مرتضی راوندی، فرزند سید مهدی در ۱۲۹۹ خورشیدی در خانواده ای روحانی چشم بر جهان گشود. تا اخذ دیپلم در دارالفنون مشغول بود. پس از آن وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران شد. در دادگستری شروع به کار کرد و به گواه مراجعینش در زمره خوشنام ترین قضات دادگستری وقت قرار داشت. به باور راوندی، تاریخ ایران را همواره بر پایه اقدامات سلاطین و امیران نوشته اند و می باید کتاب هایی نوشته شود که موضوع آنها مردم عادی که صاحبان اصلی مملکت هستند باشد. حاصل قریب به نیم قرن تکاپوی راوندی، فیش برداری و نگارش کتابهایی درباره تاریخ گذشته ایران، ده جلد تاریخ اجتماعی ایران است که به گواه اهل فن در نوع خود "کم نظیر" است. این استاد فقید ایرانی به زبان های عربی و فرانسه تسلط داشت. حضور و نقش آفرینی مرتضی راوندی در عرصه پژوهش و تاریخ مکتوب ایران با وجود امواج بازدارنده بسیار که در فصول مختلفی راه را بر دگراندیشان آزادیخواه و عدالت طلب ایرانی سد می کرد، چنان پر رنگ بوده است که یاد این قاضی بازنشسته دیوان عالی کشور را همچنان در خاطره ها محفوظ نگاه داشته است و او را شاید بتوان "وجدان بیدار تاریخ مردم" نام داد.

محمد حسین تمدن، تکاپوی رفیق پنجاه ساله خود را در اوج مبارزات ضد سلطنتی به یاد می آورد:"۹ ماه متوالی در سه زندان با هم بودیم و در پنج ماه آخر در زندان قصر هم اتاق بودیم". این همرزم راوندی روایت می کند که ده ها سال جمعه ها به همراه دوست مشترکشان علی اکبر بزرگ زاد، کوه پیمایی می کردند... حالا این "برق شور دامنه ها" است که خنکای قله را عطشان آزادی و عدالت اجتماعی می کند... حسن کیائیان، مدیر نشر چشمه می گوید که راوندی زمانی شروع به نوشتن تاریخ مردم این سرزمین کرد که خیلی ها همچنان بر این باور بودند که تاریخ جز شرح زندگی و جنگ های شاهان و امیران نیست و نوشتن از مردم، زندگی و مبارزات آنان، دردها و رنج هاشان و غم هایی که داشتند کاری نبود که موجبات خرسندی هیچ دست و دل به قدرت سپرده ای را فراهم آورد". و برای همین هم بود که در این پنجاه سال نه صدا و سیمایی به راغش رفت و نه کسی بر سینه کوچک این مرد بزرگ مدالی نشاند... ." در تکاپو برای دیگر کردن میهن است که در شهریورماه ۱٣۲۰، آن هنگام که ارتش های متفقین وارد خاک ایران شدند، مرتضی راوندی چون خیل دیگری از هم نسلانش به عضویت حزب توده ایران در آمد و در صفوف تحولخواهان به تکاپویی دیگر دست زد. درست همزمان با آغاز کار مستمر سیاسی است که راوندی "مستنطق دادسرای نظامی تهران" هم بوده است. وظیفه او در مقطع اشغال ایران و حکومت نظامی، تعقیب و بازجویی افراد و گروههایی بود که پای از دایره الزامات حاکم فراتر نهاده اند. محمد حسین خسرو پناه درباره این مقطع از زندگی استاد می گوید:" از جمله آنانی که در این دوره گذرشان به دادسرای نظامی و نزد راوندی افتاد، یکی محمد مسعود، مدیر روزنامه "مرد امروز" بود. پس از کنگره اول حزب توده (مرداد ۱٣۲٣)، راوندی از سوی رهبری حزب به همراه امین الله قریشی به اصفهان اعزام شد تا به تقویت کمیته ایالتی حزب بپردازند.

راوندی، افزون بر کار تشکیلاتی در مطبوعات توده ای اصفهان، از جمله "دنیای امروز" قلم می زد و در سال ۱٣۲۵ امتیاز هفته نامه "آهنگر" را گرفت که از مهرماه همان سال به عنوان ارگان غیررسمی سازمان جوانان حزب توده در اصفهان منتشر شد.

