رنگ

رنگ دارای جاذبه فراوانی است وبرحسب ماهیتش ، بیش از هر چیز نگاه را به خود جلب می ککند. انواع رنگ وترکیبهای گوناگون آن از مهمترین عناصر زیبایی کیفیت گلیم به شمار می رود وبه گیرایی طرح ها نیز می افزاید. رنگ ، از رنگ مایه های گوناگونی تهیه می شود. اما جذابترین رنگ ها ازعناصر طبیعی بدست می آید.

نتیجه سعی در تهیه رنگ ازمواد طبیعی هرگز قابل پیش بینی نیست ، زیرا اختلاط اجزاء رنگ براساس سلیقه شخصی از عوامل ناپایداری همچون : نوع خاک، آ ب وهوا مواد رنگی وترکیب کننده ها متاثر است . به دلیل این گونه ابهامات ، ساختن رنگ همواره با نوعی باورهای خرافی همراه بوده است. در گلیم بافی استفاده از رنگهای هماهنگ اهمیت بسزایی دارد و بافنده های عشایری وروستایی از استعداد فوق العاده ای در ترکیب رنگ ها برخوردارند.

در خور توجه است که گاه بافنده به سلیقه خود رنگی غیر عادی ویا غیر منتظره در گلیم می گنجاند وتضاد مطلوبی ایجاد می کندهر چند چنین انتخابی ممکن است تاثیر نامطلوبی نیز بر بیننده بگذارد.

سلیقه ملت های مختلف در انتخاب رنگ ، گوناگون است . رنگ هایی که بافنده های عشایری وروستایی می پسندند تفاوت فاحشی با رنگ های دلخواه غربی دارد.

یقیناً رنگ های خیره کننده مورد پسند بافنده ها درکوهها ودشت های پرنور وصعب به گونه آی دیگر تفسیر می شود. بافنده های عشایری به علت نداشتن تماس با خارج از محیط خود از درخشندگی طبیعت پیرامونشان الهام می گیرند. غربی ها رنگ های قرمز را به عنوان رنگ های متداول در قالی های شرقی می شناسند. اما به دلیل آنکه رنگ قرمز را نمی پسندند ، از فراوانی آن نیز حیرت می کنند. احتمالاً از آنجا که قالی نوعی عایق است ، رنگ های گرم مانند قرمز ، نارنجی، زرد وقهوه ای را در آن بکار می برند؛ اما بدیهی است که اننتخاب رنگ ها براساس مواد رنگی موجود وسپس سلیقه بافنده ها انجام می شود. هزینه تهیه رنگ نیز نقش عمده ای در این امر دارد وبه دست آوردن رنگ های تند از مواد طبیعی ، گران تر ودشوارتر است.

امروزه رنگ های مختلف شیمیایی در رنگرزی الیافی که مورد استفاده گلیم بافی است به کار برده می شود. هم اکنون رنگ هایی که بوسیله رنگرزی گیاهی وطبیعی به سختی می شدآنها را تهیه نمود به وفور در بازار یافت می شوند وحتی به دور افتاده ترین بافندگان قبایل چادر نشین هم رسیده است. ناگفته نماند که رنگ های شیمیایی عرصه را برای تولید بیشتر وآسانتر باز کردند ولی به نوبه خود ضررهای جبران ناپذیری برپیکر این صنعت وهنر فرود آوردند که با گذشت سالیان دراز وپی بردن به این نکته هنوز شاهد اثرات آن هستیم.

رنگهای طبیعی مورد استفاده در گلیم از گیاهان مختلف یچون روناس ، پوست انار ، نیل ، گردو. پسته ، سماق وهمچنین از حشره قرمز دانه تهیه می شوند. تنوع رنگی در دست بافتها وگلیم های ایرانی بسیار زیاد است وتقریباً اکثر رنگ های موجود در آنها به کار می رود.

مناطق گلیم بافی در ایران

در ایران تنوع قبایل وعشایر مختلف باعث شده تا دست بافتهای متفاوت با ویژگی های خاص هر منطقه بوجود آید. در اکثر مناطق ایران چون سنندج، بیجار، شاهسون، ورامین، شیراز، خراسان وایلها وعشایر مختلف گلیم بافته می شود که مشخصات مخصوص به خود را دارند. حال به شرح مختصری در این زمینه می پردازیم.

