کتاب بیگانه آلبر کامو با ترجمه لیلی گلستان از میان عناوین متعدد کتاب در حوزه ادبیات داستانی آمار پرفروش ترین کتاب هفته را به خود اختصاص داد. کتاب بیگانه آلبر کامو با ترجمه لیلی گلستان با اینکه در اوایل اردیبهشت ماه و همزمان با نمایشگاه بین المللی کتاب تهران منتشر و راهی بازار کتاب شد و پیش از آن نیز با ترجمه های متعددی از جمله ترجمه جلال آل احمد و امیر اعلم منتشر شده بود، اما مورد استقبال خوب مخاطبان قرار گرفت به طوری که در همین مدت کوتاه تیراژ ۲۰۰۰ نسخه کتاب به پایان رسیده است و باید در انتظار چاپ دوم این کتاب از سوی نشر مرکز باشیم.

آلبرکامو نگارش این رمان را که بی شک یکی از مهمترین عناوین کتاب های تاثیرگذار و پرمخاطب است در سال ۱۹۴۰ به پایان رساند. بیگانه دو سال بعد راهی بازار کتاب شد و از همان آغاز استقبال خوبی از این کتاب و نویسنده آن شد به طوری که مارسا آران مقاله نویس روزنامه کمدیا نوشت «نویسنده ای که می آید؛ آلبر کامو».

رمان «بیگانه» کامو با جمله یخ و بی احساس «امروز مادرم مرد شاید هم دیروز. نمی دانم.» شروع می شود و در همان صفحه نخستین رمان با مورسو شخصیت اصلی رمان آشنا می شویم که به خاطر تمام اجبارها و هنجار های جامعه مجبور است که چندین ساعت در راه باشد تا جنازه مادر را از سردخانه آسایشگاه سالمندان تحویل بگیرد و برای او مراسم خاکسپاری و یادبود بگیرد اما نوع برخورد بی قیدانه او با مرگ که واقعیت گریزناپذیر زندگی انسان است پای مورسو را به میز محاکمه و در نهایت اعدام کشاند.

تا به قول مورسو «تا آرزو کنم تماشاگران بسیاری در روز اعدامم حضور داشته باشند و با فریاد هایی از نفرت به پیشواز من بیایند.» مورسو به قول کامو چون بازی را بازی نگرفته است، از این رو از سوی جامعه طرد می شود جامعه ای که او منزوی و لذت جو در حاشیه آن قدم می زند و برای همین است که از دید جامعه ای که در آن زندگی می کند یک واخورده و بیگانه است.

مورسو برخلاف آن طور که نشان می دهد نمی خواهد زندگی را آسان کند او همان چیزی را می گوید که هست از این رو از سوی یک جامعه طرد می شود و بیگانگی او رنگ عام می گیرد چرا که اگر توجه کنیم در هر دوره ای هر کس برخلاف نظامی که در جامعه هرچند کوچک حرف بزند و عمل کند از سوی آن طرد و به عنوان یک بیگانه، بیگانه ای در درون مورد محاکمه قرار می گیرد و در این راه قدرت از هر نیرو و ابزاری برای استحاله فرد سود می جوید تا زمینه همرنگ شدن او را با جامعه میسر کند؛ هر چند قدرت حاکمه در دوره مورسو نتوانست با او چنین کند و اولی اینکه ترسی به دل راه بدهد در انتظار مرگ حقیقت ممکن زندگی بشر رفت.

به قول کامو پوچی زمانی معنا پیدا می کند که به آن تن ندهی و مورسو با تن ندادن به آنچه بدان باور ندارد دست رد به تمام ترجیع ها و داشتن یک هدف می زند از این رو است که بسیاری او را مدافع بیعت اندوهبار با پوچی می دانند.

لیلی گلستان مترجم این کتاب دلیل ترجمه مجدد کتاب را علاقه شخصی و تحقق بخشیدن به یک رویای دیرساله عنوان می کند و معتقد است بیگانه کتاب خوبی است و بی شک مخاطبان به تفاوت های متعدد هر ترجمه پی خواهند برد.

لیلی گلستان متولد ۲۳ تیر سال ۱۳۲۳ تهران است و از همان آغاز به خاطر شرایط زندگی خانواده اش با بسیاری از شخصیت ها و آثار مهم ادبی و هنری ایران و جهان آشنا می شود و خیلی زود دلداده فرهنگ و هنر می شود.

او در پاریس طراحی پارچه و لباس خوانده است و جزء اولین کسانی است که به عنوان طراح پارچه استخدام تلویزیون شد او در سال ۱۳۶۷ گالری دار شد و در این سال ها آثار و هنرمندان بسیاری برای نخستین بار از سوی او به اهالی فرهنگ و هنر معرفی شدند. گلستان نخستین بار کتاب «زندگی، جنگ و دیگر هیچ» نوشته اوریانا فالاچی را ترجمه کرد که استقبال خوبی از آن شد. او در این سال ها قریب به ۳۰ عنوان کتاب ترجمه کرده است که هر یک از این کتاب ها در نوع خود ارزشمند است.

مریم آموسا