دفتر نشریه در کلوپ سازمان جوانان حزب قرار داشته است، "آهنگر"اما پس از یک سال به ارگان کمیته ایالتی اصفهان حزب مبدل شده و عمر آن به یک سال قد نمی دهد. در این مقطع زمانی، رواندی به شغل وکالت در اصفهان مشغول بوده. دفاع از دستگیر شدگان و اعضای تحت تعقیب حزب توده ایران و شورای اتحادیه های کارگری از وظایف اصلی او بوده است. تعمیق اختلاف نظرات در حزب در سیزدهم دی ماه ۱٣۲۶ به انشعاب خلیل ملکی و یارانش از حزب می انجامد، اما مرتضی راوندی با حمایت از سیاست رهبری حزب، این انشعاب را محکوم می کند. او در اردیبهشت ماه ۱٣۲۷ ضمن شرکت در کنگره دوم به عنوان عضو مشاور کمیته مرکزی انتخاب شده است. دکتر نورالدین کیانوری، تاکید می کند که راوندی در جناح بندی های درون حزب از جناح دکتر رادمنش حمایت کرده است. درست در مقطع تاریخی ملی شدن صنعت نفت ایران است که مرتضی راوندی به همراه محمد حسین تمدن، دیگر عضو مشاور کمیته مرکزی، به رغم موضع مخالف رهبری در قبال دکتر مصدق و طرح شعار ملی شدن نفت جنوب در برابر شعار ملی شدن نفت در سراسر ایران، چون برخی دیگر از اعضای برجسته حزب، قاطعانه از شعار ملی شدن صنعت نفت در سراسر ایران و سیاست دکتر مصدق در این رابطه حمایت می کند. به گفته مرتضی زربخت، در سال ۱٣٣۰، مرتضی راوندی، محمد حسین تمدن و جواد معینی را که در یک جلسه حزبی دستگیر شده بودند به زندان قصر آوردند. در این زمان، بحث روز داغ زندان، ملی شدن نفت و دولت دکتر مصدق بود. آمدن راوندی و تمدن، دو عضو مشاور کمیته مرکزی، به بحث و بررسی دامن زد و آن را گسترده تر کرد.

آنگونه که در یادنامه مرتضی راوندی درج شده، در مدتی که او و رفیق دیگرش در "قصر" بودند آشکارا بر خلاف موضع رسمی حزب در آن زمان، از دولت ملی دکتر مصدق و ملی شدن صنعت نفت در سراسر ایران حمایت می کردند. به گونه ای که موجب واکنش ها و موضع گیری های شدید از سوی عده ای علیه خود شده اند . با این همه، پژوهشگر سفر کرده میهن در مقطع پس از کودتای بیست و هشتم مردادماه و تیرباران افسرانی شریف از سازمان نظامی حزب، همچنان به راه و رسم خود وفادار ماند.

کیانوری می گوید که راوندی از جریان عمومی حزب برکنار بود و خسروپناه تاکید می کند :"با این حال، آن قدر نزد رهبران حزب که در مسکو بودند اعتبار داشت که بخواهند با مشارکت راوندی، مشایخی، شبرنگ و ۵ عضو هیات اجراییه مستقر در ایران پلنومی برگزار کنند و بر بحران ناشی از بی عملی رهبری حزب در کودتای بیست و هشتم مردادماه ٣۲ و اختلاف های عمیق درون هیات اجراییه غلبه کنند". اما بخت یار تحولخواهان میهن نشده و پلنوم مذکور برگزار نمی شود. در این فاصله مرتضی راوندی دستگیر و به زندان منتقل می گردد. این پایان فعالیت سیاسی مرتضی راوندی بود. گرچه در روزگار پس از آزادی از زندان، ارتباط تشکیلاتی راوندی با حزب بسیار محدود شد اما تکاپوی او در حیطه پژوهش جای آن کم کاری را گرفت که حاصل سالها کار او در این عرصه کتاب "تاریخ اجتماعی ایران" است. کتابی که نخستین جلد آن در سال ۱٣۴۰ خورشیدی منتشر شد و آخرین جلد آن در سال ۱٣۷٣ در سوئد و ایالات متحده به بازار نشر عرضه شد.

با وقوع انقلاب بهمن در سال ۱٣۵۷، مرتضی رواندی نیز چون شمار بزرگ تحولخواهان میهن، سپیده را به انتظار نشست شاید، اما روند تحولات بگونه ای نبود که او و یارانش انتظار می کشیدند. راوندی بار دیگر خانه نشین شد تا در فصل تماشایی دیگر میهن، امید، معنای خود را بیابد و خانه گواهی دهد که روز ما فرداست، فردا روشن است، شام تیره بام را آبستن است... بیست و سوم شهریور ماه ۱٣۷٨، مرتضی راوندی در سن ٨۶ سالگی در غربت وطنش در حالی خاموش شد که نه از مرثیه سرایی آنچنانی رسانه ای خبری بود و نه حتی از انبوهان آن خلق که عمری را در کارشان بود و به انگیزه بهروزی آنها قلم زد... مرتضی راوندی در گورستان بهشت زهرا، در آرامگاه هنرمندان و ادبا آرام گرفت .

