زن نیمی از پیکره اجتماع انسانی است. شخصیت، رفتار، فرهنگ و اندیشه او بی گمان در شکل گیری جامعه انسانی نقش مهمی را ایفا می کند. در تاریخ بشر وجود زن شان و شخصیت او، حدود اختیار وی در حیات بشری و پیوند او با مرد و مکانش در سنجش با مرد همواره مورد گفت وگو بوده است. در بستر فرهنگی و اعتقادی که اسلام ظهور کرده، شخصیت، حقوق و جایگاه زن به گونه ای خاص تفسیر می شد.

آیین اسلام در مقابله با آنچه در آن روزگار بوده است، گاهی موضع تکذیب داشته و در مواردی هم به تصحیح یا تایید آن پرداخته است. به اقتضای آیات الهی، مفسران قرآن کریم نیز همواره از این موضوع سخن گفته اند و چگونگی شخصیت، حقوق زن و تحلیل و تفسیرها در قرن چهاردهم یک سره دگرگون شده است. این دگرسانی از جمله سوال های جدی و مهمی بود که در آن روزگاران و با تحول هایی که در دنیای غرب به وجود آمده بود و به سوی جامعه اسلامی گسیل شده بود، ریشه داشت.

مسایل مربوط به زن در قرن چهاردهم، از مهم ترین دل مشغولی های متفکران بوده است و این واقعیت را می توان از سویی در نهضت آزادی زنان و از جانب دیگر، در واقع نگری برخی مسلمانان نواندیش، ریشه یابی کرد.

چنان که مبحث شخصیت زن معرکه آرا ترین بحث هایی است که نواندیشان اسلامی درباره آن به کاوش پرداخته اند.

از اولین کسانی که در این زمینه اثری مکتوب عرضه کرد قاسم امین پور بود که گفته می شود بخش آیات قرآن و تفسیر آیات کتاب وی را محمد عبده نگاشته یا حداقل در تدوین آن او را یاری رسانده است.

در کتاب زن در تاریخ و اندیشه اسلامی سعی شده است این موضوع را از نگاه عالمان نواندیش و نیز مفسرانی که نمونه های عینی تفسیر تحلیلی و تحقیقی هستند، ارزیابی و تحلیل کنند و به سوال های بنیادی پاسخ گویند. گفتنی است در نظریه پردازان شخصیت در روانشناسی با عنایت به رفتارهای آدمی کوشیده اند برای این سوالات تعبیر جامع ارایه کنند. این تلاش ها به رغم وجود تفاوت های عمیق در بینش ها، در یک امر مشترک اند و آن کوشش برای وحدت بخشیدن پدیده های رفتاری پراکنده است.

این بینش ها که با عنوان نظریه های شخصیت شهرت یافته اند، از نقطه ای فراتر از تجربه محض به پدیده های رفتاری نظاره می کنند. نظریه شخصیت که در این کتاب ارایه شده است، نظریه تعالیم عالی اسلامی است. این نظریه دارای چهارچوبی از بینش، درباره سازمان روانی انسان است که در اصل، ریشه در بینش های اسلامی دارد.

آنچه در عصر حاضر، طرح مساله زن را حساس تر و پرجاذبه تر ساخته است، برخورد دوگانه نظام سرمایه داری غرب در برابر این پدیده فرهنگی ـ اجتماعی است.

غرب از یک طرف، با طرح شعارهای فریبنده آزادی زن و دفاع از حقوق زن در میان ملت های داعیه عدالت خواهی و ظلم ستیزی دارد از سوی دیگر، سخت ترین و بیشترین ستم ها را بر پیکره اش وارد می سازد. مروری بر نگرش های مختلف، ما را به برتری موضع اسلام رهنمون می شود. بدین ترتیب، اگر معارف عالی اسلام درست ترسیم شود، تبلیغات سوء بدخواهان در جامعه اسلامی، کمرنگ خواهد شد. بدین ترتیب، غفلت از واقعیت های پنهان و کوتاهی در بازشناسی هویت و شخصیت زن مسلمان، آحاد جامعه را با بحران هویت روبه رو می سازد و آثار نامطلوبی در پی دارد.

گفتنی است در این کتاب سعی شده است با جامع نگری و با تکیه بر شریعت جایگاه و شخصیت واقعی زن ترسیم شود.

چرا که اگر بخواهیم جایگاه و منزلت زن را در فرهنگ اسلامی بررسی کنیم، باید مبانی فکری اسلام را درباره انسان در گستره هستی بنگریم. سپس پا پیوند این مبانی و اصول به نظامی هماهنگ و یک دست، دست یابیم تا بتوانیم از کج اندیشی ها و افراط و تفریط ها دور بمانیم. روشن است پرداختن به مساله زن در قالب مطالعات موردی، نتیجه ای جز کج فهمی نخواهد داشت.

بررسی نگرش و برخورد مکتب ها و قوم های گذشته با موجودیت زن، تا حدودی موقعیت و جایگاه تاریخی زن را برای ما تبیین می کند. در دوره ای منزلت و ارزش زن در ردیف حیوانات اهلی ابزار کار و تولید بوده، زمانی نیز برای اطفای شهوات از او استفاده می شد و در قبال این همه کار طاقت فرسا، از حداقل حقوق خویش محروم بود؛ نه اختیاری در خانه و تصرف اموال داشت نه نقش در تربیت فرزندان و نه از ارزش و بینش بهره مند بود. بالاتر از همه زن در بعضی جوامع حق حیات نیز نداشت و همه چیز به شوهرش وابسته بود؛ به گونه ای که پس از مرگ او، حق زندگی را از زن می گرفتند.

در میان قبایل نیمه وحشی، عقیده های شومی درباره زن وجود داشت و افراد قبایل، عمل کردن به آن را از وظایف مذهبی خود می دانستند. صاحبان این اندیشه در مورد اصل وجود زن قضاوتی ناروا داشتند؛ طوری که او را مخلوق شیطان می پنداشتند که فاقد روح انسانی است. آنان به دلیل این که او را مظهر اغوای شیطان می دانستند، آزارش را بهترین عمل در پیشگاه معبود خویش قلمداد می کردند؛ از این رو دختران خود را می کشتند، تا دامنه نفوذ شیطان گسترش نیابد.

با ظهور اسلام، غبار ذلت و خواری از چهره زن زدوده شد و کرامت انسانی اش به شیوه های مختلف برملا گشت. اسلام، عادت ها و سنت های جاهلی و نیز رفتارهای غیرانسانی را با زنان تقبیح کرد، معیارهای ارزشی را در جامعه تغییر داد، تساوی زن و مرد را در گوهر انسانی به اثبات رساند و هویت انسانی زن را به همه شناساند.

رسم زنده به گور کردن دختران، با فرمان قرآن از میان برداشته شد و زن و مرد از لحاظ تشریفات قضایی و استقلال مالی، برابر شدند؛ به زن اجازه داده شد تا به هر کار مجاز، اشتغال ورزد و مال و سود خود را تصاحب کند؛ ارث ببرد و به هر صورت که مایل است در مال خویش تصرف کند. این انقلاب، فرهنگ جاهلی را که در آن زن چون اثاث منزل به پسر می رسید باطل کرد.

بدین ترتیب، اسلام شخصیت بر باد رفته زن را با انقلاب معنوی خود از نو احیا کرد و این کاری بی سابقه بود؛ همچنین تفکرهای جاهلی را که درباره هویت او رواج داشت معنا ساخت.

این کتاب به قلم فتحیه فتاحی زاده و توسط موسسه بوستان کتاب منتشر شد و هم اکنون در دسترس علاقه مندان است.