سنه (سنندج)

که اکنون به سنندج شهرت دارد ومرکز کردستان است نام خود را به دسته ای از گلیمهای ظریف بافت قرون هجده ونوزده واوائل قرن بیستم داده است. طرح های گل وبوته ای زیبا از قلابدوزی ها وزری های دوره صفوی الهام گرفته وغالباً در کارگاهها بخاطر تقاضای عالی پسند اهالی شهرها تولید شده است.

گلیمهای سنه در اندازه ی کوچک بوده وبا بافت چاکدار وروش غیر معمولی با تارهای پنبه ای وپودهای پشمی بافته شده اند.

واغلب با بکار بردن نخ ابریشمی وفلزی بر زیبایی آنها افزوده شده است. نقشها اغلب شامل گل وبته ومو رونده زنبورعسل است ودر ترنج میانی داری یک نقش جدولی یا مشبک است که در داخل هر یک ازآنها دسته گلهای کوچکی معروف به طرح هراتی قرار دارد.

ایران به خاطر گلیمهای سجاده ای معروف نیست. در این مورد سنندج مستثنی است. گلیمهای سجاده ای که در سنندج بافته می شود محراب پیازی شکل آنها ممتاز است. پیرامون زمینه ی گلیمهای سنندج را یک رشته حاشیه بزرگ وکوچک مرکب از برگ گل وساقه ونقشهای گل وبوته ای فرا گرفته است. رنگها بیشتر آبی وقرمز وسفید است.

بیجار

گلیمهای بیجار در روستاها وچادرهای عشایری کردستان بافته شده غالباً تقلید ساده ای از کارهای سنندج است. بافت آنها از پنبه وپشم خشن ورنگهای روشن است ودر زمینه آنها تصاویر حیوانات وانسان اغلب با وضع جالبی مصور گشته است.

شاهسون

ایل شاهسون اتحادیه ای از مهمترین طوایف ترک زبان است که در شمال غربی ایران در مرز قفقاز وجود دارد. بعضی از گروههای عشایری نیمه چادر نشین بوده از دشتهای مغان در تابستان به طرف مراتع کوهستانی غرب اردبیل نقل مکان می کنند.

واژه شاهسون که به معنی دوستدار شاه است ارتباط آنها را به صورت سپاهیان مزدور نسبت به فرمانروایان صفوی نشان می دهد. این طوایف ترک زبان (احتمالاً ) از اعقاب ترکان سلجوقی آسیای مرکزی می باشند. اعضای این اتحادیه شامل ترکان قفقازی نیز می باشند که در اواخر قرن نوزدهم از دست روسها به طرف جنوب فرار کردند. شاهسونها به خاطر گلیمهای رسمی جل اسب که به طرز سوماک بافته شده وبا تصاویر اسب وآهو وپرندگان زینت یافته شهرت دارند.

گلیمهای این ناحیه از نظر نقش واندازه به محصولات قفقاز جنوبی شباهت داشته فقط مواد خام بکار رفته وبعضی جزییات نقش با آنها فرق دارند. گلیمهای شاهسونی با پشم خشک وخشن بافته شده که درست طرف مقابل گلیمهای قفقازی است که با نخهای پشمی نرم وظریف بافته شده اند. در گلیمهای شاهسون نفوذ ایران جسته گریخته در تصاویر پرندگان استیلزه (قراردادی) وگلها وپیکر انسانی در زمینه گلیم به چشم می خورد.

زرند

گلیمهایی که در روستاهای ساوه و زرند وقزوین در ایران مرکزی بافته می شود، کلاً گلیم زرندی نامیده می شوند. این نوع گلیمها غالباً کار عناصر ترک زبان شاهسون است که تعداد زیادی از آنها در این منطقه مقیم گردیده اند.

گلیمهای زرند دراز وبازیک وبادوام اند که با تار پنبه ای ویک نوع پود پشمی سنگین بافته شده اند. متداولترین شیوه که در گلیم زرندی بکار رفته ، بافت چاک دار کوچک وپود غیر معمولی است. طرحهای قراردادی وگل وگیاهی با مو خزنده وبرگ شبدر در داخل و حاشیه های بیرونی بکار رفته است. گاهی هم نقش های گل وگیاهی به صورت طرح مشبک لوزی ویا دو یا سه ترنج در می آید.

