رنگرزی هنر نیست

اگر رنگرزی هنر نیست, چرا در بسیاری از سایت ها و منابع معتبر هنری ایران که بسیاری از آنها زیر نظر میراث فرهنگی هستند همواره مطالبی به رنگرزی اختصاص دارد نمونه ی بارز آن سایت مرکز اسناد و مدارک میراث فرهنگی است

مدتی بود که تعدادی از دوستان پیشنهاد می کردند که به سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مراجعه و کارت هنرمندی دریافت کنم. از مزایای این کارت می توان به استفاده از تسهیلات سازمان، ویژه ی هنرمندان و همچنین دریافت وام های بلند مدت با بهره ی کم اشاره کرد. بالاخره رفتم و بعد از کلی این اتاق، آن رفتن و دیدن افراد مختلف، گفتند که سازمان، کارت هنرمندی صادر نمی کند بلکه درجه ی هنری می دهد؛ درجه ی ۱ تا ۵ که درجه ی ۵ معادل دیپلم و درجه ی ۱ معادل دکتراست... البته به گفته ی یکی از مسؤولین سازمان، برای این کار باید ابتدا پرونده تشکیل داد، سپس در نوبت، منتظر ماند – که گویا در حال حاضر، افرادی هستند که بیش از ۳ سال است که در نوبت قرار دارند - ، پس از آن به سازمان فرا خوانده شده و نمونه کارها را به اساتید حاضر در جلسه نشان داده و به پرسش های ایشان پاسخ داد. البته ناگفته نماند که در جلسه ی مذکور، نماینده ی وزارت علوم نیز حضور خواهد داشت. پس از اتمام این مراحل، درجه ی هنری مطابق با قدرت هنری شما اعطا می شود که از این مدرک می توان برای تدریس در دانشگاه، آموزشگاه و مدارس استفاده کرد. مدرک مذکور مورد تأیید رسمی وزارت علوم است.

از این مسؤول پرسیدم که برای حرفه ی رنگرزی چه چیزهایی به عنوان نمونه کار محسوب می شوند؟ آیا ارائه ی آلبوم های رنگرزی کفایت می کند؟ در پاسخ گفتند که در این سازمان به رشته های طراحی، بافت و مرمت درجه ی هنری داده می شود ولی در مورد رنگرزی مطمئن نیستم! سپس در تماس با مقامی بالاتر در سازمان مشخص شد که رنگرزی، جزء هنرهای رسمی سازمان جهت ارائه ی درجه ی هنری نمی باشد! یعنی به طور خلاصه رنگرزی هنر نیست!!!

در اینجا این پرسش مطرح است که اگر رنگرزی هنر نیست، چرا در بسیاری از سایت ها و منابع معتبر هنری ایران که بسیاری از آنها زیر نظر میراث فرهنگی هستند همواره مطالبی به رنگرزی اختصاص دارد؟ نمونه ی بارز آن سایت مرکز اسناد و مدارک میراث فرهنگی است. با یک جستجوی ساده در این سایت به تعداد زیادی مطلب در مورد رنگرزی بر می خوریم که تعداد قابل توجهی از آنها فقط و فقط مربوط به رنگرزی است. البته این سایت فقط به عنوان یک نمونه و به دلیل اینکه ارتباط بیشتری با میراث فرهنگی داشت معرفی شد، سایت ها و منابع هنری معتبر دیگری وجود دارد که در آنها از رنگرزی به عنوان یک هنر، سخن به میان آمده است.

پرسش دوم این است که اگر رنگرزی مربوط به فرش است و مسائل آن فقط باید در مرکز ملی مطرح شود، چرا در سازمان میراث فرهنگی از سایر گرایش های مربوط به فرش – همانطور که قبلاً گفته شد – به عنوان هنر یاد می شود؟ (البته منظور این نیست که هنرهای طراحی، بافت و مرمت فرش از هنر های سازمان میراث فرهنگی حذف شود.)

