صنایع مهم این استان از نظر تامین مواد اولیه وابسته به کشاورزی و جنگل است.صنایع مازندران را باید به دو دسته صنایع دستی و صنایع ماشینی تقسیم کرد:

۱) صنایع دستی

این صنعت در مازندران قدمت زیادی دارد.از مهمترین صنایع دستی قالیبافی،گلیم بافی،حصیر

بافی،چادر شب و جوراب پشمی،نخریسی،پارچه بافی،نمد،زیلو،جاجیم،ظروف گلی،و وسایل چوبی است که مواد خام این محصولات از محل تهیه می گردد .

۲) صنایع ماشینی

در استان مازندران،صنایعی در رشته های مختلف فعالیت دارند که مهمترین آنها عبارتند از:

صنایع نساجی:

مهمترین کارخانه های نساجی کشور در مازندران قرار دارد و مهمترین کارخانه های نساجی استان

عبارتند از:نساجی قائم شهر(نساجی شماره ۳،۲،۱،با تولید پارچه های پنبه ای و پشمی که تحت عنوان تولیدات نساجی مازندران به بازار عرضه می گردد)،گونی بافی قائمشهر و محمود آباد،فرش ماشینی مازندران(قائم شهر) البرز(بابلسر)،چیت سازی بهشهر(انواع پارچه کتانی)،اکریلتاب بهشهر(الیاف مصنوعی)کارخانه پتو بافی مرینوس در آمل،کارخانه های پوشاک پوستی خزر خز در تنکابن.

صنایع غذایی:

مهمترین صنایع غذایی مازندران عبارتند از:محصولات گوشتی و لبنی و کنسروی کاله آمل که با

نامهای سولیکو در تهران،دمس در شیراز،و اختران در کرمانشاه نیز فعالیت دارند همچنینمحصولات غنچه که دارای محصولاتی از قبیل:روغن مایع و جامد(گیاهی و حیوانی)،کره،صابون و...است و این دو محصول نه تنها در ایران شناخته شده و معتبر هستند بلکه در جهان نیز فروش و اعتبار دارند محصولات این کارخانه ها به کشور های اروپای شرقی،روسیه،قزاقستان،قرقیزستان،کشورهای حاشیه خلیج فارس،سوریه،لبنان،فلسطین،عربستان،کشورهای همسایه ایران و کشورهای شمال افریقا صادر می شود.همچنین کارخانه های شیر پاستوریزه ساری و کنسرو سازی قائم شهر نیز از دیگر کارخانه های غذایی در مازندران می باشند.

صنایع چوبی:

صاحبان پیشه و فن همواره با عشق به زیبایی و سایل مادی زندگی را خلق كرده اند . دستان توانمند هنرمند ذهن

مستقل و پویا واندیشه جستجو گرش مجموعه ای دیدنی و سزاوار تحسین را به یادگار گذاشته است . مهم ترین آنها عبارتند از : در ضریح ، صندوق مزار، ارسی : از قرن پنجم تا هفتم ه.ق. هنرمند منب كار با استفاده از شیوه قاب و گره ، طرح های نو آفریده از قرن هشتم

هجری نمونه های فراوانی از رسم و عناصر هندسی و اشكال نباتی و گل و بته روی منبرهای چوبی، صندوق مزارها، در و پنجره و رحل قرآن باقی مانده است.

ازاوایل قرن نهم هجری این هنر رونق ویژه ای یافت و صنعتگران موفق شدند در اثار خود با به كارگیری انواع خطوط نمونه های ارزشمندی را بیافرینند كه اكنون زینت افزای مرقد امامزادگان و بزرگان دینی است.پنجره های زیبا و خوش نقش و نگار چوبی كه نشانه نور و روشنایی است با استفاده از هنر گره سازی و نقش های هندسی سه گوشه و چهار گوشه، ستاره های چهار پر و هشت پر و و درنهایت شیشه های رنگین پیشانی و رواق بناها راآذین می بخشد این پنجره ها به اورسی معروفند.

لاك تراشی :

لاك تراشی در مناطق روستایی و جنگلی مورد توجه پیشه وران هنرمندان بوده و انواع سازه های آن براساس نیاز زندگی روزمره رشد یافته است. روستاییان ساكن مناطق جنگلی درگذشته بیشترین نیازهای خود را از چوب تهیه می كردند و در ساخت لوازم چوبی از مهارت خوبی برخوردار بودند.