وی از جوانی با همت شخصی و با نیت تهیه تاریخ زندگی مردم ایران ، پژوهش و فیش برداری از منابع گوناگون داخلی و خارجی را آغاز کرد .او که دارای اعتقادات سوسیالیسمی بود ،وی در طول پنجاه سال پژوهش ، هزاران فیش و سند تاریخی را از کتاب های گوناگون جمع آوری کرد. نخستین دوره تاریخ اجتماعی در ۱۳۴۰ و در سه جلد از سوی انتشارات امیر کبیر منتشر شد. پس از انقلاب اکثر کتابهای او بخصوص جلدهای اول و دوم آن که به فرهنگ و تمدن ایران قدیم و حمله اعراب بادیه نشین می پرداخت مجوز نشر نیافت و جلد های آخر که به نقد اعتقادات ایرانیان می پرداخت در سوئد چاپ شد. تاریخ اجتماعی ایران که گرد آوری آن بیش از ۴۰ سال بطول انجامید اساسی ترین کار رواندی است .با این کار او پایه ای محکم و قابل ستایش در این عرصه بنیان نهاد.

تاریخ اجتماعی ایران :

جلد اول :

تاریخ ایران قبل از اسلام

جلد دوم :

تاریخ ایران بعد از اسلام

جلد سوم :

طبقات اجتماعی در ایران بعد از اسلام

جلد چهارم (دو جلد):

شیوه حکومت و سازمان سیاسی و اداری

جلد پنجم:

زندگی اقتصادی در ایران

جلد ششم:

اخلاق و رسوم اجتماعی

جلد هفتم:

تفریحات ایرانیان

( ورزش شکار لباس مواد مخدر میگساری روسپی گری بازیها و...)

جلد هشتم (دو جلد) :

زبان و ادبیات فارسی

جلد نهم:

فرقه های مذهبی در ایران ( چاپ اول ۱۹۹۷ انتشارات آرش سوئد)

جلد دهم:

تاریخ فلسفه و علوم و افکار در ایران

مرتضی راوندی، در این باره می گوید :" با انتشار جلد دهم تاریخ اجتماعی ایران، کار سنگین و دشواری را که در حدود چهل سال پیش با علاقه فراوان گردآوری و مطلب و تالیف آن را بر عهده گرفتم پایان یافت و تاریخ اجتماعی ایران با تحمل مشکلات و موانع بسیار در ده جلد از منابع و ماخذ گوناگون جمع آوری و منتشر گردید. در هریک از این مجلدات، یکی از نمودها و مظاهر زندگی مردم این سرزمین بررسی و تحقیق شده است. مرتضی راوندی در گفتگو با "چیستا" پیرامون انگیزه های خود برای نگارش "تاریخ اجتماعی ایران" می گوید:"...این موضوع بر می گردد به بعد از شهریور ۱٣۲۰ و تشکیل حزب توده ایران... بله، نتیجه فعالیت های سیاسی من بود. با بسیاری از اهل قلم و سیاسیون در زندان بودیم. ما در بند عمومی بودیم و البته برای خودمان برنامه منظمی هم داشتیم. انصافا آن طور که باید و شاید با ما سخت گبری نمی شد.

که یک علت عمده آن این بود که هنوز پهلوی دوم، محکم بر تخت ننشسته بود... وجود انگیزه های آشکار و پنهان زیاد است، واقعیت این است که ما تاریخ ملی نداشتیم. تاریخی که نمودار زندگی مردم این مملکت باشد وجود نداشت و تقریبا از قبل و بعد از اسلام، تاریخ، بر پایه قدرت فرمانروایان و پادشاهان نوشته شده بود...". استاد، پیرامون سانسور و نبود آزادی اندیشه و بیان در سیستم های آزادی کش و آزادی ستیز معتقد است که به طور کلی در هر مملکتی،هر رژیمی که حاکم باشد، آن رژیم علاقه مند است کتاب هایی منتشر شود که اساس آن رژیم را تایید کند:" کتابهای من از چهل پنجاه سال پیش منتشر شده. این کتاب ها، کتاب هایی نبوده که به سود رژیم ها باشد".