ورامین وگرمسار

گلیمهای بافت این ناحیه، درحدود ۳۵ میلی جنوب شرقی تهران داری ریشه های گوناگونی است زیرا شهرهای گرمسار و ورامین در دوطرف جاده شرقی وغربی تجاری و مهاجرتی ایران مرکزی واقع شده اند. اقوام عرب وکرد وشاهسون ولر وقشقایی وطوایف بسیاری دیگر در اینجا با یکدیگر آمیخته واستقرار یافته ویک ناحیه مهم بافت گلیم را بوجود آورده اند.

گلیمهای ورامین وگرمسار سنگین ودارای بافت فشرده وبزرگ اندازه هستند وبا پشم تیره محلی ونسبتاً خشن بافته شده اند. حاشیه ها مشخص است وتشکیل برجستگیهای مرکب از تارهای تیره رنگ را در اطراف گلیم می دهد.

شیوه بافت شامل بافت چاکدار ظریف وخطوط طرح پودنما بانقشهای (S) مانند می باشد. ترکیبات نقشها مشتمل است بر نوارهای موتیفی به صورت افقی یا مورب یا زمینه ای مرکب ازنقشهای درهم پیچیده ای که به یکدیگر به طرز خیره کننده نزدیک می شوند. گلیمهای گرمسار وورامین دارای رنگهای درخشان قرمز وآبی وسبز وزرد غیر معمولی بر روی یک زمینه تیره رنگ است.

قشقائی

عشایر قشقایی فارس در جنوب ایران یه خاطر بافت گلیمهای سنتی خوب معروف اند. اصل این طایفه را می توان تا قرن شانزدهم میلادی دنبال کرد که در آن هنگام بخشی از اردوهای ترک زبانی بودند که شمال کشور را مورد هجوم قرار دادند . در نتیجه بعضی از طرح های گلیمی قشقایی را می توان مستقیماً به گلیمهای قفقاز مربوط دانست.

عشایر قشقایی وقتی که به سبب کوچ سالانه آنها از نواحی قشلاقی کنار خلیج فارس تا مناطق ییلاقی آنها در کوههای زاگرس مشهور بودند ، از سال ۱۹۲۵ به بعد بواسطه سیاستهای بازدارنده دولت متحمل صدماتی شدند. در نتیجه غالب فرشهای قشقایی پیش از رژیم پهلوی بافته شده است. این نوع گلیمهای قدیمی تر قشقایی بویژه مهیج وبرای زندگی رضایت بخش می باشند.

چون گلیمهای قشقایی هنگام کوچ یا در محل اطراق آنها بافته می شوندغالباً از نظر طرح ورنگ در آنها تنوعی بارز دیده می شود. در هر زمان مقدار کمی از نخ رنگ شده را می توان با خود حمل کرد وبرای هر گلیم مقدار کمی از پشم در طول کوچ کردن رنگ می شود و همین امر سبب گوناگونی رنگها می شود. کارگاههای زمینی را که گلیم روی آنها بافته می شود هنگام حرکت جمع کرده وباز در محل اطراق بعدی دوباره آن را باز کرده به بافتن ادامه می دهند از این زو طرحها هم متنوع می گردند.

شیراز

شیراز از مراکز اصلی بافت گلیمهای جدید در ایران است. با وجود آنکه هنوز هم تعداد قابل توجهی گلیم به صورت سنتی در روستاها ومناطق گوناگون بافته می شود ولی فقط تعداد کمی از آنها دارای کیفیت خوبی است. در حال حاضر نیز بعضی از چادر نشینان ونیمه چادر نشینان ، گلیمهای مرغوبی برای استفاده ی شخصی می بافند.

در حال حاضر به نظر می رسد بافندگان امروزی علاقه ای به صرف وقت وحتی پول برای تولید گلیم نفیس ندارند، زیرا روش زندگی سنتی وچادر نشینی این مردم تا حدی تحت کنترل دولت ونیازهای بازار غرب است. تولید تجاری گلیم در شیراز در کارگاههایی با طرح های دولتی صورت می گیرد. گلیم هایی که تولید می شود دارای اندازه مناسب است . اما رنگها تند وخشن وکیفیت مواد به کار رفته پایین است. ترکیب بندی وظاهر کلی گلیمها فاقد ویژگی های سنتی وطرح وخط آزادانه ای است که معمولاً در دست بافتهای مردمانی یافت می شود که در طبیعت زندگی می کنند.