استادكاران بااستفاده از ریشه و تنه درختان بدون بهره گیری از ابزار كار امروزی ظروف چوبی مانند جوله، كلز، لاك دانه پاش، قند چوله، تنباكو چوله، قاشق ، ملاقه، كترا، تولید می كرند.هنر لاك تراشی یك كار ابتكاری است و جنگل نشینان با شناختی كه از انواع درختان جنگلی دارند برای ساخت مصنوعات چوبی از ریشه و چوب درختان خاصی با استفاده از ابزار كار بسیار ابتدایی استفاده می كنند.

درختانی كه از چوب آنها برای این كار بهره می گیرند افرا، راش، ملج، توسكا، ممرز، شمشاد ، نم دار و انجیلی است. ظروفی كه از ریشه درختان تهیه می شود سبك تر و در مقابل سرما و گرما مقاوم تر است ترك بر نمی دارد و در اثر ضربه به سادگی نمی شكند لاك تراشان معتقدند ظروفی كه از ریشه درختان تهیه می شود، اگر خوب نگه داری شود عمر مفید آنها حداقل بالای صد سال خواهد بود .

در صورتی كه لوازم تهیه شده از ساقه و تنها درختان همین خاطر در گذشته لاك تراشان لوازم مورد نیاز در منزل را از ریشه تحتانی ریشه هایی كه از ساقه با شیب ملایمی در خاك نفوذ كرده اند استفاده كنند زیرا به نظر آنان قسمت تحتانی این نوع ریشه ها كمتر در معرض برف و باران قرار داشت.برخی از ظروف چوبی كه در مازندارن كاربرد دارد عبارتند از :

دانه پاش :

به جای سینی برای پاك كردن برنج و حبوبات به كار می رود.

جوله :

این وسیله شبیه پارچ آب، باگردن باریك و دهانه ای گشاد و در اندازه های متفاوت ساخته می شود. در قدیم برای دوشیدن شیر و نگه داری انواع مواد لبنی از آن بهره می گرفتند از نقش های متدوال روی بدنه جوله می توان از جوله نقش مارپیچ ، نقش زنجیره ای و نقش حلوایی نام برد.بزرگ ترین نوع جوله مندر نامیده می شود كه حدود ۱۸كیلوگرم ظرفیت دارد . نوع دیگری از جوله كه جوله كون نام دراد از ریشه درخت افرا تراشیده می شود.

كلز :

از این وسیله چوبی به جای ملاقه برای هم زدن و سرد كردن شیر استفاده می كردند در مناطق مختلف مازندران این وسیله به نام های گوناگون خوانده می شود. به طور مثال در منطقه رامسر گیال در بخش مركزی كلز یا كیلز و در منطقه گرگان كمچه لز نوع دیگر پیمانه شیر به نام منقار درمناطق جنگلی ساخته می شود و حدود ۲۰۰ كلیوگرم ظرفیت دارد.قاشق و ملاقه وكفگیر: این وسایل كه در زبان محلی « گچه » « پل گیر » و « كترا » نامیده می شود. از ساقه و شاخه درخت شمشاد تهیه شده و در كنار انواع وسایل امروزی همچنان گذشته كابرد دارند.

كیله لاك :

به عنوان پیمانه استفاده می شود. هر پیمانه حدود ۶ كیلوگرم « شالی » و یا « جو » و حدود۵/۷ كیلوگرم « گندم » ظرفیت دارد.

عصا :

از چوب درخت آزاد كه به زبان محلی « ازدار» نام دارد تهیه می شود.

قند چوله :

برای خرد كردن قند به كار می رود.تنباكو چوله : به عنوان ظرف تنباكو مورد استفاده دارد.

سیر كوب :

در اندازه های متفاوت ساخته می شود. در قدیم از این ظرف به جای هاون برای كوبیدن و خرد كردن نیز استفاده می شد.

حصیر بافی :

حصیر بافی در برخی از روستاهای استان مازندران به ویژه در غرب استان رایج است. در مازندران از نوعی حصیر به نام « كوب » برای زیر انداز استفاده می شود. برای بافت « كوب» از گیاهان خود رو چون « گاله » و « واش » كه در باتلاق ها و اب بندان ها می روید بهره می جویند. برای تهیه زنبیل و سبد نیز از همین گیاهان استفاده می شود. گاه تهیه این مصنوعات با به كارگیری چوب و نی یاد و نوع علف به نام های « وران »و « سازیر » انجام می شود.

گلیم بافی :

گلیم بافی نیز یكی از دیگر صنایع دستی و سنتی استان محسوب می شود. در حال حاضر در بیشتر روستاها و شهرهای استان به این هنر اشتغال دارند. نقوش گلیم اغلب به شكل هندسی است و بافنده با الهام گرفتن از اطراف طبیعت خود، نقش می زند. رنگ گلیم نیز بر گرفته از طبیعت پیرامون و غالب رنگ های تند و شاد مانند قرمز ، نارنجی ، كرم، سبز، سرمه ای است.