راوندی بر نکته شگرفی انگشت گذاشته است. او می گوید:" وقتی می گوییم ملت ایران، این نمودار خصوصیات مردم این مملکت نیست بلکه باید بدانیم که هر طبقه وضعیت خاصی دارد. باید به این موضوع توجه داشت... در دوران پس از تبعید رضا شاه، مطبوعات عمدتا به دو گروه و جناح تقسیم شده بودند، یک عده ای طرفدار سوسیالیسم و افکار اجتماعی بودند و عده ای طرفدار رژیم و رضا شاه و سلطنت. به هر حال گمان می کنم به واسطه تبلیغات موثر حزب توده، توجه به مردم و افکار عمومی بیشتر شد. گفتگو در زمینه های اجتماعی و مردمی و موضوع حقوق مردم بیشتر شد، کتاب ها نوشته شد، روزنامه ها دائر شد. مثل روزنامه "مردم"، "رهبر"، و گمان می کنم روزنامه "رزم" و روزنامه های دیگر...".

آثار وی عبارتند از

ترجمه

اقتصاد بشری / رنه ساید

زندگی مسلمانان در قرون وسطی / دکتر علی مظاهری

تالیفات

زندگی روزمره ایرانیان در خلال روزگاران

سیر فرهنگ و تاریخ تعلیم و تربیت در ایران و اروپا

سیر قضا و تاریخ دادگستری در ایران و اروپا

تاریخ اجتماعی ایران / ۱۰ جلد که جلد چهارم و هفتم آن هر کدام در دو کتاب منتشر شده است.

تاریخ تحولات اجتماعی

بررسی جلد اول تاریخ اجتماعی ایران

جلد اول این کتاب به تاریخ اجتماعی ایران و کهن ترین ملل باستانی از آغاز تا اسلام مربوط می شود. راوندی در سرآغاز این کتاب می گوید:" تاریخ زندگی مردم ایران، یعنی شرح حیات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فکری و هنری ایرانیان تا کنون با روش علمی مورد تحقیق و پژوهش قرار نگرفته است، و مورخان و صاحب نظران در راه تدوین تاریخ زندگی اکثریت مردم این سرزمین قدم موثری برنداشته اند". جلد اول این کتاب پس از ۲۷ سال مطالعه مداوم در اسفند ۱۳۴۰ به اهتمام موسسه انتشارات امیر کبیر منتشر شد. این جلد شامل هفت فصل است که به ترتیب عبارت است از: دوره ما قبل تاریخ، وضع جهان در طلیعه دوران تاریخی، تمدن و وضع اجتماعی و... ، حکومت هخامنشیان، حمله اسکندر به ایران، پارتیان و حکومت ساسانیان.

فصل اول:

سرگذشت ایران و جهان در دوره ما قبل تاریخ

در این فصل ابتدا به افسانه آفرینش و داستان های نوشته شده در مورد چگونگی بوجود آمدن جهان پرداخته است که هیچ گونه جنبه علمی ندارد و فقط بازتاب کننده افکار مردم گذشته و خیالبفی های آن هاست. هم چنین آفرینش را از دیدگاه دین های مختلف بررسی کرده است ولی بلافاصله بحث را کوتاه کرده و به عقیده دانشمندان در مورد پیدایش جهان و بخصوص پیدایش موجود زنده بصورت مفصل پرداخته است. در این باره عقاید بوفون، داروین، برتراند راسل، آگبرن ونیمکف، ویل دورانت، ولز و ... را مطرح کرده است. در مورد اوضاع زندگی انسان های بدوی و خصوصیات مردم دوره بربریت توضیحاتی داده است که هرچند کوتاه است ولی کامل به نظر می رسد. هم چنین به اختراع خط و اهمیت آن در تاریخ اجتماعی مردم بصورت خیلی کوتاه پرداخته است. نویسنده عصر مفرغ را در ملل مختلف بررسی کرده است و آنچه برجسته به نظر می رسد خرافاتی بودن مردم در این دوره می باشد. نویسنده در این مورد کم تر به زندگی اجتماعی انسان ها پرداخته است و بیشتر سعی کرده تصویری از عقاید مردم در آن دوره را ترسیم کند. وی این دوران از زندگی مردم را دوران جهل و نادانی می داند، دورانی که مردم ضعیف بوده اند و همه چیز را به خدایان نسبت می دادند و برای یافتن آرامش دست به دامان خدایان می زدند.

