برهان قاطع

فرهنگ لغت فارسی به فارسی نوشته محمدحسین بن خلف تبریزی متخلص به برهان او در عهد خود جامع فنون بود و شعر نیز می سرود

فرهنگ لغت فارسی به فارسی نوشته محمدحسین بن خلف تبریزی متخلص به "برهان". او در عهد خود جامع فنون بود و شعر نیز می‌سرود. ابتدا در حیدرآباد سمت ندیمی شمس الدین محمدبن علی خاتون عاملی شاگرد شیخ بهاءالدین عاملی را داشت و حواشی شرح جامع عباسی شمس الدین محمد را گردآوری و در ۱۰۵۴ به صورت کتابی تدوین کرد سپس به گلکنده رفت و ندیم سلطان محمد قطب شاه شد و در روزگار عبدالله قطب شاه منصب پیشوایی (وزیر اعظمی) یافت.

برهان قاطع در ۱۰۶۲ به نام سلطان عبدالله قطب شاه نوشته شد و نخست در هندوستان و سپس در ایران آوازه تام یافت. در قرن یازدهم به دلیل گسترش و رواج روزافزون زبان و ادب فارسی در هند، نیاز به چنین فرهنگی برای درک واژگان دشوار دیوان‌های فارسی‌سرایان بیش از پیش احساس می‌شد. مؤلف این کتاب به بیشتر فرهنگ‌های لغتی که پیش از او تدوین شده بود، نظر داشته و کوشیده است که کتابش جامع و حاوی همه آنها باشد؛ لذا برهان قاطع از نظر کمیت افزون‌تر از فرهنگ‌های گذشته است و از همان زمان تألیف کثرت لغات و مطالب آن توجه اهل فضل را به خود جلب کرده است. ترتیب دقیق الفبایی لغات و ترکیبات نو در زمینه‌های گوناگون خاصه در علم طب از محاسن دیگر برهان قاطع است.

مقدمه برهان قاطع شامل نه "فایده" است: «معرفت زبان دری و پهلوی و فارسی، چگونگی زبان فارسی، تعداد حروف تهجی و فرق میان دال و ذال، تبدیل حروف فارسی به حروف دیگر، ضمایر، حروف مفرده، اوایل و اواسط و اواخر کلمات، حروفی که برای زینت کلام آرند، حروفی که به آخر اسماء و افعال به جهات گوناگون افزایند و توصیف آنچه در املاء دانستن آن ضروری است».

متن کتاب شامل ۲۹ گفتار است که هر گفتار چند "بیان" دارد و شمار لغات هر بیان در آغاز هر فصل آمده است. هر "بیان" براساس حرف دوم لغات مندرج در هر گفتار تدوین شده و ۲۸ گفتار به ۲۸ حرف الفبا و گفتار بیست ونهم به لغات متفرقه اختصاص دارد.

مؤلف غرض از تألیف این کتاب را جمع‌آوری همه لغات فارسی پهلوی، دری، یونانی، سریانی، رومی، اصطلاحات و کنایات به عربی آمیخته و لغات زندوپازند موجود در فرهنگ‌های لغات ذکر می‌کند.

برهان قاطع معایبی نیز دارد از جمله: عدم دریافت صحیح مؤلف از زبان‌های ایرانی و غیر ایرانی، آوردن ۲۷۴ "هزوارش" تحت عنوان لغات "زندوپازند" در ردیف لغات فارسی (که مطلقا در نظم و نثر فارسی به کار نرفته است)، نقل بی‌دریغ لغات مجعول و برساخته دساتیر که ملا برهان برای نخستین بار این لغات را در فرهنگ خود وارد کرده است، حذف شواهد شعری و نثری لغات، جمع کردن ضبط و حرکات مختلف لغات بدون تشخیص درستی یا نادرستی آن، ارتکاب اشتباهات بسیار در اعلام تاریخی و جغرافیایی، نقل خرافات و اساطیر به عنوان حقایق مسلم.

مزایا و معایب این کتاب سبب شده که بیش از هر فرهنگی نقد و بررسی شود و کتاب‌ها و رسایل گوناگونی درباره آن خاصه در شبه قاره هند تألیف گردد؛ از جمله فرهنگ "سراج اللغات" خان آرزو؛ "قاطع برهان" میرزا اسدالله غالب دهلوی، "محرق قاطع برهان" سید سعادت علی ساطع، "برهان" میرزا رحیم بیک میرتهی، "مؤید برهان" آغا احمدعلی شیرازی جهانگیرنگری، "قاطع القاطع" امین الدین دهلوی، "دافع هذیان" نجفقلی خان جهجری، "نامه غالب" میرزا غالب دهلوی در رد ساطع برهان و نیز "قطعه غالب" از همو در رد "مؤید برهان"، سؤالات عبدالکریم به اردو و لطائف غیبی به اردو به نام "میان رادخان سیاح" که ظاهرا نوشته غالب است و او آن را به نام شاگرد خود شهرت داده است. همچنین "تیغ تیز" میرزا غالب دهلوی، "شمشیر تیزتر" آغااحمدعلی شیرازی جهانگیرنگری و مجموعه "تیغ تیزتر".

براساس چاپ‌های گوناگون محققان ایرانی مجموع لغات برهان قاطع را ۰۶۰ ۱۹ ،۴۱۷ ۱۹، ۱۴۹ ۲۰ و ۲۱۱ ۲۰ واژه و ترکیب برشمرده‌اند.

این کتاب نخستین بار در کلکته در ۱۲۳۴ به صورتی جامع و نفیس مصدر به نام فرماندار هندوستان و با مقدمه "سید کرم حسین حسینی بلجرامی" پس از مقابله با سیزده نسخه خطی که کهن‌ترین آنها تاریخ ۱۰۷۱ را داشت به طبع رسید و در پایان آن فصلی به نام "ملحقات برهان قاطع" تألیف "عبدالمجید قائم مقامی قاضی القضاة" درج شد و بار دیگر نیز در کلکته در ۱۲۷۴ با حروف سربی به چاپ رسید. برهان قاطع در ایران نیز با چاپ سنگی در ۱۲۷۸ـ ۱۳۰۰ ـ ۱۳۰۴ و ۱۳۰۵ و چاپ سربی ۱۳۱۷ ش در دو مجلد و نیز در ۱۳۳۶ ش به اهتمام "محمد عباسی" انتشار یافت. بهترین چاپ‌های برهان قاطع در ۱۳۳۰ ش (تهران انتشارات زوار) به تصحیح مرحوم "محمد معین" با حواشی مقدمه و تعلیقات در چهار مجلد و در ۱۳۴۲ ش (تهران انتشارات ابن سینا) در پنج مجلد منتشر شده است.

در اوایل قرن سیزدهم "سید احمد عاصم عنتابی" از فاضلان عثمانی برهان قاطع را با نام "تبیان نافع" به ترکی برگرداند و برخی از اغلاط آن را اصلاح کرد. کتاب او در ۱۲۱۴ در قسطنطنیه و در ۱۲۱۵ و نیز ۱۲۵۱ در قاهره به طبع رسیده است.

سیدمحمد دبیرسیاقی. دانشنامه جهان اسلام