از پیشگامان شعر مذهبی در دوره انقلاب اسلامی، قیصر امین پور بود. در مورد شخصیت شعری قیصر سخن بسیار است و مهم ترین سؤالی که مطرح می شود این است که آیا امین پور شاعر انقلابی است یا خیر؟ در جواب باید گفت: بله، شاعر انقلاب است. زیرا از بطن مردم جوشید و با آرمان های حضرت امام، شهیدان و رزمندگان انقلاب پیش آمد و آن آرمانها را دقیقا در اشعارش ترسیم کرد. او شاعری است که در زمان جنگ در ستایش رزمندگان با همه عواطف و عشق، شعر می سراید و از جنگ باشکوه یاد می کند. او صادقانه با مفهوم دینی جنگ روبه رو شد. و اشعاری سرود که نشانگر حضور جدی و امیدوارکننده او در ساحت شعر بود.

قیصر امین پور از منظری، شاعر شعر پایداری است زیرا در این گونه شعر، شاعر مقاومت و پایمردی انسان را در برابر ظلم، تجاوز، فریادخواهی و بی عدالتی به تصویر می کشد که همه مردم جهان با اسطوره ها و نمادهای شعری او احساس پیوستگی و همذات پنداری می کنند و از همین رو تاثیرگذاری، نفوذ و ماندگاری این نوع شعر، بیشتر از شعر جنگ است. در زیر نمونه ای از شعر پایداری قیصر را زمزمه می کنیم:

می خواستم

شعری برای جنگ بگویم

دیدم نمی شود

دیگر قلم زبان دلم نیست

گفتم: سلاح سخن کارساز نیست

باید سلاح تیزتری برداشت

باید برای جنگ

از لوله تفنگ بخوانم با واژه فشنگ

قیصر درایجاد تعادل و توازن میان صورت و معنا منحصر به فرد است و در این زمینه استادی به تمام معناست. شاید یکی از رمز و رازهای تحولات شعر قیصر وفاداری او به هنر شعر است و نوآوری های او مربوط به همین مساله است. رویکرد زیبا شناسانه، آگاهانه، عارفانه و همچنین روحیه اخلاقی بی نظیرش در حوزه اخلاق و مدنیت و وفاداری اجتماعی او در خور ستایش است.

قیصر صرفا شاعر نبود؛ او یک متفکر بود، استاد دانشگاه و محقق بود. شاید بتوان به جرات گفت در میان شاعران نسل انقلاب، او کسی بود که به مرزهای نظریه پردازی نزدیک شد. وی معتقد بود که شاعران با هر سلیقه و تفکر شاعرانه ای که دارند باید شعر را تجربه کنند به عقیده ایشان اگر این شاعران، شاعران خوبی بودند جای خود را باز می کردند، اگر ضعیف عمل می نمودند خود به خود کنار می رفتند.

قیصر شاعری است که می خواهد هم در حوزه های اجتماعی و هم در حوزه ارزش های انقلابی تنفس کند و این کار دشواری است و تنها انسان های متفکر و چند بعدی می توانند از عهده این کار برآیند و بحق قیصر مرد این کار بود. اگر او دم از صلح می زند، این هرگز به معنی نفی دفاع نیست. او صلح را به عنوان اصالت اجتماع مطرح می کند و به دفاع از آن برمی خیزد، اصل بر صلح است نه جنگ. صلح هم در منطق قرآن برای سعادت جامعه انسانی به جنگ ارجحیت دارد. قیصر می خواست برای روشنفکران عصر به مثابه پنجره ای باشد برای تنفس صبحدمان امید در پرتو اصالت های دینی. او صلح را همراه با عزت و سربلندی می طلبد.

وقتی که غنچه های شکوفا

با خارهای سبز طبیعی

در باغ ما عزیز نماندند

گل های کاغذی

با سیم خاردار

در چشم ما عزیز نمی مانند

امین پور از جمله شعرایی است که زیستن با عقاید و افکار خود را از هر نوع مقام و احترام دنیایی و آسایش موقت و زودگذر برتر می داند. او به آرای خود همان قدر پای بند است که به احترام گذاشتن به عقاید دیگران.

تنها به خدا، دلخوشی ما به دل ماست

صندوقچه راز خدا را نفروشید

سرمایه دل نیست به جز اشک و به جز آه

پس دست کم این آب و هوا را نفروشید

در دست خود آینه ای جز دل ما نیست

آیینه شمایید، شما را نفروشید

یکی از واژگان پربسامد در مجموعه اشعار قیصر درد و رنج است. او علل آن را در تعارض تصورات بر ساخته انسان یا جهان خارج می داند. بیشتر رنج قیصر، مشاهده انسان هایی است که دردشان، بی دردی است و درد واقعی جامعه خود را نشناخته، بر مشکلات آن هم می افزایند.