فصل دوم:

وضع جهان در طلیعه دوران تاریخی

در این فصل نویسنده به رشد علم و تکنولوژی و ازبین رفتن بسیاری از خرافات پرداخته است. در این دوران علم ودین از هم جدا شدند. شاید یکی از مهم ترین تحولات در این دوران بکار گیری گاوآهن باشد. پیدایش مالکیت خصوصی، بردگی، تجارت و ... از جمله مواردی است که در این فصل از کتاب به آن پرداخته شده است. پدر شاهی یا آغاز فرمانروایی مرد بر زن که به عقیده بعضی از جامعه شناسان از شگفت ترین و بزرگ ترین انقلابات اجتماعی است، در این دوره بوده است. نا امنی ها و توحشات و سایر نا عدالتی هایی که وجود داشت، موجب پیدایش قوانین وبالاخره دولت شد. در این زمان با افزایش جمعیت روستا ها به شهر ها تبدیل شدند و به این صورت اولین شهرهای مهم و بزرگ بوجود آمدند. بسیاری از محققان و تاریخ نویسان معتقدند در حدود ۴۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، سکنه ایران از قبایل شکارچی و گله دار تشکیل شد. در حدود ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد دولت عیلام که پایتختش شوش بود به وجود آمد. نویسنده در این فصل از کتابش وضع اقتصادی و فرهنگ و تمدن عیلامیان را مورد بررسی قرار داده است وتعدادی عکس از مجسمه های باقیمانده از آن دوران را در کتاب منظور کرده است. در ادامه حکومت مادها را مفصل تر عیلامی ها بیان کرده است و به جنبه هایی از حکومت ماد مثل: خصوصیات اجتماعی، پادشاهی، سازمان درباری، وضع طبقه های مختلف، کشاورزی و اقتصاد ماد ها پرداخته است. و در پایان حکومت آشور و دولت ماننا را بعنوان همسایگان ایران بررسی کرده است.

فصل سوم:

تمدن و وضع اجتماعی و اقتصادی کشورهای دنیای قدیم

این فصل از کتاب به تمدن و وضع اجتماعی قدیم ترین تمدن ها پرداخته است. تمدن عیلام که در بین النهرین بوجود آمد طولی نکشید که به تصرف سومر و بابل در آمد. در این قسمت از کتاب نویسنده به بررسی ابعاد مختلف زندگی سومریان پرداخته است. وضع اقتصادی، سازمان حکومت، دین و اخلاق، هنر و ادبیات از جمله مواردی است که از نظر گذرانده شده است. در ادامه تمدن بابل با عناوین زندگی خصوصی مردم، قوانین مدون که بابلی ها از اولین کسانی بودند که صاحب قوانین مدون شدند، معتقدات مذهبی، روابط جنسی، و مهم تر از همه فرهنگ بیان شده است. هم چنین مختصری از تمدن آشور و بعد از آن مصر مورد بررسی قرار گرفته است. در این مورد دولت، اخلاق اجتماعی، مومیایی، اقتصاد، صنعت، علوم و معارف، حساب و هندسه، هنر، فلسفه، دین از جمله مواردی است که به آن پرداخته شده است. بعد از آن بصورت مفصل به بنی اسرائیل و ظهور حضرت موسی پرداخته شده است. در ادامه ظهور مسیح مورد بررسی قرار گرفته است. در مورد وضع زندگی، تجارت، اعتقادات، ادبیات وهنر، آیین بودا و... ، زندگی اقتصادی مردم، علوم و معارف و اخلاقیات و ازدواج هندی ها هم مطالبی ارائه شده است. در ادامه مطالبی هم درمورد چین و کنفوسیوس آمده است. در ادامه بصورت مفصل به اعتقادات، زندگی اجتماعی مردم، قوانین وضع شده و دانشمندان و فیلسوفان یونان قدیم پرداخته شده است. و در پایان نویسنده اوضاع و احوال رومیان ار به تصویر می کشد.

فصل چهارم:

حکومت هخامنشیان

این فصل در واقع ایران در عهد باستان را به تصویر می کشد. نویسنده در این قسمت از کتابش به توصیف تحولات در دوران پادشاهی کورش پرداخته است و در ادامه مبارزات داریوش را پیش می کشد. مطالبی هم راجع به وضع اجتماعی و اقتصادی ملل در دوره هخامنشی بیان کرده است. در مورد تمدن ایران در عهد هخامنشیان مطالبی بیان کرده است که عبارتنند از: طرز حکومت و سازمان اداری، برتری دموکراسی، طرز اداره کشورها، سیاست مذهبی، راه های ارتباطی و نیروی دریایی. سازمان ارتش عنوان یکی دیگر از بخش های این کتاب است که در آن به ارتش، اسباب و وسایل جنگ، لباس و تدابیر جنگی، جاسوسی نظامی و لشکر کشی پرداخته شده است. در مورد قضا و دادرسی هم مطالبی ذکر شده است. وضع طبقات مختلف اجتماعی را هم بصورت کلی و کوتاه بیان کرده است. در مورد زندگی اجتماعی عصر ودایی(عصری که در آن آریایی های ایرانی و هندی با هم می زیستند ویا تازه از هم جدا شده و هنوز آداب و رسوم یکدیگر را فراموش نکرده بودند) مردم را به سه گروه تقسیم کرده است: ۱. نجبا و اشراف ۲. مغ ها یا روحانیون ۳. کشاورزان که هر گروه را جدا گانه تشریح کرده است. موقعیت اجتماعی زنان در این دوره از مواردی است که نویسنده با شرح جزئیات به آن پرداخته است. بعد سیر علوم و خطوط مختلف آن دوره، انواع آیین ها و مذهب های رایج، و صنعت و هنر را مورد بررسی قرار داده است. هم چنین آثار به جای مانده از آن دوره را معرفی کرده است. پایان این فصل هم به اخلاق و آداب و رسوم مردم مثل عزاداری و ... تخصص یافته است.

فصل پنجم:

حمله اسکندر

این فصل با توصیف وضع ایران مقارن حمله اسکندر شروع می شود. در ادامه فجایع اسکندر در تخت جمشید به تصویر کشیده می شود. بعد از پایان یافتن لشکر کشی و مرگ اسکندر سلوکیان روی کار می آیند. در بخش بعد نویسنده وضع سیاسی ایران از حمله اسکندر تا ظهور پارتیان را بیان می کند و بعد از آن طرز حکومت ونقش سیاسی و اقتصادی شهر ها در دوره اسکند و جانشینانش را مطرح می کند. پایان این فصل تشریح زندگی اجتماعی و اقتصادی مردم در ان دوره است که از دیدگاه های طبقات اجتماعی، وضع بندگان، و وضع اقتصاد و بازرگانی بررسی شده است.

فصل ششم:

پارتیان

نویسنده در این فصل علل سقوط سلوکیان را مطرح می کتد. در ادامه وضع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دوره پارتیان را بیان می کند. برای این منظور تشکیلات سیاسی، طرز اداره کشور، سیاست پارت ها، ادارات، سازمان ارتش، و طبقات اجتماعی را مطرح کرده است. نویسنده طبقات اجتماعی را در این دوره فقط به دو گروه اشراف و فئودال ها و بردگان کشاورزان و پیشه وران طبقه بندی کرده است. در پایان نویسنده وضع اجتماعی زنان و وضع اقتصادی را بیان می کند و بحث را با فرهنگ ایران، علوم و معارف، مذهب و آثار هنری خاتمه می دهد.

فصل هفتم:

حکومت ساسانیان

آغاز این فصل با زمامداری شاپور شروع می شود، بعد به ترتیب قباد، خسرو انوشیروان و خصال خسرو روی کار می آیند که توضیحاتی برای هر کدام ذکر شده است. در مورد وضع اجتماعی و طبقاتی ایران هم توضیحاتی داده شده است. بعد از آن جنبش مزدکیان مطرح شده که نویسنده در آن به شخصیت مزدک، نزدیکی قباد با مزدک، قیام و سرکوبی مزدکیان پرداخته است. در آخر این بخش نتایج حاصل از قیام مزدکیان مورد بررسی قرار گرفته است. بخش بعد به وضع عمومی زنان اختصاص یافته است. هم چنین نویسنده به وضع اقتصادی، تشکیلات اداری و خصوصیت سازمان ها، داد گسترس و روحانیان زرتشتی پرداخته است. بخش بعد با عنوان نیروی لشکری ذکر شده است که در آن نویسنده اشعاری از شاهنامه فردوسی آورده است. در ادامه نویسنده سیر افکار و علوم را مطرح کرده است که درآن به اندیشه ها و افکار مذهبی، مذاهب مختلف، دین و دولت، مذهب و شخصیت مانی، عیسویان ایرانی و مشاجرات مذهبی پرداخته است. هم چنین مطالبی مثل طب و افکار فلسفی آن دوره ذکر شده است. در ادامه بصورت مفصل تر به شخصیت و عقاید مانی پرداخته شده است و در ادامه هنر ساسانی مورد بررسی قرار گرفته است که همراه آن تصاویری از ظروف طلایی متعلق به آن دوره ارائه شده است. در مورد آداب و رسوم آن دوره به اعیاد مثل عید نوروز، جشن مهرگان و جشن سده پرداخته شده است. و در پایان منابع تاریخی این دوره و دین در دوران قبل اسلام ذکر شده است.