پرسش سوم اینکه اگر گرایش رنگرزی فرش جزء زیر شاخه های هنر نیست و رشته ای فنی - مهندسی محسوب می شود، چرا در کنکور سراسری در گروه آزمایشی هنر قرار دارد؟ مگر گرایش های رشته های مختلف هنری، توسط همان وزارت علومی که نماینده شان در سازمان میراث فرهنگی – و جلسات اعطای درجه ی هنری – حضور دارد، تصویب نمی شود؟

البته کسانی که در این رشته تحصیل کرده اند، به این مسئله واقفند که در کنار دروس اصلی و پایه ی هنر، دروس مختلف شیمی را به عنوان واحدهای تخصصی خود می گذرانند و از این جهت شباهت بسیار زیادی با رشته های مهندسی وجود دارد؛ ولی نباید از این مسئله غافل شد که اصلی در هنرهای سنتی وجود دارد که طبق آن «استفاده از فناوری های نو تا آنجا که به اصل و اساس هنر سنتی آسیبی نرساند، قابل قبول می باشد.» این عبارت سخن من نیست، بلکه در بسیاری از سخنرانی ها، مقالات و کتب صاحب نظران هنر های سنتی ذکر شده است.

همچنین طبق گفته ی اساتید دانشگاهی رشته ی فرش، گرایش رنگرزی با هدف احیای حرفه ی رنگرزی سنتی – که در آن از رنگزاهای طبیعی و نه شیمیایی استفاده شود – ایجاد شده است؛ در حال حاضر در تدریس این رشته از فناوری های روز جهت بهبود کیفیت و سرعت تولید استفاده می شود و مواد رنگزای مورد استفاده همان موادی است که هزاران سال است از آنها استفاده می شود و الیاف رنگ شده ی نهایی اگر بهتر از الیاف رنگ شده به روش های سنتی نباشد، دست کمی هم از آنها ندارد؛ که این مسئله نشانگر عدم نقض اصل گفته شده است.

اهالی فن می دانند که حصول رنگ های یکسان از رنگزاهای طبیعی که در شرایط غیر یکسان آب و هوایی تولید شده اند، کاری بسیار مشکل است. حال اگر به دست آوردن رنگ های مشابه، برای مثال از دو نوع روناس که دارای شرایط رشد متفاوت هستند هنر نیست، پس چه نامی دارد؟ آیا این کار فقط با داشتن دانش ممکن است؟

برای روشن شدن مطلب، فرض کنید که شما تمامی کتب آموزش طراحی را مطالعه کرده و از لحاظ تئوری با تمامی اصول طراحی آشنا هستید ولی تا به حال هیچ وقت آن را به شکل عملی انجام نداده اید، آیا توانایی این را دارید که اسبی را در حال پرش در حالی که سوارکار آن در حال سقوط از اسب می باشد، به طور دقیق و طبیعی طراحی کنید؟ در این حالت شما دانش طراحی را دارید ولی هنر تصویر کردن آن هنوز در شما به وجود نیامده است.

در مورد رنگرزی هم همین حالت وجود دارد؛ دانستن روش رنگرزی برای رنگ نمودن الیاف، کافی نیست و شما باید تمام زیر و بم های آن را بدانید تا بتوانید رنگ مورد نظر را در نهایت شباهت به نمونه ی اولیه و بهترین یکنواختی ممکن به دست آورید. رنگ های طبیعی مانند رنگ های شیمیایی نیستند که کارخانه ی تولید کننده ی آن همیشه فرمول یکسانی را برای تولید رنگ به کار برد و شما فقط با دانستن فرمول و گراف رنگرزی به رنگ نمودن الیاف بپردازید (در رنگرزی شیمیایی داشتن دانش آن تقریباً کافی است و با کمی آزمایش می توان به نتیجه ی دلخواه رسید)؛ ولی شرایط رشد متفاوت رنگزاهای طبیعی در تولید شید رنگ نهایی آنها تأثیر به سزایی دارد. این فقط یکی از پیچیدگی های رنگرزی طبیعی است.

در نهایت... هنر، به دست آوردن رنگ های مشابه از رنگزاهای متفاوت است. هنر، ترکیب رنگ های گوناگون و به دست آوردن رنگی جدید است. هنر، رنگ کردن یکنواخت خامه های قالی است. هنر، تولید تعداد نامحدودی شید رنگی، فقط از یک رنگزاست. هنر، به دست آوردن رنگی با ثبات است. هنر، رنگ کردن خامه ایست که ۲۵۰۰ سال، رنگ خود را بر پازیریک حفظ می کند. حال آیا واقعاً رنگرزی هنر نیست؟!

سید جواد حسینی