خسته ام از دست دل هایی چنین

پیش پاافتاده تر از خارو خس

ارتفاع بال ها سطح هوا

فرصت پروازها: سقف قفس

دکتر امین پور دردی را باور دارد که از ازل بوده و تا ابد خواهد ماند و با تدبیر و چاره گری های انسانی از بین نمی رود. دردی که لازمه بودن و رفتن است. مهم ترین عوامل و دلایل درد و رنج در مجموعه اشعار ایشان به قرار ذیل است:

دوری از معشوق ازلی/ دوری از عدل جهانی/ کوتاهی عمر و از دست دادن فرصت ها/ آخرت باوری و آینده نگری/ سردرگمی های عارفانه/ ناشناخته ماندن در جامعه.

انسان مؤمن، در مکتب و مرام عاشقان حقیقی در برابر دردها دو نوع موضع گیری دارد: یکی راه تسلیم و راه دیگر بی اعتنایی است. او، بی اعتنایی در برابر مشکلات مادی و جهانی را تنها در پناه بردن به عشق الهی می داند و این بی خودی او نوعی «خودآگاهی» را نشان می دهد که با دردهای مادی، بسیار فاصله دارد.

زندگی بی عشق، اگر باشد، همان جان کندن است

دم به دم جان کندن ای دل کار دشواری است، نیست.

شعر قیص یاد آور ارزش های انقلاب اسلامی و آرمان های اجتماعی ایرانی اسلامی است. دغدغه های قیصر، دغدغه های اخلاقی آرمانی بود. او واژه های فرهنگ زنده امروزی را همچون خرت و پرت، پوشه مدارک اداری و... را که در نظر اول عامیانه می نماید، هنرمندانه و شاعرانه در اشعار خود به کار برده است. چنانچه چه زیبا گمشدگی انسان امروز را مطرح می کند:

چند بار خرت و پرت های کیف باد کرده را زیر و رو کنم

پوشه مدارک اداره

و گزارش اضافه کار و کسر کار

کارت های اعتبار

قبض های آب و برق و غیره و کذا

برگه حقوق و بیمه و جریمه و مساعده

پس کجاست؟

چند بار جیب های پاره پوره را پشت ورو کنم

چند اسکناس کهنه و مچاله چند سکه سیاه

صورت خرید جنس های خانگی

پس کجاست یادداشت های درد جاودانگی؟

هستی شناسی در اشعار قیصر، رنگ و بوی خاصی دارد. چنانچه می سراید:

ای خواهش که خواستنی تر از پرسشی

با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را

قیصر تمام هستی را فانی می داند و تنها بقا برای او در تکامل روح و به معشوق ازلی و ابدی رسیدن است.

خط می خورد در دفتر ایام نامم

فرقی ندارد بی تو غیبت یا حضورم

در حسرت پرواز با مرغابیانم

خدای قیصر معشوقی نزدیک تر از خودش به اوست، معشوقی که تحمل عشقش برای او خوشایند است.

دوستت دارم از هرچه دوست

ای تو به من از خود من خویش تر

دوست تر از آنکه بگویم چقدر

بیشتر از بیشتر از بیشتر

داغ تو را از همه داراترم

در شعر «به که باید گفت» قیصر به طور مستقیم از خدا و سرنوشتی که برایش رقم زده، گله مند است، که نمی تواند آن را تغییر دهد. دل شاعر پر از چون و چراهایی است که نه می تواند بگوید و نه جوابش را می یابد.

انسان معتقد امین پور، جانشین و آینه عینی خداست و فطرتی خداگونه و خداطلب دارد.

در آغاز آیینه بودیم و باز

بیابیم پایانی از آیینه

دکتر قیصر، بر این باور بود تا ثابت کند، آن چیزی که ما را در تمام طول زندگی بر آن می دارد تا به جلو نگاه کنیم و تلاش کنیم و به زندگی مطلوب خود برسیم، همین تضاد بین «من» وجودیمان و «تو» ودیعه نهاده در وجودمان است.

