتش آتشکده آذرگشنسب در چه زمانی و از کجا به شیز (برکه) منتقل شد؟
آتش آتشکده آذرگشنسب در چه زمانی و از کجا به شیز (برکه) منتقل شد؟
نقش مدیریت مالی در بازار سرمایه
نقش مدیریت مالی در بازار سرمایه
تاریخ مختصر توسعه اقتصادی ایران
تاریخ مختصر توسعه اقتصادی ایران
 وبلاگ آفتاب 
پارکور
قیصر امین پور
عادل فردوسی‌پور
مولانا جلال‌الدین محمد بلخی
مهران مدیری
عضویت در خبرنامه‌ها
ارسال مقاله
مقالات من
 تازه‌ها
داستانِ ناتمام
داستانِ ناتمام
ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد
ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد
موج سخن زبان فارسی
موج سخن زبان فارسی
ادبیات از چشم فوئنتس
ادبیات از چشم فوئنتس
ارتباط شعر و سیگار
ارتباط شعر و سیگار
جهان از خلد مایه گیرد چون بهار آید
جهان از خلد مایه گیرد چون بهار آید
کلمات کهنه و مسمومیت شعر امروز
کلمات کهنه و مسمومیت شعر امروز
آتش عشق از نواها گشت تیز
آتش عشق از نواها گشت تیز
مهمان ما باشید
مهمان ما باشید
مهارتی برای انتقال ارزش ها
مهارتی برای انتقال ارزش ها
معرفی آرشیو موسیقی
درخشانی،مجید
 آلبوم من طربم
◊  انسان نمی‌تواند به همه نیکی کند، ولی می‌تواند نیکی را به همه نشان دهد. رولن  ◊