بررسی جلد دوم تاریخ اجتماعی ایران

"حکومت ها و سلسله های ایران از حمله اعراب تا استقرار مشروطیت" عنوان فرعی این جلد است. این جلد شامل پنج فصل در ۶۷۲ صفحه است که در آن به ترتیب به این موضوع ها پرداخته شده است: فصل اول علل ظهور و آثار نهضت اسلامی که شامل چهار بخش وضع اجتماعی و اقتصادی عربستان مقارن ظهور اسلام، سابقه تاریخی دعوت به یکتا پرستی، آغاز فتوحات مسلمین و مدت عمر و دوران خلافت خلفای راشدین. فصل دوم به خلفای اموی پرداخته است و شامل یک بخش(پایان دموکراسی اسلامی) می باشد. فصل چهارم مقدمات روی کار آمدن عباسیان و نقش شعوبیه را به تصویر می کشد. فصل چهارم جنبش های اجتماعی در ایران بعد از اسلام را مورد بررسی قرار می دهدکه در آن به قیام سنباد، بابک خرم دین و نهضت سرخ جامگان، ظهور حکومت های مستقل در ایران، حکومت طاهریان، یعقوب لیث صفاری، دیالمه آل زیار، آل بویه، غزنویان، حکومت سلجوقیان، اتابکان، خوارزمشاهیان، وضع اجتماعی و سیاسی ایران مقارن حمله مغول، تیمور و نخستین مبارزات او در راه کسب قدرت، سلسله صفویه، نادرشاه افشار و در نهایت به سلسله زندیه پرداخته شده است. فصل پنجم این کتاب به سلسله قاجاریه تخصص یافته است که در حدود ۱۰۰ صفحه به آغاز کار سلسله قاجاریه، آقا محمد خان، فتحعلی شاه، جنگ های ایران با روسیه، جلوس ناصر الدین شاه، امیرکبیر، نفوذ افکار جدید در ایران، روابط سیاسی و فرهنگی ایران با کشور های خارج، افکار و نظریات جدید سیاسی، اوضاع اجتماعی و اداری ایران در عهد قاجاریه، آغاز فعالیت های سیاسی به مفهوم جدید در ایران، راه اصلاحات اجتماعی، مجلس شورای دولتی، واقعه رژی، متفکرین و صاحب نظران، روی کار آمدن سپهسالار و تلاش در راه استقرار حکومت قانون پرداخته شده است.

بررسی جلد سوم تاریخ اجتماعی ایران

جلد سوم تاریخ اجتماعی ایران به طبقات و قشرهای گوناگون اجتماعی اختصاص یافته است. نویسنده در این جلد کوشیده است نظریات مختلف و گاهی متناقض مورخان و جهان گردان و صاحب نظران را بیان کند. هر چند این شیوه ممکن است ملال آور به نظر برسد، ولی در هر حال برای کشف واقعیات اجتماعی، لازم و ضروریست. مطالب این جلد به بررسی وضع اجتماعی مردم و طبقات مختلف اجتماعی پرداخته است. هم چنین در ابتدا جمعیت و قومیت های ایرانی را مطرح کرده و در مورد هر کدام توضیحاتی داده است و به شمارش طبقات اجتماعی ایران د رآن زمان پرداخته است. در ادامه منزلت هر کدام از طبقات اجتماعی را بررسی کرده و آداب و سنن جامعه در آن دورن از تاریخ را مورد ارزیابی قرار داده است. فصل سوم این جلد از کتاب موضوع کشاورزی و کشاورزان را مورد بررسی قرار داده است و به توضیح جانوران و گیاهان ایران، طبقه کشاورزان، سد سازی، ارزش کشاورزی، تاثیر حمله مغول بر کشاورزی، اقدامات غازان خان، کشاورزی در عهد صفویه، تقسیم آب، قیام کشاورزان، کشاورزی در عهد قاجاریه، مشکلات کشاورزان و زندگی در روستا پرداخته است. هم چنین در ادامه آغاز اصلاحات، قشرهای مختلف در روستا، تاریخچه ای از رستنی های ایران، آفات کشاورزی، سبزیجات و چاشنی ها، مشکل آب، آفات کشاورزی و زندگی چادر نشینی در ایران را مورد بررسی قرار داده است. فصل چهارم کتاب به بررسی فئودال ها یا مالکین بزرگ پرداخته است که خیلی کوتاه مالکین و سرمایه داران مورد بررسی قرار گرفته اند. فصل بعد وضع کارگران و پیشه وران را مورد بررسی قرار داده است. فصل ششم در مورد روحانیون و وعاظ و نقش و جایگاه آن ها در جامعه است. در ادامه در فصل هفتم وضع برده ها و قشر ضعیف جامعه مورد ارزیابی قرار گرفته است و فصل آخر به وضعیت زنان بعد از اسلام پرداخته شده که در آن موقعیت اجتماعی زنان، وضع عمومی زنان در قرون وسطی، فعالیت های سیاسی زنان، تحول در وضع زنان، زنان در عصر آریا مهر و رفع حجاب مورد بررسی قرار گرفته اند.