او در شعر «خواب کودکی» زندگی را قطاری تصور کرده است که هیچگاه به پایان نمی رسد و تا بی نهایت ادامه دارد. هر پنجره این قطار قسمتی از آینده مبهم انسانی است که اگر به موقع آن را در نیابد، با شتاب می گریزد و آن «تویی» که در هر پنجره دست تکان می دهد، همان وجود خداطلب و رو به کمال ماست که ما را به سوی خود فرا می خواند. در انتهای این خواب و خیال کودکانه دست یابی به همه «تو» های به ودیعه نهاده شده در وجودمان، یکباره می بیند که این «تو»ها در راهی مبهم و بی برگشت به دست خودش به باد نیستی و فراموشی سپرده شده است.

در خواب های کودکی ام

هر شب طنین سوت قطاری

از ایستگاه می گذرد

دنباله قطار

انگار هیچ گاه به پایان نمی رسد...

و در شعر «سفر ایستگاه» به این رفتن و دیگر بازنگشتن ها ایمانی مضاعف دارد و آن زمانی است که این قطار را دیگر بی انتها و دور و دراز نمی داند.

اما در شعر زیر نمونه اعلای سردرگمی بشر در انتخاب نحوه زندگی و رضایت از زندگی است که چیزی میان جبر و اختیاری بشر است.

این روزها که می گذرد

شادم

این روزها که می گذرد

شادم

که می گذرد این روزها

شادم

که می گذرد...

(اما نمی داند از این روزهایی که می گذرند، شاد است. و یا از اینکه این روزها می گذرند، شاد است)

قیصر تنها راه رهایی از انتقاد و خرده گیری های بی هدف و از روی حسد دیگران را فقط سکوت و تحمل می داند، چرا که این خصلت مردان کامل است.

گفتی مرا بخوان، خواندیم و خامشی

پاسخ همین تو را، تنها، شنیدن است

بی درد و بی غم است، چیدن رسیده را

خامیم و درد ما، از کال چیدن است

مهم ترین چیزی که امین پور در زندگی خود طلب می کند، سعادت و نیک بختی نوع بشر است. و احساس وظیفه ای که او را وادار به اصلاح جهان می کند. اینکه انسان باید خود را بسازد تا جامعه یک دست شود. ساختن جهان و انسان در کنار هم، زیباترین باور اعتقادی اوست:

گفتیم: باید سوخت

اما نه با دنیا

که دنیا را

گفتیم: باید ساخت

اما نه با دنیا

که دنیا را

ای کال دور از دسترس، ای شعر تازه

می چینمت؛ اما به هنگام رسیدن.

قیصر، حضور اوزان عروضی را در شعر همچون حضور قافیه ضروری می داند؛ ولی چون زبان شعر او از زبان گفتار مایه می گیرد و وزن را در خود حل می کند، عده ای اغلب شعرهای نیمایی او را شعر سپید پنداشته اند.

اما همه چیز در ناخودآگاه جوشان و سیال قیصر امین پور چنان ذوب شده و شکل می گیرد که با عظمت و در اوج کمال احساس می شود. او شاعری است که در مقام تقریر حقیقت و تقلیل مرارت انسان ها و درعین حال حفظ ارزش سخن، شایسته توجه شدن است. و آثار او چون «گلها همه آفتاب گردانند»، «آینه های ناگهان» و ... گواهی بر ارزش آثار اوست. او به مقوله های شناخت در حوزه های معرفت شناسی، هستی شناسی، جهان شناسی، خداشناسی، انسان شناسی، وظیفه شناسی و اخلاق توجه فراوانی کرد که نشان از شناخت عمیق نگاه شاعر از انسان و جهان پیرامونش است. کوتاه سخن اینکه بیان زیبا و هنرمندانه دکتر قیصر امین پور سبب جاودانگی اشعارش می باشد.

ناهید زندی پژوه

منابع:

۱- فصیحی، حسین، بازخوانی پرسه در سایه خورشید. کتاب ماه ادبیات، شماره۲۲، بهمن ۷.۱۳۸

۲- کاظمی، محمدکاظم، انقلاب اسلامی و شعر مذهبی در ایران. کیهان فرهنگی، سال شانزدهم، بهمن۸.۱۳۷

۳- گرجی، مصطفی؛ میری، افسانه، بررسی و تحلیل مجموعه اشعار قیصر امین پور با رویکرد معرفت شناختی، کتاب ماه ادبیات، شماره۲۲، بهمن۷.۱۳۸

۴- یوسف نیا، سعید. آیه های آینه های ناگهان، ماهنامه ادبیات و فلسفه، سال سوم، آذر۸.۱۳۷