جاجیم بافی :

در میان دست بافت های روستایی ، جاجیم از اهمیت بیشتری برخوردار است و كاربردهایی نظیر زیرانداز، پشتی، سجاده رختخواب پیچ، مفرش، پتو، وریه كرسی و... داردو این هنر در بسیاری از مناطق روستایی از جمله « متكازین » از توابع بهشهر بخش دودانگه شهرستان ساری، آلاشت سواد كوه ، كجور، نوشهر و كلاردشت چالوس اقبال و توجه است.

در روستای كوهستانی و ییلاقی متكازین در بخش هزار جریب بهشهر ، اصولا" بافت جاجیم توسط زنان صورت می گیرد و مردان جز در مرحله تهیه پشم، نقش چندانی ندارند. در بافت جاجیم این منطقه پس از بافتن حاشیه، نقش اندازی كه در اصطلاح « گل » خوانده می شود صورت می گیرد .

این نقش ها اسامی مختلفی دارند چهار گل، خشتی ، پنجه ای، گل آفتاب گردان، آفتاب تیره، حاشیه های اطراف نیز با طرح مثلث دندانه دار پر می شود.برای بافت جاجیم در اندازه های بزرگ تر دو یا چند عدد جاجیم بافته شده به اندازه عرض دار موجود را به یكدیگر متصل می نمایند و یك جاجیم در اندازه دل خواه شكل می گیرد.

جوراب بافی :

جوراب بافی یكی از صنایع دستی رایج و بومی منطقه است كه به ویژه در روستای « صالحان » از جمله صنایع دستی اساسی محسوب می شود. این صنعت بومی را می توان بر مبنای تولید و مصرف آن به جوراب چكمه ای یا گردن بلند و گردن كوتاه تقسیم كرد. در روستاهای منطقه در حال حاضر تولید جوراب به شكل ساده انجام می شود و پشم گرفته شده از گوسفند بدون ررنگ آمیزی واستفاده از نقوش مختلف عرضه شده و جنبه هنری ندارد.

موج بافی :

ماده اولیه موج بافی كه به نام های « رختخواب پیچ » و « ایزار » نیز معروف است، پشم است. به همین دلیل ارزان و قابل شستشو دارای استحكام، نرم و سبك است. موج بافی به دلیل صفت هایی كه بر شمردیم، به عنوان هنری فراگیری در كذشته مطرح بود و اكنون میز كم وبیش در این منطقه رواج دارد.امروزه این هنر بیشتر در روستاهای منطقه كجور به جا مانده است. گونه ای از این دست بافت ها با همین كاربرد « چاد شب » نامیده می شود. معروف ترین آن « چادر شب دارایی» است كه دارای رنگ های متنوع به وبژه طیف های گوناگون رنگ قرمز كه جاذبه بیشتری نسبت به رنگ های دیگر دارد است. در این منطقه در كنار بافت این نوع پارچه، سفره های ظریف و پرارزش نیز بافته می شود.

پارچه بافی :

در گذشته بافت انواع پارچه هاپشمی، ابریشمی و نخی معمول بود. نوعی پارچه ابریشمی كه الیجه نام داشت برای دوخت كت زنانه به كار می رفت. از پارچه های پشمی « چوغا» و « باشلق» برای پالتو استفاده می شود. و از شمد كه نوعی پارچه خنك و لطیف است در تابستان به جای پتو استفاده می شود.

چنته لفور :

چنته نوعی كیف دسته دار است كه در قریه « لفور» از توابع سواد كوه تولید می شود برای بافت آن از دستگاه « كرك چال » استفاده می شود و مراحل تولید آن مانند جاجیم است با این تفاوت كه پس از پایان كار، دوردوزی و گاه با مهره های تزیینی و خرمهره تزیین می شود.

نمد مالی :

نمد مالی در بیشتر مناطق استان مازندران به خصوص درمنطقه كجور و روستاهای اطراف رامسر رواج دارد. ماده اصلی نمد پشم و گوسفند و به رنگ های طبیعی مانند سفید و سیاه و قهوه ای و برای نقش اندازی آن از پشم های رنگ شده شیمیایی بهره می جویند معمولا" ساخت یك قطعه نمد یك روز به طول می انجامید و اغلب چند نفر روی آن كار می كنند.

سفال گری :

یكی از مراكز ساخت سفال و سفال گری، كلاگر، محله جویبار و اقای غلامعلی چینی ساز از استادان به نام این منطقه است. ابزار سفال گری شامل چرخ، كاردك برای بریدن و سوراخ كردن كار، غربال ، سطل، تشت ، كوره ، ول كارد ، نخ ، قالب گل زدن است.