نتیجه گیری

در نتیجه گیری این نوشته به سه چیز پرداخته شده است: شیوه نکارش، اعتبار نوشته، توانایی نویسنده در رساندن پیام که در زیر آمده است: شیوه نگارش در این کتاب از منطق خاصی پیروی نمی کند، نویسنده در بسیاری از موارد مطالب را بصورت دست نخورده و به همان شکلی که در منابع بوده آورده است و به این ترتیب مطالب کتاب یکدست نیست و موجب خستگی خواننده می شود. با توجه به حجم بالای یادداشت هایی که نویسنده برای نگارش این کتاب استفاده کرده موجب سردرگمی و از هم گسیختگی نوشته شده است.

میتوان گفت نویسنده به اهمیت دوره های تاریخی دقت نکرده و حوادث مهم و سرنوشت ساز را به تصویر نکشیده است بلکه به مطالبی بیشتر توجه شده که در مورد آن ها نوشته های بیشتری از گذشته بر جای مانده است. در واقع یک تاریخ نگار چاره ای جز این ندارد. شاید بزرگ ترین مشکل نگارشی کتاب مربوط به فصل بندی آن باشد که آیین نگارش در نظر گرفته نشده است. در واقع طرح کتاب مشکل دارد. مثلا دیده می شود که اجزای یک بخش ارتباط موضوعی با هم ندارند و یا از یک سنخ نیستند، در حالیکه نویسنده آن ها را زیر یک موضوع به کار برده است. هم چنین در بعضی جاها که اجزای بخش فقط یک مورد بوده، نویسنده بدون در نظر گرفتن شیوه های نگارش، آن یک مورد را به عنوان زیر مجموعه ای از بخش آورده است.

استفاده بیش از حد از نقل قول ها از مشکلات دیگر این کتاب است و همانطور که گفته شد این کتاب بازتاب کننده سازمان فکری نویسنده نیست، بلکه فقط از هر جایی مطلبی گفته است که گاهی ممکن است با هم در تضاد باشند. در واقع می توان گفت نویسنده فقط منابع را آماده کرده و آن ها را به ترتیب کنار هم چیده است. و این خواننده است که باید نظرات مختلف را بخواند و در ذهن بررسی کند تا به نتیجه دلخواه برسد و به همین منظور می توان گفت هنوز این کتاب کامل نشده و نیاز به یک بازنویسی اساسی دارد. اما از نقاط مثبت و قابل تحسین این کتاب وجود نمایه در صفحات آخر است که می تواند کمک مؤثری برای پژوهشگران باشد.

اعتبار کتاب بستگی به اعتبار نویسنده، ناشر و ... دارد که همه پذیرفته شده هستند و اعتبار نوشته به اعتبار منابعی بستگی دارد که نویسنده از آن ها برای نگارش کتابش استفاده کرده است. در این مورد هم با توجه به استناد هایی که صورت گرفته به نظر می رسد که نویسنده تا جایی که امکان داشته از منابع معتبر برای نگارش کتابش بهره برده است. در مورد توانایی نویسنده در ترسیم تصاویر ذهنی شفاف می توان نویسنده را ناموفق دانست، البته این حرف به هیچ وجه نمی تواند از اعتبار نویسنده بکاهد. در واقع هیچ تاریخ نگاری نتوانسته و نخواهد توانست تصاویری روشن و واضح آن هم از قرن ها پیش ترسیم کند، شاید نویسنده در جلد های بعدی که به عصر ما نزدیک بوده و منابع بیشتری هم باقی مانده، نویسنده موفق بوده باشد. البته منابعی که از گذشتگان باقی مانده بیشتر به زندگی شاهان و حوادث مهم پرداخته است و کمتر نوشته ای پیدا می شود که در مورد زندگی خصوصی و اجتماعی مردم عادی باشد. با این حال نویسنده تلاش کرده است تا بیشتر به زندگی مردم، افکار و اعتقادات و وضع اجتماعی آن ها بپردازد.

حسین کلاته