بختیاری

طوایف بختیاری تا همین اواخر به صورت چادرنشین زندگی می کردند. آنها ازدشتهای غرب ایران مرکزی بداخل کوههای زاگرس کوچ می کردند. اصل آنها نامعلوم وبسیار قدیمی می باشد، زبان آنها فارسی است وتنها دوردست بودن آنها باعث بقای فرهنگ سنتی آنها گردیده است. بنابراین گلیمهای بختیاری از نظر طرح دارای اصالت بوده هویت پاکی طایفگی خود را حفظ کرده است.

شیوه بافت غیر معمولی است ودر آن پیچ دوگانه با تار پنبه ای وپود پشمی بکار رفته که نتیجه آن گلیمهای یک رویه سفت ومستحکم است.

گلیمهای بختیاری بلند وکم عرض است که در آن رنگهای روشن درخشان متضاد زرد وآبی وقرمز ونارننجی به کار رفته است. معمولاً طرحها شامل یک طرح مشبک خانه خانه ای در وسط ویا یک طرح بوته یا اشکال لوزی است که با چند حاشیه هم مرکز احاطه شده است. دو انتهای گلیم بختیاری با نوارهایی از طرح پودنما خاتمه می یابد. جل اسب به شیوه سومک با ترکیبات نمایان موتیفهای حیوانی ونوارهای رنگین بافته می شود.

خراسان

واقع در شمال شرق ایران در مرز افغانستان و آسیای مرکزی شوروی سابق وطن بلوچ های بومی وطوایف ترکمن وهمچنین دسته هایی از کردها می باشد. این طوایف کرد در قرن شانزدهم از سرزمینشان در قفقاز وکردستان توسط پادشاهان صفوی به خراسان انتقال یافته تا از ایران در برابر تاخت وتاز ازبکها از آسیای مرکزی دفاع کنند.

کردها گلیمهای بزرگ گل دار راه راه وطرح های مشبک به رنگهای آبی سیر وقرمز وهمچنین خورجین گلدار مستحکم می سازند. اغلب تشخیص این اجناس بافته شده کردی از کار طوایف غربی تر دشوارتر می باشد.

بسیاری از ترکمنان خراسان مانند طوایف تکه و یموت تبعیدیهای آسیای مرکزی هستند که از دست روسیه تزاری در قرن نوزدهم واز دست حکومت کمونیستی در قرن بیستم به ایران فرار کرده اند. گلیمهای این طوایف با زمینه رنگ قرمز پررنگ که بر روی آن گلهای ویژه ترکمنی بافته شده قابل تشخیص است . صاف بافی به گلیمهای گلدار بزرگ برای جهیزیه و جالور وجوالهای دولنگه ای منحصر می باشد.

گروههایی از مردم بلوچ نیزدرخراسان هستند که تصور می رود از نژادهای بلوچهای باستانی ایران باشند که از نواحی مرکزی کرمان بر اثر تهاجم قبایل ترک زبان در قرون یازده ودوازده میلادی به خراسان آمده باشند.

بلوچهای ساکن حاشیه مرزی بین ایران وافغانستان معروف به رخشانی هستند. رخشانیها گلیمهای بسیاری تولید می کنند که عموماً به گلیم بلوچی معروف است. بر خلاف اینها طوایف بلوچ شرقی مشهور به براهوئی ساکن صحرای بلوچستان پاکستان کمتر گلیم می بافند.

آلسترهال وجوزه لوچیک ویووسکا،‌گلیم،تاریخچه،طرح،بافت وشناسایی، نشر کارنگ تهران‌۱۳۷۷

آلستر هال ونیکلاسبارنارد،‌گلیم‌های ایرانی ،‌کرامت الله افسر،‌تهران ۱۳۷۵

جزایری ،‌زهرا. شناخت گلیم،‌سروش،‌تهران ۱۳۷۰


شما در حال مطالعه صفحه 2 از یک مقاله 2 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.